دانش آموز - صفحه 23

محسن ولی‌زاده از همان کودکی به همراه پدر و عمویش به مراسم مذهبی در مساجد محله می‌رود و از کلاس اول در مسجد منتظر القائم(عج) فعالیت‌های فرهنگی‌اش را با شرکت در جلسات قرآن شروع می‌کند. حفظ، قرائت و ترتیل قرآن کریم و اذان گفتن را تا کلاس پنجم در مسجد دنبال می‌کند. او در مسابقات اذان آموزش و پرورش ناحیه در کلاس سوم، مقام دوم را به دست می‌آورد. خودش می‌گوید: شرکت در جلسات قرآنی و مراسم مذهبی مسجد، باعث بلوغ فکری و اجتماعی من شد.
مبارزات و جان‌فشانی‌های مردم غیور و انقلابی مشهد در روزهای قبل از انقلاب‌‌، همواره یادآور رشادت ‌دلاورمردان و زنانی بوده است که در عرصه‌های مختلف و در راه پشتیبانی از این حرکت‌های مردمی، حضوری پررنگ داشته‌اند. نزدیک شدن به چهل و سومین سالروز پیروزی ‌انقلاب مردمی ایران، بهانه‌ای شد تا به‌سراغ یکی از ‌جوانان دیروز محله طبرسی برویم؛ کسی که در راه رسیدن به اهداف و آرمان‌های امام، چنان سر پرشوری داشت که به‌سبب تفکرات آزادی‌خواهانه به او «ابوشریف» و «کاسترو» لقب داده بودند و هنوز انقلابی‌های سال‌های56 و 57 او را به‌نام «ابوشریف» می‌شناسند. از فضل‌الله جعفری‌ماسوله می‌گویم؛ میانه‌مردی که سال‌ها در کسوت معلمی، درس ایثار و آزادگی به شاگردانش داده است.
مسعود کیوانی متولد سال ۱۳۴۳ در مشهد است و در محله الهیه سکونت دارد. او که از دوران سربازی به عنوان معلم سرباز خدمت معلمی در مناطق محروم را شروع کرده تا به امروز به این خدمت ادامه داده است. او در طول این سال‌های طولانی با عناوین مختلف معلم، مدیر مدرسه و دبیرستان، مدیر هنرستان، مدیر مرکز پیش‌دانشگاهی، مدیر مرکز پژوهشی و مدیریت مجتمع شبانه‌روزی خدمت کرده‌ و تقریبا تمام این ۳۶ سال را در مناطق محروم و ۳۲ سال آن را نیز در منطقه آموزش و پرورش تبادکان سپری کرده‌است. او نقش موثری در راه‌اندازی چندین پژوهش‌سرا در منطقه تبادکان داشته و دانش‌آموزهای مستعد فراوانی را به نظام آموزشی کشور معرفی کرده‌است.
احمد محمدنژاد جوان کشتی‌گیر آزادکار و آینده‌دار محله مقدم توانسته است بعد از ۱۷ سال برای خراسان رضوی مقام‌آوری کند و در رده نوجوانان مقام جهانی به دست بیاورد.
مهدی کفاشیان متولد سال ١٣٩٠ نوجوان بااستعداد محله شهید بسکابادی است. او را اهالی این کوچه به ما معرفی می‌کنند. می‌گویند که می‌تواند با دست‌هایش معجزه کند و با ضایعات و دورریختنی‌های مختلف وسایل دیگری بسازد. 10سال بیشتر ندارد اما با همین سن و سال کم کلی مهارت مختلف دارد. از آشپزی و پخت غذاهای مختلف بگیرید تا تعمیر دوچرخه و... مهارت اصلی او اما کاردستی و ساخت وسایل کاربردی از ضایعات دورریختنی است.
صنایع دستی‌ای مانند معرق، خاتم و مشبک‌سازی که در گذشته از رونق و اعتبار خاصی برخوردار بوده و انتقال‌دهنده و نماد بخشی از هویت ملی و مذهبی ایرانیان است، در سال‌های اخیر به‌دلیل پیشرفت و استفاده از دستگاه‌های خودکار و تولید انبوه صنایع دستی، رغبت برای تولید آن‌ها کم‌رنگ شده است باوجوداین امروز در نسل جوان و دانش‌آموزان هنرستانی ما هنرمندان قابل و ممتازی داریم که پا جای پای هنرمندان صنایع‌دستی گذاشته و میراث‌دار این هنرهای سنتی شده‌اند. محدثه ایوبی، هنرمند نوجوان‌ صنایع‌دستی (معرق روی چوب) ساکن محله کلاته‌برفی و دانش‌آموز هنرستان امیرعباسیان حسینی یکی از ادامه‌دهندگان این هنر برتر و اصیل ایرانی است.
صنعت و وسایل صنعتی‌ همیشه برایش جذاب‌ بوده است، البته مشغول بودن پدر به شغل تراشکاری نیز در این علاقه بی‌تأثیر نبوده است. همین علاقه وافر سبب شد که پوریا محمدی رشته تأسیسات حرارتی و برودتی را انتخاب‌ کند و مشغول به تحصیل‌ شود. او با خلاقیت و پشتکاری که از خود نشان‌ داد، توانست رتبه‌ دوم مسابقات طراحی سامانه‌های گرمایشی و برودتی دانش‌آموزان هنرستان‌های استان خراسان‌رضوی را به‌دست آورد. پوریا همچنین به‌عنوان یکی از 4دانش‌آموز برتر خراسان‌رضوی در بخش نظری مسابقات سامانه‌های حرارتی و برودتی کشوری شرکت‌ کرد و رتبه اول را از آنِ خود کرد.
سیده ساجده اسدیان موفق شده سال گذشته در سی و نهمین دوره جشنواره فرهنگی هنری دانش‌آموزان ناحیه7 مشهد در مقطع متوسطه اول، رتبه سوم را در رشته شعر به دست آورد. ساجده از کلاس دوم دبستان با دکلمه‌نویسی شروع کرد. تا کلاس چهارم بیشتر متن‌های او به‌صورت دل ‌نوشته بود اما دبیر ادبیات سال پنجمش او را با آرایه‌های ادبی مختلف و ردیف و قافیه آشنا کرد و تفاوت شعر قدیم و نو را برایش توضیح داد. می گوید: در این سال‌ها به جزکتاب ادبیات فارسی سراغ کتاب‌های شعر نرفته بودم اما همین کتاب‌ها را با دقت زیادی می‌خواندم و کلمات آن را به خوبی در نوشته‌ها استفاده می‌کردم .
اعظم میراولیایی، با 42سال سابقه کار علاقه خاصی به کودکان دارد و گرچه 12سال است که بازنشسته شده است اما هنوز هم دوست دارد در کنار کودکان باشد. می‌گوید: هیچ‌گاه خسته نشده‌ام بلکه از خدا همیشه خواسته‌ام که در مدرسه جان دهم. زیرا عاشق مدرسه هستم و تا روزی که توان راه‌رفتن داشته باشم و مورد پذیرش مسئولان آموزش و پرورش، اولیا و دانش‌آموزان باشم مشغول به کار خواهم بود. همیشه سعی کرده‌ام برای بچه‌ها یک دوست خوب باشم و محیط مدرسه را برای دانش‌آموزان به محیط امن تبدیل کنم زیرا ما می‌توانیم در آموزش و تربیت و حتی ایجاد یک حس و حال خوب بسیار تأثیرگذار باشیم.
فاطمه، نوجوان ورزشکار محله رحمانیه، می‌گوید: پدر و مادرم خودشان اهل ورزش هستند و حمایت و تشویق آن‌ها خیلی تأثیرگذار بود. تمریناتم زود نتیجه داد و به مرحله مسابقات رسیدم.‌ اولین رقابتی که در آن شرکت کردم، مسابقات استانی در رده نونهالان بود. هم بی‌تجربه بودم و هم استرس داشتم، اما باز هم اول شدم.
پریسا هنری، دختر نوجوان محله نخریسی دستی در نوشتن دارد. او در خانواده‌ای اهل کتاب و کتاب‌دوست بزرگ شده است. از کلاس پنجم دبستان با نوشتن یک داستان تخیلی برای انشا، نوشتن را شروع و داستان نویسی‌اش را تا حالا که دانشجوست ادامه داده است. معلم مدرسه سبب شده تا پریسا به استعدادش پی ببرد.
در سال97 بعد از کسب رتبه اول نقاشی دانش‌آموزی استان، مجوز حضور در مسابقات کشوری نقاشی را به دست‌ آوردم، این مسابقات در شهر قم و با حضور نمایندگان برتر تمامی استان‌ها برگزار می‌شد. موضوع نقاشی، چهره زنی با لباس سنتی و محلی بود، قرار شد همه شرکت‌کنندگان در این مسابقه چهره زنی را در لباس محلی منطقه خود نقاشی‌کرده و برای مسئولان مسابقه بفرستند، من نیز با یک ایده خلاقانه و جدید، به جای استفاده از چهره‌های خیالی و مجازی، چهره خودم را با لباس‌های محلی‌ قوم کرد نقاشی‌ کردم و رتبه دوم مسابقات را به دست آوردم.
«بی‌بی‌صد ده مرده»، 47ساله است 7 فرزند دارد او در دوران کودکی به دلیل مشکلات اقتصادی و خانوادگی‌‌ موفق به یادگیری خواندن و نوشتن نشده است. بعد از ازدواج و تولد فرزندانش هم دیگر فرصت سرخارندن نداشته است. او می‌گوید: دو سال قبل معلمان مرکز برای ثبت‌نام به در منزل ما آمدند و از من خواستند که در کلاس‌های سوادآموزی ثبت‌نام کنم، اما من با این بهانه که سن و سالم بالا رفته است و ذهن و عقل آموختن سواد را ندارم، ثبت‌نام نکردم. چند روز بعد خانم معلم جوانی دوباره برای ثبت‌نام آمد، من هم حقیقت ماجرا و ترس از اینکه نتوانم سواد بیاموزم را بیان‌ کردم. او با بیان این نکته که هیچ وقت برای آموزش و یادگیری سواد دیر نیست، من را به کسب علم و دانش امیدوار کرد. بی بی صد ده مرده به همراه 40 سوادآموز دیگر شاگر مرکز یادگیری و سوادآموزی «فردوسی» در خیابان شاهنامه 24 هستند، مرکزی که 4 سال از آغاز به کار آن می‌گذرد اما همچنان با مشکلات زیرساختی فراوانی روبه‌رو است.
کودکان کار، کودکان دورافتاده از خانه، زنان مستأصل، مادران درمانده؛ آن‌ها که در پس‌زمینه‌های زندگی‌شان جز درد و رنج چیزی نیست. آن‌هایی که عددهای جوانی‌کردنشان به اندازه انگشت‌های دست هم نمی‌شود. حالا گروهی کنار هم کمر به خدمت بسته‌اند تا نگذارند این حس ناامیدی دردآلود کسی را از پا بیندازد. تیرماه سال جاری بود که مجتمع پیشگیری، شناسایی و کاهش آسیب‌های اجتماعی‌ «شوق ‌زندگی» با هدف برر‌سی وضعیت آسیب‌های اجتماعی و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه در بوستان بهار پا گرفت.
ایلیا خندان‌دل متولد سال90 است. کمتر از دو سال داشته که نام تمام حیوانات را به زبان می‌آورده و از سه‌سالگی با علاقه به دایناسورها درباره دنیای آن‌ها اطلاعات به دست می‌آورد. هوش او به‌گونه‌ای بوده که در شش‌سالگی با شرکت در یک آزمون می‌تواند در کلاس‌های خلاقانه یک مجموعه که شرکت‌کنندگان بالای 7سال را می‌پذیرد شرکت کند. او با ایده‌های بسیارش دوست دارد در آینده در حوزه اختراعات و کارآفرینی گام بردارد.
چند سالی است که مردم ما به سمت کریسمس که یک فرهنگ غربی است سوق یافته‌اند، گویی که سنت‌های دیرینه خود را به دست فراموشی سپرده‌اند. به همین دلیل تمام همّ و غم خود را صرف این می‌کنم که بچه‌ها به آیین‌های کشور خود که از سابقه زیادی برخوردار است پایبند و از آن اطلاعات کافی و کامل داشته باشند. یکی از این رسوم، یلداست که از گذشته برای ایرانیان ارزشمند بوده است. این را فائقه احتشام، معلم کلاس که 19سال سابقه تدریس دارد، می‌گوید.
انشانویس خوبی بودم و همیشه سر کلاس انشا حرفی برای گفتن داشتم. سال پیش همان جلسه اول، دبیر ادبیات از من خواست که یکی از دست نوشته‌هایم را بخوانم. وقتی دست‌نوشته را خواندم کلی تشویقم کرد. گفت که استعداد خوبی در نوشتن دارم و حتما داستان‌نویسی را هم تجربه کنم.
عرفان اباذریان، متولد مهرماه سال1385 است. علاقه‌ به ورزش از همان کودکی در درون او نمود داشته است و به قول مادرش بی‌تحرکی و یک جا نشستن را نمی‌پسندد. خودش می‌گوید: ورزش را دوست داشتم و خانواده‌ام در این زمینه من را حمایت کردند تا بتوانم در رشته‌های مختلف مهارت کسب کنم. به همین دلیل از زمانی که وارد مدرسه شدم در کلاس‌های شنا، والیبال، بسکتبال، اسکیت و فوتبال آموزش دیدم.
فاطیما تیموری 11سال دارد و در کلاس پنجم درس می‌خواند. او که همراه خانواده‌اش در محله وکیل‌آباد ساکن است توانسته از دوران دبستان، عضو شوراهای دانش‌آموزی باشد و علاوه‌براین در کلاس درس هم جزو شاگردان ممتاز و مسئولیت‌پذیر است و به‌عنوان«معلم‌یار»، مربیان مدرسه شرافت را همراهی می‌کند.
از سال94 تا 97 کانون پرورش فکری کودک و نوجوان او را به عنوان نخبه کتاب‌خوان کشور معرفی کرده است. غزل خاکسار طی این سه سال درمجموع 667کتاب خوانده است. در خانواده‌ای اهل مطالعه بزرگ شده است. مقام اول استانی در رشته پژوهش جشنواره نوجوان خوارزمی سال‌های 98 و99 و رتبه دوم استان در رشته سفالگریِ سی و نهمین مسابقات فرهنگی و هنری دانش‌آموزان فردا) در سال تحصیلی 1399-1400 از دیگر موفقیت‌های این نوجوان نخبه است.