در محله وحید مشهد، ۳ پیرمرد زندگی میکنند که قدیمیهای این محلهاند و از زمان ساخت میدان جوادالائمه در اینجا سکونت داشتهاند، میدانی که ۵ دهه قدمت دارد و آنها در حوالی این میدان کاسبی میکنند.
الماس «کوه نور» در عهد افشاریه، روزگاری را در مشهد گذراند و بعدها، سرنوشت عجیبوغریبی پیدا کرد و امروزه در اختیار انگلیس و بخشی از تاج شاه یا ملکه این کشور است.
مرکز اسناد تاریخ و توسعه شهر شهرداری مشهد از سال ۹۵ فعالیت غیررسمی خود را در زمینه جمعآوری اسناد شروع کرده و توانسته است بسیاری از اسناد هویت سازمانی و شهری و تصاویر توسعه آن را گردآوری کند. این مجموعه در حالحاضر حدود ۵ میلیون عدد انواع سند را در ساختار خود ذخیره و نمایهسازی کند.
خاندان عسگریان از خاندانهایی است که موسیقی محلی حکم میراث خانوادگیشان را دارد. محسن عسگریان میگوید او دهمین نسل و پسرش یازدهمین نسل این خاندان هستند که دوتار از دستشان نیفتاده است.
ساختار صندوق قرض الحسنه مسجد امام محمدباقر(ع) چیزی شبیه بانک است با ۱۰ پرسنل ثابت، همانند یک بانک به امور مالی اهالی محل و دیگران میپردازد.
در مشهد طی چهار تا پنج سال گذشته، موج تازهای از توجه به پتینه کاری شکل گرفته و هنرمندان فعال در این حوزه توانستهاند با خلاقیت و اجرای تکنیکهای متنوع، این هنر را به بخش مهمی از پروژههای دکوراسیون شهری و تجاری تبدیل کنند.
قدمت ساخت صابون و صنعت صابونپزی در مشهد معلوم نیست، اما به نظر میرسد که نیاز دائمی به این محصول، باعث شدهبود که کارگاههای مربوط به آن همیشه در شهر دایر باشد و به همین دلیل آگهی فروش صابون اولینبار در روزنامه «ادب» منتشر شد.
گروه جهادی «رهبر شهیدم» برای بازسازی واحدهای آسیبدیده از جنگ تحمیلی عازم شدهاند. تشکیل این گروه چندصدنفری حاصل طرح و ایده دو برادر از مشهد است که تعدادی دانشجو، طلبه و هنرمند و کارگر را همراه خود کردهاند.
در دهههای نخست قرن چهاردهم خورشیدی سیدسعید طباطبایی که اصالتا اهل نائین بود، بخشی از املاک و داراییهای خود را وقف مسجد جامع گوهرشاد کرد. او بخشی از املاک خود در اصفهان را فروخت و در مشهد خریداری کرد.
میتوان تاریخ نخستین حمایتها از مادران را به بیش از ۸۰ سال پیش بازگرداند که نخستین جرقههای حمایت از زنان باردار در جامعه ایرانی کلید خورد. در آن دوران به دلیل نبود امکانات بهداشتی و مرگ و میر بالای مادران و نوزادان حمایتهایی بهداشتی صورت گرفت.
وجود کتابفروشی «نوروزعلی کتابفروش» در مشهد، دستکم به یک دهه قبل از آگهی مربوط به روزنامه خراسان در دوره مشروطه باز میگردد. اولین آگهی فروش کتاب هم توسط این کتابفروشی در روزنامه ۳۰ فروردین ۱۲۸۸ منتشر شد.
شاهنامه تنها اثر کهن ادبیات فارسی نیست که رسول مرادی به نستعلیق خوش نویسی کرده است؛ حافظ، گلستان سعدی، رباعیات خیام و ... هم به خط او منتشر شدهاند.
محمد میرفخرایی با عناوین مختلفی از مربیگری گرفته تا پهلوانی به جامعه ورزش خراسان و کشور خدمت کرده است. او آخرینبار سال۱۳۵۰ با نام قوچان روی تشک کشتی رفت و در سطح کشوری مدالهای زیادی به دست آورد.
شهریورماه سال۱۳۲۰، روسها مشهد را به اشغال خود در میآورند و وضعیت معیشتی مردم تحتتأثیر آن قرار میگیرد. آشفتگی بازار در این شرایط، صدای اعتراض مردم از کمبود مواد غذایی و دیگر اجناس ارزشمند را بلند کرده بود و احتکارها شروع شد.
حسینعلی مردان شاهی، مؤسس گروه «فردای جام» ۳۰ سال به نوازندگی دوتار مشغول بوده است. او و گروهش اجراهای زیادی در ایران و خارج از ایران داشتهاند اما به گفته خودش بیشترین اجراهایش را در مشهد داشته است.
بخش مهمی از گزارشهای محمدحسنخان اعتمادالسلطنه، وزیر انطباعات ناصرالدینشاه و نویسنده کتاب بسیار ارزشمند «مطلعالشمس» درباره توسعه و تزیین حرم رضوی، در کتاب دیگر او موسوم به «المآثر والآثار» درج شده است.
به استناد خبر روزنامه نوبهار ۲۸ جمادی الاول ۱۳۲۹ قمری پهلوانان دیگری که در این روزگار مسبب دزدی اموال مردم هستند، محمدرضا پهلوان و غلامحسین پهلوان نام دارند که در اطراف سبزوار کاروانهای تاجران و زائران را لخت میکنند.
مهدی احمدی اواخر دهه ۴۰ مسیر حرفهای خود را آغاز کرد و در دهههای بعد با تهیه کنندگی فیلم هایی، چون «گرگهای گرسنه»، «یار در خانه»، «دل نمک» و «ارثیه فامیلی» از نخستین چهرههایی شد که تولید حرفهای فیلم در مشهد را به طور جدی دنبال کردند.
رحمان کامیاب، طراح و مجری پروژههای معماری سنتی در مشهد میگوید: بناهای قاجاری که به «موزهای زنده از معماری اسلامی و ایرانی» شباهت دارد، یکی یکی از میان میروند؛ بی آنکه ارادهای جدی برای حفظ آنها وجود داشته باشد.
از روزی که در سال ۶۱۷ هجری قمری لقب «دارالامان» به مشهد داده شد، این نام نه یک عنوان تشریفاتی که بازتابی بوده که قرنها دوام آورده و در دورههای گوناگون، شکلهای متفاوتی از «امان» را به مردم بخشیده است.