محله سجاد

محله

سجاد

محله سجاد که امروز از محله‌های مدرن مشهد است، در گذشته بخشی از زمین‌های مزرعه «زرگران» بوده است. باغ‌های خوش‌آب‌وهوای این محله، محلی برای فرار مردم مشهد از گرمای تابستان بوده است. ولیان، استاندار وقت خراسان، حدود سال ۱۳۵۴ زمین‌های این محله را به مهندسان، معلمان و استادان دانشگاه واگذار کرد و حق فروش زمین را از آن‌ها گرفت تا محله مختص همان اقشار بماند.

محله سجاد
در مسجد امام سجاد(ع)؛ نوجوانان و جوانان به صف هستند تا پیراهن مشکی بر تن کنند. آیینی که یک دهه است به‌عنوان یکی از سنت‌های معنوی این مسجد برگزار می‌شود و پیوند نسل جوان با فرهنگ عاشورا را زنده نگه می‌دارد.
‌سیدمهدی کفاش‌بخارایی از روزگار گذشته صنعت چرم خاطرات بسیاری دارد؛ روز‌هایی که پدرش یکی از چرم‌فروشان شناخته‌شده مشهد بود و رفت‌وآمد مشتریان و اهل این حرفه، بخشی از زندگی روزمره خانواده به شمار می‌آمد.
بوستان «بنفشه» در فشردگی خیابان بهار مشهد در حالی پدید آمده که امروز توانسته نمونه کامل یک پارک به سبکی متفاوت از باغ‌ها و بوستان‌های ایرانی باشد و شروعی برای آشنایی مردم با فضا‌های سبز مختلف دنیا.
قاسم خالدی که سال‌ها پیش نامش بهانه آن بوده تا عنوان کشورمان با افتخار از تریبون‌ها خوانده شود. او درسال ۱۹۵۲ میلادی عنوان محبوب‌ترین چهره و قوی‌ترین آلمان معرفی شد.
احمد اخلاقی، ۵۶ سال دارد و ساکن محله سجاد است. او که تالیف چند کتاب را در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده، در کنار این حرفه به گل‌فروشی نیز می‌پردازد و وقت خود را نیز در گلخانه‌اش می‌گذراند.
نرگس طهرانیان‌طرقبه، ساکن محله سجاد است. او که در حوزه هنر قالی‌بافی و تابلوفرش فعالیت دارد توانسته علاقه‌مندان بسیاری به این رشته را نیز آموزش دهد و در این مسیر کارآفرینی کند.
مرحوم محمود رضازاده خباز بعد‌از سی‌سال خدمت در حرم امام‌رضا(ع) و ساخت مسجد امام‌حسین(ع) در محله سجاد، سال ۱۳۹۹ به رحمت خدا رفت؛ پدری که راه و رسم زندگی را به فرزندانش آموخت و چیزی جز درس صداقت و راستی به آنها نداد.
شیما شهلایی، هنرمند نقاش و پتینه‌کار، امروز یکی از معدود‌افرادی است که هنر «باتیک آفریقایی» را در ایران آموزش می‌دهد؛ هنری که آموختنش از دل مهاجرت، تلاش شخصی و سال‌ها آزمون‌وخطا ممکن شد.
ترنم تقی‌زاده از شش‌سالگی پایش به آب باز شده و سال‌ها‌ست به‌صورت حرفه‌ای، رشته شنای هنری را دنبال می‌کند. او در دو سال گذشته با تیم خود در مسابقات کشوری خوش درخشیده است و توانسته مدال طلای فردی و تیمی را به دست بیاورد.
رامین میلانی نوازنده محله سجاد، از سال ۷۷ و در ۱۴ سالگی شروع به فراگیری موسیقی و ساز سنتور زیر نظر استادان بزرگ کرده است. او با دغدغه آشناسازی جوانان با موسیقی سنتی، به تدریس در این حرفه می‌پردازد.
پگاه خیاطان، ساکن محله سجاد توانسته عنوان «دختر حافظه ایران» را از رئیس انجمن تقویت حافظه و پدر حافظه ایران، دکتر «محمد سیدا» دریافت کند. سرعت و  نبوغ این دختر نوجوان در حفظ‌کردن و به خاطر نگاه‌داشتن اطلاعات زبانزد است.
فاطمه اکبری، نویسنده و پژوهشگر از همان کودکی یاد گرفت شعر فقط واژه نیست، بلکه مفاهیمی دارد که می‌توان با آنها زندگی اخلاقی کرد. او در طول این سال‌ها چهار کتاب ادبی نوشته و گردآوری کرده است.
ابوالقاسم بزرگ‌نیا، نوه آیت‌الله نجفی قوچانی که در ۹۰ سالگی هنوز اشتیاق به مطالعه و تحقیق و سیاحت در کتاب‌های شرق و غرب داشت، با تلاش و مطالعه مداوم در علم آمار آثار متعددی از خود به یادگار گذاشت.
دهقان‌پور می‌گوید: دغدغه معیشت همیشه گریبان‌گیر هنرمندان بوده و هست. سال‌های سال در محیط اداری مشغول کار بودم، جایی که قواعد و شرایط آن‌چندان دستت را برای خلاقیت باز نمی‌گذارد!
حسین ادیبیان مؤسس اولین آژانس گردشگری مشهد، حسابدار تجارتخانه حاج‌احمد طاقه‌چی بوده که پیشنهاد یکی از رفقایش در سال۱۳۴۱، مسیر تازه‌ای پیش‌روی او گذاشت و همین موضوع، پای او را تا آخر عمر به دنیای سفر و گردش کشاند.
یکی از دستاورد‌های مهم شرکت عهد، بومی‌سازی هوش مصنوعی برای فارسی زبانان است. این شرکت با توجه به محدودیت‌های داده‌های زبان فارسی در اینترنت، مدل‌هایی را توسعه داده که به خوبی با اصطلاحات و فرهنگ زبان فارسی سازگار هستند.
سیدحسن بامشکی می‌گوید: الگوی برادرم در ورزش و زندگی مرحوم غلامرضا تختی بود و مرام مردانگی و پهلوانی را از او آموخت. او از نظر اخلاقی و مرام پهلوانی زبانزد بود. جلو بزرگ و کوچک بلند می‌شد و به همه احترام می‌گذاشت.
محمد‌امین اسعدی می‌گوید: پدرم فرمانده پایگاه بسیج مسجد امام‌سجاد (ع) بود و من هم از چهارسال پیش فعالیت‌هایم را اینجا شروع کردم. ارتباط و گفت‌و‌گو با هم‌نسلان و بزرگ‌تر‌ها روابط اجتماعی‌ام را تقویت می‌کند.
هدیه جهان‌بخش، هنرمندی که عشقش به ایران را با آبرنگ به تصویر کشیده، دختری ایرانی‌الاصل است که نیمی از زندگی خود را در آلمان سپری کرده، اما عشق به وطن دوباره به ایران بازگشته است.
نیناعادلی قهرمان کشوری اسکیت می‌گوید: اوایل کفش اسکیت نداشتم و از دختر همسایه‌مان قرض می‌گرفتم. آهسته‌آهسته آن‌قدر به این رشته علاقه پیدا کردم که دیگر نتوانستم آن را فقط به صورت یک تفریح دنبال کنم.