کد خبر: ۱۵۶۹۴
۰۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
همسایه ها

قصه دل‌های کارراه‌انداز در کوچه شهید‌قربانی ۳۴

در کوچه شهید‌قربانی ۳۴، آدم‌ها در شادی و سختی کنار هم‌اند؛ از همکاری پشت چرخ خیاطی تا پخت نذری و برگزاری مراسم مذهبی. یکی برای دیگری مادری می‌کند، دیگری با دست‌پختش گرمای محفل را بیشتر می‌کند و همه به بهانه‌ای دور هم جمع می‌شوند تا از حال یکدیگر باخبر باشند.

در کوچه شهید‌قربانی ۳۴ در محله بهمن، همسایگی فقط به سلام‌وعلیک و دیوار‌های مشترک خانه‌ها خلاصه نمی‌شود. اینجا آدم‌ها در شادی و سختی کنار هم‌اند؛ از همکاری پشت چرخ خیاطی تا پخت نذری و برگزاری مراسم مذهبی. یکی برای دیگری مادری می‌کند، دیگری با دست‌پختش گرمای محفل را بیشتر می‌کند و همه به بهانه‌ای دور هم جمع می‌شوند تا از حال یکدیگر باخبر باشند. شاید کوچه، مثل بسیاری از محله‌ها، کمبود‌هایی داشته باشد، اما مهر همسایه‌ها چیزی است که زندگی را در آن دلگرم‌تر و تنهایی را کم‌رنگ‌تر می‌کند.

 

رفاقتی به رنگ مادر و دختری

۱۰ سال پیش، منیژه دوستدار، همراه همسرش از بجنورد به محله بهمن آمد و ساکن کوچه شهید‌قربانی‌۳۴ شد. روز‌های نخست، زندگی در شهری غریب برایش آسان نبود؛ اقوامش دور بودند و کسی را در محله نمی‌شناخت. اما آشنایی با فاطمه دهقان، همسایه روبه‌رویی‌شان، کم‌کم رنگ تازه‌ای به زندگی‌اش داد.

منیژه از آن روز‌ها می‌گوید: فاطمه‌خانم در خانه خیاطی می‌کرد. من هم خیاطی بلد بودم و با او همکار شدم. در دوخت سفارش‌ها کمکش می‌کردم و همین همکاری، دوستی‌مان را شکل داد.

حالا بعد از ۱۰ سال، رابطه‌شان از همسایگی فراتر رفته و به صمیمیت مادر و دختری رسیده است؛ «باید هر روز ببینمش؛ وگرنه دلتنگ می‌شوم. او برای ما مادری می‌کند و راه و رسم زندگی را یادمان می‌دهد.»

آنها با هم در روضه‌ها و مراسم محله شرکت می‌کنند؛ آن‌قدر نزدیک که همه منیژه را دختر فاطمه‌خانم و فرزندانش را نوه‌های او می‌دانند. خانه فاطمه نیز حسینیه و پناه دورهمی‌های مذهبی محله است؛ جایی برای گفت‌و‌گو، همدلی و برنامه‌ریزی فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی.

 

خانه‌ای با عطر روضه

فاطمه دهقان‌بنادکی بیست‌سال است که در این محله زندگی می‌کند. روزگاری خانه‌اش کارگاه خیاطی بود و برای بانوان محله فرصت اشتغال فراهم می‌کرد، اما با شیوع کرونا، ناچار شد کارش را کوچک‌تر کند. بااین‌حال، دلش نمی‌خواست از مردم محله فاصله بگیرد. این‌بار خانه‌اش را به حسینیه‌ای کوچک برای برگزاری برنامه‌های هیئت بانوان حضرت ابوالفضل (ع) تبدیل کرد.

او می‌گوید: ما با کار و خدمت به مردم به آرامش رسیده‌ایم. همه خانم‌های همسایه هم همین حس را دارند.

اینجا کسی از تنهایی دلگیر نمی‌شود؛ چون تقریبا هر روز به بهانه‌ای دور هم جمع می‌شویم و از حال و روز هم باخبریم

بعد، از شهناز خانم صمدی می‌گوید؛ بانویی که نزدیک به دو دهه است می‌شناسدش و آشپزی برنامه‌های هیئت را بر‌عهده دارد. با محبت از دست‌پختش یاد می‌کند: آش و سوپ و حلیم‌هایش بی‌نظیر است؛ طوری غذا می‌پزد که انگشتانت را هم با غذا می‌خوری! هر کاری هم از او بخواهم، نه نمی‌گوید و خیالمان راحت است.

فاطمه از شب‌های ماه رمضان هم می‌گوید؛ شب‌هایی که شهناز‌خانم آن‌قدر سرگرم پذیرایی از دیگران می‌شود که پس‌از رفتن همه، تازه فرصتی برای نوشیدن یک لیوان چای پیدا می‌کند. همین همراهی‌های بی‌ادعاست که دوستی‌شان را محکم‌تر کرده است.

 

کوچه‌ای که با محبت زنده است

شهناز صمدی از ۵۵‌سالی که از خدا عمر گرفته، بیش از نیمی از آن را در کوچه شهید‌قربانی‌۳۴ زندگی کرده است؛ جایی که رابطه‌اش با زنان محله، فراتر از همسایگی و درهم‌تنیده با دوستی و صمیمیت است.

او می‌گوید: اینجا مشکلات شهری کم نیست، اما صفا و صمیمیت بین همسایه‌ها خیلی زیاد است. اینجا کسی از تنهایی دلگیر نمی‌شود؛ چون تقریبا هر روز به بهانه‌ای دور هم جمع می‌شویم و از حال و روز هم باخبریم. بیشتر برنامه‌هایمان هم رنگ‌وبوی مذهبی دارد.

از برنامه‌های هفتگی کوچه می‌گوید؛ صبح‌های جمعه با دعای ندبه، دوشنبه‌ها با زیارت عاشورا، سه‌شنبه‌ها با توسل و پنجشنبه‌ها با دعای کمیل. همین دورهمی‌ها و مهربانی‌هاست که او را پای کار نگه داشته است.

شهناز‌خانم با محبت از فاطمه‌خانم و منیژه‌خانم یاد می‌کند که برای اهل‌بیت (ع) سنگ تمام می‌گذارند و می‌گوید: من هم هر‌کاری از دستم بربیاید، به‌ویژه آشپزی، با دل‌وجان انجام می‌دهم. اینجا ما هوای هم را داریم.

 

* این گزارش یکشنبه ۳ آبان‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۴ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام