کودکان و نوجوانانی چهار تا پانزدهساله مسجدجوادالائمه(ع) بهواسطه طرح ابتکاری حجتالاسلام داود کاظمی، امام جماعت مسجد با گرفتن گواهینامه، همچون بزرگترها عهدهدار کارهای مهم مسجد شدهاند.
سید حجت حسینی میگوید: تا الان بیشتر از ۱۰ مدل تفنگ، آرپیجی و دیگر وسایل را فقط با تازدن کاغذ درست کردهام. این تجربهها کمک کرده است که بتوانم ماکتهای مقوایی خوبی بسازم.
علی و مهدی علیدوست دو برادر کاراتهکار هستند که هرروز ظهر بعداز باشگاه سری به مسجد محله یعنی مسجدالنبی(ص) در خیابان محتشمی میزنند و هرکاری از دستشان برآید، انجام میدهند.
محمدصدرا دهستانی سهسالی میشود افتخار خدمت در چایخانه قاسمبنالحسن (ع) نصیبش شده است. میگوید: قبلا هروقت ایستگاههای صلواتی را میدیدم، آرزو میکردم یک روز من هم در این ایستگاهها خدمت کنم.
هیئت کودکان و نوجوانان علوی با مشارکت اداره فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه ۹ از ابتدای محرم به مدت یازدهشب در بوستان فردوس میزبان کودکان محله رضاشهر است.
محمدعرفان مَلوَندی میگوید: همیشه سعی کردهام برای محله مفید باشم و دغدغه همسایههایمان را داشته باشم.
تشویق خانواده و اطرافیان و دیدن مداحان در هیئتهای مذهبی برای محمدمهدی جمالی تأثیرگذار بوده است. او میگوید: مادرم اشعار مذهبی را برایم میخواند. من هم با چندبار تکرار آنها را پیش دوستان و اقوام از بَر میخواندم.
علیرضا کریمی تعریف میکند: پساز ساخت مسجد، دوباره هیئت شکل گرفت، اما بهخاطر نام «غدیر باباعلی» اعضا پیشنهاد کردند هیئت هم، نام «غدیر» داشته باشد.
امیرعلی تاجیک بهعنوان نفر دوم کشور و نفر اول استان در مسابقات اذان و اقامه انتخاب شده است. میگوید: من و پدرم در خیلی از مساجد شهر نماز جماعت خواندهایم.
با رسیدن محرم، باشگاه ورزشی وحدت سیاهپوش میشود و شکل حسینیه به خود میگیرد. ایستگاه صلواتی مقابل باشگاه هم به روی رهگذران باز میشود و با نذری چای و شربت و شلهزرد و... پذیرای همشهریان میشوند.
اینجا یک مسجد است که نوجوانانش زیر چتر اعتماد پیرغلامها رشد میکنند و درس زندگی یاد میگیرند و بچهمسجدیهای قدیمیاش، شدهاند بال و پر بچههای دهه۸۰ و ۹۰.
این نوجوان مدرسه استثنایی بااینکه قدرت تکلم چندانی ندارد، به یادگیری دروس مدرسه علاقه بسیار نشان میدهد و بهتازگی جلد سوم کتاب پایه اول دبستان را هم به پایان رسانده است.
چند نسل از اهالی محله وقتی علت مسجدی شدن خود را میگویند، فقط از «بابا الهی» نام میبرند. علیاصغر الهی معروف به «بابا الهی»، پیرمرد خوشرفتار محله حسینآباد است.
این هنرمند میگوید: چندسال قبل در اولین مسابقات شاهنامهخوانی دانشآموزی مدارس ناحیه۴ آموزشوپرورش شرکت و رتبه اول مسابقات را کسب کردم.
کاظم غلامشاهی که بخشی از وقتش را وقف آموزش جوانان شهرک شهید رجایی میکند، با تاثیراتی که از پدر و سایر استادانش گرفته، هیچوقت در این راه بند کسب پول نبوده است.
بهنیا از دوران مهدکودک، در رشته ژیمناسیک کار میکند و بعد از اینکه سال ۱۴۰۰ مقام سوم استانی را به دست آورد، راهی مسابقات کشوری شد که در آن مقام دوم انفرادی و مقام سوم پنجنفره را کسب کرد.
حسنا داریوش از بین جمعیت، خودش را به مسئول میرساند و با همان هیاهوی همیشگی، سؤالات جنجالیاش را با اعتمادبهنفس میپرسد؛ سؤالاتی که خاص او هستند و از قبل کلی برای آنها مشورت گرفته است.
علی پوررجب میگوید: اگر من مسئولیتی داشتم، به رشتههای مختلف ورزشی به یک اندازه اهمیت میدادم. در هر محله معمولا زمین روباز برای فوتبال، والیبال یا بسکتبال هست.
محمد طاها اسدی، نوجوان پرتلاش میگوید: قهرمانی در این ورزش شیرین است، اما دلم میخواهد در سطح بالای این رشته مربیگری کنم و باشگاه داشته باشم؛ گاهی هم داوری مسابقات را انجام بدهم. میدانم برای رسیدن به این آرزو اول باید یک ورزشکار خوب شوم تا بعد بتوانم مربی خوبی باشم.
این نوجوان برتر میگوید: به همسنوسالانم توصیه میکنم درکنار درسخواندن و سایر فعالیتهایشان، به قرآن هم بپردازند. خودم نیز به اجرای نکات قرآنی در زندگیام مصمم هستم. میخواهم نشریهای الکترونیکی با مضامین قرآنی تهیه کنم.