در خیابان نوزدهبهمن، دختری زندگی میکند که بین مسجدیهای محله، یکی از دختران فعال و بااخلاق شناخته میشود. انس او با مسجد امامحسنمجتبی(ع) بهدلیل شرکت در کلاسهای قرآنی و احکام، چندسالی است که پابرجاست. مهرنوش بهمنآبادی متولد سال84، حافظ 9جزء قرآنکریم است و برنامه قرآنیاش این است که تا بیستسالگی حافظ کل قرآن شود. او رتبه سوم حفظقرآن در مسابقات بسیج ناحیه در سال گذشته و رتبه دوم شهری حفظ در مسابقات اوقاف در سال98 را کسب کرده است.
از همان ابتدای صبح کار را شروع کردهاند؛ حتی سوز سرما در آخرین روز پاییز نتوانسته است سدی برای توزیع مهربانیشان باشد. سبدهای میوه و بستههای شکلاتهای رنگی و تخمه آفتابگردان در حیاط مدرسه حضرت زینب(س) خودنمایی میکند. دانشآموزان محله احمدآباددرحال ورود به مدرسه هستند. بیشترشان مکثی میکنند و لحظاتی را به تماشای سبدهای رنگارنگ میگذرانند. خانم مدیر با لبخندی که روی صورتش نقش بسته است، میگوید: دختران قشنگم، زودتر بروید بالا که سرما نخورید!
یکسالونیم است که وزنه میزند و توانسته در همین مدت محدود در رده سنی نوجوانان و در اولین مسابقات رسمی که در آن شرکت کرده است، مقام دوم کشوری را در دسته 55کیلوگرم به دست آورد. قدبلند است و چهرهای آرام دارد.نازنینسادات میروزاده دانشآموز کلاس هفتم و متولد 1389 است. عزمش را جزم کرده است تا به تیم ملی راه پیدا کند و در سطح بینالمللی، وزنه بزند و برای کشور افتخار بیافریند.
در خانوادهای کتابخوان به دنیا آمده است، هرچند به قول خودش، او تنها فرد خانواده است که استعداد نویسندگی داشته و با خواندن و مطالعه آثار نویسندگان، این استعداد نهفته را به ظهور رسانده است. کسب رتبه اول مسابقات داستاننویسی دانشآموزی کشور در سال1400 ازسوی سیدطاها فرجادی، ما را بر آن داشت که با این نویسنده نوجوان محله ارشاد گفتوگو کنیم.
طرح تحقیقاتیاش درباره تولید نوع مخصوصی از ژل رویال در جشنواره گیاهان دارویی و طب سنتی1401 از طرف آموزش و پرورش و وزارت علوم، عنوان برترین پژوهشگر نوجوان کشور درزمینه گیاهان دارویی را برای او به ارمغان میآورد. قصد دارد «پروپولیس» که نوعی ژل رویال است، در آینده به مرحله تولید تجاری برساند.
کارگاه او دو بخش دارد. بخشی مربوط به شغلش است؛ جایی که کابینت میسازد و کمد سرپا میکند و خرج زندگیاش را از آن تأمین میکند. عاشور معتقد است روزیاش از تولیدات بزرگ کارگاه و همین بخش است. بخش دیگری در انتهای کارگاهش هست که خردهچوبها و تکههای امدیاف را جمعآوری میکند تا با آن کار مردم را راه بیندازد. شاید بتوان به آن قسمت کارگاه آقای عاشور گفت: بخش مهربانی!
از همان سالهایی که توانست حرفزدن را یاد بگیرد، پدر را با کتاب قرآن، درمقابلش میدید و صوت و لحن زیبای خواندن قرآن در خانهشان جاری بود. حسین محمدی دانشآموز کلاس چهارم دبستان پاسداران آسمان و ساکن هاشمیه65 است؛ پسری که سال گذشته توانست در مسابقات سالانه قوه قضائیه در بخش قرائت تقلیدی به مقام اول استانی برسد و معتقد است میتوان با عمل به قرآن، از خیلی از ناهنجاریها و رفتارهای نادرست به دور بود.
شاهین دوستی فقط دهسال دارد اما افتخاراتی که از آن خود کرده است، از دهمدال طلا، نقره و برنز گذشته است؛ پسربچهای که برخلاف ظاهر آرامش، مبارزی قهار و سختکوش است و بیشتر حریفهایش را در همان راند اول ناکاوت میکند.
شاهین رکورددار شکستن اجسام سخت در سطح کشوری در رده سنی نوجوانان است و چندصباحی میشود که در اردوهای تیم ملی کاراته نونهالان ایران حضور مستمر دارد.
عباس ساعیمهدیآباد، شاعر سرشناسی که کودکی و نوجوانیاش در مهدیآباد سپری شده است و اکنون نیز در بحرآباد، محلهای در یکقدمی مهدیآباد روزگار میگذراند، سالها در آموزشوپرورش و در محافل ادبی مشهد، شاگردانی را به دنیای ادبیات مشهد معرفی کرده و شاعران برجستهای برای این شهر پرورش داده است.
سکینه قارداشی، سیزدهساله، از دختران مستعد و ورزشکار محله خواجهربیع است. او توانسته است با نمایش توانمندیهایش در بخش کاتا خود را به مرزی از آمادگی برساند که در هر رقابتی مطمئن به کسب یکی از عنوانهای برتر باشد. با این روحیه، پایانی برای زندگی ورزشیاش متصور نیست. تا امروز هم پلههای ترقی و پیشرفت را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته است و حاصل آن کسب عناوین قهرمانی در مرحله کشوری و بینالمللی است.
کمتر ورزشکاری است که بتواند بعد از یک مرحله مسابقات استانی اینقدر آماده باشد که برای مسابقات جهانی انتخاب شود. آراد ملانوروزی دانشآموز کلاس پنجمی دبستان پاسداران آسمان در خیابان شهید برکپور و ساکن محله چهارچشمه است. او توانسته پلههای ترقی در رشته رزمی کیوکوشین را چند تا یکی بالا برود و در کارنامه ورزشیاش در نخستین مسابقات جهانی، یعنی مسابقات بینالمللی کومیته کیوکوشین پروفی ایران به مقام سوم دست یابد.
پنج سال قبل که جودو را شروع میکند، هیچکدام از بچههای همسنوسالش در اقوام، علاقهای به این ورزش نشان نمیدادند. اما از زمانی که او در دورهمیهای فامیلی حرکات و فنون جودو را به نمایش گذاشت، چند نفر از کودکان جمع به این ورزش علاقهمند شدند و حالا یکی از جودوکاران باشگاهی هستند. از این بابت با اینکه سن و سالی ندارد او را در جمعهای فامیلی با لقب استاد صدا میزنند. امیر ارسلان بلون متولد سال1389ساکن محله شهید مطهری است.
محمدطاها عیدی آنقدر در کاراته زبده و آبدیده میشود که در همان سن کم وقتی پا به میدان مسابقات میگذارد، بیشتر حریفانش را در همان راند اول ناکاوت میکند و درنهایت هم قهرمانی مسابقات کشوری و رقابتهای بینالمللی را بهدست میآورد. ورزشکار محله اقبال این روزها با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات آسیایی که زمستان امسال در ژاپن برگزار میشود، آماده میکند.
«پرستش دانا» دختر موفق محله طرق است که با وجود ورود یکسالهاش در ورزش کونگفو توانسته دو مقام استانی را در کارنامهاش داشته باشد. او به این ورزش علاقه بسیاری دارد و تا کمربند سبز پیشرفته است. پرستش در کلاس پنجم دبستان تحصیل میکند و در کنار درس، ورزش را هم ادامه داده است.
عموماشاءا... پارسال در رشته فلوت چوبی بین آموزگاران سراسر کشور رتبه سوم را به دست آورده است. خیلی بیشتر از اینها میدانیم که او رابطه تنگاتنگی با بخش پرورشی مدرسه دارد و اجرای برنامههای مختلف را راهبری میکند؛ نمایش تعزیهخوانی و برنامههای ریز و درشت دیگری را هم. حتی میدانیم بخشی از وقت عموماشاءالله به اجراهای خیابانی همراه با گروه «مشهد مهربانی» صرف میشود.او خدمتگزار مدرسه شهیدمسعود اختری است. پیاش را میگیریم تا به خیابان شهیدابراهیمی16 میرسیم.
خانهای در حاشیه شهر مشهد، محل زندگی فرزندانی است که «شگفتانگیز»، شایستهترین کلمه برای توصیف آنهاست و والدینی که بهمعنای واقعی کلمه، عمر و سرمایه خود را برای آموزش بچهها گذاشتهاند. پرهان هشتساله، مهر سال گذشته، کلاس اول را ثبت نام کرد و در خرداد، کنار پسرهای کلاسششمی آزمون داد.
این دانشآموزان به درس اکتفا نکرده و پشت دیوارهای مدرسهشان دهها خاطره از روزها و شبهایی دارند که برای زلزلهزدگان و سیلزدگان کمکهای مردمی جمعآوری کرده یا برای معلولان مرکز شهیدفیاضبخش صندلی چرخدار خریدهاند. آنها در دوران کرونا طی حرکتی با نام «نذر نفس» برای بیماران نیازمند کپسولهای اکسیژن خریدهاند.
بسیجی باید اهل عمل باشد. من نمیدانم چقدر از شجاعت پدرم در وجودم هست، چون در وضعیت جنگ قرار نگرفتهایم. البته این آرامش را هم مدیون پدرانمان هستیم، اما میدانم که بسیجی باید مرد عمل باشد. من خودم سعی میکنم در خانه فرد مفیدی باشم. خریدهای خانه را برای مادرم انجام میدهم و گاهی که پدرم برای بنایی به ولایتشان میرود، من هم همراهش میشوم و کمکش میکنم. این را رضا زراعتی میگوید.
روایت های کوتاهی که در ادامه می خوانید، برش هایی کوچک از حس و حال خوب نوجوان هایی است که با کمک خانواده، راه خود را در زندگی پیدا کرده اند. سردرگم نیستند؛ چون فهمیده اند از زندگی چه می خواهند و باید به دنبال چه باشند. روز آن ها و همه کسانی که در حال سپری کردن این سال های سرنوشت ساز و اثرگذار هستند، مبارک!
فروردین امسال اجرای کمنظیر «دختران خورشید» در برنامه تلویزیونی عصر جدید میلیونها نفر را به وجد آورد؛ تیمی که از ۳۱دختر ورزشکار تشکیل شده است و بیشترشان ساکن محلات حاشیه شهر مشهد هستند. دختران این تیم با شعار «بمب انرژی» تمرین میکنند.