زهرا براتی روایتگر ۳۳سال زندگی در محله مهرآباد است
خیلی پیشتر از آنکه خانه و زندگیاش را اینجا بیاورد، با این محله آشنا بوده است. زهرا براتی که بیشتر از شصتسال عمر دارد، ۳۳سال پیش به واسطه مدرسه دخترش، پای رفتوآمد هرروزهاش به محله مهرآباد باز شد، اما پیش از آن هم، بهدلیل اینکه خانه پدریاش اینجا بود، با محله آشنایی داشت و مهری دیرینه از کوچهپسکوچههای آن و آدمهایش در دل او بود. حالا بهدلیل فعالیتهای زیادی که در پایگاه بسیج و مسجد محله انجام داده است، اهالی او را بهخوبی میشناسند، طوریکه درمیان تهیه این گزارش هرازگاهی، شاهد سلام و احوالپرسی هممحلیها با او بودیم.
مسجد موسیبنجعفر (ع) برایم پر از خاطره است. چون پدرم عضو هیئتامنای مسجد بود، با آنها صحبت کرد تا بهعنوان خادم، مدتی اینجا زندگی کنیم. مرحوم همسرم هم فیروزهتراش بود و علاوهبر خادمی، کنار مسجد، کارگاه کوچکی داشت.

وقتی دخترم هفتساله بود، ما به این محله آمدیم و در دبستان عرفانی ثبت نامش کردیم. این مدرسه دو شیفت صبح و عصر برای دخترها و پسرها داشت، اما حالا چندسالی است به تحصیل دانشآموزان استثنایی اختصاص پیدا کرده است.

وقتی ما به این محله آمدیم، خداراشکر بیشتر خانهها حمام داشت، اما حمام عمومی که به «ننهقربان» معروف بود، هنوز سرپا بود و یکیدوبار اینجا آمدم. الان بخشی از آن را ورثه بازسازی کردهاند و قسمتی از آن هنوز دستنخورده ولی کهنه و قدیمی و متروکه شده است.

در کوچه شهیدفرزین، زمین بایر زیاد بود. عدهای از اهالی محله حدود ۲۵سال پیش دور هم جمع شدند و نزدیک مدرسه هاجر، در ایام فاطمیه خیمه عزا به پا کردند ولی الان آن فضا به راسته تعمیر خودرو تبدیل شده است. بانیان خیمه، همین نزدیکی، زمینی را خریدند و ساختمان حسینیه فاطمهالزهرا (س) رابنا کردند.

چون مدرسه راهنمایی هاجر در این معبر قرار داشت، کوچه شهیدفرزین هم به «کوچه مدرسه هاجر» معروف بود. الان این مدرسه، دبستان شده و دوسهمدرسه دیگر هم در این کوچه ساخته شده است.

محله مهرآباد با این همه وسعت و جمعیت، یک بوستان یا پارک مناسب برای اهالی ندارد. البته دوازدهسال پیش در زمین خاکی روبهروی حسینیه فاطمهالزهرا (س)، فضای سبز کوچکی درست کردند که چمن خوبی ندارد و تمیز هم نیست. گاهی همسایهها به درختهایش آب میدهند و آن را تمیز میکنند.
* این گزارش دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۹ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.