منطقه ۸ - صفحه 22

منطقه ۸

منطقه‌ای با تاریخ کهن

منطقه ۸ از مناطق قدیمی مشهد است و بسیاری از محله‌های برخوردار مشهد قدیم همچون سراب، سرشور و ارگ را در خود جا داده است. اعیان و بزرگان شهر از همان ابتدا به سکونت در «سراب» که سرِ آب قنات قریه سناباد بوده تمایل نشان دادند. محله سرشور که از شهرنشین‌ترین محله‌های مشهد قدیم بوده، امروز نیز با برخورداری از مغازه‌های تجاری، خانه‌های تاریخی، هتل‌آپارتمان‌ها و... نبض شهر مشهد است. بازار سرشور که از ۴۰۰سال پیش گذرگاه زائران برای تشرف به حرم مطهر بوده است و همچنین بازارچه سراب، به‌تازگی احیا شده‌اند. خیابان ارگ مدرن‌ترین خیابان مشهد قدیم است و در گذشته، پاتوق روشن‌فکران و اهل فرهنگ بوده است. بوستان‌های کوهسنگی و باغ‌ملی در این منطقه در روز‌های مختلف سال میزبان جمع زیادی از شهروندان و زائران هستند. ۹ بیمارستان بزرگ مشهد در این منطقه شهری قرار دارد که به بیماران مختلفی از گوشه‌وکنار کشور خدمات می‌دهند. به‌دلیل وجود ۲ کنسولگری پاکستان و افغانستان، حضور شهروندان این ۲ کشور در این منطقه محسوس است. شهرداری منطقه ۸ مشهد سال ۱۳۷۸ شکل گرفته و در مساحت ۱۹۳۶ هکتاری آن ۹۳ هزار نفر زندگی می‌کنند.

برخی از مسیر‌ها مانند فرعی شماره ۲۴ خیابان امام‌خمینی (ره) کنونی دراصل جانشین مسیری دیگر هستند که به‌دلایلی، چون لزوم کوتاه شدن مسیر قبلی، ایجاد خیابان‌های جدید و حتی احداث مجموعه‌ای تازه متولد شده‌اند.
سال چهارم دبستان در مسابقات جابربن‌حیان در سطح مدارس شرکت کردم و به همراه یکی از دوستانم توانستیم مقام نخست را برای اختراع چراغ هوشمند به ثبت برسانیم.
قدمت خیابان ثامن‌الائمه‌۱۸ به بیش‌از صد‌سال پیش برمی‌گردد. کارکنان ارتش اولین ساکنان این محله قدیمی هستند. پیش‌از انقلاب اسلامی، این معبر به «شاپورکهنه» شهرت داشت.
سیدعلی سجادی یک‌بار پدر دانش‌آموزی که پیچ‌گوشتی آورده بود مدرسه را خواست و تذکر داد. چند سال بعد او را دید که پسرش را نشان می‌داد که در دعوا چاقو خورده است!
خانواده هشت نفره ابراهیمی در محله امام‌خمینی(ره) علاوه‌بر پرورش حافظان قرآن در خانه، جلسات حفظ را به مسجد محله هم برده و بانی برگزاری کلاس‌های قرآنی شده‌اند.
کوچه «امام‌خمینی (ره)‌۹» روزگاری به نام شجاع‌التولیه یکی از نخستین اعضای انجمن بلدیه مشهد معروف بود. او با استفاده از ماجرای بازداشت چند‌روزه خود در دوران حکومت کلنل پسیان توانست امتیازات ویژه‌ای برای باغ و زمین‌های خود کسب کند.
پدربزرگ احمدآقا شنیده بود اتوبوسی به‌شکل کاروان شخصی، زائران را تا کربلا می‌برد. خانواده هم وسایل مختصری برداشت و همراه این کاروان راهی شد. مسیری که اتفاقات عجیبی همراه شد.