منطقه ۴ - صفحه 109

منطقه ۴

پاتوق طلبه‌های مشهد

محله طلاب از معروف‌ترین محله‌های منطقه ۴ است که بسیاری نام منطقه را به این محله می‌شناسند. پیشینه نام‌گذاری این محله به سکونت طلبه‌های مشهدی در طلاب برمی‌گردد. محله تلگرد در منطقه ۴ قطب جاروبافی مشهد است. بسیاری از شهروندان این محله، جاروبافی را از بزرگان خود به ارث برده‌اند و امروزه جارو‌های تولیدی‌شان را به گوشه‌وکنار ایران می‌فرستند. یکی‌دیگر از محصولات تولیدی این منطقه کیف است. خیابان‌های «وحید» و «شهید حسینی‌محراب»، بورس تولید کیف است و بسیاری از زائران این خیابان را برای خرید کیف انتخاب می‌کنند. بازار خطی شهید مفتح، بازار مانتو ایثار، مجتمع تجاری فردوسی، بازار طلا و جواهر و... از جمله بازار‌های منطقه ۴ است که مشتریان پروپا‌قرصی از گوشه‌وکنار ایران و جهان دارد. گلشور، قدیمی‌ترین گورستان عمومی مشهد، که امروز بوستان بهشت بر روی آن قرار گرفته است، در این منطقه قرار دارد. بیشترین جمعیت این منطقه در بافت کم‌برخوردار ساکن‌اند، بافتی که حاشیه شهر محسوب می‌شود. منطقه چهار شهرداری مشهد سال ۱۳۷۳ تاسیس شده است و در مساحت ۱۳۴۲ هکتاری آن ۲۶۲ هزار نفر زندگی می‌کنند.

سید حسین حسینی، پاکبان شهرداری مشهد بود که در سال 90 بر اثر تصادف دچار آسیب نخاعی شد. این حادثه تلخ‌ترین اتفاق زندگی بی‌بی ربابه، مادر خانواده است و یادآوری‌اش هم برای او دردناک است. سیدمحمد، مرد خانه نحیف و لاغر است؛ جانباز شیمیایی جنگ. قدیم کارگر کارخانه موزاییک سازی بوده، اما توان جابه جاکردن بار نداشته است و حالا نان خشک خانه ها را جمع می کند. سیدمحمد مهمان نواز است. چندمین بار خوشامدمان می گوید. برایش عجیب است که کسی زنگ در خانه آن ها را زده باشد. همه درددلش به همین جمله خلاصه می شود؛ «در همه این سال ها کسی به دیدن حسین نیامده است.»
کار هر شبش این است که قبل خواب بنشیند و برایش حرف بزند، از کار‌های روزمره خانه گرفته تا درد و رنجی که سال‌هاست میهمان تنش شده است. گاه ساعت‌ها می‌نشیند و با او حرف می‌زند. حرف می‌زند و حرف می‌زند، پسر، اما چیزی نمی‌گوید. فقط از پشت قاب شیشه‌ای با لبخند به او نگاه می‌کند. دلش که قرار می‌گیرد و سیراب از د‌رددل، بوسه‌ای از سر مهر بر پیشانی فرزند می‌زند و سر بر بالش می‌گذارد.حکایت، حکایت بسیاری از مادران شهید است. مادرانی که حتی بعد از گذشت چند دهه از شهادت فرزندانشان، هنوز رفتن جگرگوشه خود را باور ندارند. این را مادران ۴ شهید کوچه ایثار ۷ می‌گویند، کوچه‌ای که به «۷ شهید» معروف است.
مسجد آیت الله فقیه سبزواری دومین مسجد در شهر مشهد است که درهایش را روی بی‌پناهان گشوده است و از آن‌ها پذیرایی می‌کند. اولین مسجد، مسجد حضرت عباس(ع) بود که تا پیش از شیوع کرونا از بی‌خانمان‌ها استقبال می‌کرد. با آغاز فصل بارندگی و پس از دعوت شهردار مشهد برای پیوستن مراکز مذهبی شهر به پویش «گرمای همدلی، به‌رسم همسایگی»، هیئت‌امنای 2مسجد آیت الله فقیه سبزواری و امام‌سجاد(ع) در محله طلاب اعلام آمادگی کردند. جوانان فعال محله طلاب شب‌های نخست دی‌ماه کوچه‌به‌کوچه می‌گشتند و آن‌هایی را که حس می‌کردند جا و مکانی ندارند، به مسجد دعوت می‌کردند.
کمتر ورزش‌دوستی هست که سعید نمازی را نشناسد. رزمی‌کاری که بیشترین اوقات روزگار نوجوانی و جوانی‌اش را مشغول تمرینات سخت بوده و در مبارزه‌های طاقت‌فرسا کم نیاورده است. به همه این‌ها علاقه‌اش به موفقیت هم‌محلی‌هایش را اضافه کنید که تمرکزش را روی آن گذاشته است. مدال‌آوری که در کارنامه ورزشی خود یک حکم دومی‌ هم ندارد. کسب 2مدال و کمربند طلای مسابقات آذربایجان (باکو) بهانه‌ای شد تا به سراغ استاد‌ نمازی برویم.
خیابان طبرسی ۶۵ که به خیابان میثم ۲۰ ختم می‌شود، به خیابان تخمه داغ معروف است. دلیلش جانمایی چندفروشگاه بزرگ است که در کار آجیل هستند و در شهر به‌نام و معروف.
ریحانه نوری همه موفقیت‌هایی را که در همین مدت کوتاه از زندگی‌اش کسب کرده است، مدیون قرآن کریم می‌داند و تعریف می‌کند: از روزی که به خاطر دارم، مادرم ویدئوهای قرائت قرآن قاریان برتر جهان اسلام را می‌‌گذاشت تا تماشا کنم و این‌طور بود که با قرآن مأنوس شدم. او این روزها خود را برای شرکت در رقابت‌های استانی تفسیر قرآن آماده می‌کند.
در ایام نوروز سال‌های گذشته در محله‌های منطقه المان‌هایی با عنوان «بدرقه راهم»، «ماشین گل»، «پیرمرد لحاف‌دوز»، «رنگین‌کمان» «ژیانی در قاب تلویزیون» و... نصب شدند. علاوه بر این، نقاشی‌دیواری‌ها به کوچه‌ها جان و حیات دادند. کار هنرمندان نقاش از چندماه پیش از آمدن عید شروع می‌شد وگاه مردم را با خود همراه می‌کرد و با سطل رنگ می‌افتادند به جان دیوار.