کد خبر: ۶۷۲۹
۱۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
اشرف نعیمی جمال با روحیه‌اش، سرطان را شکست داد

اشرف نعیمی جمال با روحیه‌اش، سرطان را شکست داد

اشرف نعیمی جمال بانویی است که تنها با امید به آینده و توکل به خدا بیماری سرطان راشکست داد و حالا در کنار خانواده‌اش زندگی می‌کند.

در آیین ما ایرانیان همیشه فرهنگی به نام «شکرگزار بودن» خداوند به واسطه نعمت‌هایی که عطا کرده، جایگاه ویژه‌ای داشته است، در صدر این شکرگزاری‌ها «سلامتی» جایگاه ویژه‌تری دارد تا جایی که در احوال‌پرسی‌‎ها و دیدار‌های اولیه به عنوان یک اصل از خوب بودن زندگی تلقی می‌شود. سرطان از آن دست بیماری‌هایی است که در طول درمان، شخص مبتلا باید روحیه خود را حفظ کند و چه بسیار بیمارانی که با مید به آینده سرطان را شکست داده اند. یکی از این افراد اشرف نعیمی جمال است، قصه زندگی او را در ادامه بخوانید.

 

از ورزش تا سرطان

اشرف نعیمی جمال، بانوی منطقه ۱۱، است که به شکست بیماری سرطان موفق شده و با وجود اینکه بسیاری از اتفاقات بیماری‌اش راز‌هایی از زندگی شخصی اوست، قبول کرد تا با ما به گفتگو بنشیند و از عوامل پیروزی‌اش بگوید تا شاید برای کسانی که در جنگ با سرطان هستند، جرقه‌ای باشد تا امیدشان پا بگیرد و بدانند که این آزمونی بیش نیست که در صورت مبارزه و تلاش می‌تواند نتیجه‌ای بسیار شیرین به همراه داشته باشد.

نعیمی به تازگی پا به ششمین دهه از زندگی خویش گذاشته است، بعد از دوره متوسطه به تحصیل پایان داده و اکنون ۳ فرزند پسر دارد. نعیمی در ابتدای سخنانش به دوران قبل از بیماری‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید: قبل از روبه‌رو شدن با سرطان هیچ بیماری خاصی نداشتم، همیشه ورزش می‌کردم و در رشته آمادگی جسمانی تمرینات منظمی را پشت سر می‌گذاشتم. به لحاظ جسمانی از آمادگی خوبی برخوردار بودم، در خانواده هم مورد سرطانی نداشتیم و همیشه روی تغذیه حساس بودم.

او در ادامه درباره چگونگی شروع بیماری‌اش اظهار می‌کند: من رابط بهداشت مرکز بهداشت امامت بودم، در آنجا بیماری‌ها و عوامل آن تشریح می‌شد که یکی از این بیماری‌ها سرطان بود، ولی هیچ وقت فکر نمی‌کردم که شاید این بیماری روزی من را گرفتار کند. یک روز برای درمان بیماری دیگری به پزشک مراجعه کردم که متوجه وجود توده‌ای در قسمتی از بدنم شدم اینجا هم هنوز فکر نمی‌کردم این توده نشانه‌ای از سرطان باشد.

توده برآمدگی سفتی است که زیر پوست در قسمتی از بدن به وجود می‌آید، نه حرکت می‌کند و نه درد دارد. نحوه برخورد با این توده به این شکل است که طی یک عمل جراحی آن را بر می‌دارند و بعد از آزمایش متوجه می‌شوند که این غده یکی غده چربی است یا سرطانی.

زمانی که توده را از بدنم خارج کردند گمان می‌کردم همه چیز تمام شده و خطر دیگری سلامتی‌ام را تهدید نمی‌کند، اما هفته‌ای نگذشته بود که از مطب دکتر با من تماس گرفتند و گفتند جواب آزمایش شما آمده و باید دکتر معاینه‌تان کند. وقتی نزد دکتر رفتم عبارت سرطان را به کار نبرد فقط به من گفت: یک چیز اضافه‌ای وارد بدن شما شده است که باید خارج شود.

دکتر از اصطلاح canser به عنوان بیماری من استفاده می‌کرد که بعد‌ها متوجه شدم معنی آن سرطان می‌شود، البته با وجود اینکه نمی‌دانستم معنی آن چیست به شدت نگران و به هم ریخته بودم چرا که دکتر در همان جلسه اول گفت باید عضوی از بدنم را جدا کنند و این خیلی دردآور بود.

دکترم با صحبت‌هایش خیلی به من  روحیه داد و این به لحاظ روحی و روانی بسیار تأثیرگذار بود. با توجه به اینکه احتمال می‌رفت سرطان بیشتر از قبل در وجودم رخنه کند معطل نکردم و تصمیم به قطع عضو درگیر شده گرفتم. فاصله خروج توده تا قطع عضو در حد یک هفته یا کمی بیشتر بود.

نعیمی تأکید می‌کند: اینکه سریع به قطع عضو اقدام کردم خیلی مهم بود چرا که خانم دیگری در مقابل قطع عضو مقاومت کرده بود و بعد ۳ تا از دنده‌هایش را هم از دست داد.
او اضافه می‌کند: دوره سخت درمان، تازه بعد از قطع عضو شروع شد چرا که وارد دوره شیمی درمانی و رادیوتراپی می‌شدم.

 

سرطان شاید سرنوشت

نعیمی در ادامه به برخورد اطرافیان و امیدش به زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید:، چون من در امور اجتماعی از جمله آموزش قرآن، ازدواج جوانان و کار‌های خیریه فعالیت داشتم، زمانی که دوستانم در محله متوجه بیماری‌ام شدند بسیار ناراحت بودند و همیشه احوالم را می‌پرسیدند. خیلی وقت‌ها آن‌ها از من می‌پرسیدند چرا تو؟ تو که هم ورزش می‌کردی و هم در کار‌های خیر فعال بودی؟! پاسخ من این بود: سرطان که من و شما ندارد، کودک و بزرگ ندارد بعضی وقت‌ها سرنوشت و قسمت است و بعضی وقت‌ها آزمونی است که خدا می‌خواهد ما را بسنجد.

نعیمی تصریح می‌کند: در طول دوره درمان هیچ وقت نمی‌گفتم چرا من؟! تنها چیزی که عذابم می‌داد این بود که اگر قرار به رفتنم از این دنیا باشد کار‌های نکرده بسیاری دارم. نگران آینده فرزندان بودم، ولی در بقیه مواقع ناراحتی یا ناامیدی نداشتم.

این بانوی فعال منطقه در ادامه به روحیه خودش و نحوه برخورد خانواده‌اش با بیماری اشاره می‌کند و می‌افزاید: زمانی که همسرم و فرزندانم از بیماری من مطلع شدند بسیار به من روحیه می‌دادند، هوایم را داشتند و این خیلی مهم بود. دوره درمان من در تابستان بود و گرما اذیتم می‌کرد از طرفی، چون مو و ابروهایم ریخته بود دوست نداشتم با کسی روبه‌رو شوم.

همسر و فرزندانم با اینکه روز درگیر کار و تحصیل بودند شب برایم وقت می‌گذاشتند و مرا به رادیوتراپی و شیمی‌درمانی می‌بردند که این حمایت آن‌ها به تقویت روحیه من کمک می‌کرد. قرار بود ۸ جلسه شیمی درمانی انجام دهم که خداروشکر بعد از ۶ جلسه نتیجه گرفتم و بدنم جواب مثبت داد. دوره رادیوتراپی هم ۷ جلسه بود، اما در ۴ جلسه نتیجه گرفتم. خداروشکر درمان من امیدوار کننده بود فقط در یک دوره پزشکم گفت تعداد پلاکت‌های خونم پایین آمده، اما باز بهبودی یافتم.

نعیمی، شیمی درمانی را دوره سختی بیان می‌کند چرا که به گفته خودش تمام زندگی از خورد و خوراک تا هر تصمیمی را تحت تأثیر قرار می‌داد و بار‌ها پیش آمده بود که بعد از شیمی درمانی زیر سرم از هوش می‌رفته است.

او می‌گوید: سختی‌های دوره درمان سرطان بسیار زیاد است و اگر امیدی به آینده نباشد، گذراندن روز‌های درمان دشوارتر می‌شود. بیمار نمی‌تواند خیلی جا‌ها برود و کار‌های مورد علاقه‌اش را انجام دهد؛ این‌ها یعنی محدودیت و این خودش عذاب‌آور است. به عنوان مثال وقتی من به مسافرت رفتم در شرایطی بودم که دیگران می‌توانستند تفریح کنند و شاد باشند، ولی برای من این امکان فراهم نبود.

نعیمی به خاطره‌ای از سفرش اشاره می‌کند و اینکه کارت شیمی درمانی او باعث برگشت خودرو به سرقت رفته شده است. او توضیح می‌دهد: روزی که آماده سفر می‌شدیم ماشین همسرم را از جلو خانه مادرم دزدیدند. کارت شیمی درمانی من در خودرو بود و زمانی که دزد کارت را دیده بود تحت تأثیر قرار گرفته بود و طی تماسی گفت حاضر است با گرفتن مبلغی، بدون اینکه به ماشین ضرری وارد کند، آن را پس دهد و این‌گونه هم شد.

نعیمی وجود همراهان باروحیه را از هر چیز دیگری با اهمیت‌تر می‌داند و تصریح می‌کند: اینکه بیمار، اطرافیان و همراهان با روحیه‌ای در مسیر مبارزه با سرطان داشته باشد بر هر چیز دیگر تقدم دارد چرا که اگر فرد بیمار روحیه قوی نداشته باشد اطرافیان می‌توانند به او امید دهند، ولی اگر اطرافیان بیمار روحیه نداشته باشند، روحیه قوی بیمار را هم تضعیف می‌کنند.

سختی‌های دوره درمان سرطان بسیار زیاد است و اگر امیدی به آینده نباشد، گذراندن روز‌های درمان دشوارتر می‌شود

 

هزینه‌های بالای عضو مصنوعی

نعیمی در ادامه گریزی هم به مسائل اقتصادی در طول دوره درمان می‌زند و می‌گوید: از آنجا که من بیمه تکمیلی داشتم به مشکل مالی برنخوردم و پرداخت هزینه‌ها راحت بود، اما می‌دیدم افرادی را که به خاطر نداشتن بیمه، برای پرداخت هزینه‌ها با مشکلات جدی مواجه بودند و هرچند نهاد‌ها و انجمن‌های خیریه‌ای هستند که به بیماران سرطانی نیازمند کمک می‌کنند، اما همین جا از مسئولان بهداشت و سلامت کشور می‌خواهم به این موضوع توجه ویژه داشته باشند.

وی یادآوری می‌کند: هزینه ساخت عضو مصنوعی بسیار بالاست و، چون آن را نوعی درمان زیبایی می‌دانند، بیمه پرداخت نمی‌کند در حالی که باید فرقی بین کسی که بر اثر بیماری یک عضوی را از دست داده یا کسی که به دنبال زیبایی است، وجود داشته باشد.

نعیمی تصریح می‌کند: دوره درمان اولیه من در سال ۸۸ آغاز شد و تا سال ۹۰  طول کشید. در این بازه دو ساله همه نشانه‌ها مثبت بود و مو‌ها و ابروهایم دوباره رشد کرد. ابتدا ماهی یک بار چکاپ انجام می‌دادم. سپس هر سه ماه یک بار شد. ناگهان دوباره متوجه نشانه‌هایی از یک بیماری دیگر شدم که خودش نوعی از سرطان بود و خداروشکر آن بیماری هم با یک عمل جراحی درمان شد.

با وجود اینکه اشرف نعیمی چند سالی هست که از بیماری سرطان به سلامت عبور کرده است و از روحیه خوبی برخوردار است باز هم سخن گفتن از آن روز‌ها برایش سخت است. نعیمی اظهار می‌کند: هیچ وقت پزشک به من نگفت درمانم کامل شده چرا که هر لحظه امکان دارد بیماری سرطان از یک سلول دیگر خودش را نشان دهد، البته من اصلا به این موضوع فکر نمی‌‎کنم و از این بابت نگرانی ندارم.

در ادامه از نعیمی درباره میزان رضایتش از زندگی می‌پرسیم که پاسخ می‌دهد: خداروشکر از شرایط زندگی به واسطه حضور همسر و فرزندانی نیک راضی هستم، آن بیماری هم که یک امتحان و آزمون الهی بود و دیگر فکرم را مشغولش نمی‌کنم. او با خنده ادامه می‌دهد: زندگی امروزی به لحاظ اقتصادی سخت شده و این مشکل برای همه است، ولی من یاد گرفته‌ام که با قناعت زندگی کنم.

نعیمی بعد از موفقیت در دوره درمان، طی این سال‌ها وارد حوزه مشاوره در درمان سرطان و مسائل بهداشتی و سلامت شده و در مساجد  و شورای اجتماعی محلات نکاتی را درباره این بیماری و خطراتی که ممکن است در کمین سلامتی هرکسی باشد یادآوری می‌کند و همواره می‌گوید: این بیماری کوچک و بزرگ ندارد و همه ما موظف هستیم مراقب سلامت خود و عزیزانمان باشیم.

او در پایان به سخت‌گیری‌هایی که برای حضور بیمارانی که بر اثر سرطان عضوی از بدن خود را از دست داده‌اند در برخی مراکز تفریحی اشاره دارد و می‌گوید: این یک سخت‌گیری بی‌مورد است چرا که این بیماری واگیردار نیست و بیمار سرطانی هم حق استفاده از آن فضا را دارد.

*این گزارش پنج شنبه، ۱۱ بهمن ۹۷ در شماره ۳۱۵ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام