کد خبر: ۱۴۰۶۴
۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۰
روایت جمشید مهدوی‌کوچکسرایی از تغییر نام‌ها در محله فاطمیه

روایت جمشید مهدوی‌کوچکسرایی از تغییر نام‌ها در محله فاطمیه

قدیم، اسم کوچه‌های این محدوده از محله فاطمیه، چیز دیگری بود؛ مثلا کوچه شهید‌علی قدمگاهی، معروف بود به «لاله». دوران جنگ، وقتی جوان‌های محله یکی‌یکی شهید می‌شدند، اسم کوچه‌ها هم به نامشان تغییر می‌کرد.

بهمن‌۵۷ برای جمشید مهدوی‌کوچکسرایی، آغاز حرکت در مسیری پرفراز‌ونشیب برای حراست از نهال نوکاشته انقلاب بود. این جانباز روز‌های انقلاب و جنگ تحمیلی که چهل‌سال در خیابان شهید‌ابراهیمی سکونت و کسب‌وکار داشته، به‌دلیل فعالیت‌های گسترده انقلابی، دشواری‌های زیادی را به جان خریده است؛ از زخمی شدن در دی‌ماه‌۵۷ تا کینه‌ورزی منافقان در دهه ۶۰. برای او قدم‌زدن در کوچه‌های محله فاطمیه، یادآور خاطرات سال‌های همدلی و مقاومت است که برش‌هایی از آن را روایت می‌کند.

دهه ۶۰، کار‌های فرهنگی مسجد المهدی (عج) به من سپرده شده بود؛ از مکبری تا برگزاری دعای کمیل و توسل. شام غریبان امام حسین (ع) با هیئتی‌های مسجد، می‌رفتیم منازل شهدای محله و روضه می‌خواندم. برخی اعزام‌هایم به جبهه هم از همین مسجد بود.

 

سال‌های پس از پیروزی انقلاب در محله فاطمیه به روایت جمشید مهدوی‌کوچکسرایی

سال ۶۱ ابتدای کوچه شهیدابراهیمی ۲۲، مغازه خواربارفروشی باز کردم. هر روز بعد نماز صبح، حاج‌آقا کاریزی، امام جماعت مسجد المهدی (عج) را به خانه‌اش می‌رساندم تا مبادا مورد سوء قصد منافقان قرار بگیرد، غافل از اینکه خودم، سوژه منافقان هستم. یک روز به درِ آلومینیومی مغازه‌ام برق وصل کرده بودند. همین که آمدم قفل را باز کنم، پرت شدم عقب. نیرو‌های اطلاعات سپاه آمدند و ماجرا را صورت‌جلسه کردند.

 

سال‌های پس از پیروزی انقلاب در محله فاطمیه به روایت جمشید مهدوی‌کوچکسرایی

زمستان سال ۶۲، حوالی ساعت ۲۳ از جلسه قرآن برمی‌گشتم خانه. از فاصله صدمتری، دیدم دو نفر از پشت کیوسک تلفن که ابتدای کوچه شهیدانگیزه ۷ بود، سرک می‌کشند. آموزش‌های امنیتی را دیده بودم و به ماجرا شک کردم. یک لحظه، اسلحه‌شان را دیدم و مطمئن شدم قصد ترور دارند. جوان و چابک بودم. تا خانه‌مان یک‌نفس دویدم و به‌سختی نجات پیدا کردم.

 

سال‌های پس از پیروزی انقلاب در محله فاطمیه به روایت جمشید مهدوی‌کوچکسرایی

قدیم، اسم کوچه‌های این محدوده، چیز دیگری بود؛ مثلا کوچه شهید‌علی قدمگاهی، معروف بود به «لاله». دوران جنگ، وقتی جوان‌های محله یکی‌یکی شهید می‌شدند، اسم کوچه‌ها هم به نامشان تغییر می‌کرد.

 

سال‌های پس از پیروزی انقلاب در محله فاطمیه به روایت جمشید مهدوی‌کوچکسرایی

این خانه در مسلم جنوبی، متعلق‌به یکی از درجه‌دار‌های پهلوی بود و معروف به «خانه استوار». شده بود خانه تیمی منافقان. با نیرو‌های بسیج، برای پاک‌سازی‌اش اقدام کردیم. با بلندگو هشدار دادیم خودشان را تسلیم کنند، اما مقاومت کردند. تیراندازی شروع شد. شیشه را شکستم و نارنجک پرتاب کردم داخل خانه. سه منافق تلف شدند. یکی از آنها همان بود که برای کشتنم پشت کیوسک تلفن پنهان شده بود.

 

سال‌های پس از پیروزی انقلاب در محله فاطمیه به روایت جمشید مهدوی‌کوچکسرایی

خانه ما و حسین تقوایی رو‌به‌روی هم بود. هردو اهل جبهه بودیم و وقت‌هایی که یکدیگر را می‌دیدیم، سربه‌سر هم می‌گذاشتیم. من می‌گفتم «اینجا می‌شود کوچه شهیدمهدوی». حسین می‌گفت «نه‌خیر! می‌شود کوچه شهید تقوایی». سال ۶۱ در عملیات محرم، حسین به آرزوی شهادت رسید و کوچه به نام او شد.

 

* این گزارش یکشنبه ۱۹ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۱ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44