هنرمند - صفحه 76

زمانی که آموزشگاه را دایر کردم، بیشتر خانواده‌های محلات نزدیک به دلیل اینکه از قشر ضعیف جامعه بودند، دختران خود را برای آموزش خیاطی راهی آموزشگاه می‌کردند تا هم هنری بیاموزند و هم کمک خرج خانواده باشند و کسب درآمد کنند. حدود 67 هنرجو در آموزشگاه من تعلیم دیدند و راهی بازار کار شدند، البته پس از جابه‌جایی ما به این محله، دوباره آموزشگاهم را در اسماعیل‌آباد دایر کردم و اکنون نیز هنرجوی تحت تعلیم دارم.
خانواده عرب اهوازی چندسالی است به مشهد مهاجرت کرده‌اند. در اینجا غریبند و تنها دلخوشی‌شان همسایگی آقا امام رضا(ع) است. فاطمه خانم عروسک می‌سازد، عروسک‌هایی زیبا که برای او عزیزند و هر کدام اسم و شخصیت مخصوصی دارند و لباس‌ زیبای اقوام ایرانی را پوشیده‌اند. این عروسک‌ها در فضای مجازی مورد استفبال قرار گرفتند و از نقاط مختلف کشور سر درآوردند.
پارسا مجیدی 8ساله درباره تأثیر شاهنامه در زندگی‌اش بیان می‌کند: داستان‌های شاهنامه برایم درس‌های بزرگی دارد به عنوان مثال می‌دانم کارهای نیک حالم را خوب می‌کند و دیوها انسان‌ها را به انجام کارهای بد تشویق می‌کنند. از هنگامی که این موضوع را متوجه شدم در مقابل دیوها مقاومت می‌کنم.
نازنین نوروزی 16سال دارد. او از 14سالگی متوجه استعداد و علاقه‌اش به نقاشی و طراحی می‌شود. حالا دانش‌آموز رشته گرافیک در هنرستان شده و در این مدت کوتاه آثار زیادی بر روی شیشه، بوم، پارچه و سفال کشیده است. نازنین در تفسیر قرآن هم رتبه اول استان را در بین مدارس دارد. به جز این‌ها به نوشتن هم علاقه دارد و به‌طور افتخاری برای روزنامه جام جم در ضمیمه «نوجوانه» آن می‌نویسد.
تیرماه سال 99 رتبه برگزیده مسابقه نقاشی «اگر پر سیمرغ در دستان من بود» را در مسابقات پژوهش سرای فرهنگ و هنر ادب ثابت فردوسی دریافت کردم. در این نقاشی در سه بخش سیمرغ را به تصویر کشیدم. کودکی از سیمرغ می‌خواهد ویروس کرونا را از تمام کره زمین محو کند و او هم با نفس سلامت‌بخش خود، این آرزوی کودک را تحقق می‌بخشد.
موشن گرافیک در واقع ارائه طرح‌ها و تصاویر ثابت گرافیکی در یک قالب متحرک است و به این ترتیب با یک ویدئوی جذاب، پیام و مفهوم مورد نظر به مخاطب انتقال داده می‌شود. مدیر بخش بین‌الملل یک مجموعه رسانه‌ای موشن‌گرافیک را یکی از جذاب‌ترین ترندهای عصر فناوری می‌داند و می‌گوید: بیشترین کاربرد این رشته در صنعت تبلیغات و برندینگ است و با یک موشن‌گرافیک قوی می‌توان تأثیر زیادی بر افزایش فروش داشت.
صفحه هر روز با گلشهر با هدف فعال کردن جوانان مهاجر افغانستانی در حوزه عکاسی راه‌اندازی شد. طرح را با یک دوره 100 ساعت عکاسی در گلشهر آغاز کردیم. خروجی عکس‌ها رضایت‌بخش بود. تصمیم گرفتیم فضایی برای انتشار آن پیدا کنیم و دیدیم هیچ فضایی به اندازه فضای مجازی و اینستاگرام قابلیت ارتباط وسیع با مخاطب را ندارد.
وقتی می‌توانیم با مواد دورریز بهترین وسایل را درست کنیم که حتی بازار فروش خوبی داشته باشد، چرا این کار را نکنیم؟! به‌خصوص که الان به دلیل شرایط کرونایی فرصت زیادی برای ماندن در منزل داریم. ساخت وسایل تزیینی از مواد دورریز علاقه می‌خواهد که علیرضا عبدا...زاده، نوجوان محله شهید قربانی، آن را دارد. کافی است شیئی را یک بار ببیند و در ذهنش تصور کند و فوری آن را بسازد.
به دلیل مسائل اقتصادی هنر جزو اولویت‌های اول مردم نیست و بیشتر مشکل هنرمندان فروش آثارشان است. در حال حاضر هنرمندان هم باید به خلق اثر هنری خود بپردازند و هم به راه‌های فروش فکر کنند. درحالی‌که هنرمند باید هنرمند باقی بماند و فقط به خلق اثر توجه داشته و دغدغه فروش نداشته باشد بنابراین بهترین راه‌حل این است که در شهرها مکان‌های دائمی و مشخص باشد که هنرمند بتواند کارهایش را به نمایش و فروش بگذارد.
رضا عرفانی متعلق به نسلی از هنرمندان تئاتر مشهد است که به گفته خودش در رخوت اواخر دهه70 و اوایل دهه80 در تئاتر پرافتخار خراسان شکل گرفت و در طول نزدیک به 20سال گذشته همواره در جریان تئاتر بوده و فعالیتش را ادامه داده است. او می‌گوید: مشهد برای زندگی یک هنرمند تئاتر شهر خوبی است. تئاتر مشهد از نظر تنوع، تکنیک و استعدادهای جوان در وضعیت خیلی خوبی قرار دارد، اما حلقه مفقوده آن، رفاقت است و شاید گره مشکلات تئاتری ما در این شهر با کمی نزدیک‌شدن هنرمندان به یکدیگر حل شود.
یک روز یک نفر گریه‌کنان به مغازه آمد و گفت پدرم مرده و از او هیچ عکسی به یادگار نداریم، بیاید از او عکس بگیرید تا چهره‌اش برایمان بماند. یکی از عکاسان به نام حسین می‌رود تا از متوفی در غسالخانه عکس بگیرد، او که تاکنون مرده ندیده بود، کمی عقب می‌رود تا عکس بگیرد، اما ناگهان می‌ترسد و فرار می‌کند. دوباره به مغازه آمد و گفت او که ترسید و فرار کرد یک نفر بیاید و عکس بگیرد، من رفتم و از صورت پدرشان عکس گرفتم.
مهدی رضایی‌صدر ایده‌پرداز است و خلاقیت بی‌نظیرش همراه با چیره‌دستی باعث شده است که آثار جذابی خلق کند؛ چه در نقاشی و مجسمه‌سازی و چه در نمایشگاه چیدمان. در تمام آثار او دغدغه هویت موج می‌زند، ولی نه الزاما موضوعی چون شناسنامه. صحبت از هویت انسانی و حرکت رو به تعالی است.
از روزی می‌گوید که دخترش بر اثر کمبود اکسیژن حتی قدرت شیر خوردن هم نداشته، اما او با تقویت عضلات دخترش همه پزشکان را متعجب کرد. همان‌هایی که گفته بودند امکان زنده ماندن دختر50درصد بیشتر نیست، اما او توانسته بود معجزه کند و دخترش را سرپا نگه‌دارد.
سال 1345 وقتی که 9سال بیشتر نداشت درس و مدرسه را رها کرد و آموختن حرفه‌ای گلدوزی را در پیش گرفت. آن زمان برادران و خواهرانش در کار گلدوزی بودند و او هم جذب این‌کار شد. هر چند این روزها بیشتر آن‌ها شغلشان را عوض کرده‌اند، اما او همچنان مانند گذشته عاشقانه کارش را ادامه می‌دهد و اکنون سال‌هاست که طرح‌ها و نقش‌هایش نه‌تنها در ایران بلکه در سایر کشورهای جهان حرف برای گفتن دارد.
هاجر طاهری‌مقدم هنرمند قالی باف محله سیس آباد متولد سال1355 است. او از همان هفت‌هشت‌سالگی کنار مادرش پای دار بوده‌ و این هنر را از مادرش به ارث برده است. خانم طاهری مقدم آن قدر در کارش مهارت دارد که بدون دست کشیدن روی قالی، تعداد گره‌های قالی را تشخیص می‌دهد. طرح‌های قالی را از بر، رج به رج می‌بافد و با هنرش کمک خرج خانواده است.
او در یک اتاق کوچک در منزلش کیف‌هایی تولید می‌کند که از شهرهای مختلف کشور سر در می‌آورند. بسیاری از افراد جویای کار در منزل نشستند و منتظر یک فرصت برای کسب درآمد هستند، اما برخی با بهره بردن از حداقل امکانات و هنر خود درآمد کسب می‌کنند.
بهناز مختاری با بهره گرفتن از هنری که دارد برای خودش توانسته است کارآفرینی کند و در این مسیر موفق باشد، او معتقد است جوانان در این مسیر نباید ناامید باشند: اگر جوانان ما که به دنبال موفقیت در زندگی خود هستند روی یک کار یا شغل تمرکز کنند و پشتکار داشته باشند، حتما می‌توانند نتیجه بگیرند حتی اگر در ابتدای مسیر شکست‌هایی را متحمل شوند، البته این مشروط بر این است که به «نشدن» فکر نکنند. ذهن خود را درگیر شکست خوردن نکنند.
سیاه‌پوشی حرم مطهر با کتیبه‌های مختلف حدود 5سال است که شکل و شیوه جدید‌ی به خود گرفته است و این اقدام را نیز گروهی تهرانی انجام می‌دهد. گروهی که متشکل از هنرمندان مختلفی از جمله خیاط، خطاط، دست‌دوز و چاپگر است که هر کدام جزو سرآمدان حرفه خود هستند.
از سیزده‌سالگی شاگرد یکی از بهترین پرچم‌دوزهای مشهدی شد، اما هرگز فکر نمی‌کرد دست سرنوشت چه برایش رقم خواهد زد. فکر می‌کرد قرار است پرچم‌دوز ساده‌ای باشد، اما اتفاقات جالبی در مسیر زندگی او قرار گرفت. اتفاقی مانند خودنمایی هنر گلدوزیاش بر گلدسته‌های حرم حضرت رضا(ع).
چند سال پیش که به مشهد مهاجرت می‌کنند شروع می‌کند به کار روی در و دیوارها... اما نه در و دیوار شهر! او تفاوت کار خودش با کار گرافیتی رایترهای دیگر را در همین می‌داند. اینکه دلش نمی‌خواهد طرحی که خلق می‌کند عمر کوتاهی داشته باشد و زود پاک شود. دلش می‌خواهد کاری که انجام می‌دهد غیرقانونی هم نباشد و مشکلی برایش به وجود نیاید. او حالا بالغ بر بیست گرافیتی دارد که همگی خارج از محدوده شهری هستند. روی تانکرها، دیوارهای مخروبه و...