نقاشی «پل سرخس» نمایی از مشهد در قالب رنگ و نقش است
سردی هوا کمکم رخت بسته و میشود رنگهای بهار را در حوالی روزهای آفتابی اسفند به روشنی دید؛ جایی لاجوردی آسمان را و جایی دیگر سلام درختان را. این رنگگیری استثنا ندارد همین است که حتی دیوارهای شهر هم رنگ گرفته و به سمت ابتدای بهار راه افتادهاند. یکی از این رنگگیریها را میشود بر دیوارهای بتنی و خاکستری پل سرخس دید، جایی که سفیدی، خاطره خاکستری و ممتد پل را شسته و نقشهایی از بهار را برایش مصور شده است.
«پل سرخس»؛ وقتی بود که این نام در آدرسی، مرا به خانه برادرم میرساند که خانهاش پر بود از گلهای مریم و جیغ پرندگان گرمسیری و خوشرنگ، اما حالا این نام فقط یک «پل» است، یک خاطره خاکستری در جایی از شهری که مشهد است و هر روز هزاران نفر را از خود و اطرافش عبور میدهد تا به جاهایی که نمیداند کجاست، برساند.
نزدیک پل که میشوم قبل از هر چیز جنبوجوش بچههایی را میبینم که در زمینهای ورزشی زیر پل گرم توپ والیبالند و پس آن چشمم میافتد به دیواره داخلی پل که برای اولین بار سفید شده و داربستی روبرویش خانمی را در دو متری زمین نگه داشته است. نزدیکتر که میشوم آن خانم فاطمهسادات صفاری میشود و آن سفیدی یک نقاشی دیواری که برای بهار در حال کشیده شدن است.

صفاری به اتود اولیه کارش بر روی سطح سفید شده پل اشاره میکند و میگوید: نقاشی اصلی را هنوز نکشیدهام، حدود سه هفته است که کار را آغاز کردهام، اما تازه چند روز است که به مرحله پیادهسازی طرح رسیدهام، چون درگیر زیرسازی نقاشی بودم. باید هماهنگیهایی میشد، پل نیاز به شستشو داشت و همینطور باید تهرنگی هم زیر نقاشی زده میشد تا کار یک دستتری روی پل بنشیند.
در طراحی پل سرخس درختان سرو و همراهی آنها با خطوط منحنی کار را به سمت نگارگری ایرانی سوق میدهد
نقاشی از سطوح رنگی متفاوتی تشکیل شده و میشود حدس زد که نقاشی پل سرخس با موضوعیت حرم امامرضا (ع) شکل گرفته است. پل سه سطح دارد و همانطور که بعدتر خود نقاشش میگوید، بخش داخلی که مرکزیت دارد و بیشتر در دید است در موضوع حرم امامرضا (ع) طرح میگیرد. او اضافه میکند: با کمک گیری از سطوح رنگی، نمایی از گنبد و گلدستهها به همراه دو فیگور آهو که به حرم تعظیم میکنند را تصویر کردهام که قرار است خلاصه شهری به نام مشهد باشد.
او در ادامه درخصوص انتخاب این طرح برای نقاشی خاطرنشان میکند که بخشی از انتخاب این طرح بهخاطر بخشنامههایی است که به این کارها و کارهای مرتبط با امام رضا (ع) بیشتر گرایش دارند بهخصوص اگر شور و نشاط رضوی را مدنظر قرار داده باشند.
این نقاش مشهدی ادامه میدهد: احساس میکنم مردم اینجا -که میشود گفت مردم اطراف حرم هستند- انس بیشتری با امام رضا (ع) دارند تا هرچیزی دیگری اینجا اصلا حال و هوای دیگری نسبت به ایشان وجود دارد، حال و هوایی که در دیگر جاهای مشهد نمیتوان مشاهده کرد، از اینرو مناسبتتر دیدم که ایشان در نقاشی دیواری اولویت پیدا کند و تلاش کردم این اولویت را با طرحی از حرم و تعظیم آهوها که نماد زندگی در مشهد هستند، نشان بدهم.

کمی آنطرفتر از نقاشی اصلی، خطوطی مربعی و منحنی که معماری قدیم را به یاد میآورند دیوارههای بیرونی پل را پر کردهاند و میشود لابهلای طرحشان، شبح بناهایی مسجد گونه را دید؛ شبحهایی که کمی بعدتر خود صفاری میگوید یکی شان مسجد گوهرشاد است و دیگری آرامگاه خواجه ربیع و ادامه میدهد: در نظر دارم برای اطراف پل هم بناهای اطراف مشهد را که در واقع نشانیهایی از مشهد هستند، نقاشی کنم. میخواهم بناهایی مثل آرامگاه خواجهربیع، مسجد گوهرشاد، آرامگاه فردوسی و آرامگاه نادری را ساده کرده و نقاشی کنم.
او همچنین از شباهت کارش به نگارگری ایرانی میگوید و با اشاره به شمایل درختهای نقاشی اضافه میکند: درختان سرو و همراهی آنها با خطوط منحنی و شکسته کار را به سمت نگارگری ایرانی سوق میدهد. ضمن اینکه کلیت نقاشی حس ایرانی بودن را به شما میدهد در حالیکه طرح در حالت کلی، خیلی خلاصه شده و گرافیکی اجرا شده است. در واقع درختها هم خلاصهشده درختهای نگارگری است و از رنگهای شاخص این هنر ایرانی هم استفاده زیادی شده، و همین است که نقاشیهای دیوارههای کناری را به نگارگری شبیه میکند.
حرفمان که تمام میشود خانم صفاری به سمت نقاشیاش بر میگردد و البته قبلش قول داده که نقاشی را تا ۲۶ اسفند تمام کند تا مردم چه زائر و چه مجاور بتوانند هنگامی که از کنار این پل سرخس میگذرند آن را تمام و کمال تماشا کنند.
* این گزارش در شماره هفتم شهرآرا محله منطقه ۵ مورخ اسفندماه سال ۱۳۹۰ منتشر شده است.