دانش آموز - صفحه 22

سال 1387 مرکز نگهداری کودکان اوتیسم به نام «تبسم» با حمایت خانواده قفلی‌زاده، از خیران مشهور مشهدی در محله الهیه تأسیس‌ شد. این خانواده خیر بر اساس تحقیق و نقشه‌ای که از کشور انگلستان آورده بودند، این مدرسه را تأسیس کردند. مدرسه «تبسم» در زمان تأسیس به‌عنوان یکی از مجهزترین مدارس ویژه دانش‌آموزان اوتیسم در خاورمیانه شناخته می‌شد و بسیاری از پژوهشگران و محققان برای تحقیق درباره اوتیسم و دانش‌آموزان اوتیسمی به این مدرسه رفت‌وآمد می‌کردند. همچنین بعدها بسیاری از مدارس ویژه دانش‌آموزان اوتیسم در ایران و کشورهای همسایه از سیستم ساخت و روش آموزشی این مدرسه الگوبرداری کردند.
علی‌اصغر و محمدحسین دو برادر ساکن محله الهیه هستند که در خانواده‌ای مذهبی متولد شده‌اند اما هیچ‌وقت پدر و مادرشان آن‌ها را به حفظ قرآن مجبور نکرده‌اند. علت علاقه‌مندشدن این برادران به حفظ آیات الهی برمی‌گردد به زمانی که علی‌اصغر 9سالش بود و در کنار مادر، حفظ سوره‌های کوتاه جزء30 قرآن را آغاز کرد. او مدتی بعد در مسابقات دانش‌آموزی حفظ قرآن کریم در ناحیه و شهر مشهد عنوان اول را کسب کرد و همین موضوع او و سپس محمدحسین را به حفظ قرآن علاقه‌مند کرد.
فاطمه خانی، نوجوان نقال محله شریعتی، 18سال دارد و دلبسته ادبیات فارسی و اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی است. او دانش آموز سال دوازدهم علوم تجربی است و می خواهد در آینده دندان پزشکی بخواند. با این حال هنر نقالی را دوست دارد و آن را در کنار درس هایش دنبال می کند.
زمانی که در مقطع پیش‌دبستانی درس می‌خواندم، دکلمه‌‎خوانی را تجربه کردم و از این‌کار لذت بردم. این‌کار مقطعی بود و دیگر ادامه نداشت تا اینکه در کلاس دوم از اداره آموزش و پرورش مربی‌ای به نام خانم روحانی برای آموزش شاهنامه به دانش‌آموزان مدرسه ما آمد و هفته‌ای یک جلسه در این زمینه به دانش‌‌‌‌‌آموزان آموزش داد. پس از تدریس مقدمه‌ شاهنامه باید آن را اجرا می‌کردم. تصمیم گرفتم برای جلوگیری از اشتباه متن را روی کاغذ نوشته و آن را زیر پای خودم نگه دارم تا از روی آن بخوانم، اما هنگام اجرا متوجه شدم که می‌توانم مقدمه را به‌خوبی بخوانم بی‌آنکه از روی کاغذ نگاه کنم.این اتفاق باعث شد که به خواندن شاهنامه و حفظ‌کردن آن علاقه‌مند شوم.
مریم بیدمشکی یکی از معلمانی است که پا را فراتر از کتاب گذاشته و در کلاس درسش نه فقط دغدغه تمام کردن کتاب بلکه دغدغه زنده کردن فرهنگ، اخلاق و نام و یاد فردوسی را دارد. او که اکنون یک معلم ادبیات است و دوران پر فراز و نشیبی را طی کرده تا به معلمی رسیده است، می‌گوید: شاهنامه تنها کتابی است که می‌توانیم از آن به عنوان خردنامه یاد کنیم چراکه فردوسی بعد از خداپرستی از خردپرستی که امروزه هم بسیار به آن احتیاج داریم سخن گفته است و من امیدوارم فردوسی در شهر مشهد از این غربت در بیاید.
ترنم کلاس یازدهم رشته تجربی دبیرستان مصلی نژاد است و امسال موفق شده است به مرحله دوم المپیاد زمین شناسی کشوری راه پیدا کند. او سال گذشته هم در المپیادهای شیمی و زیست شناسی موفق بوده و مرحله اول را به خوبی پشت سر گذاشته است. او معتقد است کنکور و المپیاد نمی توانند اهداف مشترک یک نوجوان باشند و باید یکی از این دو را انتخاب کند. بی شک قبولی در المپیاد خطر بیشتر و احتمال قبولی کمتری دارد و فردی باید این مسیر را دنبال کند که این موفقیت را در توان خود می بیند.
سحر نجف‌زاده، دانش‌آموز سال یازدهم مدرسه مصلی‌نژاد، از آن دست بچه‌هایی است که بیکار نمی‌نشینند و بیهوده گذراندن اوقات برایشان معنایی ندارد. در رشته ریاضی تحصیل می‌کند، در آزمون المپیاد زمین‌شناسی قبول می‌شود، فرازهایی از صحیفه سجادیه را حفظ است و ورزش و هنر را در کنار دیگر کارهایش قرار داده است.
مهم‌ترین ویژگی کاری‌اش را رشد همه دانش‌آموزان در کنار هم می‌داند، اینکه همه با هم به پیش بروند، خطشان خوب باشد و نمراتشان سطح بالا. می‌گوید: اگر کسی در درسی ضعف داشت، همه با هم به او کمک می‌کردیم تا مشکلش را حل کند. این دو ویژگی آقای توکلی، یعنی مهربانی و قاطعیت، دست به دست هم می‌دهند تا بیشتر دانش‌آموزان به حضور در کلاس او علاقه داشته باشند. با خنده می‌گوید: 10 سال پیش، معلم پیش‌دبستانی بودم و 43 دانش‌آموز داشتم و دانش‌آموزانم هیچ‌گاه از امتحان هراس نداشتند.
وقتی آتش به جان مدرسه افتاد، معلم مدرسه خودش را به دل آتش زد، با اینکه می توانست در همان لحظات اولیه از مهلکه جان به درد ببرد اما در میدان ماند و برای نجات جان دانش آموزان مدرسه و کسانی که خودشان را به صحنه آتش سوزی رسانده بودند، تا آخرین لحظه سوختن و از پا افتادنش تلاش کرد.
محمدتقی میرحافظ که معلم خیلی از بزرگان مشهد و شخصیت های برجسته در کلاس اولشان بوده است. معلم آیت الله سیدابراهیم رئیسی، رئیس جمهور کشورمان، در کلاس اول نیز بوده است.
احمد حاتمی خیّر و سازنده مجتمع ورزشی المهدی(عج) است. کسی که پیش از این هم مدارسی در حاشیه شهر ساخته است.
آسمان همیشه برای انسان جذاب بوده است. چه روز، آن گاه که ابرها در آن می رقصند و چه در شب که ستاره ها بر سقف زمین سوسو می زنند. «انگاریوم» گویی قرار است که ما را به این دنیای عجیب و با شکوه ببرد. قرارمان یکی از همین شب هاست تا جای آسمان خدا به سپهر سه بعدی بشرساز چشم بسپاریم و دل بدهیم تا گوشه ای از شکوه کائنات پیش چشمانمان گشوده شود؛ جایی که روی پرده 360درجه انگاریوم که در پهنای 11متری پیش چشمانمان گسترده شده است، می فهمیم که زمین چه تنها به حیات خودش در بی نهایت هستی ادامه می دهد و ما چقدر کوچکیم.
اکرم منتظری‌نیا مدیر دبیرستان اعطایی می‌‎گوید: به‌نظرم یکی از دلایل جذب دانش‌آموزان این است که دبیر بتواند ارتباط دوستانه‌ای درست مانند ارتباط مادر و فرزندی با آن‌ها برقرار کند. دوست بودن بهترین راه ارتباطی است. هیچ وقت فراموش نمی‌کنم آن زمان که مادرم را از دست داده بودم تمام مسئولیت‌ها بر دوش من و خواهرم بود هر بار که به دبیرم می‌گفتم «من نتوانستم درس بخوانم» ایشان با لبخند می‌گفتند «دختر گلم هنوز وقت داری. نگران نباش» صحبت‌هایش به من آرامش می‌داد. همان ارتباط و محبتی را که دیدم سرلوحه زندگی‌ام قرار دادم و از همان شیوه برای دانش‌آموزانم استفاده می‌کنم.
«مینا روحانی» سال اولی که کنکور می‌دهد‌، شیمی پذیرفته می‌شود و 2 ترم می‌خواند؛ اما انگار معلمی او را فرا می‌خواند تا دانشگاه را رها کند و به‌جایش تربیت‌معلم را انتخاب کند. آن علاقه به شیمی حالا در مباحث علوم به کارش می‌آید و خودش هم به انجام آزمایش های شیمیایی کتاب درسی علوم شوق زیادی دارد. 25 سال خدمت کرده و در حال حاضر آموزگار مدرسه 13آبان محله عنصری است. سال پیش سرگروه علوم ناحیه می‌شود و در بین گروه‌های آموزشی علوم در سطح استان رتبه اول را کسب می‌کند، اما خودش از این سِمت انصراف می‌دهد و می‌گوید: «من در کلاس و در بین بچه‌ها عشق می‌کنم»
بسیاری از ما از معلم ها توقع داریم فراتر از مردم عادی رفتار کنند، همیشه برای بچه ها الگو باشند، گرچه حقوقشان کم است دم نیاورند و با انرژی سر کلاس درس حاضر شوند.
معتقد است دانش‌آموزان نقاط محروم و دورافتاده نیاز به توجه و نگاه ویژه‌تری دارند و باید دلسوزانه برای آن‌ها قدم برداشت: بعد از انتقالم به مشهد و رفتنم به یکی از مدارس حاشیه شهر محله گلشهر، به مرور متوجه شدم دانش‌آموزان حاشیه‌شهر چقدر نیاز به توجه و حمایت دارند. دانش‌آموزانی که غرق در مشکلات خانوادگی هستند و معلم باید در کنار تدریس و آموزش، حواسش به رشد و تعالی شخصیتی این دانش‌آموزان باشد که تعدادشان هم کم نیست.
مهرو روشنایی دانش‌آموز هفده‌ساله است که در کنار درس، ورزش را به‌طور جدی دنبال می‌کند و توانسته به تیم ملی بدمینتون راه یابد. او ورزش را از سه‌سالگی با شنا آغاز کرده است. 10ساله که بوده چون دخترعمه‌اش کلاس کاراته می‌رفته است به این رشته علاقه‌مند می‌شود و در همان سن و سال،‌ مقام دوم کاراته استان را کسب می‌کند.
از همان اول دبستان با حمایت‌های پدر و مادر و تشویق معلم و مدیر مدرسه قرائت و حفظ قرآن را شروع می‌کند. حالا 17جزء قرآن را از حفظ است. در مسابقات زیادی شرکت کرده و جوایز استانی دارد. زهرا رضایی دانش‌آموز پایه یازدهم در رشته علوم انسانی است. خودش می‌گوید: از کودکی پدر و مادرم من را تشویق به خواندن و حفظ قرآن می‌کردند. ابتدا علاقه‌ای به شرکت در مسابقات قرآنی نداشتم چرا که استرس زیادی به من می‌داد اما به مرور و با کسب تجربه این اضطراب کم شد.
عزت آشنا، مدیر کتابخانه شهدای مدافع حرم، متولد ۱۳۶۰ در مشهد است. حدود ۲۰ سال سابقه کار باعث شده است تا محله و جنس آدم‌هایش را بشناسد و بتواند فضای دلنشین و آرامی برای مطالعه اعضای کتابخانه در این منطقه فراهم کند. افزون بر مدیریت کتابخانه شهدای مدافع حرم، رابط فرهنگی کتابخانه‌های مشهد نیز هست. نهم دی‌ماه سال 97 بود که کتابخانه شهدای مدافع حرم با هدف پاسداشت نام و یاد شهدای مدافع حرم و اهتمام به انتقال ارزش‌ها، اهداف و آرمان‌های آن‌ها افتتاح شد. سکونت بسیاری از خانواده معظم شهدای مدافع حرم در محدوده کتابخانه باعث شد تا این نام برای کتابخانه انتخاب شود. کتابخانه در زمینی به مساحت ۴۰۰ متر مربع در ۳ طبقه با بخش‌های مختلف افتتاح شد تا ساکنان این محدوده از امکانات فرهنگی و علمی بیشتری بهره‌مند شوند.
از شش‌سالگی به مفاهیم و آیات قرآن علاقه داشتم. از همان زمان به همراه پدرم در کلاس‌های قرآنی که در مسجد محله برگزار می‌شد شرکت می‌کردم. با وجودی که تسلط چندانی برحروف وکلمات عربی نداشتم آیات قرآن را با قرائت می‌خواندم. یک روز که درحال خواندن سوره توحید بودم قاری جلسه قرآن به پدرم گفت سهیل صدای خوبی برای خواندن قرآن و گفتن اذان دارد.سهیل چند سال بعد در مدرسه به عنوان مؤذن استعدادش را نشان می‌دهد و تشویق می‌شود. این آغاز راهی بود که تا امروز ادامه پیدا کرده است.