دانش آموز - صفحه 24

«بی‌بی‌صد ده مرده»، 47ساله است 7 فرزند دارد او در دوران کودکی به دلیل مشکلات اقتصادی و خانوادگی‌‌ موفق به یادگیری خواندن و نوشتن نشده است. بعد از ازدواج و تولد فرزندانش هم دیگر فرصت سرخارندن نداشته است. او می‌گوید: دو سال قبل معلمان مرکز برای ثبت‌نام به در منزل ما آمدند و از من خواستند که در کلاس‌های سوادآموزی ثبت‌نام کنم، اما من با این بهانه که سن و سالم بالا رفته است و ذهن و عقل آموختن سواد را ندارم، ثبت‌نام نکردم. چند روز بعد خانم معلم جوانی دوباره برای ثبت‌نام آمد، من هم حقیقت ماجرا و ترس از اینکه نتوانم سواد بیاموزم را بیان‌ کردم. او با بیان این نکته که هیچ وقت برای آموزش و یادگیری سواد دیر نیست، من را به کسب علم و دانش امیدوار کرد. بی بی صد ده مرده به همراه 40 سوادآموز دیگر شاگر مرکز یادگیری و سوادآموزی «فردوسی» در خیابان شاهنامه 24 هستند، مرکزی که 4 سال از آغاز به کار آن می‌گذرد اما همچنان با مشکلات زیرساختی فراوانی روبه‌رو است.
کودکان کار، کودکان دورافتاده از خانه، زنان مستأصل، مادران درمانده؛ آن‌ها که در پس‌زمینه‌های زندگی‌شان جز درد و رنج چیزی نیست. آن‌هایی که عددهای جوانی‌کردنشان به اندازه انگشت‌های دست هم نمی‌شود. حالا گروهی کنار هم کمر به خدمت بسته‌اند تا نگذارند این حس ناامیدی دردآلود کسی را از پا بیندازد. تیرماه سال جاری بود که مجتمع پیشگیری، شناسایی و کاهش آسیب‌های اجتماعی‌ «شوق ‌زندگی» با هدف برر‌سی وضعیت آسیب‌های اجتماعی و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه در بوستان بهار پا گرفت.
ایلیا خندان‌دل متولد سال90 است. کمتر از دو سال داشته که نام تمام حیوانات را به زبان می‌آورده و از سه‌سالگی با علاقه به دایناسورها درباره دنیای آن‌ها اطلاعات به دست می‌آورد. هوش او به‌گونه‌ای بوده که در شش‌سالگی با شرکت در یک آزمون می‌تواند در کلاس‌های خلاقانه یک مجموعه که شرکت‌کنندگان بالای 7سال را می‌پذیرد شرکت کند. او با ایده‌های بسیارش دوست دارد در آینده در حوزه اختراعات و کارآفرینی گام بردارد.
چند سالی است که مردم ما به سمت کریسمس که یک فرهنگ غربی است سوق یافته‌اند، گویی که سنت‌های دیرینه خود را به دست فراموشی سپرده‌اند. به همین دلیل تمام همّ و غم خود را صرف این می‌کنم که بچه‌ها به آیین‌های کشور خود که از سابقه زیادی برخوردار است پایبند و از آن اطلاعات کافی و کامل داشته باشند. یکی از این رسوم، یلداست که از گذشته برای ایرانیان ارزشمند بوده است. این را فائقه احتشام، معلم کلاس که 19سال سابقه تدریس دارد، می‌گوید.
انشانویس خوبی بودم و همیشه سر کلاس انشا حرفی برای گفتن داشتم. سال پیش همان جلسه اول، دبیر ادبیات از من خواست که یکی از دست نوشته‌هایم را بخوانم. وقتی دست‌نوشته را خواندم کلی تشویقم کرد. گفت که استعداد خوبی در نوشتن دارم و حتما داستان‌نویسی را هم تجربه کنم.
عرفان اباذریان، متولد مهرماه سال1385 است. علاقه‌ به ورزش از همان کودکی در درون او نمود داشته است و به قول مادرش بی‌تحرکی و یک جا نشستن را نمی‌پسندد. خودش می‌گوید: ورزش را دوست داشتم و خانواده‌ام در این زمینه من را حمایت کردند تا بتوانم در رشته‌های مختلف مهارت کسب کنم. به همین دلیل از زمانی که وارد مدرسه شدم در کلاس‌های شنا، والیبال، بسکتبال، اسکیت و فوتبال آموزش دیدم.
فاطیما تیموری 11سال دارد و در کلاس پنجم درس می‌خواند. او که همراه خانواده‌اش در محله وکیل‌آباد ساکن است توانسته از دوران دبستان، عضو شوراهای دانش‌آموزی باشد و علاوه‌براین در کلاس درس هم جزو شاگردان ممتاز و مسئولیت‌پذیر است و به‌عنوان«معلم‌یار»، مربیان مدرسه شرافت را همراهی می‌کند.
از سال94 تا 97 کانون پرورش فکری کودک و نوجوان او را به عنوان نخبه کتاب‌خوان کشور معرفی کرده است. غزل خاکسار طی این سه سال درمجموع 667کتاب خوانده است. در خانواده‌ای اهل مطالعه بزرگ شده است. مقام اول استانی در رشته پژوهش جشنواره نوجوان خوارزمی سال‌های 98 و99 و رتبه دوم استان در رشته سفالگریِ سی و نهمین مسابقات فرهنگی و هنری دانش‌آموزان فردا) در سال تحصیلی 1399-1400 از دیگر موفقیت‌های این نوجوان نخبه است.
از شش‌سالگی با شرکت در جلسات حفظ و تفسیر قرآن با معجزه وحی آشنا می‌‌شود. در ده‌سالگی تصمیم می‌گیرد در کنار تحصیل و فراگیری قرآن، ورزش هم بکند؛ تصمیمی که موفقیت‌های زیادی برایش به‌همراه آورده‌است. او از همه مسابقاتی که در آن شرکت کرده، با دست پر بیرون آمده. سحر توانسته‌است در 2سال 7مقام به دست بیاورد و حالا به پوشیدن لباس تیم‌ملی کشورمان فکر می‌کند. سحرسادات سیدی در چهارده‌سالگی موفقیت‌های زیادی دارد که می‌تواند به آن‌ها تکیه کند. در شش‌سالگی جزء30 قرآن را حفظ کرد و پس از آن 4جزء دیگر قرآن را به حافظه‌اش سپرد و در ادامه از یادگیری قرائت و تفسیر قرآن غافل نماند.
هیچ‌کس در مدرسه‌ شبانه‌روزی «حاج‌رضا مقدم» خودش را فقط یک دانش‌آموز نمی‌داند؛ بلکه چونان خانه‌ای است که یک خانواده عیالوار صدنفره دارد و هر یک از دختران عضوی از آن هستند.
معصومه صالح‌آبادی شبیه همه زنان کارمند شب قبل، ناهار روز بعدش را پخته و خانه‌اش جمع‌و‌جور است. از وقتی که خانه‌اش مستقل می‌شود، می‌آموزد خودش است و خودش! یاد می‌گیرد که چطور غذا بپزد و ظرف بشوید. تکیه می‌کند به کابینت کنار گاز و ناهارش را می‌پزد. بیشتر وقتش را به مطالعه می‌گذراند تا شاید آموخته‌هایش گره‌گشای یکی از دانش‌آموزانش باشد. او امید بچه‌هاست. وقتی کودکی که روی ویلچر می‌نشیند می‌بیند که معلمش هم وضعیت او را دارد به این خوش‌حالی می‌رسد که من هم می‌توانم. حتی یکی از دانش‌آموزانش به او می‌گوید: «خانم وقتی شما را دیدم آن‌قدر خوش‌حال شدم که شما هم مثل منی.»
علی اصغر تابش‌نژاد در تیم والیبال نوجوانان، جوانان و بزرگ‌سالان خراسان بازی کرد. او پس از پذیرفته‌شدن در دانشگاه، به عضویت تیم‌های والیبال دانشگاه تهران و دانشگاه فردوسی مشهد درآمد و عضو مؤثر این تیم‌ها در اوایل دهه۷۰ به شمار می‌رفت. این دبیر ورزش طی 22سال خدمتش در دبیرستان طرق فقط به فکر سلامت جسمی دانش‌آموزان نبود، بلکه به قلب و روح دانش‌آموزانش هم نفوذ کرده بود. این را لابه‌لای حرف‌های دانش‌آموزان دیروز و امروزش و حتی همکارانش می‌توان به‌خوبی متوجه شد.
اعظم یوسف‌زاده ساکن محله پنج‌تن آل‌عباست؛ به گفته خیلی‌ها منطقه‌ای پیرامونی، اما او یکی از استعدادهای ویژه در حوزه ادبیات است که آینده‌ای روشن پیش رو دارد. خیلی بالاوپایین کردیم تا توانستیم بخشی از عناوین و امتیازاتش را گلچین کنیم. برگزیده استان در جشنواره مشاعره رضوی، برگزیده مسابقه‌ ادبی داستان پربرکت، نفر اول ناحیه یک آموزش‌وپرورش در بخش شعر سال، برگزیده استانی در پنجمین سوگواره روز واقعه و نفر اول بخش شعر در مقطع دوره اول متوسطه چهارمین جشنواره نویسندگان فردا که همه این رتبه‌ها مربوط به سال1392 است.افتخارات او در سال‌های بعد هم ادامه دارد و تکرار می‌شود.
با وجودی که بسیاری از صاحب‌نظران عقیده دارند برای قبولی در کنکور نیازی به حضور و استفاده از این موارد کمک آموزشی نیست، اما در اذهان عمومی این باور جاافتاده است که قبولی در رشته‌های خوب، حضور در این کلاس‌ها را می‌طلبد. «امیررضا بابک» و «سجاد سهیلی» دو جوانی هستند که در همین راستا دست به ابتکار زده و با برگزاری کلاس‌های کمک‌آموزشی با تعداد بسیار کم به‌طور رایگان علاوه‌بر آموزش، مشاوره تحصیلی برای دانش‌آموزان حاشیه شهر دارند.
پریناز متولد 1389 است. مادرش دانش‌آموخته رشته کتابداری است و به‌واسطه شغلش پریناز را هر روز به کتابخانه می‌بَرد. او از کودکی با مجموعه‌ای از کتاب‌های کودک، پادکست‌ها و بازی‌های کودکانه بزرگ شده است که هر کدام از آن‌ها در توسعه استعدادها و شکوفایی خلاقیت پریناز نقش بسزایی داشته‌اند. او می‌گوید: نوشتن به من احساس آرامش می‌دهد. وقتی داستان می‌نویسم از خودم راضی هستم.
مسجدی که در دهه60 و روزهای جنگ از محفل‌های مهم فکری جوانان و یکی از مراکز سامان‌دهی آن‌ها برای اعزام به میدان نبرد بود، برای اینکه دوباره جوان‌ترها آن را خانه دوم خودشان بدانند، قرائت‌خانه راه انداخته است. این قرائت‌خانه فقط با 50متر مساحت، هرروز نیمکت‌هایش پر از جوان‌هایی است که درس‌خواندن در مسجد را به دیگر کتابخانه‌های عمومی ترجیح داده‌اند.
محمدیزدان آفرین، قاری قرآن کریم می‌گوید: تمرینات را با سوره الرحمن آغاز کردیم و الان جزء 30ام هستیم. تمرین و تکرار زیاد، سرلوحه کار محمدیزدان است و هر روز بعدازظهر چند ساعت تمرین قرائت دارد. زمانی که می‌خواهد تمرین کند پدر و مادر و خواهرش نیز با او شروع به خواندن قرآن می‌کنند. مادرش می‌گوید: محمد استاد کوچک خانه است. اشتباهات ما را برطرف می‌کند و نکات لازم را به ما تذکر می‌دهد.
ساختمان خیریه خاتم‌النبیین(ص) واقع در حر ۹۸ سال ۸۰ تأسیس شد. در سال‌های اول ۳۰ کودک ۴ تا ۱۱ سال در این مکان به طور شبانه‌روزی اسکان داشتند. بچه‌هایی که سرپرست مناسبی نداشتند. این بچه‌ها به مدت ۱۰ سال زیرپوشش این خیریه قرار می‌گرفتند. اما از سال ۹۰ با کمک خیریه اتفاق‌های بهتری برای بچه‌ها می‌افتد. حمایت می‌شوند تا وارد بازار کار شوند و روی پای خود بایستند. نکته متمایز این مؤسسه نیکوکاری با دیگر بنیاد‌های خیریه در این است که آن‌ها بر آموزش و مهارت‌آموزی بچه‌ها تأکید دارند و در کنار آن توانمندسازی خانواده، به‌ویژه مادر که شاکله اصلی خانه است. حتی برگزاری دوره‌هایی برای ارتقای روحیه مادران و افزایش امید آن‌ها به زندگی از دیگر ویژگی‌های ممتاز این مؤسسه است.
سید محمدجواد فانی در 18سالگی نشان استادشاگردی‌اش را از بسیج محله سیدی (پایگاه بسیج کمیل، مسجد بیت المهدی(عج))‌ گرفته است. با این نوجوان موفق محله سیدی همراه شدیم تا در ادامه از کارش بیشتر برایمان ‌بگوید. سید جواد از 8سالگی به کارگاه کفاشی آمده است. هدف او در ابتدا فقط گذراندن تعطیلات تابستان بوده اما کم‌کم برایش این‌کار جدی شده است. او اکنون در سن 18سالگی می‌گوید که می‌خواهد در آینده به عنوان شغل دومش کفاشی را ادامه بدهد: آن روزها برای اینکه در کنار پسردایی‌هایم باشم به کارگاه کفاشی آمدم. آن‌ها چند سال از من بزرگ‌تر هستند و با هم رفاقت خوبی داریم.
حسین جاویدی در مدت 4سالی که ورزش کاراته را شروع کرده 7مدال استانی را به دست آورده است. او می‌گوید: ما الگوهای ورزشی زیادی مثل جهان پهلوان تختی و پوریای ولی داشتیم که سمبل جوانمردی بودند. من نیز تا جایی که توانستم این روحیه را تقویت کردم. چندسال قبل در مرحله نیمه‌نهایی مسابقات استانی در برابر حریفی شهرستانی قرار گرفتم. در پایان مسابقه او را شکست دادم و مدال برنز گرفتم. در همان لحظه احساس کردم که حریفم از این شکست خیلی ناراحت است. روی تشک نشسته بود و حرکت نمی‌کرد. با سرعت به طرفش رفتم بلندش کردم و دستش را به نشانه برنده‌شدن بالا بردم. با این حرکت من چهره اندوهگین و ناراحت حریفم به‌سرعت تغییر کرد و روی لب‌هایش لبخندی از شادی نشست.