شهرداری - صفحه 7

وفا ثابتی می‌گوید: وضعیت بحرانی سازه‌های بنا و استحکام آنها بیش از همه در این سرا ایجاد نگرانی کرده است، به همین دلیل در وهله اول مقاوم‌سازی و استحکام‌بخشی مدنظر است.
مجموع روزبازارها و شب‌بازارها در سطح شهر مشهد ۲۶ مورد است که بدلیل تنوع محصولات و قیمت مناسبشان با استقبال خوب مشتریان روبه‌روست.
حسین گواهی پاکبان محله عنصری با اشاره به علاقه‌اش به رفتگری که از کودکی در وجودش ریشه دوانده، ادامه می‌دهد: در کودکی آرام و بی‌صدا جاروسیخی خانه را برمی‌داشتم و می‌رفتم کوچه را جارو می‌زدم.
معصومه قاسمی بین خانم‌هایی که برای ورزش به سالن می‌آیند، به «عمه‌خانم» معروف است. او که بیست‌سالی می‌شود ورزش می‌کند، می‌گوید: سالمندی نباید بهانه شود که زن‌ها در خانه بنشینند.
۵‌مهر، نودمین سال پا گرفتن نخستین غسالخانه بلدیه در مشهد است؛ غسالخانه‌ای که، چون از لحاظ امکانات بهداشتی به انواع امروزی خود شبیه بود، بعد از افتتاح به این نام شهرت یافت: «غسالخانه جدید بلدیه».
محمدحسین حاتمی می‌گوید: همیشه سعیم بر این بوده که با افرادی که مراجعه می‌کنند، به‌درستی برخورد کنم و تا حد امکان تا حصول نتیجه کار، ارباب‌رجوع را همراهی می‌کنم.
این آتش‌سوزی بزرگ با کمک لشکر خراسان و مأموران شهربانی و شهرداری اطفا شد ولی از سینما جز خاکستر چیزی باقی نماند و خسارت میلیون ریالی به مالکش تحمیل کرد.
«این‌ها که پل نیستند، تونل وحشت اند! نه صبح خیلی زود و نه از عصر به بعد حاضر به تردد از روی پل نیستیم؛ هر بار نیمه جان می‌شویم تا به آن‎طرف پل برسیم.» این روایت زنی جوان از فضای پل عابر پیاده خین عرب است.
این پل مدت هاست بیشتر از عابرپیاده به کار موتورسواران می‌آید، چرا که هیچ‌نقطه وصلی بین شهرک شیرین و این طرف صدمتری یعنی مصلی و محمدآباد وجود ندارد.
پل‌های هوایی منطقه یک که در دهه ۸۰ احداث شدند، تق‌ولق کار می‌کنند. میانگین عمر این پل‌ها به هجده‌سال می‌رسد ولی به‌دلیل هزینه‌های سنگین تعمیر و نگهداری پل‌های عابر پیاده، وضعیت نامناسبی دارند.
طیبه سرایی می‌گوید: مکان کنونی مسجدالرضا (ع) در بوستان جهان‌شهر در گذشته مسجد پادگان بوده است. شهرداری با بازسازی این فضا و در‌نظر‌گرفتن محیطی برای اقامه نماز بانوان، اقدام درخور‌توجهی انجام داده است.
محمدصارم صفاری باغ ۲۲۰۰ متری‌اش را برای انجام کار‌های فرهنگی مانند کلاس‌های مشاوره ازدواج، اردو‌های تفریحی دانش‌آموزی، اردو‌های خانوادگی و کلاس‌های ورزشی در اختیار شهرداری قرار داده است.
تاریخچه بیمارستان منتصریه به شاهزاده منتصرالملک که از ثروتمندان مشهد بود، برمی‌گردد. او فرزندی نداشت. بنابراین وصیت کرد که اموالش صرف ساخت بیمارستان شود. پس‌از درگذشت او، همسرش در خیابان «جنت» ساخت بنا را شروع کرد.
سالار سعیدی نوجوان محله هنرستان که که کوچکترین عکاس شرکت کننده در مسابقه بود توانست مقام اول جشنواره عکس هویت را کسب کند او دوست دارد فیلمی هم درباره هویت شهر مشهد بسازد.
سعید عمرانی حدود ۱۰‌سال است به‌صورت حرفه‌ای وارد کار نقاشی دیواری شده و طراحی و اجرای بسیاری از نقاشی‌های دیواری سطح شهر را به عهده داشته است.
مهندس جواد شهرستانی نقش شهرداری را در کار‌های خیر پر رنگ کرد و توانست با نبوغ خودش در آن زمان مدیریتی جامع برای شهر به‌وجود بیاورد.
زهره مشکاتیان می‌گوید: خانم! پرسه‌زنی سگ‌ها در کوچه و خیابان‌ها شده کابوس شب و روز ما. ما که بزرگ هستیم از این صدا‌ها لرزه به جانمان می‌افتد، چه برسد به بچه‌ها.
احمد تشدیدی تعریف می‌کند: حدود سال‌۷۶ بود که بعد‌از دوندگی‌های بسیار بالاخره اولین اتوبوس به محله‌مان آمد. مردم خیلی خوشحال بودند؛ چون دیگر قرار نبود مسیر طولانی را در خیابان خاکی پیاده بروند.
پاکبان قدیمی و شریف مشهدی ۳ میلیارد تومان تراول‌چک را به صاحبش برگرداند. محمدرضا یزدانی می‌گوید: افتخار می‌کنم، چون کارم خیلی سخت است، ولی نان حلال دارد.
حمیده حسینی شاعر نوجوان ۱۵‌ساله در توجیه غم شعرهایش می‌گوید: خودم هم دوست دارم شعر شاد بگویم، اما نمی‌دانم چرا فقط زمانی‌که آسمان دلم ابری است، حس شاعری به سراغم می‌آید!