خانه بهداشت همتآباد به یاد شهید ذاکری بنا شد
کودک که بود، گاهی همراه پدر و مادر برای سر زدن به باغشان به «علیآباد» میرفت. او میدید آنجا زنها جایی برای واکسنزدن بچههایشان ندارند و هرکس باید برای رفتن به مرکز بهداشتی به شهر برود.
«صفرعلی» نوجوان هم که شده بود، باز هم همراه پدر و مادرش به علیآباد میرفت. بچهها بیشتر مریض میشدند. او میدانست مادران نمیتوانند بچههایشان را به شهر ببرند. صفرعلی فکر میکرد که چطور میتواند به آنها کمک کند. آن زمان بحبوحه انقلاب بود و او با شرکت در راهپیماییها به همه این کمبودها، تبعیضها و ... اعتراض میکرد.
جنازه صفرعلی بعد از شهادت به محله طلاب برگشت
صفرعلی ذاکری شهید محله طلاب مشهد است. او که دوره کودکی و نوجوانیاش را در این محله گذرانده، از مسجد همین محله برای رفتن به جبهه ثبتنام کرده است و جنازهاش را پس از شهادت به همین محله آوردهاند. هنوز برای مادرش زنده است. هر چند که این مادر دیگر صدای بازی و خنده فرزندش را از کوچه پسکوچههای خیابان وحید (دریای اول سابق) نمیشنود، صدای ا... اکبر گفتنش از پشتبام خانه نمیآید، لباسهای خونیاش را که از راهپیمایی برگشته نمیشوید، اما برای او آرزوهای صفرعلی هنوز زنده است و جریان دارد. برای او که یک زن ایثارگر است، برآورده کردن این آرزوها آرامش میآورد.
وقتی حرف میزند، بیقراری میان حرکت لبهایش پیداست. میگوید: هر کاری بکنم باز هم نمیتوانم به اندازه صفرعلی به مردم خدمت کنم.
صفرعلی از آن بالا همه چیز را میبیند
مرکز بهداشتی شهید ذاکری که چند سالی است با احداثش یکی از مهمترین نیازهای مردم این محدوده را برطرف کرده است، اقدامی است که از سوی این مادر ایثارگر انجام شده است. مادر شهید ذاکری میگوید: این مرکز را برای شادی روح پسرم ساختم و یقین دارم او از آن بالا همه چیز را میبیند و مثل من آرام میشود.
صفرعلی در ۱۶ سالگی به جبهه رفت و با وجود اینکه مجروح شده بود، به مرخصی نمیآمد
او ادامه میدهد: پسرم چه در زمان انقلاب و چه هنگام جنگ بسیار فعال بود، بهطوری که در بیشتر فعالیتهای انقلابی شرکت میکرد و درحالیکه برادر بزرگش نیز برای جنگ راهی جنوب شده بود، در ۱۶ سالگی به جبهه رفت و با وجود اینکه مجروح شده بود، به مرخصی نمیآمد.
او ادامه میدهد: وقتی به حرفها، افکار و دغدغههای صفرعلی فکر میکنم، از اینکه بیکار بنشینم و کاری نکنم، خجالت میکشم. سعی میکنم با انجام این کارها قدم در راهی بگذارم که صفرعلی در نوجوانی گذاشت.
حسینیهای برای صفرعلی میسازم
مادر شهید ذاکری که خود را به گونهای مامور برآورده کردن خواستههای این شهید میداند، در فکر ساختن حسینیهای نیز به نام فرزند شهیدش است. او در این باره میگوید: همه تلاشم این است که با احداث حسینیهای در همان مکان، نیاز مردم آن منطقه در این زمینه برطرف شود و بدین وسیله یکی دیگر از خواستههای شهید را برآورده سازم.
مادر شهید ذاکری به اتفاق همسرش، حاجی ذاکری، در تربیت فرزندانشان تلاش زیادی کردند تا جایی که اکنون همه فرزندان این خانواده دارای تحصیلات عالیه و برخی مسئول استانی و شهری هستند.
خانم ذاکری که پس از شهادت فرزندش به دلیل غم از دست دادن فرزند، چندان تمایلی به شرکت در فعالیتهای اجتماعی نداشته است، در بخشهای مختلفی به کارهای خیریه میپردازد و از این طریق راه شهیدان از جمله فرزند خود را ادامه میدهد.
*این گزارش یکشنبه، ۲۵ تیر ۹۱ در شماره ۱۳ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.
