کار نیک آقای معلم، اهدای صد کتاب به کتابخانه
نیکاندیشی انسانها میتواند جنبههای مختلفی به خود بگیرد. گاه این اتفاق درقالب هدیه دادن، نمود پیدا میکند. حال این حرکت میتواند اهدای کمکهای مالی به نیازمندان باشد یا حتی اهدای اعضای بدن پس از مرگ تا زندگی بخشد به انسانی دیگر، اما اگر این اقدام زیبا در عرصه فرهنگ وارد شود، هم تاثیرگذارتر است و هم ماندگارتر.
عباس معلم، سوژه امروز ما، از همین دست افراد است؛ کسی که به قول خودش اگرچه امروز بهنوعی ساکن بالای شهر است، گذشته خود را فراموش نکرده است و سعی میکند تاجاییکه دستش میرسد، در امور خیر مناطق حاشیهای سهیم شود. یکی از کارهای نیک او که بیشتر جنبه فرهنگی دارد، اهدای بیش از ۱۰۰ جلد کتاب به کتابخانه شهیدآوینی (آوینی ۳) منطقه گلشهر است.
معلم که پنجاهودوساله و کارمند شهرداری است، درمورد اقدام خود میگوید: سالها در مناطق کمبرخوردار شهر فعالیت کردم. همیشه به این موضوع فکر میکردم که درکنار کمکهای اقتصادی چه قدمی میتوان برداشت که در سلامتی روح و روان شهروندان تاثیرگذار باشد.
ازآنجاکه خودم کتابخوان هستم، سرانجام آنچه به ذهنم رسید، این بود که هیچچیزی نمیتواند مانند کتاب و کتابخوانی فکر انسان را جلا دهد. بهترین دوست و یار انسان، کتاب است. کتاب، رفیق بیکلک است. من هم هر وقت احساس خستگی میکنم، بهسراغ این بهترین دوستم میروم؛ بهویژه به تاریخ علاقهمند هستم و به مردم هم توصیه میکنم که از مطالعه گذشتگان غافل نشوند؛ چراکه تاریخ آیینه تمامنمای گذشته بشر است.
مطالعه است که به ما این فرصت را میدهد تا دستاوردهای گذشتگان را بیاموزیم و درعینحال اندیشهساز شویم؛ به همین دلیل و برای اینکه بتوانم قدمی هرچند کوچک درراستای ترویج فرهنگ کتابخوانی بردارم و توجه شهروندان را بهسوی سنت حسنه هدیه دادن جلب کنم، کتابها را که در موضوعات مختلف اعم از رمان، علمی، عقیدتی و دینی بود، به کتابخانه شهیدآوینی اهدا کردم.
هدف دیگرم از این کار، زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهداست. دو تن از برادران همسرم به شهادت رسیدهاند و من این آثار را به نام آنها اهدا کردهام؛ البته پیش از این هم بیش از ۱۰۰ کتاب که در کتابخانه منزلم بود، به مسجد محل اهدا کردم. از مردم هم درخواست میکنم اگر کتاب بدون استفادهای در خانه دارند، به کتابخانهها، مدارس و مساجد اهدا کنند تا فرصت مطالعه آنها برای دیگران هم فراهم شود.
آنچه به ذهنم رسید، این بود که هیچچیزی نمیتواند مانند کتاب و کتابخوانی فکر انسان را جلا دهد
فضای مجازی و رسانههای تصویری؛ ۲ عامل مهم دوری مردم از کتاب
سه چهار دهه گذشته و حتی دهه ۶۰، فرهنگ کتابخوانی بسیار رونق داشت. یادم هست سالهای دهه ۵۰ که درحال تحصیل بودم، برای اینکه بتوانیم کتابی را امانت بگیریم، باید نوبت میگرفتیم.
مطالعه مطبوعات رونق داشت، تاجاییکه کتابخانهها جایی برای حضور علاقهمندان نداشتند. معلم با گفتن این جملات ادامه میدهد: متاسفانه از اوایل دهه ۷۰ کمکم رایانه که تا پیش از این محدود به چند مرکز دولتی بود، جای خود را در فضای اجتماعی و خانههای مردم باز کرد.
این فناوری که در ادامه پیشرفت علوم بشری حاصل شده است، فینفسه بد نیست، اما باعث دوری مردم از رسانههای مکتوب شد. در چند سال اخیر هم با گستردهتر شدن فضای مجازی، این روند گسترش یافته است و فرزندان ما هر روز بیشتر از کتاب و کتابخوانی فاصله میگیرند.
فضای مجازی ازآنجاکه مجازی است و کنترل چندانی نمیتوان بر آن داشت، درعین مفید بودن، اطلاعات غلط بسیاری به خورد مردم و بهویژه نوجوانان و جوانانی که برحسب ویژگیهای خاص خود زودتر تحتتاثیر قرار میگیرند، میدهد.
ضمن اینکه رسانههای تصویری هم گوشه دیگر کار را گرفتهاند و این درحالی است که هیچچیز مانند مطالعه کتاب، قدرت تفکر، اندیشیدن و تخیل انسان را گسترش نمیدهد.

اجباری شدن کتابخوانی در جامعه امروز ما
روشن است که باتوجهبه گسترش رسانههای تصویری و فضای مجازی، استقبال از کتاب و دیگر رسانههای مکتوب کم شده است، با این حال عباس معلم در پاسخ به این سوالم که چه راهکاری برای گسترش فرهنگ کتابخوانی وجود دارد، میگوید: یکی از اقدامات بسیار مهم در این زمینه، برگزاری مسابقه کتابخوانی است.
اگر ما بخواهیم در یکی از رشتههای ورزشی، حرفی برای گفتن داشته باشیم و بهقولی حرفهای شویم، تنها راه آن است که از کم شروع کنیم تا بدن ما به آمادگی لازم برسد. کتابخوانی هم همینگونه است. باید از کم شروع کنیم تا بهمرور زمان برای ما به یک عادت مفید تبدیل شود. متاسفانه امروز در جامعه، مطالعه حالت جبر پیدا کرده است؛ یعنی فرد بهدنبال کتابخوانی میرود تا بتواند در تحصیلش موفق شود و در پایان کار هم کتاب را رها میکند که این رویه باید اصلاح شود.
کار مثبت دیگر، شروع فرهنگسازی از ادارات و سازمانهاست. همانگونه که برای ورزشِ کارمندان، زمانی درنظر گرفته شده است، میتوان وقتی را هم برای مطالعه قرار داد. چقدر بهتر خواهد بود که این کار از بالا به پایین باشد؛ یعنی مدیران، خود وقتی برای مطالعه بگذارند تا کارکنان هم به این امر تشویق شوند.
نکته دیگری که میتواند بر توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی تاثیرگذار باشد، تعبیه کتابخانههایی هرچند کوچک در فضای عمومی ادارات است تا علاوهبر کارکنان، شهروندان نیز در هنگام مراجعه بتوانند از فضای موجود استفاده کنند.
امروز متاسفانه مشکلات، شهروندان را از فضای مطالعه دور کرده است و به همین دلیل میتوانیم با انتشار رمانهای واقعگرا که با زندگی مردم سروکار داشته باشد، دوباره آنها را جذب کتابخوانی کنیم.
این گزارش در شمـاره ۲۸۲ دوشنبه ۳۰ بهمن ۹۶ در شهرارامحله منطقه ۵ چاپ شده است.