فرانک طالعی میگوید: مادربزرگ میدانست که من چقدر ورزش را دوست دارم و همیشه دوست داشت که بتواند برایم کاری کند.
محمدارمیا قندهارینژاد دوسال بیشتر نیست که وارد کشتی شده، اما رفتن روی سکوی قهرمانی برایش آنقدر جذاب بوده است که میخواهد به تیم ملی راه پیدا کند.
پوریا مینایی آنقدر آچار به دست بود که مادرش او را در کلاسهای روباتیک ثبتنام کرد. ابتدا علاقه چندانی نشان نمیداد، اما همین که به مرحله برنامهنویسی رسید، ساعتها در اتاقش به طراحی ایده میپرداخت.
هر روز از حدود ۱۰صبح تا ۱۰شب، علاقهمندان به شطرنج به پارک ملت میآیند و بعد از مدتی بازی، برخی میروند و باز افراد دیگری جای آنها را میگیرند؛ بهطوریکه هیچ وقت این مکان را خالی نمیبینید.
بین هیاهوی بچهها سر صف، ناگهان اسمم را صدا کردند و برای حفظ سوره واقعه از من قدردانی شد و بعد از آن در هر مسابقهای شرکت کردم، مقام اول را در ناحیه آموزش وپرورش کسب کردم یا جزو برترینها بودم.
مریم یزدانی میگوید: یکی از دلایلی که همیشه پرانرژی هستم، این است که هیچروزی را بدون ورزش تمام نمیکنم.
برای من که به همه این رشتهها علاقه داشتم، ادامهندادن و رهاکردن حتی یکی از آنها هم سخت بود. برای بهره کامل از همه این رشتههای ورزشی تلاشم را چندبرابر کردم.
یکی از مسابقات مهمی که امیررضا توانسته است در آن مدال طلا کسب کند، مسابقات قهرمانی کشور در اسفند سال گذشته بود که همه حریفان را شکست داد.
اولینبار که سهیل در مسابقات بینالمللی مشهد شرکت میکند، دو حریف تهرانی و ترکیهای را شکست میدهد، اما مغلوب حریف ژاپنی میشود و روی سکوی مقام دوم میایستد.
پدر، مادر و خواهر سالار عرب، همگی دستی در ورزش رزمی دارند، انگار او در باشگاه رزمی به دنیا آمده است.
خواهرم در باشگاه رزمی ثبتنام کرده بود، اما بعد مدتی از رفتن منصرف شد؛ با هم به توافق رسیدیم که من به جای او به کلاس بروم. از همان اول به نظرم رشته خیلی جذاب و شیرینی آمد و بههمیندلیل مدام تمرین میکردم.
بعداز برنامه «عصر جدید» استقبال نوجوانها و جوانها از ورزشهای زورخانهای زیاد شد.
محمدرضا غیوری راد، طلبه جوانی است که مدتی پیش در مسابقات جهانی هاپکیدو در کره جنوبی موفق شد بر سکوی دوم بایستد و مدال نقره را به گردن بیاویزد.
دلم میخواهد شب و روز مبارزه کنم. وقتی رفتم باشگاه و مبارزه بچهها را دیدم، خیلی خوشحال شدم. از آن روز به بعد هر روز منتظر بودم که عصر شود و به باشگاه بیایم.
اگر در کنار تلاش و کوشش خودش حمایت خانواده را نداشت، یک جای کار میلنگید و به اینجا نمیرسید. آنها علاوه بر حمایت عاطفی، هزینه مسابقات او را هم تقبل میکنند.
با وجود مزاحمتهای پسر همسایه و دید بدی که به این ورزش داشتم، با خودم فکر میکردم که اگر من هم کاراته بلد بودم، میتوانستم از خودم دفاع کنم.
وحیدرضا فرجی شانزدهسال فوتبال بازی کرد، اما کمکم بهسمت مربیگری رفت. او اکنون مدرک A مربیگری آسیا دارد.
سارا صابری میگوید: کتاب داستانی درباره کاراته در کتابخانه مدرسه پیدا کردم. برایم جالب بود و آن را خواندم. با این کتاب بود که علاقهام به کاراته بیشتر شد.
صدرا ایزدی آنقدر در کیوکوشین زبده و آبدیده شد که در همان سن کم وقتی پا به میدان مسابقات گذاشت، بیشتر حریفانش را در همان راند اول ناکاوت کرد.
اسما تمدنی دختر بااستعداد روستای کریمآباد، در نزدیکی گلشهر است که هرروز خود را به محله امیرالمؤمنین (ع) میرساند و ژیمناستیک تمرین میکند.