رحیم رحیمی از دل تجربه های روزمره به ایده های تازه رسید
رحیم رحیمی از همان روزهایی که دانش آموزی بود در محله بلال، به چیزهایی فکر میکرد که شاید برای دیگران فقط بخشی از زندگی روزمره بود. گاهی ایدهای برای ساخت یک وسیله به ذهنش میرسید، گاهی در دفترچه اش طرحی میکشید و گاهی در خیال خود وسیلهای را تصور میکرد که بتواند کاری را آسانتر کند. آن روزها هنوز نه دانشجوی معماری بود و نه تجربهای در ثبت اختراع داشت، اما ذهنش از ساختن و تغییردادن دست نمیکشید. حالا سالها از آن روزها گذشته است.
رحیمی، متولد سال۱۳۷۲ و بزرگ شده محله بلال، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته معماری تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داده و در حال حاضر، دانشجوی سال آخر دکترای معماری دانشگاه هنر تهران و ساکن محله راه آهن است. در کارنامه او ایدهها و اختراعهایی دیده میشود که از نیازهای ساده زندگی روزمره تا مسائل تخصصی صنعت ساختمان را دربرمی گیرد. اما این گپ و گفت تنها روایت زندگی یک مخترع نیست، بلکه گفتن از مسیری است در زندگی که باعث تولد خلاقیت در موقعیتهای واقعی میشود نه فقط در کلاس درس و آزمایشگاه.
مدرس کوچک کلاس
رحیمی دوران دبستان و دبیرستان را در مدارس محله کودکی هایش گذراند. خودش میگوید در مدرسه دانش آموز بدی نبود و معمولا درس هایش را خوب میفهمید، اما هیچ وقت آن طور که باید و شاید برای درس خواندن وقت نمیگذاشت. شبهای امتحان نهایی هم همیشه به مطالعه نمیگذشت و گاهی بازی و سرگرمی سهم بیشتری داشت.
درباره آن روزها میگوید: مثلا هندسه درسی بود که به دلیل شرایط شخصی هیچ وقت نمیتوانستم سر کلاسش حاضر شوم، اما در امتحان نهایی جزو کسانی بودم که بالاترین نمره را در کلاس گرفتند. یادم است حتی این درس را با اینکه خودم سر کلاس نبودم، میتوانستم برای بچهها توضیح بدهم و جداگانه برایشان به نوعی تدریس کنم. یک خاطره پررنگ دیگرم هم این است که یادم میآید شب کنکور رفته بودم اسباب کشی کمک یک نفر.
کار و خلاقیت، در کنار هم
او در سالهای دبیرستان معمولا هم کار میکرد و هم درس میخواند. کارها یدی بودند و از فعالیت در یک کارگاه تولید کیف را شامل میشد تا کارگری در ساخت آپارتمان. تجربهای که شاید در آن زمان صرفا راهی برای کسب درآمد یا کمک به گذران زندگی به نظر میرسید، بعدها در شکل گیری نگاه حرفهای او تأثیر گذاشت؛ «الان که به آن سالها فکر میکنم میبینم کار در محیطهای مختلف، تجربههای بی نظیری برای من داشت، هم از لحاظ مهارتهای ارتباطی و هم از لحاظ ارتقای فن و مهارتهای حرفهای. علاوه بر این، تجاربی که در محل کار کسب میکردم، بعدها به شکل گیری و پیشرفت خلاقیتم کمکهای بسیاری کرد.»
رحیمی پس از پایان دوران مدرسه وارد دانشگاه شد و رشته مهندسی معماری را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد. این رشته، با تأکید بر طراحی، تجسم فضایی و یافتن راه حل برای مسائل گوناگون، به تدریج زمینهای فراهم کرد تا ایدههایی که پیشتر در ذهنش شکل میگرفتند، صورت منظمتر و کاربردی تری پیدا کنند. اولین طرح و ایده علمی خود را در سالهای ابتدایی رشته کارشناسی برای کنفرانسی علمی ارائه کرد و پس از آن تا اتمام تحصیلاتش در مقطع کارشناسی ارشد، و ورود به مقطع دکترا، عناوین متعددی در نگارش مقاله، انتشار کتاب و ثبت اختراع، از خود به جای گذاشت.
اولین اختراع، خط کشی برای خود
نخستین اختراع ثبت شده رحیمی از یک نیاز شخصی آغاز شد؛ نیازی که در مسیر آماده شدن برای کنکور کارشناسی ارشد معماری با آن مواجه بود؛ «در رشته معماری، اسکیس و توانایی ترسیم سریع و دقیق خطوط اهمیت زیادی دارد. دانشجو باید بتواند طرح ذهنی خود را با خطوطی روشن و قابل فهم روی کاغذ بیاورد. من در ترسیم دستی خطوط اسکیسی به اندازهای که لازم بود، مهارت نداشتم و در آن زمان شرایطم برای شرکت در کلاسهای تقویتی فراهم نبود.»
هندسه درسی بود که هیچ وقت نمیتوانستم سر کلاسش حاضر شوم، اما جزو کسانی بودم که بالاترین نمره را گرفتم
همین مسئله و نیاز او را به فکر ساخت ابزاری انداخت که بتواند به کمک آن خطوطی صاف و منظم ترسیم کند، اما نتیجه کار حالتی کاملا مکانیکی و بی روح نداشته باشد. او در توضیح ایده خود میگوید ابزار موردنظرش باید امکان ترسیم خط صاف را فراهم میکرد، درحالی که لرزش طبیعی دست هنگام طراحی نیز در نتیجه نهایی حفظ میشد. به این ترتیب، خط کشی شکل گرفت که هدف آن صرفا کشیدن خطوط مستقیم نبود، بلکه قرار بود برای دانشجویان معماری در ترسیم اسکیس کاربرد داشته باشد.
این ابداع در ابتدا به عنوان یک اختراع پذیرفته نشد، اما مخترع پرتلاش ایده را کنار نگذاشت و با مشورت یکی از استادان خود به نام دکتر محسن وفامهر که در حوزه علم و صنعت، خود صاحب چندین ثبت اختراع بود، تغییراتی در طرح ایجاد شد و در نهایت پس از چند مرحله ایده پردازی و اصلاح، سرانجام حدود سه سال بعد، ثبت این خط کش با عنوان «خط کش تی ریلی فنی اسکیسی با قابلیت ترسیم پرسپکتیو» به انجام رسید.

نادیده گرفتن مخترع ایرانی
اهمیت این تجربه برای مهندس رحیمی فقط در ثبت نخستین اختراعش خلاصه نمی شود. او از یک مشکل شخصی به ایده ای رسید که می توانست برای گروهی از دانشجویان دیگر نیز مفید باشد. در واقع، مسئله ای که ابتدا به توانایی فردی او در طراحی مربوط می شد، به فرصتی برای طراحی یک ابزار کاربردی تبدیل شد.
حالا نوبت تولید صنعتی و انبوه این ابزار کاربردی بود، اما موانع و مشکلات همیشه بر سر راه قهرمانان داستان، درکمین نشسته اند؛ به گفته خودش در جریان پیگیری طرح خط کش، با حرف هایی مواجه شد که برایش باورناپذیر بودند؛ تعریف می کند: وقتی برای تولید انبوه خط کش به یک تولیدکننده مراجعه کردم به من گفت «ما در ایران دنبال تولید یک ابزار جدید نیستیم، بلکه منتظریم چیزی در بازار جهانی تولید، عرضه و ذائقه سنجی شود و بعد اگر موفق بود و نیاز آن در بازار ایران هم حس شد، آن را در بازار ایران وارد می کنیم.»
عملا علم و دانش و تلاش یک مخترع ایرانی نادیده گرفته می شد. برایم تأسف بار بود که تولید کننده به من پیشنهاد داد طرح را اول به یکی از کشورهای خارجی ارائه کنم و در صورتی که آن ها حاضر به تولید آن شدند یعنی کار موفقی خواهد شد و بعد می توان در بازار ایران هم برایش مشتری پیدا کرد.
۵ اختراع در۵ جهان متنوع
خط کش اسکیسی تنها ایدهای نبود که رحیمی در مسیر طراحی و اختراع دنبال کرد. فهرست اختراعهای او نشان میدهد که دامنه توجهش به یک حوزه محدود نمانده و مسائل مختلف ساختمان، محیط زندگی و استفاده از ابزارهای روزمره را در بر گرفته است.
یکی دیگر از طرحهای او «پله با قابلیت انتقال آب و انتشار صوت» است؛ ایدهای که دو عملکرد پله و آبشار را در یک سازه ترکیب میکند. در توضیح این اختراع، کاهش فضای موردنیاز و ارتقای کیفیت محیط زندگی از اهداف اصلی عنوان شده است. حضور آب و صدای آن نیز میتواند به ایجاد فضایی آرامتر کمک کند. این پله به شکلی طراحی شده است که به پایداری ساختمان آسیب نزند و قابلیت اجرا در فرمهای مختلف، از پلههای یک طرفه و دوطرفه تا نمونههای گرد و مثلثی را داشته باشد.
آقای مخترع خود در توضیح این طرح میگوید: در این طرح، یک عنصر معمول معماری از عملکرد اصلی خود فراتر میرود و به بخشی از تجربه محیطی ساختمان تبدیل میشود. پله دیگر فقط مسیری برای جابه جایی میان طبقات نیست؛ میتواند در طراحی فضای زندگی و کیفیت ادراک آن نیز نقش داشته باشد.
وقتی برای تولید انبوه خط کش به یک تولیدکننده مراجعه کردم، گفت ما در ایران دنبال تولید یک ابزار جدید نیستیم
اختراع دیگر رحیمی به یکی از مسائل مهم زندگی شهری، یعنی مدیریت پسماند، مربوط است. او طرحی برای شوتینگ زباله با قابلیت تفکیک و حداقل سطح اشغال ارائه کرده است. این سیستم با هدف تفکیک زباله از مبدأ طراحی شده و قرار است ضمن کاهش فضای موردنیاز، امکان جداسازی پسماندها را نیز فراهم کند. بر اساس شرح طرح، کاربران میتوانند زبالهها را بر مبنای گروه بندیهای مختلف تفکیک کنند و سیستم نیز قابلیت توسعه برای شست وشو، فشرده سازی و حتی پردازش برخی مواد را دارد.
این ایده از یک نیاز عملی در ساختمان آغاز میشود، اما پیامدهای احتمالی آن به مدیریت پسماند و استفاده دوباره از مواد نیز ارتباط پیدا میکند. البته میزان موفقیت چنین سیستمی در عمل به طراحی نهایی، هزینه اجرا، نگهداری و مشارکت کاربران وابسته خواهد بود.
از دیگر اختراعهای او میتوان به نگهدارنده سرامیکهای کم ضخامت در نصب با ملات اشاره کرد. در روشهای معمول نصب، ایجاد شیار برای قرار دادن نگهدارنده میتواند استفاده از سرامیکهای کم ضخامت را با مشکل مواجه کند.
طرح رحیمی با هدف رفع این محدودیت و فراهم کردن امکان نصب بدون ایجاد شیار ارائه شده است. این قطعه، علاوه بر نگهداری سرامیک، قابلیت فاصله گذاری و تراز کردن نما را نیز دارد و میتواند به افزایش سرعت اجرا کمک کند. در میان اختراعهای آقای مهندس، کفش با پاشنه قابل تنظیم نیز دیده میشود؛ طرحی که هدف آن کاهش برخی عوارض استفاده از کفشهای پاشنه بلند است. بر اساس شرح اختراع، تغییر ارتفاع پاشنه و تعدیل نیروهای واردشده هنگام راه رفتن از جمله قابلیتهایی است که برای این طرح در نظر گرفته شده است.
رحیمی همچنین در همکاری با یکی از دوستان و هم کلاسیهای قدیمی خود، ایده پریز برق سه راهی کشویی شارژردار با سیم جمع شونده را دنبال کرده است؛ ابزاری که با ترکیب چند قابلیت، برای استفاده روزمره طراحی شده است.

حس خوب دیدهشدن، از سوی معلمها
وقتی از رحیمی درباره مهمترین ویژگی شخصیتی مؤثر در مسیر اختراع میپرسم، پاسخ او کوتاه و روشن است: «قوه تخیل زیاد لازمه هر انسان مبدعی است؛ معماری هم خیال را تقویت میکند.»
او که در حال حاضر در دانشگاه و هنرستانهای فنی پسرانه به تدریس نیز مشغول است، از جهان پویا و پر از خلاقیت نوجوانان میگوید. رحیمی تأکید میکند: باید از بچهها درخواست راه حل کرد، باید آنها را درگیر مسائل کرد و بعد خواهیم دید که چه ذهن پویا و خلاقی دارند. علاوه بر این مهمترین کار این است که به آنها این نکته را بارها گوشزد و یادآوری کنیم که حتی میتوان در شرایط سخت و کمبودها هم خلاق و نوآور بود. من خودم با دانش آموزانم درباره کودکی و نوجوانی و شرایطی که داشتم، صحبت میکنم تا فکر نکنند حتما باید همه چیز برایشان فراهم باشد تا مخترع شوند.»
این نکته قلابی میشود تا دوباره سری به خاطرات نوجوانی او بزنم؛ میپرسم آیا معلم یا فرد مشخصی در دوران کودکی استعدادش را کشف کرده بود؛ معلم و راهنمایی که او را در مسیر خلاقیت و اختراع کمک کنند؟ او میگوید: معلمی که به طور مشخص درباره استعدادم اظهار نظری کرده باشد نه؛ اما معلمانی که بسیار تشویقم کردند، کم نبودهاند. شخصیت و احترامی که معلمانم برایم قائل بودند، مشوق خیلی خوبی بود تا خودم را باور کنم.
رحیمی با نگاهی به نوجوانی سپری شده خود در محله بلال به نکته مهمی درباره نقش مسجد و فعالیتهای مختلف فرهنگی که در فضای مساجد محله انجام میشد، اشاره میکند؛ «رابطهام با مساجد محله بلال تقریبا پیوسته و همیشگی بود. کلاسها، حلقههای معرفتی و اندیشهای که برای نوجوانانی در سنین ما تدارک میدیدند، به نظرم بسیار راهگشا و مؤثر بود. من از آن بحثهای علمی و فلسفی بهرههای بسیاری میبردم. حتی یادم است در کتابخانه مسجد، کتابهایی وجود داشت که شاید آن موقع ازخواندن آنها سر در نمیآوردم، اما مطمئنم که در فعال شدن ذهن و باز شدن روزنههای اندیشهای من مؤثر بودند.»
فرصتهای آموزش و پرورش برای ایدهپردازان
میپرسم: به نظر شما نظام آموزشی تا چه اندازه فرصت تجربه، خلاقیت و اختراع را برای دانش آموزان و دانشجویان فراهم میکند؟ رحیمی در ارزیابی نظام آموزشی، به ظرفیتهایی اشاره میکند که میتوانند دانشآموزان را با پژوهش، خلاقیت و تجربه عملی آشنا کنند.
از نگاه او، پژوهش سراهای دانش آموزی و مسابقات علمی و آموزشی ازجمله فرصتهایی هستند که میتوانند در پرورش ایدهها نقش داشته باشند. او همچنین به هنرستانها اشاره میکند و معتقد است دانش آموزان در این مراکز با مهارتهای عملی و زمینههای خلاقیت آشنا میشوند.
رحیم رحیمی، در کنار اختراع هایش، سه کتاب نیز در حوزه معماری و طراحی تألیف کرده است: «خودآموز اسکیس با انضمام نقد کتاب اسکیس به مثابه یک معمار»، «شناخت ایدهها و منابع الهام در طراحی واحدهای مسکونی» و «نقد عملکردی مجتمعهای تجاری شهر مشهد؛ برنامه دهی و ارزیابی پس از بهره برداری».
موضوع این آثار، از آموزش ترسیم و شناخت منابع الهام در طراحی تا بررسی عملکرد فضاهای تجاری را در بر میگیرد. با نگاه به مجموعه فعالیتهای این جوان نخبه، میتوان رشتهای مشترک میان آنها پیدا کرد: تلاش برای دیدن مسئله، بازنگری در راه حلهای موجود و تصور امکانی متفاوت.
*این گزارش یکشنبه ۱۰ آبانماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۱ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.