عزاداری روزهداران داغدار برای شهادت آیتالله خامنهای
پس از اعلام خبر شهادت رهبر معظم انقلاب، اهالی منطقه ۶ هم مثل مردم دیگر نقاط شهر در غمواندوه فرو رفتند و به سوگواری پرداختند. همزمانی این سوگ بزرگ با ایام روزهداری، باعث شد که این ماه مبارک با همه ماه رمضانهای سالهای قبل متفاوت باشد و به صفحات تاریخ بپیوندد. اهالی منطقه ما حالا پس از باز کردن روزه و جمع کردن سفرههای افطاری، در جهاد علیه دشمن آمریکایی و صهیونی نقشآفرینی میکنند.
عدهای به کاروانهای خودرویی سطح شهر و منطقه میپیوندند، عدهای با کاروانهای پیاده با عکس قائد امت و پرچم در دست به سمت حرم حرکت میکنند، عدهای در چایخانهها، خرما و حلوا پخش میکنند و…
آنها با عشق و علاقه قلبی و خودجوش، در قالب فعالیتهای مختلف واکنششان نسبت به این اندوه بزرگ را نشان میدهند و اعلام میکنند که پای بیعتشان با رهبر شهید ایستاده و پا پس نکشیدهاند. در یکی از این شبها با این موج پرتلاطم و قدرتمند همراه شدیم.

سفرههای افطاری عزاداران
اهالی در حال جمع کردن سفرههای افطار و فرشها و موکتها هستند و چند نفر در چایخانه مشغول ریختن چای برای عزاداران. جمعیت کمکم بیشتر میشود و به گفته اعضای هیئت قرار است مثل شبهای قبل به چند هزار نفر هم برسد.
تا دقایق دیگر مثل شبهای قبل بعد از افطار، پرچم به دست به سمت حرم مطهر حرکت میکنند. باعث و بانی این تجمع بزرگ، هیئت عمار در محله مصلی است. یکی از هیئتهای مطرح منطقه ۶ که اعضای آن هر سال در حاشیه بولوار مصلی سفرههای افطاری پهن میکنند.
این هیئت از سال ۱۳۹۲ تشکیل شده و اساس کار خود را بر برگزاری مراسمهای مذهبی گذاشتهاست. اعضای این هیئت همیشه برای ماه رمضانها برنامههای ویژه دارند. هر سال خانمهای محله مصلی از صبح در منازل دیگ بار میگذارند و مشغول بستهبندی نان، پنیر و سبزی میشوند. مردها هم چند ساعت قبل از اذان فرشها را در خیابان پهن میکنند و در ایستگاه چایخانه که نبش مصلای۲۲ قرار دارد چای آتشی دم میکنند.
حالا، اما برنامه آنها به اتفاقات تاریخی گره خورده است. یاسر قیاسی که مسئول هیئت است توضیح میدهد که اکنون این چایخانه محل تجمع عزاداران رهبر شهید شدهاست: سالهای گذشته ۲۰۰، ۳۰۰ نفر روضهدار سر سفره هیئت مینشستند، حالا پس از جمع شدن سفرهها میبینیم که علاوه بر مهمانان ما، دیگران هم اضافه میشوند و جمعیت چندهزار نفری کنار چایخانه جمع میشوند. اهالی از هر سن و قشری و از هر نقطهای از منطقه، خودشان را به اینجا میرسانند تا برای رهبر شهیدمان عزاداری کنند.
این جمعیت پرچم به دست و با عکس آقا پای پیاده به سمت حرم مطهر حرکت میکنند: هر سال بعد از جمع شدن سفرههای افطار مردم به خانه میرفتند، ولی این بار فرق میکند و کار ما تازه شروع میشود. ما پس از جمع شدن سفره دوباره در چایخانه، چای آماده میکنیم تا عزاداران جان دوباره بگیرند و تازه نفس به سمت حرم حرکت کنند.

همه پای کار هستند
همه پای کار هستند تا عزاداری برای رهبر شهیدمان به بهترین شکل انجام شود
اما اینجا فقط اعضای هیئت پای کار نیستند. اهالی امسال همگی همراه و همدل شدهاند. یکی از آنها بتول ابوالحسنی است، یکی از اهالی قدیمی محله مصلی که سینی خرما به دست او را میان عزاداران میبینم. پا به سن گذاشتهاست، غمی در چهرهاش پیداست و چشمهای خیسش اینسو و آنسو میدود. لنگان لنگان آهسته راه میرود و خرما تعارف میکند.
با او که حرف میزنم در همان اولین جملهها بغضش میترکد. با صدای لرزان تعریف میکند که هر سال ماه مبارک در خانه خودش روزهاش را باز میکرده، اما امسال همهچیز برای او فرق میکند: سن و سالی از من گذشته و پای رفتن با پای پیاده به حرم را ندارم، اما غم از دست دادن رهبر شهیدمان هم نمیگذارد که در خانه بمانم. نذر کردهام که هر شب برای عزاداران خرما پخش کنم تا قدم کوچکی برای همدلی با عزاداران رهبر شهیدمان بردارم.
مسئول هیئت در ادامه توضیح میدهد که این همدلی را امسال میتوان بیشتر از همیشه احساس کرد: امسال به دلیل این واقعه تلخ اهالی همدلتر شدهاند و این به وضوح احساس میشود. یکی حلوا میآورد تا در چایخانه پخش کنیم، یکی چند پرچم از خانه میآورد به دست افراد کاروان میدهد تا در راه پرچم داشتهباشند. خلاصه همه پای کار هستند تا عزاداری برای رهبر شهیدمان به بهترین شکل انجام شود.

چایخانه عزاداران نوجوان
چایخانه محله اروند در کوچه بخشی۷ با دیگر ایستگاههای منطقه متفاوت است. امور آن را نوجوانان به دست گرفتهاند. نوجوانانی که عضو کانون فرهنگی کوثر در محله اروند هستند، یکی از کانونهای فعال محله که اعضای آن در مناسبتها و رویدادهای مختلف همیشه برنامهای تدارک میبینند. امسال هم با توجه به شرایط بیشتر از همیشه پای کار هستند.
محمد زارع، مسئول این کانون است و ابتدا از حالوهوای محله پس از شهادت رهبر میگوید؛ اینکه محله در سوگی عمیق فرو رفته و اهالی خودجوش پرچم مشکی و عکس رهبر شهید را سر در خانههایشان نصب کردهاند. این کانون حالا سعی میکند با اقدامات مختلف با عزاداران محله همراهی کند؛ «کانون ما بیشتر برای نوجوانان محله است. به همین دلیل در این واقعه هم سعی کردیم بیشتر کودکان و نوجوانان محله را دخیل کنیم و پای کار بیاوریم. ابتدا با برگزاری چند جلسه در کانون، این واقعه بزرگ را برای بچهها شرح دادیم؛ چراکه حالا بیشتر از هر زمانی لازم است که نوجوانان رهبر شهید را بشناسند.»
او توضیح میدهد که آنها مثل سالهای قبل برنامه افطاری ساده را دارند. هر شب در فضای کوچک کانون همراه با اهالی با چای، خرما و سبزی روزهشان را باز میکنند. نوجوانان هم در چایخانه جلوی کانون برای اهالی چای میریزند. این چایخانه، اما حالا شکل و شمایل متفاوتی نسبت به سالهای قبل دارد.
عکس رهبر شهید را به دیوار آن نصب کردهاند و کاغذی که روی آن نوشته شده ما عزادار رهبر و امام امت اسلامی هستیم. اما این تمام ماجرا نیست. آنها ساعت ۷ کاروان و رژه خودرویی هم در محله دارند و به همراه دیگر اهالی این محله در سطح محلههای شهرک شهیدرجایی، شهرک شهید باهنر، فدائیان اسلام، پورسینا، مصلی و… دور میزنند.
علی کاردان یکی از اعضای نوجوان کانون است که هر شب در چایخانه خدمترسانی میکند. او با اشتیاق و انگیزه از کاروان خودرویی هم میگوید: ما هر شب بعد از توزیع چای، پرچمها و عکسها را آماده میکنیم و سوار ماشینها میشویم و کل منطقه را دور میزنیم. عکس آقا را به شیشه ماشین میچسبانیم و در طول مسیر پرچمها را تکان میدهیم و شعار میدهیم تا عشق خودمان را به رهبر شهیدمان نشان بدهیم و بگوییم که هیچوقت او را فراموش نمیکنیم.

همدلی بانوان روزهدار
اهالی محله آقا مصطفیخمینی (کوی عماریاسر) هم مثل دیگر محلههای منطقه در این شبها برنامه خودشان را برای عزاداری دارند. مسجد جوادالائمه (ع) که پاتوق اهالی است از همان شب اول شهادت سیاهپوش شد و حالا هم برنامه افطاری و عزاداری در این محله ادغام شدهاست.
خانمها از ظهر در مسجد جمع میشوند و ساندویچ نان، پنیر و سبزی درست میکنند و عدهای هم در آشپزخانه مسجد مشغول پخت سوپ میشوند تا بعد از نماز برای افطاری روزهداران و نمازگزاران همهچیز آمادهباشد. البته این برنامهای است که هر سال اهالی در ایام ماه مبارک در مسجد دارند.
باید نشان بدهیم که آقا فقط رهبر ما نبود، پدرمان بود، تکیهگاهمان بود و کسی که خار چشم دشمنان شدهبود
زهره فتحعلیزاده یکی از خانمهای پای کار در محله از دیگر برنامهها میگوید: ما از همان صبحی که خبر شهادت رهبرمان را شنیدیم به مسجد آمدیم و فضاآرایی را تغییر دادیم. حالا هر روز از صبح در مسجد قرآن پخش میکنیم. دم در هم یک میز گذاشتهایم و خرما و حلوا روی آن چیدهایم. پس از اقامه نماز و باز کردن روزه هم هر شب با صدنفر از اهالی جلو مسجد جمع میشویم و پای پیاده به سمت مصلی و بعد حرم حرکت میکنیم و در مسیر شعار میدهیم.
او توضیح میدهد که هیچوقت تا این حد اهالی را همدل ندیدهاست: ما محله همراه و همدلی هستیم، اما این همدلی در این روزها بیشتر به چشم میخورد. غم از دست دادن رهبرمان غمی سنگین و مشترک است و باعث شده که با هم مشارکت بیشتری داشتهباشیم و مراسم ماه رمضان امسال را پررنگتر از سالهای قبل برگزار کنیم.
علیرضا بسکابادی ساکن خیابان شهیدبسکابادی هم از سیاهپوش شدن محله و این خیابان بعد از خبر شهادت رهبر معظم انقلاب میگوید: بعد از انتشار این خبر ناگوار همهچیز تغییر کرد و محله سیاهپوش شد. خیلی از کاسبها عکس رهبر را پشت شیشهزدند و بعضی از اهالی پرچم مشکی سردرخانههایشان زدند. مسجد محله را هم سیاهپوش کردیم. میخواستیم با هر نشانهای غمی که داریم را بروز بدهیم. باید نشان بدهیم که آقا فقط رهبر ما نبود، پدرمان بود، تکیهگاهمان بود و کسی که خار چشم دشمنان شدهبود.
او درباره همدلی اهالی توضیح میدهد: مسجد الزهرا (س) مسجدی که در میانه خیابان بسکابادی قرار دارد حالا محل تجمع عزاداران رهبر شهید انقلاب در این محله شدهاست. اهالی روزهدار پس از اقامه نماز و باز کردن روزه روبهروی مسجد تجمع میکنند، شعار میدهند، پرچمها را به اهتزاز درمیآورند و تا سر چهارراه حرکت میکنند: جمعیت زیادی جمع میشود. مسیرهای فرعی و اصلی بسته میشود و رهگذرها و پیادههای دیگر هم اضافه میشوند.
نکته جالب این ماجرا از نظر او همراهی شیعیان و سنیان در این واقعه است. بسکابادی میگوید: چند نفر از مولویان ساکن منطقه هم در این راهپیماییها همراهی کردند و جمعیت سنینشین هم مثل شیعیان به عزاداری پرداختند. رهبر انقلاب، رهبر همه مسلمین بود و حالا همه سوگوار هستند.
کودکان و نوجوانان هم بخشی از این جمعیت هستند: کودکان با دمامزنی و نوحهخوانی جمعیت را همراهی میکنند و ما با سپردن مسئولیت به آنها میخواهیم آنها را هم مشارکت بدهیم. او در آخر از لزوم برگزاری این مراسم و برنامهها در این شبها میگوید: ما شب در میان این برنامه را داریم و تا هر زمان که لازم باشد ادامه میدهیم. این عزاداری فقط یک عزاداری معمولی نیست، بلکه مبارزه است.
* این گزارش دوشنبه ۱۸ اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۶۲ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.