کد خبر: ۱۵۳۸۰
۱۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
شریف‌الحسینی

وقف ماندگار خانواده شریف‌الحسینی برای علم و معرفت

بیت‌الزهرای خیابان صدف جایی‌که در چهار‌دهه فعالیت مستمر ثابت کرد که آموزش و تربیت نسل فردا، محدود به کلاس‌های مدرسه نیست و حالا مهین شریف‌الحسینی از فارغ‌التحصیلانی می‌گوید که مسیر موفقیت را از حیاط کوچک و کتابخانه محلی این خیریه آغاز کرده‌اند.

در ابتدای کوچه صدف۱۷، ساختمانی سنگی با سردر منقش به نام مبارک حضرت زهرا (س) دیده می‌شود که سال‌هاست فراتر از یک فضای مسکونی، نبض معنوی و اجتماعی محله را در دست گرفته است. اینجا بیت‌الزهراست؛ خانه‌ای که روزگاری با عطر چهارشنبه‌های امام‌رضایی (ع) و صدای آرام‌بخش قرآن و محافل تفسیرآیات وحی، مأمنی برای بانوان پیر و جوان شده بود و امروز به مرکز خیرخواهی تبدیل شده است.

اگر روزگاری کودکان محله دانشجو در حیاط دراندشت و پردرخت این خانه، کنار استخر پرآبش کودکی کردند، امروز همان کودکان در قامت پزشکانی متعهد، استادان حوزه و دانشگاه و معلمانی دلسوز، بار مسئولیت جامعه و آینده‌سازان فردای این سرزمین را بر دوش می‌کشند.

بیت‌الزهرای خیابان صدف در چهار‌دهه فعالیت مستمر ثابت کرد که آموزش و تربیت نسل فردا، محدود به کلاس‌های مدرسه نیست؛ بلکه می‌تواند در بستر زندگی و با حضور استادان کاربلد حوزه شکل گیرد.

مهین شریف‌الحسینی که سکان‌دار و پایه‌گذار این جریان فرهنگی است، با افتخار از فارغ‌التحصیلانی می‌گوید که مسیر موفقیت را از همین حیاط کوچک و کتابخانه محلی آغاز کردند و تا مدارج عالی دکترا و استادی دانشگاه پیش رفتند.

اما این تنها نیمی از داستان پرمهر این خانه است. در کنج این حیاط، جریانی از خیرخواهی جوشیده که امروز به یک خیریه رسمی و تأثیرگذار بدل شده است. کمک‌های پنهانی که روزگاری، دلی را در همسایگی گرم می‌کرد، حالا به چنان شکوفایی رسیده است که سال گذشته عنوان «بهترین عملکرد» را درمیان خیریه‌های مردمی شهر از آن خود کرده است.

 

ایجاد مرکزی براساس رویا‌های مهین خانم

اویل دهه۶۰ بود که فضای خانه‌ای در محله صدف با گام‌های مصمم و استوار مهین شریف‌الحسینی، رنگ‌وبویی دیگر گرفت. او که همراه خانواده از محدوده جنت راهی این محله شده بود، تصمیم گرفت دلتنگی‌هایش را با صفای چهارشنبه‌های امام‌رضایی گره بزند. جلسات دعا و توسلی که ابتدا ساده و صمیمی آغاز شده بود، کم‌کم با نفس گرم سخنران‌ها و گره‌گشایی از مشکلات خانواده‌ها به پناهگاهی پرمخاطب بدل شد.

مهین‌خانم با مرور آن روز‌ها نقل می‌کند:‌در همان روز‌های پرمشغله مادری، عزمم را جزم کرده بودم تا چراغ علم و آموختن را نیز روشن نگه دارم. راهی مکتب نرجس شدم و پس از پایان سطح دو در مدرسه علمیه، رؤیایی بزرگ‌تر در سر پروراندم؛ راه‌اندازی حوزه‌ای کوچک برای بانوان در دل خانه شخصی‌ام.

آقامحسن، همسرش که همراه همیشگی و پایه شراکت در کار‌های خیر او بود، اینجا هم با او راهی قم شد تا مجوز این حرکت پربرکت را از آیت‌ا... جوادی‌آملی بگیرند. این‌گونه بود که عشق به اهل‌بیت (ع) و علم به خانه‌شان گره خورد و بعد از نقل مکان خانواده، آن خانه بزرگ، وقف تربیت مادرانی مؤمن و متعهد شد.

آجر‌به‌آجر آن خانه برای اهل خانه مهین‌خانم با خاطرات شیرین گره خورده است، از روز‌هایی که حیاط بزرگ خانه با منبر گرم اساتید، چنان پر می‌شد که جای سوزن‌انداختن نبود، تا خیریه‌ای پنهانی و محلی که حالا به یکی از مراکز خیریه رسمی و فعال شهر تبدیل شده است.

مهدالقرآن این مجموعه نیز که اواسط دهه۶۰ به پیشنهاد مادران طلبه متولد شد، امروز با عنوان مهدالرضا طبقه‌ای مجزا را به خود اختصاص داده و با آمدن ماه مهر، فریاد شادی و هیاهوی کودکان طبقات پایینی این خانه را پر می‌کند.

 

نیکوکاری

 

خانه ماهی‌های رنگی پرنده

«خاطره پررنگ کودکی ما، چهارشنبه‌های امام‌رضایی این خانه بود.» این را الهه رضایی می‌گوید: یکی از سه دختر مهین‌خانم که معاون و همراه همیشگی مادر در این خانه است.

او تعریف می‌کند: همه‌چیز از خانه‌ای پانصدمتری شروع شد، با حیاطی وسیع و استخر آبی در میانه‌اش. خانه‌ای که چهارشنبه‌ها از حضور همسایه‌ها و هم‌محله‌ای‌های دور و نزدیک چنان شلوغ می‌شد که پدرم مجبور بود چندساعت زودتر از شروع مراسم، خانه را ترک کند و من و مادر و دو خواهرم در این فاصله، حیاط را فرش می‌کردیم تا فضای کافی برای حضور میهمانان فراهم شود.

اما نقطه‌عطف این روایت، دیدن رؤیایی صادقه بود. مادر در خواب دیده بود که خانه پر شده از ماهی‌های کوچک رنگی که پرواز می‌کنند. مادربزرگ که خود مادر شهید است، پرواز آن ماهی‌ها را به حضور فرشتگان به واسطه چهارشنبه‌های امام‌رضایی تعبیر کرد. همین تعبیر کافی بود تا دل اهل خانه از تعلقات دنیوی کنده شود و تصمیم بگیرند آنجا را وقف صاحب نامش، حضرت زهرا (س) کنند.

فردای اسباب‌کشی در سال ۶۲ به محله فلسطین، آن خانه مسکونی به یک پایگاه فرهنگی‌آموزشی تغییر کاربری داد. تقاضا برای ثبت‌نام در مهدالرضا (ع)، کلاس‌های حوزوی و استفاده از کتابخانه آن‌قدر زیاد بود که بنای قدیمی دیگر پاسخ‌گو نبود.

الهه که خود مهندسی عمران خوانده است و از یک جایی نظارت بر احداث بنای جدید را خودش عهده‌دار شد، از شش‌سال پرماجرا می‌گوید؛ شش‌سالی که با همه فراز‌ونشیب‌ها ساخت‌وساز در جریان بود، اما شور کلاس‌ها نه‌تنها تعطیل نشد، بلکه در ساختمان استیجاری مسجد عمار محله دانش‌آموز پرشورتر از قبل ادامه یافت.

حالا آن خانه پانصدمتری با حیاط مصفا و سرسبز به ساختمانی هشت‌طبقه تبدیل شده است؛ بنایی استوار که سال‌هاست آرزوی قلبی بانیانش را محقق کرده است.

الهه از وقف دا‌روندار پدر و مادرش در این راه می‌گوید و تمام دارایی خانواده که وقف احداث این خانه شد؛ «پدرم، بازاری است. او و مادرم از وقتی تصمیم به گسترش فعالیت خانه‌ای که به نام حضرت زهرا (س) گرفتند، داروندارشان را وقف این خانه کردند. شاید همین نیت خالصانه یکی از دلایلی است که استادان و مربیان و خادمان و خدمتگزاران این خانه بدون هیچ چشمداشتی به نیت شادکردن دل صاحب نام این خانه قدم برمی‌دارند.

الهه از وقف دا‌روندار پدر و مادرش در این راه می‌گوید و تمام دارایی خانواده که وقف احداث این خانه شد

 

مسیری که از یک جست‌وجوی مادرانه تا طلبگی گره خورد

سکوت سنگینی طبقه سوم بیت‌الزهرا (س) را فراگرفته است؛ همان‌جایی که در هیاهوی تابستان، گویی زمان در کلاس‌های درس و بحث طلبه‌ها متوقف شده است. فاطمه آسیایی، مسئول آموزش این مجموعه، از مسیری می‌گوید که بیست‌سال پیش، نه با یک تصمیم بزرگ، که با یک جست‌وجوی ساده مادرانه آغاز شد.

او که آن روز به‌دنبال مهدکودکی برای فرزند سه‌ساله‌اش بود، هرگز تصور نمی‌کرد این خانه قرار است تقدیرش را دگرگون کند. آسیایی که به‌تازگی در رشته روان‌شناسی در دانشگاه آزاد ثبت نام کرده بود، چنان مجذوب فضای معنوی و محیط امن و زنانه این مجموعه شده بود که از خیر ادامه تحصیل در رشته موردعلاقه‌اش، روان‌شناسی گذشت و مسیر زندگی‌اش را به سمت طلبگی تغییر داد.

امروز، او در مقام مسئول آموزش بیت‌الزهرا (س) از پذیرش سالانه شصت‌طلبه داوطلبی می‌گوید که بی‌دغدغه آزمون‌های دشوار، پا به این حریم می‌گذارند تا در پناه نام حضرت‌زهرا (س) مسیر رشد و تعالی را طی کنند. آسیایی که پس از فارغ‌التحصیلی، به درخواست مدیریت مجموعه در بخش اداری مشغول به کار شد، اینجا را نه یک محل کار، که موهبت الهی و برکتی می‌داند که زندگی‌اش را سرشار کرده است.

او از فضای صمیمانه‌ای که در طبقه سوم و این بخش از فضای آموزشی برقرار است، می‌گوید و ادامه می‌دهد: صبح را طلبه‌های ما با ورزش صبحگاهی و حرکات اصلاحی شروع می‌کنند و بعد به سر کلاس درس می‌روند. وجود کافی‌شاپ در همین طبقه و کتابخانه در طبقه دوم از ظرفیت‌های خوب برای دورهمی‌های علمی دانشجویان به شمار می‌رود.

 

شریف‌الحسینی

 

ضیافت نور و کلمه در پناه «بیت‌الزهرا (س)»

در طبقه دوم، معماری بنا با پنجره‌های دل‌باز و اتاق‌های پرنور، حس رهایی و آرامش را به آدمی القا می‌کند؛ جایی که کتاب‌ها در قفسه‌ها با نظمی خاص و تماشایی، راوی بیش از سی‌سال تلاش و عشق‌اند.

اینجا، پاتوق آرام دختران دانشجو و طلبه است؛ پناهگاهی دنج برای فرار از هیاهو و غرق‌شدن در سکوت مطالعه

راضیه جزایری که گویی حافظه زنده این مجموعه است، با لبخندی که عمق بیست‌سال خدمت را در خود دارد، از روز‌هایی می‌گوید که کتابخانه فعلی تنها چندجلد کتاب اهدایی در یک بوفه کوچک بود. حالا، اما آن بوفه به گنجینه‌ای با بیش از ۱۰ هزار جلد کتاب تبدیل شده است؛ از رمان‌های پرکشش تا متون تاریخی و سیاسی که چشم هر جست‌وجوگری را خیره می‌کند. اینجا، پاتوق آرام دختران دانشجو و طلبه است؛ پناهگاهی دنج برای فرار از هیاهو و غرق‌شدن در سکوت مطالعه.

اما آنچه این کتابخانه را متمایز می‌کند، تنها کتاب‌هایش نیست؛ بلکه فرهنگ بخشندگی است. خادمان اینجا، سالی دو بار قفسه‌ها را زیرورو می‌کنند و نسخه‌های تکراری و مازاد را به کتابخانه‌های مساجد و مناطق حاشیه شهر هدیه می‌دهند تا نور دانایی، تنها در این راهرو محبوس نماند و در دورترین نقاط شهر نیز بتابد.

جزایری درحالی‌که جعبه کتاب‌های اهدایی را جابه‌جا می‌کند، از استقبال دختران جوان و دانشجویان برای استفاده از سالن مطالعه کتابخانه می‌گوید؛ مراجعانی که سال‌هاست از قاسم‌آباد و مهدی‌آباد و امام هادی (ع) به این کتابخانه می‌آیند. او یکی از دلایل مهم این حضور را محیط امن و اختصاصی برای بانوان می‌داند.

 

شریف‌الحسینی

 

طبقه چهارم، پناه مهربانی

طبقه چهارم بیت‌الزهرا (س)، به نام «خیر و برکت» سند خورده است. اینجا پناهگاه کسانی است که در وانفسای روزگار، دنبال دستی برای گشودن گره‌هایشان می‌گردند.

راضیه میکائیل‌زاده، از مددکاران قدیمی این مرکز، روایتگر بیست‌سال خدمت در این طبقه است. او که روزگاری معاون پرورشی مدارس بوده است، درمیان کلاس‌های درس این مجموعه، وقتی داشت تحصیلات حوزوی نیمه تمامش را تکمیل می‌کرد، دلش درگیر کار‌های خیر اینجا شد.

او از روز‌هایی می‌گوید که مدیریت مجموعه، چشمش را بر درد‌های پنهان شهر نمی‌بست. از کودکانی می‌گوید که در آغوش پدر و مادری گرفتار اعتیاد، در فقر مطلق غرق بودند و آینده‌شان در هاله‌ای از دود و سیاهی گم شده بود، اما پیگیری‌های قانونی بیت‌الزهرا (س)، مسیر زندگی آنها را تغییر داد.

میکائیل‌زاده، داستان‌های تلخ و شیرین بسیار را در این خانه به چشم دیده و آنها را در دفترچه خاطراتش ثبت کرده است. او تعریف می‌کند: شانزده‌سال پیش، دختربچه‌ای پنج‌شش‌ساله که پدر هشتادساله و مادر هجده‌ساله‌اش تصمیم به فروشش داشتند، با پیگیری‌های بی‌وقفه خانم شریف‌الحسینی، به آغوش مادری سپرده شد که در حادثه‌ای همسر و فرزندانش را از دست داده بود. امروز آن دختر در بهترین مدارس درس می‌خواند و بی‌تردید آینده‌ای روشن پیش رو دارد.

این مجموعه حالا دیگر ساختار‌مند شده است. از توزیع بسته‌های معیشتی و قربانی‌های ماهیانه گرفته تا تأمین نوشت‌افزار، لباس و کفش برای دانش‌آموزان خانواده‌های نیازمند در آستانه ماه مهر و مهیاکردن شیرینی و میوه برای عید نوروز. کمک‌هایی که با نظارت بهزیستی و استانداری هدفمندتر شده است.

به گفته جزایری امروز چهار مددکار، با دقت و وسواس، مسئولیت راستی‌آزمایی و تحقیق درباره پرونده‌های مددجویان را برعهده دارند و بیش از چهارصدخانواده از گوشه و‌کنار مشهد و حتی شهرستان‌های اطراف، چشم به یاری دارند.

 

«دختران یاس»؛ جایی که رؤیاهای نوجوانانه شکوفا می‌شود

در طبقه سوم مجموعه فرهنگی بیت‌الزهرا (س)، شور و هیجان در بالاترین سطح خود قرار دارد. فضایی آموزشی‌سرگرمی تحت عنوان «دختران یاس» که برای دختران هفت تا هفده‌ساله تدارک دیده شده است. اینجا تنها یک بخش آموزشی‌سرگرمی نیست، بلکه جایی است که در آن هنر، دانش و اخلاق در هم می‌آمیزد.

میراث خانم صفرزاده تنها کلاس‌های آموزشی نیست، بلکه معلمانی است که در بهترین مدارس و مجموعه بیت‌الزهرا(س) خدمت می‌کنند

لعیا رضایی که مدیریت این بخش از مجموعه آموزشی بیت‌الزهرا (س) را برعهده دارد، می‌گوید: در مجموعه دختران یاس از کلاس‌های فن‌بیان گرفته تا آموزش‌های هنری، روان‌شناسی و نشست‌های اخلاقی، همگی در راستای یک هدف طراحی شده‌اند؛ ساختن شخصیتی پویا و آگاه در مادران فردا.

او که ۲۲ سال قبل وقتی فرزندش را به مهد قرآن آورده بود با این مرکز آموزشی آشنا شد، ابتدا برای گذران وقت تا اتمام کلاس فرزندش، پای درس اساتید تفسیر نهج‌البلاغه، اخلاق و احکام می‌نشست؛ بعد به‌طور رسمی دانشجوی این مرکز شد. او بعد اتمام تحصیلات نتوانست دل از این خانه بکند و ماند تا او هم، چون بقیه، بی‌هیچ چشمداشتی خدمتی در این خانه کرده باشد.

رضایی از همایش‌های صمیمی «مادر و دختر» که بخشی از برنامه‌های ویژه دختران یاس است، می‌گوید که ماهی یک‌بار برگزار می‌شود و بسیار از آن استقبال می‌شود.

اما این مسیر پرشکوه، مدیون ریشه‌های عمیقی است که با عشق کاشته شد. مدیر بخش دختران یاس با یادآوری نام مرحوم مهری صفرزاده، از بنیان‌گذاران بخش تربیتی این خانه، می‌گوید: خانم صفرزاده که خود از شاگردان ماندگار این مجموعه بود، پانزده‌سال قبل با روحیه‌ای مادرانه و دلسوزانه، وقت خود را وقف تربیت دینی و اخلاقی نوجوانان کرد.

میراث او تنها کلاس‌های آموزشی نیست، بلکه استادان و معلمانی است که امروز در بهترین مدارس شهر و خود مجموعه بیت الزهرا (س) خدمت می‌کنند. اگرچه سرطان، او را چند ماه پیش از ما گرفت، روح مهربانش در تاروپود این کلاس‌ها جاری است.

به گفته رضایی، استقبال پرشور دختران به‌ویژه در فصل تابستان گواهی بر روشنی این مسیر است؛ خانواده‌ای بزرگ که اکنون بیش‌از هفتصدعضو در فضای مجازی آن را همراهی می‌کنند تا درکنار هم، مسیر رشد را طی کنند.

 

* این گزارش پنج‌شنبه ۱۹شهریورماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۱ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام