وقف - صفحه 14

ازغد درمیان اهالی مشهد، ییلاقی شناخته‌شده است و دست‌کم از ششصد سال قبل، درباره آن گزارش‌های تاریخی، درقالب کتیبه و یادداشت‌های مورخان یافت می‌شود.
مسجد امام حسین (ع) حدود سال ۱۳۱۰، خانه‌ای کاهگلی با عرض هفت متر بوده و به‌مرور زمان به کمک اهالی و خیران محل بازسازی شده است.
نادرشاه افشار جمع اضداد است! از یک‌طرف هرچه مال و اموال و زمین دارد وقف می‌کند و از طرف دیگر دستور می‌دهد که تعداد زیادی از اراضی موقوفه را از مردم بگیرند.
کوچه دل‌افروز یا حسین‌باشی ۱۲ از معابر قدیمی محله حسین‌باشی است. قدیمی‌ها آن را به نام «کوچه مسجد» می‌شناسند.
کربلایی‌رجب، پس‌از زیارت سیدالشهدا (ع) به‌همراه پسرعمویش این مسجد را ساخت و به‌دلیل ارادتش به امام‌حسین (ع) وقفی انجام داد که قدمتی ۱۶۲‌ ساله دارد.
مزرعه تاریخی خایقان اکنون در حاشیه غربی تقاطع بولوار شفا (شفای ۱۶) و خیابان شهید موسوی قوچانی قرار گرفته است.
گوهرشاد نامی قدیمی است که پیش از انقلاب اسلامی به خیابان آبکوه فعلی تعلق داشت، اما به‌تازگی نام واقف بزرگ مشهد بر روی یک محله گذاشته شده است.
محله کلاهدوز تا پنج سال پس از انقلاب اسلامی، بیشتر باغ بود و بیابان. بسیاری از باغ‌ها و زمین‌های این محله اوقافی بود.
سمزقند مانند بسیاری از روستا‌های هم‌جوارش، باید باستانی و متعلق به دوره قبل از اسلام باشد که تا زمانی که مشهد بارو داشت، در بیرون دیوار به حیات روستایی خود ادامه می‌داد.
«بی‌بی‌بیگم‌آقا» و «حاج‌احمد»، نبیره‌های حاج‌میرزاحبیب خراسانی، از ملاکان بزرگ زمان خود بودند که کار‌های خیر زیادی انجام دادند و آثار وقفی زیادی در این محله برجای گذاشتند.
سناباد نه‌تنها برای مردم مشهد که برای ایرانیان نامی شناخته‌شده است؛ چنان‌که برخی نام قدیم مشهد را سناباد می‌گویند.
پیش از خرید خانه کلی پرس و‌جو کردم و بعد از چند روز تحقیق مطمئن شدم این خانه هیچ مشکلی ندارد. حالا پس از این همه سال یکی پیدا شده و می‌گوید «ملک من وقفی است و باید حق تقدیمی و اجاره برایش بپردازم.»
تاجماه بیگم در شعبان ۱۲۶۲قمری کتاب‌های برادرش موسی‌خان، شامل یکصد و چهل مجلد کتاب، را وقف کتابخانه آستان قدس رضوی کرده است. او در حرم مطهر رضوی و در رواق پشت سر در، کنار برادرش موسی‌خان مدفون شده است.
قصه این اتفاق به سال1392 برمی‌گردد.«دم‌دمای صبح بود. رو به امام‌رضا(ع) کردم و گفتم: یا امام‌رضا(ع)، خودت دو ماشین زائر را که مشکل جا دارند، به من حواله کن! با همین حس‌وحال وارد محوطه پارکینگ خدام شدم. هنگام خروج از زیرگذر خیابان طبرسی، خودرویی را دیدم که سرنشینانش سرشان را به شیشه ماشین تکیه داده و خوابیده بودند.
بانوی واقف محله آزادشهر حدود یک‌سال قبل به یک کار خیر بزرگ‌تر فکر می‌کند. او پس از مشورت با اداره اوقاف مشهد، تصمیم خود برای یک کار خیر را می‌گیرد و مبلغ ۸۰میلیون‌ تومان را که پس‌انداز خدمت سی‌ساله‌اش در آموزش و پرورش بوده برای خرید دستگاه آب‌‌شیرین‌‌کن روستای سنگ‌بر هزینه می‌کند. کار خیری که باعث شده ۱۰۰خانواده این روستا از نعمت آب‌شرب بهره‌مند شوند.
خاندان دارالضیافه‌ای‌ها که نسلشان به امام جواد(ع) می‌‌رسد، از زمان ساخت دارالضیافه تا چند سال پیش در آن خدمت می‌‌کرده‌‌اند و رابطه عاطفی عمیقی با نام خانوادگی‌شان دارند.
کریم کوچه‌باغی، متولی مسجدالرضا(ع) درباره پیشینه مسجد می‌گوید: مسجد چندین بار بازسازی شده است. یک‌بار در سال 65 و هم‌زمان با جنگ تحمیلی، برخی خانواده‌های شهدا جمع شدند و با اهدای مبلغی مرمت مسجد را انجام دادند. یک‌بار دیگر هم در اوایل دهه 80 بود که مسجد به مرور زمان فرسوده شده بود و تصمیم به بازسازی آن گرفتیم. بازهم مردم آستین همت بالا زدند و برای مرمت مسجد با ما همراه شدند. این‌طور کارها زمین نمی‌ماند و خداراشکر به سرانجام رسید.
تاریخ شکل‌گیری مسجد و حسینیه معتمد معلوم نیست اما طبق اسناد خانوادگی و وقف‌نامه‌های خاندان« بامشکی» حداقل 170 سال قدمت دارد. مسجدی که اکنون نیز پذیرای نمازگزارانی است که مسیر عبورشان از عیدگاه می‌گذرد. دو تن از خانواده بامشکی در این گفت‌وگو همراه ما هستند تا صفحه‌ای از تاریخ پنهان مشهد را به روی ما بگشایند و درباره وقفی حرف بزنند که گرچه موقوفه هایش گم شده، هنوز خیر معنوی اش به بانی‌اش می رسد.
پایه‌گذار این خانه قرآنی، زوج مشهدی، زنده‌یادان «هادی تفقد محمدپور و معصومه حسن آبادی» هستند که بعد سال‌ها زندگی مشترک، در زمان حیاتشان قدم در مسیر خیر گذاشتند. آن‌ها تصمیم گرفتند خانه دوطبقه ویلایی‌شان را با مساحت 300مترمربع وقف کار خیر کنند و در اختیار آموزش و پرورش ناحیه5 قراردهند.
مسعود بهروزیان حدود سال89 که نوجوانی هجده‌ساله و از اعضای فعال هیئت بود، با خانواده‌ای آشنا شد که اهل روضه و روضه‌خوانی بودند. از آن‌ها خواست اجازه دهند مراسم هفتگی‌شان را در منزل این خانواده برگزار کنند. آن‌ها هم موافقت کردند اما به‌مرور آن‌قدر تعداد شرکت‌کنندگان جلسه زیاد شد که دیگر این خانه هم برایشان کوچک بود. چندی نگذشت که پدر خانم مالک خانه که زمینی هزار متری در حاشیه بولوار وکیل‌آباد داشت، 500متر از زمینش را وقف حسینیه کرد و در اختیار این هیئت قرار داد.