کد خبر: ۱۵۱۹۷
۲۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
تیم فوتسال آترا دختران فوتسالیست منطقه یک را دور هم جمع کرده است

تیم «آترا» دختران فوتسالیست منطقه یک را دور هم جمع کرده است

«آترا» اسم تیم فوتسال است به مربی‌گری فاطمه ایزدی و سمانه بلوکی. آن ها دختران مستعد منطقه یک را دور هم جمع می‌کنند اما به خاطر نبود امکانات در زمین آسفالت تمرین و بازی می‌کنند.

روی هم رفته سه سال بیشتر از عمر تیمشان نمی‌گذرد، درست از همان روزی که تبلیغات برگزاری بازی فوتسال بانوان را در بیلبورد‌های سطح شهر دیدند! «آترا» اسم تیمشان است، به مربی گری فاطمه ایزدی و سمانه بلوکی. آنها مهمان تحریریه شهرآرا شدند تا از این تیم کوچک منطقه یک، رقابت‌هایشان و سختی‌ها، تلخی‌ها و شیرینی‌های بازی‌هایشان بگویند.

برایم جالب است تا بدانم چگونه این تیم کوچک منطقه یک شکل گرفت و بچه‌ها را دور هم جمع کردند؟ که فاطمه اینگونه پاسخم را می‌دهد: «ابتدا ما دو تیم جداگانه داشتیم و در مسابقات رقیب یکدیگر بودیم، بعد که برای شرکت در بازی‌های لیگ با ما تماس گرفتند تصمیم گرفتیم تیم‌هایمان را یکی کنیم.» سمانه نیز در تکمیل حرف دوستش می‌گوید: «به هیئت ورزش رفتیم و تیم هایمان را برای اینکه قوی‌تر بشوند، یکی کردیم و اکنون نیز هر دو به عنوان مربیان تیم کار‌های مربوط به آموزش بچه‌ها را تقسیم کرده‌ایم»

 

تمرین در زمین‌های آسفالت

وقتی پای خاطرات فوتبالیست‌های بزرگ می‌نشینی، می‌بینی تقریبا همه آن‌ها از یک جایی به اسم زمین خاکی و از تیمی متشکل از چهار تا بچه محل شروع کردند و همه آرزویشان هم بازی در زمین چمن و رقابت با تیم‌های مطرح بود! این را که می‌گویم، هر دو می‌خندند و سمانه می‌گوید: «ما از زمین آسفالت شروع کردیم و هنوز هم در همین وضعیت تمرین می‌کنیم!»

همه بازیکنان روی هم پول می‌گذاریم و سالن اجاره می‌کنیم یا اینکه به پارک حجاب می‌رویم

دلیلش را که جویا می‌شوم، اینگونه توضیح می‌دهد: «قیمت سالن‌ها خیلی زیاد است و از آنجایی که ما مستقل هستیم و به هیچ یک از ادارات وابسته نیستیم، توانایی پرداخت هزینه‌ها را نداریم بنابراین فقط هفته‌ای یک بار سالن اجاره می‌کنیم!» فاطمه هم این نکته را یادآوری می‌کند که؛ «همه بازیکنان روی هم پول می‌گذاریم و سالن اجاره می‌کنیم یا اینکه به پارک حجاب می‌رویم، اما چون زمین آنجا آسفالت است وقتی بچه‌ها می‌افتند بدجور آسیب می‌بینند!»

 

از بانوان ورزشکار حمایت نمی‌شود

او که به شدت از نبود حمایت از بانوان ورزشکار شاکی است، ادامه می‌دهد: «خیلی وقت‌ها از جیب خرج کردیم و هزینه لباس، سالن و سایر ملزومات را خودمان پرداختیم. در واقع هیچ گونه حمایتی از بانوان ورزشکار نمی‌شود.» درباره شرایط و قیمت‌های سالن‌ها از آن‌ها می‌پرسم که باز هم سمانه پاسخ می‌دهد: «سال گذشته یکی از ورزشگاه‌ها سالنش را ۲۵ هزار تومان اجازه می‌داد، اما امسال ۵۰ هزار تومان می‌دهد که با کلی اصرار و چانه زنی به ۴۰ هزار تومان برای یک روز در هفته راضی شد.» فاطمه نیز می‌گوید: «ترجیح می‌دهند سالن هایشان خالی بماند، اما با قیمت کمتری ندهند!»

او این را نیز یادآوری می‌کند که «برای اینکه بتوانیم حیاط یکی از مدارس را برای تمرین اجاره کنیم خیلی دوندگی کردیم» و ادامه می‌دهد: «خیلی این در و آن در زدیم حتی به اداره آموزش و پرورش رفتیم، اما سالن‌های آن‌ها گران‌تر از بقیه جا‌ها بود!»

 

مزاحمان پارک حجاب!

فاطمه می‌گوید «هفته‌ای یک بار سالن و یک بار تمرین در پارک حجاب کافی نیست، اما مجبوریم» و وقتی از او می‌پرسم چرا برای تمرین بیشتر به پارک حجاب نمی‌روید، چنین پاسخ می‌دهد: «با وضعیت زمین آسفالتی پارک حجاب نمی‌توانیم از بچه‌ها بخواهیم بیشتر به آنجا بیایند، زیرا خطر آسیب دیدگی آن‌ها بسیار زیاد است از طرفی این پارک فقط اسمش حجاب است، اما در همین مکان هم بار‌ها با چشم‌های مزاحم مواجه شده‌ایم!»

 

سال آینده تیم باشگاهی می‌شود

وقتی این را به آن‌ها می‌گویم، هر دو لبخند می‌زنند و سمانه می‌گوید: «قرار است از سال آینده تیم ما نیز باشگاهی شود و از قالب محلاتی خارج شویم.» و فاطمه نیز بلافاصله اضافه می‌کند: «از آنجایی که چندین دوره است که در مسابقات بازی می‌کنیم، رئیس فدراسیون قبول کرده تا باشگاهی شویم و این مسئله را مدیون همت و تلاش بچه‌ها در این شرایط سخت هستیم.»

مشتاقم تا از خاطرات تلخ و شیرین و برد‌ها و باخت هایشان برایم بگویند که سمانه می‌گوید: «در بازی‌های لیگ اول ۸ صفر به یکی از تیم‌ها باختیم، اما سال بعد همان تیم را یک به صفر بردیم. هرچند فقط توانستیم یک گل بزنیم، اما از این برد بی نهایت خوشحال بودیم به خصوص اینکه تیم مقابل ما را دست کم گرفته بودند و باورشان نمی‌شد که باخته‌اند!»

 

باختیم، اما کم نیاوردیم

درباره شرکت آنها در بازی‌های لیگ سئوال می‌کنم که سمانه اینگونه می‌گوید: «سال اول در لیگ دو بازی کردیم‌ام از سال بعد قبول کردند وارد بازی‌های لیگ یک شویم.» فاطمه نیز ادامه می‌دهد: «دور اول لیگ را که به همه تیم‌ها باختیم و به شدت ناراحت بودیم، اما کم نیاوردیم و ادامه دادیم هرچند که حریف‌های ما در لیگ بسیار قدر بودند، اما وقتی روی روال افتادیم با اختلاف خیلی کمی بازی را واگذار می‌کردیم.» سمانه این نکته را نیز یادآوری می‌کند که؛ «رقبای ما همه مربیان و تمرینات حرفه‌ای دارند، اما ما تازه داریم حرفه‌ای می‌شویم و مربی نیز به دلیل بالا بودن هزینه هایش نداریم و همه تاکتیک ها، تکنیک‌ها و شیوه‌های تمرین و بازی را از طریق جستجوی اینترنتی و یا کمک گرفتن از فوتبالیست‌های فامیل یاد می‌گیریم و به بچه‌ها منتقل می‌کنیم.»

قشنگ‌ترین بازی لیگ‌

می‌خواهم تا قشنگ‌ترین بازی که در لیگ داشته‌اند را برایم تعریف کنند، که فاطمه پیش قدم می‌شود و از بازی با تیم سایپا می‌گوید: «شاید بازی به سایپا را باختیم، اما از قشنگ‌ترین بازی‌های لیگ بود، زیرا بچه‌ها واقعا از جانشان مایه گذاشتند و این مسئله باعث شد که مربی آنها بیشتر بازیکنان ما را برای تیمش انتخاب کند که کسی حاضر به رفتن نشد!» سمانه نیز می‌خواهد این نکته را اضافه کنم که: «تیم ما بازیکنانی دارد که اگر برای تیم‌های دیگر تست بدهند حتما پذیرفته می‌شوند، اما از روی علاقه حاضر به ترک «آترا» نیستند.»

 

*این گزارش بهمن سال ۹۰ در شماره ۶ شهرآرامحله منطقه ۱ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام