هر قوم و گروهی که به مشهد آمده، گوشهای از فرهنگش را بهجا گذاشته و قدری هم از انبوه فرهنگهای این شهر برداشته است.
نقوش فرتبافی انعکاسی از زندگی بیپیرایه است که با الهامگرفتن از طبیعت و فضای پیرامون آن، بسیار ساده و بهدور از پیچیدگی روی پارچه نقش میبندد و گل و گیاه و پرنده در آن بسیار به چشم میخورد.
بزرگترین نماد گردشگری شهر مشهد بعد از حرم امام رضا (ع)، آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی است که در منطقه ۱۲ قرار گرفته است.
خانه تاریخی غفوری سومین خانه تاریخی مشهد است که امکان بازدید عمومی آن فراهم شده است.
خانه تاریخی بلخاسب یکی از زیباترین و قدیمیترین بناهای شهر است که قدمتش به دوره افشاریه میرسید.
با مرور اسناد موجود از جمله سفرنامههای مختلف و همچنین نقشههای مشهد در دوره قاجار با این واقعیت روبهرو میشویم که باغی بزرگ در یک سوی این کوچه قرار داشته است. باغی که در دوران پهلوی به باغ آرامگاه نادرشاه افشار تبدیل شده است.
امیرعلیشیر نوایی بیستم بهمن سال 819خورشیدی در شهر هرات به دنیا آمد، در عهد اقتدار و حکومت «اُلُغ بیگ»، فرزند شاهرخ تیموری و گوهرشاد خاتون. با این حال، دوران کودکی امیرعلیشیر، با قتل اُلغ بیگ به دست پسرش عبداللطیف و آغاز کشمکش های ویرانگر امرا و شاهزادگان تیموری مصادف شد.
خیابان گلستان ازجمله معابر پررفتوآمد منطقه8 است. این خیابان که حدود هشتدهه از ساختش میگذرد، در نقشه سال1325 نیز به همین نام بوده است. خیابان گلستان این روزها به یکی از مراکز درمانی تبدیل شده و با تأسیس مطب پزشکان در آن، چهرهاش تغییر کرده و ترافیکش بیشتر از قبل شده است. باوجود ساختوسازهای جدید هنوز هم درختان کهنسال و خانههای ویلایی قدیمی در آن حرفی برای گفتن دارند.
قدمت محله چهارباغ مشهد را به سال ها پیش از حکومت شاهرخ تیموری نسبت میدهد جایی که ساخت آن به همت خواجهنظام الملک توسی رخ داده است، البته چهارباغ نابود شده در حمله تیموریان در توس، یگانه چهارباغ پیش از اصفهان خطه خراسان نیست و در همان دوره تیموری ابتدا در هرات و سپس در مشهد چهارباغهایی ایجاد شد که اکنون نمونه هرات آن تقریبا به صورت کامل و نمونه مشهد آن در حد یک محله کوچک باقی مانده است.
از بیشتر مشهدیها که بپرسید، پیشینه تولید صنعت پشم و نخ مشهد را از کارخانه معروف نخریسی میدانند که در چهارراهی به همین نام واقع شده است، اما کمی پیش از تأسیس این کارخانه، موتورهای اولین کارخانه نخریسی و پارچهبافی مشهد جایی در حوالی خیابان ارگ(امامخمینی(ره) امروز) روشن شد، آن هم به کوشش تاجری ارمنی به نام ملکان هاروطونیان که اصالت تبریزی داشته است. البته او تنهاارمنی مهاجر مشهد نیست که نامش در فهرست بلندبالایی از صنعتگران ارض اقدس نوشته شده است.
صحبت از احیای خانه تاریخی غفوری، مرتفعترین خانه عیدگاه است که در کوچه محمدیه (شهیدحاجیحسنیکارگر3) قرار گرفته و از یکطرف به شارستان و از طرف دیگر به حرم مطهر راه دارد. صاحب اول این خانه یک یهودی متمول بوده است که سال 1340 این بنا را به آقای دشتباف و شریکش میفروشد و خانه در سال1385 به شرکت عمران و مسکنسازان ثامن که زیر نظر بازآفرینی شهری کشور است، فروخته میشود.
درخت تناور دانشگاه «علوم اسلامی رضوی» که در دل حرم سقف و ستون خورده، در واقع از ریشههای در خاک مانده دو مدرسه قدیمی آب میخورد که قدمتشان به عهد صفوی در مشهد میرسد. دو مدرسه تخریب شده که این روزها تنها بخشی از معماریشان در دل دانشگاه علوم اسلامی رضوی به یادگار مانده و اندک کاشیهای معرق هفترنگ بقا یافتهشان بر دیوارهای فرسوده، تنها شاهدانِ شکوه گذشته آنها هستند.
ماجرا از این قرار است که مرحوم عبدالحمید مولوی، عالم، پژوهشگر و تاریخشناس مشهدی در اوایل قرن14، این بنا را میسازد و با اینکه واجد ارزش تاریخی شناخته میشود، ثبت ملی نمیشود. وارثان عبدالحمید در سال 1385 به دلیل قیمتگذاری پایین میراث فرهنگی، آن را به «مدرسه علمیه مهدیه آیتالله فاضل» میفروشند. در ادامه تمام بنا تخریب شده، تنها نبود مجوز برای تخریب دیوار و درهای خانه آن را از ویرانی مصون نگهمیدارد و این سردر فیروزهایرنگ را برای ما به یادگار باقی میگذارد.
یکی از این گذرهای قربانی شده در جریان طرحهای اجرا شده در اطراف حرم مطهر رضوی کوچه موسوم به «حاج نوروز» است که در جریان این تغییرات نهتنها کوچک شد بلکه دیگر کمتر نشانی از آن باقیمانده است. در ذیل شرح گذشته و اکنون این کوچه را با هم مرور میکنیم.
ماجرای تأسیس دانشگاه در ایران به دوران پهلوی اول باز میگردد. در سال 1307 خورشیدی پروفسور حسابی پیشنهاد تأسیس دانشگاه را به وزیر معارف وقت، اعتمادالدوله قراگوزلو میدهد اما گامهای نخست تأسیس این دانشگاه را علیاصغر حکمت وزیر معارف وقت در سال 1313 خورشیدی برمیدارد. در همین سال همچنین دانشگاه تهران با چند دانشکده پا میگیرد که دانشکده معقول و منقول یکی از آنهاست.
کوچه شهید صادقی در محله آبکوه قرار دارد. این محله یکی از محلههایی بود که تا چند دهه پیش روستا بوده و فاصله زیادی با شهر داشته است. پیدایش این محله به حدود چهارصد سال قبل برمیگردد.کوچه شهید صادقی5 از یک سمت به بولوار شهید صادقی و از سمت دیگر به خیابان بیستون و مجتمع تک منتهی میشود. از ظرفیتهای این کوچه علاوهبر وجود مسجد، حمام خشتی بوده است. این بنا در ساختوسازهای جدید به زیر خاک رفته و مدفون شده است.
چند قرن پیش، مشهد معبری داشت بهنام «شور» که از محله سرشور فعلی آغاز میشد و پس از عبور از شرق حرم به محله نوغان میپیوست. این معبر راستهبازار اصلی شهر بود که در انتها بهسمت پایینخیابان هم منشعب میشد. ازاینرو، محل فعلی کوچه شهید نوابصفوی2 انتهای شور بود که در بازار آن بیشتر مشاغل پرسروصدا و جنسهای ارزان پیدا میشد.
این بار درباره آن بخش از نوغان خواهیم گفت که به روایت این دوست عزیز چون طفل جدا مانده از مادر است و اکنون دیگر تنها در ذهن قدیمی های مشهد است اگرنه برای آن هایی که برای نخستین بار وارد آن می شوند، «آصفی» یا«طبرسی 11» است و برای کسبه بعد از «چهارسوق» هم «کوچه سیابان». این نام های متعدد هم هرکدام داستانی دارد
سرای عزیزالله اف هم یکی از همین مکانهاست که آن را میتوان تنها بازار تاریخی چندطبقه ثبتملیشده در مشهد دانست که همچنان پس از حدود نزدیک به 110سال استوار اما لرزان در چندقدمی حرممطهررضوی ایستاده است. بنای ساختهشده از آجر و چوب و نقشخورده با فیروزه است که از ابتدا کاربری تجاری داشته و محل اصلی تجارت پوست مشهد بوده است.
این کوچه ترکیبی است از چند خانه قدیمی که در میانشان دهها آپارتمان و هتل نوساز نیز به چشم میخورد. نامش در کلام پیرهای محل «حوضخرابه» است. محمد احمدی که 57سال پیش در همین کوچه به دنیا آمده، حوضخرابه را ندیده است، اما نقلش به خاطرات مرحوم پدرش برمیگردد و میگوید: «محل کنونی هتل گلشن در حدود صد سال پیش حوضخرابه بود.»