منطقه ۴ - صفحه 106

منطقه ۴

پاتوق طلبه‌های مشهد

محله طلاب از معروف‌ترین محله‌های منطقه ۴ است که بسیاری نام منطقه را به این محله می‌شناسند. پیشینه نام‌گذاری این محله به سکونت طلبه‌های مشهدی در طلاب برمی‌گردد. محله تلگرد در منطقه ۴ قطب جاروبافی مشهد است. بسیاری از شهروندان این محله، جاروبافی را از بزرگان خود به ارث برده‌اند و امروزه جارو‌های تولیدی‌شان را به گوشه‌وکنار ایران می‌فرستند. یکی‌دیگر از محصولات تولیدی این منطقه کیف است. خیابان‌های «وحید» و «شهید حسینی‌محراب»، بورس تولید کیف است و بسیاری از زائران این خیابان را برای خرید کیف انتخاب می‌کنند. بازار خطی شهید مفتح، بازار مانتو ایثار، مجتمع تجاری فردوسی، بازار طلا و جواهر و... از جمله بازار‌های منطقه ۴ است که مشتریان پروپا‌قرصی از گوشه‌وکنار ایران و جهان دارد. گلشور، قدیمی‌ترین گورستان عمومی مشهد، که امروز بوستان بهشت بر روی آن قرار گرفته است، در این منطقه قرار دارد. بیشترین جمعیت این منطقه در بافت کم‌برخوردار ساکن‌اند، بافتی که حاشیه شهر محسوب می‌شود. منطقه چهار شهرداری مشهد سال ۱۳۷۳ تاسیس شده است و در مساحت ۱۳۴۲ هکتاری آن ۲۶۲ هزار نفر زندگی می‌کنند.

سرهنگ بازنشسته نیروی انتظامی است و نگاه فرهنگی دارد، اینکه چرا و چطور وارد حوزه نظامی‌گری شده است، ماجرایی طولانی است. کمک در حوزه فرهنگ حاشیه‌نشینان که از یک اتفاق نشأت می‌گیرد، سرگرمی روز‌های گذشته او بوده و حالا به یک دغدغه جدی در زندگی‌اش تبدیل شده است. حاج‌آقا افتخاری حالا ۱۰ مجموعه بزرگ به‌نام «بیت‌المهدی (عج)» را با کمک ۶۰ مربی و خادمان افتخاری مدیریت می‌کند. فعالیت‌های این مجموعه گسترده و خارج از شمارش و بحث است، از برنامه‌های قرآنی و فعالیت‌های فرهنگی گرفته تا حوزه ورزش و هنر و...
مجتبی حیدرپور متولد ۲۹ شهریور ۱۳۶۷ است. پسر مشهد سال‌هاست که ملی‌پوش تیم هندبال است و به موازات همه سه‌گام‌های میدان هندبال، قهرمانی لیگ برتر را تجربه کرده است.
سابق تعداد بازارهای مشهد کمتر بود و تکلیف آدم‌ها با خودشان مشخص‌تر، اما حالا تعدادشان خیلی بیشتر از این حرف‌هاست. ایثار، سی‌متری طلاب یا بازار بزرگ فردوسی راهرو و ویترین بسیاری دارد که می‌توانی مردم را در آن‌ها ببینی؛ مردمی که پس از گذراندن روزهای سخت اوج کرونا، حالا انگار دارند نفسی تازه می‌کنند. با این حال به خاطر کرونا و وضعیت معیشتی مردم، کاسبان بازارها را کم رونق توصیف می‌کنند.
گذرانِ یک تعطیلات دلچسب، صرفا با جاده گردی و مسافرت های پرهزینه به شهرهای دیگر برای بازدید از مکان های تاریخی و طبیعی، رنگ و رو نمی گیرد. گاهی می توانید با تعریف تفریح های تازه و هیجان انگیز، تجربه خوبی از سپری کردن تعطیلات در شهر خودتان به دست آورید. تفریح آن قدر لذت بخش است که بیشتر درآمد گردشگری دنیا نیز از این راه به دست می آید. لذا معرفی و تجهیز مکان های تفریحی در شهرها علاوه بر اینکه می تواند ساعات دلپذیری را برای شهروندان ایجاد کند، راهکاری هم برای کسب درآمد اقتصادی برای شهر است.
محمدرضا نوایی متولد سال77 است و در خانواده‌ای کم‌جمعیت به‌دنیا آمد. پدرش وقت و بی‌وقت ساز می‌زد. به گفته خودش اولین صداهایی که می‌شنیده، آهنگین بوده است. حتی روزهایی که پدر به دام اعتیاد افتاده بود و حال زندگی‌شان خوش نبود، باز هم ساز می‌زد و محمدرضا باز هم تشنه شنیدن و گوش‌سپردن بود. با این حال به‌علت شرایط زندگی از ده‌سالگی برای اینکه درس بخواند مجبور بود در زمینه‌های مختلف از فروشندگی گرفته تا خیاطی و... کار کند.
هر کدامشان چیزی را در روزهای دفاع مقدس و نبردجاگذاشته اند؛ یکی دوستش را، یکی دستش را، یکی پاهایش را و تقریبا همه شان آرامش و اعصاب شان را. آن ها دوست داشتند شهید شوند اما حالا دارند ذره ذره درد می کشند. بی شک زخم جنگ تا آخر راه زندگی با آن ها می ماند. نه فقط درد جسمی، که درد همه خاطرات تلخ و شیرین. امروز روز جانباز است. روز کسانی که دردکشیدنشان را فراموش کرده ایم. به بهانه این روز، صبر و استقامت جانبازان را در قالب چند خرده روایت پیش رویتان می گذاریم.
محمدرضا جعفری آنی متولد1386 اولین بار کلاس هفتم در جشنواره خوارزمی شرکت کرد و مقام سوم استانی رشته «احساس واژه ها» را کسب کرد. پس از آن در عرض دو سال صاحب رتبه های دیگری هم شد، مانند رتبه سوم رشته زبان و ادبیات فارسی استانی جشنواره خوارزمی سال 98 - 99، رتبه اول استانی رشته داستان نویسی و رتبه دوم استانی رشته مجسمه سازی جشنواره فردا در سال 99-1400 تحصیلی جدید. نوجوان های هم سن وسالش در محله بیشترشان عاشق بازی گل کوچک در کوچه اند، اما محمدرضا علاقه زیادی به فوتبال ندارد. بیشتر دلش می خواهد کتاب بخواند و برای همین در کتابخانه محله عضو شده است و بیشتر کتاب می خواند.