منطقه ۸ - صفحه 21

منطقه ۸

منطقه‌ای با تاریخ کهن

منطقه ۸ از مناطق قدیمی مشهد است و بسیاری از محله‌های برخوردار مشهد قدیم همچون سراب، سرشور و ارگ را در خود جا داده است. اعیان و بزرگان شهر از همان ابتدا به سکونت در «سراب» که سرِ آب قنات قریه سناباد بوده تمایل نشان دادند. محله سرشور که از شهرنشین‌ترین محله‌های مشهد قدیم بوده، امروز نیز با برخورداری از مغازه‌های تجاری، خانه‌های تاریخی، هتل‌آپارتمان‌ها و... نبض شهر مشهد است. بازار سرشور که از ۴۰۰سال پیش گذرگاه زائران برای تشرف به حرم مطهر بوده است و همچنین بازارچه سراب، به‌تازگی احیا شده‌اند. خیابان ارگ مدرن‌ترین خیابان مشهد قدیم است و در گذشته، پاتوق روشن‌فکران و اهل فرهنگ بوده است. بوستان‌های کوهسنگی و باغ‌ملی در این منطقه در روز‌های مختلف سال میزبان جمع زیادی از شهروندان و زائران هستند. ۹ بیمارستان بزرگ مشهد در این منطقه شهری قرار دارد که به بیماران مختلفی از گوشه‌وکنار کشور خدمات می‌دهند. به‌دلیل وجود ۲ کنسولگری پاکستان و افغانستان، حضور شهروندان این ۲ کشور در این منطقه محسوس است. شهرداری منطقه ۸ مشهد سال ۱۳۷۸ شکل گرفته و در مساحت ۱۹۳۶ هکتاری آن ۹۳ هزار نفر زندگی می‌کنند.

خیابان چهار طبقه به سمت بازار جنت، سمت راست خیابان محل اصلی ساعت‌فروشان قدیمی و نیمه‌قدیمی مشهد است. همان راسته‌ای که بیشتر عروس و دامادها به آنجا می‌روند و ساعت‌های خود را از همان جا تهیه می‌کنند.
ثنا اسلام‌پرست چهارساله بود که کنار مادرش می‌نشست تا سوره‌ای جدید از قرآن را حفظ کند. او اکنون دانش‌آموز دبیرستانی و حافظ دو جزء قرآن است و توانسته در مسابقات احکام، مقام اول و دوم ناحیه ۲ را از آن خود کند.
انگار مرتضی میثمی برای شهادت از مدت‌ها پیش آماده بود. همسرش می‌گوید: گاهی که بچه‌ها به حرفم گوش نمی‌دادند می‌گفت طوری رفتار کن که شهید شدم، بتوانی کنترلشان کنی. حتی گاهی علیرضا را بچه شهید صدا می‌زد.
ترشی‌های دستساز عذرا محمدی یا عزیزخانم طرفداران زیادی دارد. او روزانه تا ۵۰۰ کیلوگرم ترشی و انواع سالاد تهیه می کند. ترشی انبه، بامیه و زیتون او بار‌ها به کشور‌هایی مانند کانادا، سوئد و آلمان صادر شده است.
عتیقه‌فروشی منصور شاهی در بازار زیست خاور حسابی دیدن دارد. اینجا از سکه‌های قاجار و آلبوم اسکناس بگیر تا اتو زغالی و رادیو نفتی و سماور مسی و موجود است.
روز‌های اول معلمی برای عادله مسافری پر از تجربه‌های نو بود؛ اما در میان همه خاطراتش یک ماجرا هیچ‌گاه از یادش نمی‌رود؛ روزی که قرار بود نماز به جماعت برگزار شود، اما ورود موش به مدرسه همه‌چیز را تغییر داد.
همه ماجرای ساخت مسجد، از یک جلسه قرآن شروع شد. حاج‌آقا حاجیان بیشترین سرمایه را برای ساخت مسجد گذاشت. او نه‌تنها هزینه خرید مصالح و دستمزد کارگر را می‌داد، بلکه خودش پا‌به‌پای کارگر کار می‌کرد.