موفقیت دختر فوتسالیت محله شهید رجایی در ماتسوشیما
ریحانه براتی، سالهاست که ورزش حرفهای را با جدیت دنبال میکند. او از کودکی عاشق فوتسال بود و با وجود همه محدودیتها و نگاههای منفی، توانست قهرمانی را تجربه کند. بعدها برای ساختن آیندهای تازه، مسیرش را به سمت کاراته تغییر داد؛ مسیری که خیلی زود با دو مدال طلای پیاپی همراه شد.
از چه زمانی به ورزش علاقهمند شدی؟
از کودکی عاشق فوتبال و فوتسال و همیشه مشغول بازی با توپ فوتبال بودم. حتی یک بار با توپ، شیشه کمد را شکستم! مادرم همیشه دعوایم میکرد، اما درکنارش مشوقم هم بود. میفهمیدم از اینکه استعداد دارم خوشحال است و همین حمایت باعث شد علاقهام را جدیتر دنبال کنم.
چه شد که به فوتسال روی آوردی؟
کلاس سوم ابتدایی بودم که یک مربی فوتسال برای استعدادیابی به مدرسه آمد. همان روز استعدادم را تشخیص داد و تمریناتم در سالن سرپوشیده ثامن در پنجراه پایین خیابان شروع شد. یک ماه بعد در مسابقات فوتسال دختران مقطع ابتدایی مشهد که به میزبانی آموزش و پرورش ناحیه ۵ برگزار شد، شرکت کردیم و مقام اول را به دست آوردیم. آن موفقیت انگیزه زیادی به من داد.
بعد از آن مسیرت چطور ادامه پیدا کرد؟
حدود چهار سال در همان سالن تمرین کردم و بعد به تیم مهر عظام رفتم. آنجا تمرینها حرفهایتر شد و نگاه من هم به ورزش تغییر کرد. احساس میکردم اگر تلاش کنم، میتوانم آینده خوبی در فوتسال داشته باشم.
در این مسیر با چه سختیهایی روبهرو بودی؟
بزرگترین سختی، نگاه جامعه بود. حتی بعضی از اقوام میگفتند فوتبال برای دختر نیست! ازطرفی به خاطر همین نگاهها، اجازه نداشتیم در فضای باز تمرین کنیم. بیشتر تمرینهای ما در سالنهای سرپوشیده مثل سالن نصرت برگزار میشد، درحالیکه یک فوتسالیست باید روی زمین چمن هم تمرین داشته باشد.
چرا فوتسال را کنار گذاشتی؟
فوتسال هنوز هم عشق اول من است، اما واقعیت این است که برای دخترها در مشهد آینده روشنی نداشت. اگر میخواستم پیشرفت کنم باید به تهران میرفتم، اما هم هزینههایش برای خانوادهمان سنگین بود و هم دوست نداشتم از خانواده دور شوم. به همین دلیل در کلاس نهم تصمیم گرفتم مسیر تازهای را در رشته دیگر و کاراته شروع کنم.
در کاراته چه دستاوردی داشتی؟
اولین مسابقهام مهر ۱۴۰۴ در مسابقات قهرمانی سبک کیوکوشین ماتسوشیما بود. با اینکه استرس زیادی داشتم، مقام اول را به دست آوردم. یک ماه بعد هم در مسابقات قهرمانی بانوان سبک کیوکوشین شرکت کردم و دوباره مدال طلا گرفتم.
الان کجا تمرین میکنی؟
عضو تیم عقابها هستم و تمریناتمان در مسجدی واقع در پورسینا، برگزار میشود. امکانات زیاد نیست؛ تعداد کیسههای تمرین کم است، اما با همین شرایط هم تمرین میکنیم.
بزرگترین آرزویت چیست؟
دوست دارم هم در کاراته به موفقیتهای بزرگ برسم و هم روزی مربی فوتسال و کاراته شوم. آرزویم این است که از دختران محلهام حمایت کنم و نگذارم آنها با همان محدودیتها و حرفهایی روبهرو شوند که من تجربه کردم. دلم میخواهد مسیر برای نسل بعدی ورزشکاران دختر هموارتر از امروز باشد.
* این گزارش ۵ مرداد ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۹ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ منتشر شده است.