اتاق منصوره و طاهره، پناهگاه نیازمندان محله المهدی است
پلاک ۲۸ در کوچهای در محله المهدی، نه تابلو خیریه دارد و نه رفتوآمد مددجویان مقابلش دیده میشود. اما در همین چهاردیواری، منصوره اکبرزاده و طاهره عابدینی آنچه از دستشان برمیآید برای مددجویانشان انجام میدهند. در اتاق که باز میشود، اولین چیزی که به چشم میآید، نظم وسایلی است که گوشه وکنار اتاق چیده شدهاند.
از بستههای مواد غذایی و پوشک گرفته تا لباس، اسباببازی و چند قوطی شیرخشک. اتاق بزرگی نیست، اما برای هر وسیله جایی در نظر گرفته شده است. این دو دوست با کمک هم مواد غذایی را برای مددجویان آماده میکنند و گاهی با یکدیگر درباره وضعیت افرادی که معرفی میشوند تحقیق میکنند.
آنها میگویند کار خیر فقط رساندن بسته معیشتی یا تأمین نیازهای مددجویان نیست. گاهی شنیدن درددل یک سالمند و چنددقیقه همصحبتی با یک مادر سرپرست خانوار، بیشتر از هر کمکی به دل آدم مینشیند. همین نگاه، این اتاق کوچک را به پناهگاهی برای نیازمندان تبدیل کرده است.
کار خیر خانوادگی
منصوره اکبرزاده سال۱۴۰۲ برادر جوانش را بر اثر حادثهای از دست داد. سوگ ازدستدادن عزیز، آن هم جوانی که هنوز خواهر برایش هزاران آرزو داشت، او را چنان متأثر کرد که بهدنبال راهی برای آرامش روحی خودش و خیراتی برای برادر ازدسترفتهاش بود. به پیشنهاد اطرافیان با خیریه محبانالرضا (ع) ارتباط گرفت. آنجا به عنوان «یار مهربان» شروع به همکاری کرد.
منصورهخانم درباره فعالیتش اینطور توضیح میدهد: یار مهربان فردی است که نیازمندان در همه ساعتهای شبانهروز میتوانند با پیام یا تماس تلفنی با او در ارتباط باشد. در آن مدت، کمک به مردم سبب آرامش روحیام شد. ازطرفی باعث شد به این فکر بیفتم که شاید بتوانم ازطریق اطرافیانم و کمکهایشان در حد توان، نیازهای این افراد را برطرف کنم.
این موضوع، جرقه راهاندازی کانالی مجازی را در ذهن منصورهخانم روشن کرد. او اطرافیان و خانوادهاش را که چهلنفر میشدند، عضو این کانال نیکوکاری کرد. منصورهخانم نیتش از راهاندازی کانال مجازی را اینطور توضیح میدهد: هر نیازمندی که به من مراجعه میکرد، درخواستش را در کانال مجازی میگذاشتم تا وسیله یا پول موردنیاز، ازطریق کمکهای اقوام جمع شود.
این بانوی خیّر توضیح میدهد: راستیآزمایی صحبتهای نیازمندان با تحقیق میسر میشود که یا به اتفاق همسرم یا دوستم طاهره عابدینی انجام میشود. گاهی برخی افراد، خود را نیازمند معرفی میکنند درصورتیکه با مشاهده خانه و وضعیت زندگیشان متوجه میشویم اینطور نیست.
خاطرههای مختلفی از این نیازمندنماها دارد. مثلا زمانیکه به آنها پاسخ منفی داده است، نفرینش کرده و او را به خدا واگذار کردهاند؛ «میدانم که مسئولیت سنگینی درمقابل اعتماد اقوام و دوستانم دارم تا پول یا وسایلی را که به من میدهند، به دست نیازمند واقعی برسم.»
مدیریت مهربانی
این بانوی خیّر درباره فعالیتهایش میگوید: علاوهبر پول صدقات و کفاره و وسایلی که اهدا میشود، با چند میوهفروش و خواربارفروش صحبت کردهام. میوههای درجه سه را به دستم میرسانند و آنها را غربال و بین نیازمندان توزیع میکنم.
ابتدا که کارم را شروع کردم، تصور نمیکردم که حمایت شوم. شکر خدا هیئتها، دوستان و خانوادهام حمایتم کردند
او ادامه میدهد: خانه خودم آپارتمانی است و نمیتوانم لباس، وسایل و میوهها را نگهداری کنم. از سویی، خانه پدریام حیاط دارد و یک اتاق اضافه که وسایل را آنجا نگهداری میکنم و از همانجا با ماشین شخصیام، بین نیازمندان توزیع میکنم.
بعد از گذشت دو سال، کانالش نزدیک به دویستنفر عضو فعال دارد و ۱۰ خانوار را تحت پوشش کمکهایش قرار داده است. یکی از دلایلی که منصورهخانم دایره افراد تحت پوشش را گستردهتر نکرده این است که میخواهد بهتر به این تعداد افراد پاسخگویی کند.
درد مشترک ۲ دوست
بین صحبتهایش به گروه دیگری که در فضای مجازی برای آزادسازی زندانیان فعال است اشاره میکند و میگوید: ازطریق همین کانال با طاهرهخانم آشنا شدم. او هم کانال خیریهای در فضای مجازی دارد. گاهی که نیاز به تحقیق دارم، با هم این کار را انجام میدهیم؛ گاهی هم من با او همراه میشوم.
طاهرهخانم هم مانند منصوره بعد ازدستدادن خواهر جوانش و با نیت شادی روح او، کار خیر را شروع کرده است. طاهره درباره شروع کارش میگوید: دهه اول محرم بود و درگیر برگزاری مراسم این دهه در منزلمان بودم. دراینبین، خانمی پیام داد که پول ندارد برای فرزندش شیر خشک تهیه کند. به او پیام دادم که تا آخر شب به دستش میرسانم. اما فراموش کردم. شب، خواب خواهرم را دیدم که گفت قولم را فراموش نکنم.

تلخ و شیرین یک کار خیر
طاهرهخانم از دو سال قبل با تلنگری که خواهرش به او زد، به فکر تشکیل یک گروه مجازی برای کارهای خیر افتاد. کانالی را با حضور اعضای خانوادهاش راهاندازی کرد که حالا نزدیک به هشتصدنفر عضو دارد.
درباره همکاریاش با منصوره میگوید: ما با هم برای تحقیق میرویم. گاهی که من یا منصورهخانم نمیتوانیم برای تحقیق مراجعه کنیم، فرد دیگری کارمان را انجام میدهد. گاهی هم که وسایل یا کمکی مازاد داریم، با یکدیگر تبادل میکنیم.
به یکدیگر نگاه میکنند و همزمان میگویند: هفتهای دست کم پنج روز را با هم برای کار خیر در ارتباط هستیم.
این دو با هم کلی خاطره مشترک تلخ و شیرین دارند. طاهرهخانم میگوید: هنگامیکه برای کمک به نیازمندان میرویم، بسیار تحت تأثیر قرار میگیریم، ناراحت میشویم، اما تلاش میکنیم تا بر احساساتمان غلبه کرده و راهحلی برایشان پیدا کنیم.
منصورهخانم در ادامه صحبتهای دوستش به نکتهای دیگر اشاره میکند: برخی از این افراد، سالمندانی هستند که کسی را ندارند. وقتی به خانه آنها میرویم، ساعتها پای صحبتهایشان مینشینیم. آنها نیاز دارند که شنیده شوند. حتی برخی از آنها میگویند حرفزدن سبب میشود بار غصههایشان کمتر شود.
این ۲ دوست از انجام کارهای خیر و وقتگذاشتن برایش احساس خوبی دارند و از اینکه میتوانند گرهی هرچند کوچک از مشکل نیازمندان باز کنند، راضی و خوشحال هستند. منصورهخانم میگوید: ابتدا که کارم را شروع کردم، تصور نمیکردم که حمایت شوم. شکر خدا هیئتها، اطرافیان و دوستان و بهخصوص خانوادهام در این راه حمایتم کردند.
* این گزارش سهشنبه ۶ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۸ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.