آرامستان - صفحه 3

شهرک حجت از سال ۱۳۶۵ به تدریج وارد بافت شهری شده است. نام این محله از نام مسجد حضرت حجت (عج) در توس ۴۱ برگرفته شده است.
سال ۱۳۳۵ یا ۱۳۳۷ بود که دیگر اجازۀ دفن در این آرامستان را ندادند، اما تا چندین سال به‌طور مخفیانه و شبانه در اینجا مردم میت‌ها را دفن می‌کردند.
باید در حیاط پشتی آزمایشگاه پزشکی قانونی زیپ یک کاور سیاه را بکشم و تن و صورت دوخته شده او را نشان عمویش بدهم تا بزند زیر گریه و بگوید که: «خودشه.»
دکتر احمد گلچین‌معانی نخستین کسی بود که در آرامستان شاعران خراسانی توس به خاک سپرده شد و امیر بزرگرخراسانی آخرینشان.
شیخ صفر‌ رضایی پیرمردی ۹۰ ساله‌ است که نیمی از عمرش را برای مرده‌های قرقی تلقین خوانده است. وقتی پیش مردم اسمش را می‌آوریم، همه لبخندی می‌زنند و می‌گویند: فلانی را می‌گویید؟
خواجه‌ربیع قبل از تبدیل شدنش به یکی از قبرستان‌های عمومی شهر، به خاطر سرسبزی بی‌نظیرش از یگانه نقاط جالب حومه شهر مشهد بوده است.
برخی معتقدند، چون این قبرستان پایین‌خیابان کوچک‌تر از قبرستان کناری‌اش یعنی قبرستان میر بود، به خردو معروف شد و تعدادی هم دلیل نامش را خاک‌سپاری کودکان در آن می‌خوانند.
خانواده‌های مشهدی به رسم ادب و قدرشناسی برای زنده‌نگهداشتن یاد عزیزان درگذشته خود به بهشت رضا (ع) آمده‌اند تا با خواندن فاتحه و دادن خیرات این روز‌های چراغ‌برات را دل‌نشین کنند.
تعدادی سنگ قدیمی در گوشه‌وکنار دیده می‌شود که نوشته روی آن به‌راحتی خوانده نمی‌شود. سنگ بعضی قبر‌ها هم دیگر وجود ندارد و دور آن‌ها را با سنگ مرمر، سنگ‌چین کرده‌اند.
کوچه شهیددرودی20 قدمتی شصت‌ساله دارد. شکل‌گیری و مسکونی‌شدن این خیابان در نخستین سال‌های دهه شصت اتفاق افتاد. به‌دلیل وجود قبرستان قدیمی محله در آن، از قدیم به کوچه قبرستان معروف شده است.به گفته قدیمی‌های محله، اولین کسی که در این گورستان دفن شده، کارگر غریبی بوده که برای کار به مشهد آمده و روی زمین‌های کشاورزی ارباب بحرآباد کار می‌کرده است. این کارگر از دنیا رفت و به دستور بی‌بی‌بیگم حبیب‌اللهی، همسر ارباب بحرآباد، او را در زمین کشاورزی (قبرستان کنونی) دفن کردند. از 10 سال پیش دفن غیر بومی ها در این قبرستان ممنوع است .
در خیابان شاهنامه31، همان‌جا که تابلو حاجی‌آباد هم دیده می‌شود، از کنار درخت‌های توت چندصدساله که می‌گذریم، وارد محدوده‌ای می‌شویم که چند سالی می‌شود از حوزه روستا به حوزه شهری وارد شده است، اما هنوز می‌توان حال‌وهوای روستا را در آن دید. این درخت‌ها در ابتدای مسیر به هر عابر و سواره‌ای از قدمت این روستا می‌گویند و نشان می‌دهند که در گذر تاریخ چه مکان آبادی در اینجا بوده است.
امروز سوای قبور موجود در گوشه گوشه حرم، در حریم آن، سه زیرزمین به نام «بهشت ثامن الائمه (ع)» داریم. هر سه این آرامستان ها پس از پیروزی انقلاب و به دلیل تقاضای زیاد برای دفن در حرم مطهر رضوی احداث شده اند؛ بهشت ثامن الائمه (ع) یک در طبقه زیرین صحن آزادی است، بهشت ثامن الائمه (ع) دو در طبقه زیرین صحن قدس و بهشت ثامن الائمه (ع) سه در طبقه زیرین صحن جمهوری اسلامی.
آرامستان کمتر شناخته شده ای در دامنه شرقی بوستان کوهسنگی سر زدیم که زمانی محل عبادت چندتن از عارفان و علمای مشهدی بوده است و به درخواست خودشان آنجا دفن شده اند. این آرامستان کوچک که با نام مقبره عرفا شناخته می شود، در مجاورت آرامگاه میرزاابراهیم رضوی واقع شده است. در این گزارش از همراهی مهدی قربانی، پژوهشگر مشهدی که مشغول تألیف کتابی درباره عارفان خراسان با عنوان «تذکره العارفین» است و در این کتاب به معرفی عارفان بوستان کوهسنگی پرداخته، بهره بردیم.
میدان عدالت مشهد یا آن‌گونه‌که اغلب مردم این شهر از آن نام می‌برند، «میدان اعدام» یکی از این دست تغییرات است که در طول زمان هر سه عامل، در دگرگونی‌های صورت‌گرفته در آن مؤثر بوده‌است. تغییر نامی که البته مانند بسیاری از موارد مشابه در مرتبه‌ای مورد پذیرش عام قرار گرفته و در مرتبه دیگر از این پذیرش برخوردار نبوده است تا تقریبا هیچ‌کس از آن محدوده به‌عنوان دروازه پایین‌خیابان یا در لهجه مشهدی «دروازه‌ته‌خیابون» یاد نکند و کمتر‌کسی هم آن را میدان «‌عدالت» بداند، اما همگان آن را به میدان «اعدام» بشناسند، گویی که هویت خود میدان هم برای همیشه در آن اعدام شده است.
برای رسیدن به این زیارتگاه باید وارد جاده فریمان شوید. در محوطه‌ بیرونی آن تعدادی غرفه تجاری فعالیت می‌کنند که برای رسیدن به داخل آرامگاه باید از آن‌ها گذشت. اجناس بیشتر این غرفه‌ها محصولات صنایع دستی است و مشتریان آن‌ها اغلب زائران خارجی هستند. به علت قرار گرفتن آرامگاه در دل کوه باید از یک مسیر شیب‌دار گذر کرد که همین امر سختی‌هایی را برای زائران سالمند فراهم می‌آورد. این زیارتگاه به دلیل بودن در دل کوه بسیار زیباست به همین دلیل در ابتدا بیشتر مراجعان به گرفتن عکس‌های متعدد از گوشه و کنار آن اقدام می‌کنند.
بعد از گذر از پل کشف در بولوار پنجتن، راه را که ادامه دهی و 4روستای شترک، شیرحصار، امرغان و گوشه‌کنار را در جاده‌ هلالی پشت سر بگذاری، به روستای برزش‌آباد می‌رسی؛ روستایی در 14 کیلومتری مشهد. روستایی که بنا به نقل‌ها و‌ روایات، روزگاری یکی از نوادگان امام چهارم(ع)‌ در آنجا زندگی می‌کرده‌ و امروز‌ آستانه امامزاده سیدعبدالله اسحاق(ع)‌‌، محلی برای زیارت اهل دل است. در روستا از هر که سراغ صحن و سرای این امامزاده را بگیری،‌ مسیر تنها قبرستان ده را نشان می‌دهد.
خیابان شهید بابانظر11 بین ساکنان به خیابان میثم تمار شهره است و پیش از احداث بزرگراه، به رده (میثم شمالی) راه داشته است. برخی از قدیمی‌های ساکن در محله فجر می‌گویند ابتدای این خیابان قبرستانی بوده است که ساکنان این محدوده و روستایی‌های رده اموات خود را آنجا دفن می‌کرده‌اند و قبرستان تا نزدیکی‌های روستای رده هم ادامه داشته‌است. آن‌ها ادعا دارند:ساخت و سازها از اوایل دهه 60 بر روی قبرستان شروع شد. اوایل خدمات کپسول گاز (پیک نیکی) انجام می‌شده است.
خیابان شاهنامه68 از معابر محله چهاربرج و جزو هسته‌های جمعیتی بولوار شاهنامه است. قبل از اینکه ناحیه منفصل توس به فضای شهری الحاق شود، به این محدوده روستای «سید علی» گفته می‌شد. روستایی که 60سال سابقه سکونت دارد و در ابتدا با حضور 10خانوار شکل گرفت. امروز این خیابان 120خانوار جمعیت دارد. این معبر از ابتدا تا انتها آسفالت است و در سال‌های اخیر مورد توجه سازندگان باغ و ویلا قرار گرفته است.
آن‌طور که قدیمی‌ها می‌گویند، در گذشته این مکان برای دفن کودکان استفاده می‌شده است و دیگر اموات در کنار ایوان طرق دفن می‌شدند تا سالی که وبا می‌آید.
قدیم هر محله برای خودش یک گورستان داشت. از گورستان قلتگاه که از قدیمی‌ترین گورستان‌های مشهد بود و به علت خیابان طبرسی تخریب شد تا گورستان خردو که ویژه اهالی پایین‌خیابان بود و دیگر هیچ اثری از آن نیست و خاطره‌ای کهنه و رنگ‌ورو رفته در پس اذهان اهالی قدیمی برجا مانده است. داستان قبرستان‌های خراب شده مشهد را نبش قبر می‌کنیم و همچنین از چگونگی شکل‌گیری این قبرستان‌ها در کنار محل سکونت اهالی می‌گوییم.