کد خبر: ۱۵۱۹۳
۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
مداح

مسیر پرفراز و نشیب معروفیت مداحی که از میکروفون می‌ترسید

سید‌احمدرضا بنی‌الزهرا یکی از مداحان شناخته‌شده محله شهید‌آوینی است. او که روزگاری از ترس، حتی در آزمون گروه سرود پذیرفته نشد، حالا سال‌هاست در مراسم مذهبی و گردهمایی‌های شبانه محله صدایش طنین‌انداز می‌شود.

مرضیه میرزاپور| بالای درِ مغازه‌اش پرده‌ای سیاه نصب کرده و تصویر رهبر شهید را میان آن قرار داده است. شال سبزی بر گردن دارد و نام خانوادگی‌اش نیز از همان ابتدا ریشه و تبارش را نشان می‌دهد. اما آنچه امروز سید‌احمدرضا بنی‌الزهرا را در محله شهید‌آوینی شناسانده، مسیری است که با ترس از میکروفون آغاز شد و سال‌ها بعد به مداحی در هیئت‌های محله رسید؛ خاطره‌ای که هنوز با لبخند آن را روایت می‌کند و از روز‌هایی می‌گوید که تصور نمی‌کرد روزی صدایش، پای ثابت مراسم مذهبی محله شود.

سید‌احمدرضا ۳۴‌سال زندگی‌اش را در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله شهید آوینی گذرانده است. بسیاری از اهالی او را به‌عنوان یکی از کاسب‌های خوش‌برخورد و خوش‌اخلاق محله می‌شناسند؛ کسی که اگر چهره‌ای گرفته ببیند، تلاش می‌کند با شوخی و لبخند، حال آن فرد را بهتر کند. البته خودش معتقد است همیشه چنین روحیه‌ای نداشته و رسیدن به این مرحله، نتیجه سال‌ها تلاش و غلبه بر ترس‌ها و کم‌رویی‌هایش بوده است.

 

رد شدن در نخستین آزمون

او تا مقطع کارشناسی در رشته علوم قرآن و احادیث تحصیل کرده و علاقه به قرآن و اهل‌بیت (ع) را از فضای خانواده به ارث برده است. تعریف می‌کند: خانواده‌ام مذهبی هستند و همین باعث شد در مسیر قرآن و اهل بیت (ع) قدم بردارم. بچه که بودم، می‌دیدم پدر و مادرم به محض پخش اذان به نماز می‌ایستند و تلاش می‌کنند نمازشان را اول وقت بخوانند. خیلی وقت‌ها هم برای نماز جماعت به مساجد محله می‌رفتند و من هم همراهشان می‌رفتم. آنجا نوجوانانی را می‌دیدم که مکبری می‌کنند و خیلی خوشم می‌آمد.

من چنان از میکروفون ترسیده بودم که به‌جای شعرخواندن فقط دهانم را باز و بسته می‌کردم و هیچ صدایی بیرون نمی‌آمد

چند‌سال بعد، سید‌احمد بالاخره فرصتی پیدا می‌کند تا خودی نشان دهد، اما شانس یارش نمی‌شود؛ «اولین‌باری که میکروفون به دست گرفتم در دوره راهنمایی بود. آن روز از اداره آموزش‌و‌پرورش آمده بودند تا برای عضویت در گروه سرود از بچه‌ها تست بگیرند.

من چنان از میکروفون ترسیده بودم که به‌جای شعرخواندن فقط دهانم را باز و بسته می‌کردم و مثل ماهی هیچ صدایی بیرون نمی‌آمد. همان موقع رد صلاحیت شدم ولی از مسئولان خواهش کردم که دوباره از من تست بگیرند. بالاخره قبول کردند، اما متأسفانه در تست دوم هم نتوانستم اجرا کنم.»

 

از مکبری تا مداحی در اجتماع محله

سال‌ها بعد، همان آرزوی کودکی از مسیر دیگری محقق شد. او در نوجوانی به‌عنوان مکبر مسجد علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) در کوچه آشپز‌ها فعالیتش را آغاز کرد. نخستین تجربه‌های مکبری نیز بدون اشتباه نبود. 

یکی از آن خاطره‌ها را با لبخند تعریف می‌کند: آنجا چند مرتبه‌ای ذکر‌ها را جابه‌جا گفتم مثلا یک‌بار وقتی قرار بود در رکعت سوم یا چهارم بگویم «بحول‌الله، تسبیحات اربعه»، گفتم «بحول‌الله، تسبیحات حضرت فاطمه (س)» و یادم است که نمازگزاران به‌زور جلو لبخندشان را گرفتند و خودم هم کمی سرخ شدم، اما شکر خدا، نمازگزاران و امام جماعت مسجد، این مسئله را به رویم نیاوردند.

امروز سید‌احمدرضا بنی‌الزهرا یکی از مداحان شناخته‌شده محله شهید‌آوینی است. صدایی که روزگاری از ترس، حتی در آزمون گروه سرود پذیرفته نشد، حالا سال‌هاست در مراسم مذهبی و گردهمایی‌های شبانه محله طنین‌انداز می‌شود. این روز‌ها نیز هر‌شب با سوز صدایش در جمع اهالی حضور پیدا می‌کند و یاد و نام رهبر شهید را زنده نگه می‌دارد.

مسیری که از علاقه‌ای کودکانه آغاز شد، با اشتباه‌ها و تجربه‌ها ادامه پیدا کرد و سرانجام به نوایی آشنا برای مردم محله تبدیل شد.

 

* این گزارش دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۱ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام