قدیم چند محل برای برداشت آب در مشهد وجود داشت که یکی از اصلیترین آنها در ایستگاه سراب بود. وجه تسمیه سراب هم از این ایستگاه نشئت گرفته است.
خیابان ولایت10 پیش از این با نام خیابان گلریز شناخته میشد و سال گذشته به شهدای زینبیون تغییر نام یافت. این خیابان از چهارراه گلریز و خیابان سرخس آغاز و به بولوار ولایت میرسد. از یک طرف ادامه خیابان مصلی2 و از طرف دیگر ولایت10 است.
خاطرات بسیاری از مشهدیهای قدیم و حتی زائران به فلکهای میرسد که گرداگرد حرم مطهر رضوی کشیده شده بود. فلکهای که در بین مردم به «فلکه حضرت» شهرت داشت و تا اواخر دهه70 و قبل از آغاز طرح نوسازی و بهسازی اطراف حرم مطهر، میشد آثاری هرچند کوچک از آن را مشاهده کرد. ما از این فلکه قدیمی مشهد یادی میکنیم که امروز فقط در گوشههای کتابهای تاریخی نام و عکسهایی از آن را میتوان مشاهده کرد. همچنین میخواهیم درباره رونق کسبوکارهای اطراف آن بگوییم.
نام کوچه خواجهربیع25 در گذشته میلان «باغوحش» بوده است و اینطور که ساکنان قدیمی میگویند، تابهحال چند نام عوض کرده است و حالا بهنام کوچه رضوان است. ماجرای جالب کوچه به باغوحشی برمیگردد که تا سال1363 هم در این محدوده وجود داشته و بعدها بهعلت سروصدای حیوانات به وکیلآباد منتقل شده و حالا جایش را کتابخانه پر کرده است.
خطریترین سرا در منطقه6، سرای شاهرودی در میدان عدالت است. سرایی فرسوده با قدمت زیاد که مدتی پیش قسمتی از انبار انتهایی آن دچار آتشسوزی شده بود.
بست و بستنشینی در تاریخ مشهد قدیم مفهومی سنتی بر پایه اعتقادات مردم بوده است. به باور خیلیها، بست به مکانهای خاصی گفته میشود، اما در فرهنگهای لغت به حریم امنی گفته شده است که انسان در پناه آن از تعرض مصون میماند. در لغتنامه دهخدا نیز با معانی مختلفی آمده است؛ ازجمله پناهجستن به مرقد امامزاده، یا پناهگاهی که مردم در آن متحصن میشوند و نیز محوطهای که اگر مقصری وارد شود، حکومت به او دست نمییابد. مکانهای بستنشینی بقاع متبرکه و مزارهای امامزادگان جزو مکانهایی به شمار میآمد که ضابطان و عمال و حکام حکومت نمیتوانستند به آن تعرض کنند و کسی را از آنجا بیرون بیاورند.
همزمان با روز بزرگداشت خواجوی کرمانی، نفیسترین نسخه خطی موجود در گنجینه رضوی رونمایی شد.
محله مسلم یکی از محلات شناختهشده و البته تازه تأسیس منطقه 3 است. این محدوده از لحاظ شهرسازی دارای بافتی مهندسیساز است. شناسایی سابقه محله، ظرفیتها و امتیازات آن نسبت به محلات همجوار را در ادامه میخوانید.
مولدی که برای اولینمرتبه به شهر مشهد و خراسان وارد میشود، مخصوص حرم مطهر امامرضا(ع) است.
خانواده ساعیها در طرق که اکنون بیشتر به نام شهیدشان معروف هستند، پیشتر به نام صابونپزها شناخته میشدند. خانوادهای که صابونپزی خانگی و سنتی نسل به نسل در میان زنان آن گشته است تا به حاجیه خانم علیتنه، مادر شهید ساعی، برسد. تا پیش از اینکه صابونهای صنعتی در میان مردم رواج پیدا کند هرکس در طرق صابون میخواست خانواده صابونپزها را میشناخت. مهارتی که حالا به یکی از فامیلهای دورشان رسیده است تا همه مادر محمد را در طرق به صابونهایش بشناسند.
کانون نشر حقایق اسلامی در محله چهارباغ این روزها به مغازه فروش تولیدات پلاستیکی تبدیل شده است. دیدن سقف با ستونهای چوبی هنوز هم حالوهوای برگزاری جلسات آن زمان را برای مخاطب در ذهن به تصویر میکشد.
بازارچه وقفی این کوچه به نام بانیاش، یعنی حاجآقاجان، شناخته میشود و مهر خورده است. بعضی قدیمیها هم آن را به نام «آقبابا»میشناسند. حاجآقاجان ملاک بزرگ نوغان بود که در اواخر دوره قاجار بهواسطه هنر و اعتبار فامیلیاش با دربار و همچنین با مهربانی و دست خیرش در نزد مردم بسیار محبوب بود.
خیابان شاهنامه ۴۴ یکی از پررفت و آمدترین معابر بولوار شاهنامه محسوب میشود. این خیابان همچون رینگی دور تا دور محله چهاربرج را دربرگرفته و آثار تاریخی و گردشگری را در دل خود جای داده است.
مدرسه دودر یکی از آثار تاریخی منحصربهفرد معماری دوره تیموری است.این مدرسه پس از احداث مسجد گوهرشاد و توسط یکی از فرماندهان دوره تیموری با نام امیر یوسف خواجه بهادر،ملقب به غیاث الدین، در بازار زنجیر احداث شد. در ابتدا نام آن را بهسبب نام بانیاش، امیریوسف، یوسفیه نهادند اما در مقطعی در بین مردم به مدرسه «امیرسیدی» هم شناخته شده بود. اینهمه درحالی است که پس از مدتی بهعلت داشتن دو در شرق و غرب، نام این مدرسه به دودر یا دودرب تغییر پیدا کرد.
وقتی اولین ساکنان کوچه آیتا... مشکینی 45 یعنی خانوادههای ایثارگران به اینجا اسبابکشی کردند هنوز درست نمیدانستند مرز بین کوچهها و خیابانهایشان کجاست. بیشتر خانهها هنوز نیمهساز بودند. هر دو سه روز یک تانکر آب میآوردند که هم برای مصارف بناییشان استفاده میشد و هم ظرفها و لباسهایشان را با آن میشستند. کمکم این کوچه آباد شد.
کوچه فدائیان اسلام 18 را با نام هدایت میشناسند که یکی از معابر فرعی و قدیمی محله 17شهریور است. شکلگیری این خیابان به قناتی گره خورده است که امروز بر روی آن اداره مخابرات بنا شده است. تا اواسط دهه50 از محلات مجاور برای بردن آب به این قنات مراجعه میکردند.
یکی از اهالی میگوید:باغ خونی یک میراث ارزشمند برای محله عنصری و شهر مشهد است. شهروندان این محله نیز قدر این باغ را میدانند، اما تعدادی از اهالی این باغ را مانع فروش منزلشان میدانند.
اگر بخواهیم از خیابانهای شلوغ منطقه6 نام ببریم بیشک نام پورسینا در ابتدای فهرست قرار میگیرد. خیابانی طویل که در ابتدای بولوار حر قراردارد. به گفته اهالی، پیش از اینکه شهر توسعه پیدا کند و به این محدوده برسد اینجا روستایی بوده به نام هدایتآباد اما بعدتر که توسعه پیدا میکند به «*بازه شیخ» معروف میشود.
کوچه شهید مفتح 14 یکی از فرعیهایی است که به بیمارستان شهیدهاشمینژاد ختم میشود. قدیم به کوچه آسایشگاه معروف بوده است و هنوز هم بین خیلیها به همین نام شهرت دارد. علت اصلی آن به زندگی جذامیها در این محدوده برمیگردد.
خیابان نوفللوشاتو تا قبل از سال 1355 پر بود از گندمزارهای وسیع با چند جوی آب که از قناتهای رضاشهر سرازیر میشدند و به باغهای ملکآباد میرسیدند. وجود باغهای ملکآباد به عنوان بزرگترین لکه سبز و تنفسگاه شهر مشهد در یک سو، آن را خوشمنظر و خوشنشین و خوش آب و هوا ساخته است...