کد خبر: ۱۴۵۲۰
۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
جهاد آموزشی دوقلوها برای رفع اشکال در مسجد

جهاد آموزشی دوقلوها برای رفع اشکال در مسجد

اوقات زندگی این دو برادر، در دانشگاه فرهنگیان، بین کار و همین کلاس‌ها تقسیم شده است. یکی از این دوقلوها تصمیم گرفته وقتی معلم رسمی شود، به مناطق کم‌برخوردار برود، حتی اگر حقوقی در کار نباشد یا کم باشد.

درِ نیمه‌بازِ کانکس مجاور مسجد حضرت حمزه سیدالشهدا (ع) نور بعدازظهر را به داخل فراخوانده است. ساخت مسجد هنوز تمام نشده و چندسالی است که اهالی، در این کانکس که حکم حسینیه را دارد، کار‌ها را پیش می‌برند. در همین محیط مختصر که پر از وسایل مسجد است، هم نماز جماعت برگزار می‌شود و هم کلاس‌های درسی تقویتی؛ هم بچه‌ها اوقات فراغتشان را سپری می‌کنند و هم خانم‌ها برای اجتماعات شبانه، غذا می‌پزند. این‌بار بوی آش بلغور فضا را برداشته و از آن سوی پرده هم صدای هیجان و خوش‌و‌بش چند‌دانش‌آموز، حسابی فضا را پر کرده است.

پسربچه‌ها آمده‌اند تا با کمک دو مربی، اشکالات درسی‌شان را برطرف کنند. یک گوشه مسجد، کلاس هفتمی‌ها و در گوشه دیگر مقابل در، کلاس‌ششمی‌ها جمع شده‌اند. تعداد ششمی‌ها، کلاس بدون در و دیوارشان را شلوغ کرده، ولی در این جلسه کلاس هفتمی‌ها فقط دو دانش‌آموز، پای درس آمده‌اند. دو برادر دوقلو در محله حجاب، معلم بچه‌ها شده‌اند تا در این روز‌های جنگ تحمیلی سوم و مجازی‌شدن مدرسه‌ها با این کار، زکات علمشان را بپردازند.

 

وقتی کلاس‌ها جان گرفتند

ماجرای شکل‌گیری این کلاس‌ها به چند جلسه پیش از ماه رمضان برمی‌گردد. آقامعلم تعریف می‌کند: کلاس‌ها چندجلسه‌ای برگزار شد، ولی ماه رمضان که آمد، حال‌وهوای روزه‌داری بچه‌ها، کار را تعطیل کرد. بعد از آن، در همین روز‌های جنگ تحمیلی سوم که خبر مجازی‌شدن مدرسه‌ها تا آخر سال آمد، دوباره کلاس‌ها شروع شد.

محمد علی‌آبادی، متولد‌۱۳۸۳، همین معلم جوان با چهره‌ای آرام است. مسیر این روز‌های او که یک کلاس جمع‌وجور تقویتی را در مسجد می‌گرداند، از دانشگاه فرهنگیان آغاز شده، وقتی در رشته آموزش ابتدایی قبول شد. او می‌گوید: کلاس‌ها معمولا بنابر تقاضای بچه‌ها تشکیل می‌شود و تا‌جایی‌که مبحث درسی به پایان برسد و ذهن بچه‌ها از سؤال خالی شود، ادامه دارد.

وجه مشترک آقامعلم و دانش‌آموزانش در مسجدی‌بودنشان است. همه‌شان از کودکی در فضای مسجد بوده و طعم تفریح و بازی و آموزش در این فضا را چشیده‌اند. محمد علی‌آبادی هم از کودکی در همین محله بزرگ شده؛ از کلاس اول دبستان. مادرش، خانم «دُرجمال محمدیان»، از فعالان همین مسجد است. این جوان فعال بیان می‌کند: مادرم همیشه در جریان کار‌های فرهنگی و اجتماعی محله هست. وقتی به ما گفت برای رفع اشکال درس بچه‌ها، به مسجد برویم، ما هم قبول کردیم و آمدیم.

 

عاشقانه در این مسیر آمدم

آقامعلم کلاس هفتمی‌ها که یک پیراهن، مشابه معلم کلاس‌ششمی‌ها پوشیده، روبه‌روی تخته سفید نشسته و مشغول تدریس است. یک مسئله ریاضی به بچه‌ها می‌سپارد و مشغول گفت‌و‌گو با ما می‌شود. او می‌گوید: تمرکز کلاس‌ها فعلا روی درس‌های ریاضی و فیزیک است. یک نظرسنجی ساده بین بچه‌ها نشان داد که ضعف اصلی در ریاضی است، به‌ویژه برای متوسطه اول و ابتدایی‌ها.

امین علی‌آبادی رفتاری دلسوزانه دارد. او که این روز‌ها در مدرسه‌ای دوره کارورزی‌اش در تدریس شیمی را می‌گذراند، بیان می‌کند: در این چندسال که به دلایل مختلف، آموزش مجازی راه افتاد، بچه‌ها در درس ضعف جدی پیدا کردند. من اینجا دیدم که دانش‌آموز کلاس ششمی هنوز ضرب بلد نیست.

آنچه بیش از هر موضوعی در حرف‌های معلم جوان پررنگ است، دغدغه عدالت آموزشی است. او با اشاره به تجربه اش در شهر‌های کوچک از کمبود معلم و نبود امکانات، به‌صراحت می‌گوید: در این دوره و زمانه کسی که پول دارد، می‌رود مدرسه خوب، معلم خوب می‌گیرد و آینده‌اش تضمین می‌شود، اما درباره بچه یک خانواده ضعیف اگر معلم پیگیر و دلسوز نداشته باشد، تضمینی برای پیشرفت تحصیلی وجود ندارد. برای همین من راه معلمی را با عشق انتخاب کردم تا کمک‌رسان باشم.

 

محمد و امین، در این روزهای جنگ، دانش خود را صرف رفع اشکال دانش‌آموزان در مسجد کرده‌اندجهاد آموزشی دوقلوها

 

معلم که شوم...

اوقات زندگی این دو برادر، در دانشگاه فرهنگیان، کار و همین کلاس‌ها تقسیم شده است. امین در یک شرکت دانش‌بنیان در حوزه هوش مصنوعی کار می‌کند و حالا که دانشگاه‌ها هم مجازی شده است، زمان بیشتری برای این فعالیت دارد. او می‌گوید: من اطلاع دارم که دانشجویان دانشگاه فرهنگیان علاقه‌مند هستند به دانش‌آموزان کمک کنند. همچنین در مسجد می‌توان کنار درس، فعالیت‌های جانبی مثل فوتبال و فوتسال را دنبال کرد تا بچه‌ها بیشتر جذب شوند. اما این بخش در مسجد ما هنوز به نتیجه نرسیده است و نیاز به همراهی بیشتری ازسوی مسجد دارد.

این جوان تصمیم گرفته که وقتی معلم رسمی شود، به مناطق کم‌برخوردار برود، حتی اگر حقوقی در کار نباشد یا کم باشد. می‌گوید: برای پول به دانشگاه فرهنگیان نیامده‌ام. اگر بحث مالی بود، همان کار شرکت دانش‌بنیان برایم کافی است. معلمی، اگر از روی علاقه نباشد، اصلا معنا ندارد.

 

تدریس آقامعلم عالی است

عرفان ملکی، یکی از کلاس ششمی‌هاست. دفتر و کتاب ریاضی‌اش را روبه‌رویش گذاشته و به‌سختی یک مسئله ریاضی را بررسی می‌کند. گویی پای درس‌نشستن برای او و همه دوستانش، دشوارترین کار دنیاست. با شیطنت می‌خندد و می‌گوید: از وقتی کلاس‌ها مجازی شده، اوضاع درسی‌ام خیلی بد است؛ مثلا از فصل ۶ ریاضی چیزی یاد نگرفتم.

اگر بحث مالی بود، همان کار شرکت دانش‌بنیان برایم کافی است. معلمی، اگر از روی علاقه نباشد، اصلا معنا ندارد

او که دوست دارد مکانیک شود، درباره آغاز این کلاس‌ها هم توضیح می‌دهد: من از بچگی به مسجد می‌آیم. یک روز که مراسم دعای ندبه بود، از خانم ظریف، جانشین فرمانده بسیج پایگاه، شنیدیم قرار است کلاس رفع اشکال درسی برگزار شود. ما داشتیم فوتبال دستی بازی می‌کردیم که گفتند بروید کتاب‌های ریاضی‌تان را بیاورید. به نظر من، تدریس آقای علی‌آبادی خیلی عالی است.

 

رادیکالش را حساب کنیم!

محمد علی‌آبادی، معلم کلاس ششمی‌ها اقتضائات سنی بچه‌ها را درک می‌کند. او می‌گوید: پایه‌ششمی‌ها بزرگ‌تر‌های مقطع ابتدایی هستند و دنبال جلب توجه. باید با تدریس جذاب و کلاس مفرح، سرشان را به درس گرم کرد.

امین‌آقا هم یک خاطره تعریف می‌کند؛ «یک روز که موضوع جبر و توان را داشتیم، اول کلاس احساس می‌کردم بچه‌ها از ریاضی می‌ترسند، ولی آخر وقت متوجه شدم نه تنها می‌ترسند که بلد نیستند و باید دوباره درس بدهم. سعی کردم موضوع را خیلی جذاب به بچه‌ها منتقل کنم. کلاس که رو به پایان بود، بچه‌ها حسابی ذوق داشتند و پشت سر هم می‌گفتند آقا عدد بدهید تا رادیکالش را حساب کنیم.»

یکی از کلاس‌هفتمی‌ها، نیما ظریف است. قد و قواره‌اش هم به فامیلی‌اش می‌آید و به‌شدت عاشق بازی است. او می‌گوید: من فقط بازی و استراحت را دوست دارم، ولی تا حالا مادرم در کلاس‌های تقویتی زیادی ثبت‌نامم کرده است. قبل از اینجا، برای درس ریاضی به کلاس‌های تقویتی مسجد امام حسن‌مجتبی (ع) می‌رفتم.

با این‌همه، دلش برای درس می‌جوشد و وقتی پای درس می‌نشیند، جدی است و دوست دارد واقعا پیشرفت کند.

 

نسل جدید را درک کنیم

برگزاری این کلاس‌های درسی در مسجد حمزه سیدالشهدا (ع) برنامه ثابتی ندارد، هرچند برادران علی‌آبادی می‌کوشند هر هفته جلسه تدریس یا رفع اشکال برگزار کنند. به‌جز این کلاس‌ها، گاهی هم پیش می‌آید که معلمان دلسوز مدارس اطراف، دانش‌آموزانشان را در مسجد جمع کنند و حضوری درس بدهند، مثل جلسه چهارشنبه گذشته که برای دختران تشکیل شد.

این دو برادر بر این باورند سرعت تدریس معلمان در مدرسه خیلی کم است. در‌این‌باره امین می‌گوید: باتوجه به حضور زیاد بچه‌ها در فضای مجازی، تمرکزشان برای ماندن طولانی روی یک موضوع، زیاد نیست. بچه‌های این نسل، عاشق سرعت و حرکت تند هستند. آنها یک گوشی همراه دارند که هر لحظه، حوصله‌شان از موضوعی سر برود، فوری می‌روند سراغ آن. نسل ما این‌طور نبود که دائم وسوسه شویم.

الان والدین فکر می‌کنند دانش‌آموز چند‌ساعت مشغول درس‌خواندن است، ولی گاهی خلافش اتفاق می‌افتد؛ برای همین باید به روحیه بچه‌های این نسل خیلی توجه کنیم تا بیشتر تمایل به یادگیری داشته باشند.

 

* این گزارش چهارشنبه ۲ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۹ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام