مهدی یاقوتینیت از کودکی عاشق بازیگری بوده و فیلمهای زیادی تماشا میکرده است. این بازیگر تئاتر تاکنون نقش های متنوعی را بازی کرده و پیش تر آپاراتچی سینما سیمرغ بوده است.
آثارفهیمه رحمانیراد در فرهنگسرای بهشت میتواند بخشی از لحظات خوش و بهیادماندنی را برای زائران، مسافران و گردشگرانی که به شهر مشهد سفر میکنند، رقم بزند.
زهرا حسنزاده میگوید: موضوع نقاشیام این بود که وقتی نوجوان تکلیفش با خودش مشخص نیست و نمیداند چه میخواهد و بین افراد مختلفی احاطه میشود، درمعرض آسیب قرار میگیرد.
محمدابراهیم حیدری، سماورساز باسابقه محلۀ طبرسیشمالی سماورهایی عجیب و غریب دویستلیتری ساخته که رویش چهرههایی منسوب به فردوسی و مولانا تا شاهعباس و نادرشاه حکاکی کرده است.
محمدمهدی پارسایی از ۱۰ سال قبل آرشیو اسناد تصویری و مکتوب را در کل ایران و مشهد جمعآوری کرده و چندین مجموعه عکس از تهران قدیم و مشهد و سایر شهرستانها به چاپ رسانده است.
در کارگاههای آموزشی و اشتغال مؤسسه توانبخشی همدم ارتباط صمیمی مربیان و شاگردان، حرف اول را میزند.
مهدیار عرب یکی از کم سن و سالترین مجسمهسازان دنیا است. در سه سالگی استعداد او کشف شد و در شش سالگی برای اولین بار در جشنواره مجسمه سازی ونیز شرکت کرد.
حاجاحمد موحد خلیلآباد سومین قرآن خطی خود را به گنجینه مخطوطات آستانقدس رضوی هدیه کرد تا اثرش جاودانه شود.
هدف سید جواد رحیمزاده از راهاندازی گروه هنری ققنوس در سال۸۰ تولید نمایشهای خاص کودک و نوجوان بود.
در کارگاه کوچک جلیل پورعلی، سنگهای قیمتی معدن به سوغات تاریخی مشهد تبدیل میشوند.
محمدمهدی احمدی، علاوهبر اینکه قاری قرآن مسجد سناباد است، مداحی میکند و برای مکبری به حرم امامرضا (ع) میرود.
اصغر شیردوست، بعد از سربازی و تجربه کارهای مختلف، بالاخره شغل باب دلش را پیدا کرد.
به دو نام میشناسندش؛ یکی محمدحکیم موحد بلخی و دیگری مهدیحسین موحد بلخی، که دومی یک جورهایی نام هنری اوست واطرافیانش بیشتر او را به این اسم صدا میزنند.
سیدجمال سجادی، عکاس و فعال فرهنگی محله گلشهر بهعنوان نماینده گروه عکاسان گلشهر راهی مؤسسه گوته آلمان شد.
محمد آرمات میگوید: از صبح که بیدار میشوم، تلویزیون که نگاه میکنم، غذا که میخورم، حتی در خواب هم ذهنم درگیر ایده است. طبیعت و اجزایی که در آن وجود دارد خیلی در پیدا کردن ایده به من کمک میکنند.
محمد ناطقی میگوید: با پیروزی انقلاب، سر پرچمدوزها حسابی شلوغ شده بود، زیرا مردم پردهها را میآوردند تا علامت تاج را تبدیل به «الله» کنند.
محراب ماکوئیان که بیش از هزار نوحه سروده میگوید: تا نسوزی نمیتوانی بسوزانی. من هم موقع نوشتن نوحههایم خیلی دلم برای امامحسین (ع) و علیاصغرش میسوزد.
سجاد عباسی از زمانیکه چشم باز کرده، در هیئت بوده و در آنجا رشد کرده است.
چهار کودکتکواندوکار که پدرانشان کارگران یک کارخانۀ تولید نوشتافزارِ در آستانۀ تعطیلی هستند، برای جلوگیری از بیکاری پدرانشان و گیر انداختن قاچاقچیانِ این کالا، به تعقیبِ آنها میپردازند.
فاطمه زندهدل سیسآباد میگوید: پدرم معتقد بود هر خانهای باید یک امدادگر داشته باشد، به همین خاطر به من پیشنهاد داد در کلاسهای هلالاحمر شرکت کنم اما وقتی آنجا رفتیم، متوجه شدم کلاسهای متعدد هنری برگزار میشود.