خانه تاریخی - صفحه 7

تاریخ پزشکی اطفال شهرمان با اسم «حسین سامی‌راد» گره خورده است. پزشکی که اولین‌های بسیاری را برایمان رقم زده است، اما چهره گمنامی در مشهد دارد و هیچ کجا نامی از او دیده‌نمی‌شود. اولین متخصص بیماری‌های کودکان، مؤسس درمانگاه رازی، مؤسس انجمن تعاون بهداشتی برای مبارزه با بیماری سفلیس، رئیس هلال احمر مشهد، رئیس انجمن حمایت از جذامیان مشهد و... از آنجا که دکتر شیخ به واسطه کارهای خیر فراوان نزد مشهدی‌ها مشهور است و بیمارستانی ویژه کودکان نیز به نامش نام‌گذاری شده؛ برخی تصور می‌کنند او اولین متخصص اطفال در مشهد بوده‌است؛ اما اطلاعات ما نشان می‌دهد دکتر حسین سامی‌راد را باید اولین پزشک متخصص اطفال مشهد دانست.
محسن حاجی‌حسنی‌کارگر قبل از آنکه در فاجعه منا به شهادت برسد، برای ما مشهدی‌ها و البته زائران هر چهارشنبه صبح به‌صورت زنده در حرم امام‌رضا(ع) اذان می‌گفت یا با آن صوت دل‌نشین قرآن قرائت می‌کرد. او که در خانه‌ای در همسایگی حرم‌مطهر بزرگ‌ شده‌ بود، از سه‌سالگی قرآن می‌خواند و نفر اول مسابقات جهانی تلاوت قرآن بود. جوانی عشق قرآن که بعد از آخرین تلاوتش، در حج سال1394 نزدیک کعبه به شهادت رسید. در پاسداشت یاد او، شهریور1396 بخشی از بولوار شارستان رضوی در خیابان شهید نواب‌صفوی9 به‌ نام او شد.
مکانی با نام «مکتب بافت» که با شعار «جایی که هر مشهدی می‌تواند ریشه‌های گم‌شده‌اش را در آن بجوید» قرار است تکه‌آیینه‌های شکسته از تخریب بافت تاریخی و قدیمی شهرمان را پیداکند و با تاریخ و پیوندهای عاطفی و مذهبی درهم آمیزد تا این تکه‌های به‌هم‌چسبیده نمایانگر تصویر گذشته باشند که به مرور زمان بتوان آن را احیاکرد. البته زیرنظر «مکتب بافت» در هفته گذشته «خانه خراسان» نیز در همان ساختمان خیابان وحدت3 افتتاح شد.
بعد از گذر از پل کشف در بولوار پنجتن، راه را که ادامه دهی و 4روستای شترک، شیرحصار، امرغان و گوشه‌کنار را در جاده‌ هلالی پشت سر بگذاری، به روستای برزش‌آباد می‌رسی؛ روستایی در 14 کیلومتری مشهد. روستایی که بنا به نقل‌ها و‌ روایات، روزگاری یکی از نوادگان امام چهارم(ع)‌ در آنجا زندگی می‌کرده‌ و امروز‌ آستانه امامزاده سیدعبدالله اسحاق(ع)‌‌، محلی برای زیارت اهل دل است. در روستا از هر که سراغ صحن و سرای این امامزاده را بگیری،‌ مسیر تنها قبرستان ده را نشان می‌دهد.
سیدمحمود رئیس‌السادات با اشاره به شجره‌نامه امامزادگان روستای اندرخ می‌گوید: مقبره 3 امامزاده به نام‌های سیدفتح‌الله(ع)، سیدعماد‌الدین(ع) و بی‌بی ربابه(ع) در کنار هم و در داخل یک ضریح قرار دارد و طبق شجره‌نامه‌ای که در زیارتگاه نصب شده است، نسبت شریفشان به امام موسی کاظم(ع) می‌رسد و مردم مهربان و مهمان‌نواز روستای اندرخ ارادت خاصی به این امامزادگان دارند و طبق شجره‌نامه‌ای که در زیارتگاه نصب شده است، نسبت شریفشان به امام موسی کاظم(ع) می‌رسد
شب‌ها اینجا کاوش‌های غیرمجاز می‌کنند که سکوت تاریخی تپه را در هم می‌شکنند. تپه‌ای که به قدمت تاریخ مشهد سکوت کرده است با صدای نابخردانه کلنگ و تیشه غیرمجاز جست‌وجوگران گنج‌های اساطیری زخم می‌خورد و فریاد نابودی سر می‌دهد. به ازای هر تیزی که در جانش فرو می‌رود زخمی عمیق بر می‌دارد تا از اصل خود فاصله بگیرد و حفره‌های وجودش هر روز دردناک‌تر و عمیق‌تر شود. اینجا تپه نادری است. جایی که خوش خیالان تاریخ در آن به دنبال گنج نادرند. درحالی‌که این نام پر ابهت قدمتش کمتر از 60 سال است. تپه‌ای در همین نزدیکی شهر مشهد که عیارش به تاریخ بلندبالای پشت سرش بالا رفته است ولی سودجویان آن را مفرغی می‌دانند که باید از دلش طلا بیرون بکشند و این‌گونه آن را زخم می‌زنند و می‌رنجانند!
کوچه حمام ارگ یا همان کوچه سمسارها یکی از قدیمی‌ترین کوچه‌های شهرمان است که بر تابلو آن امام خمینی(ره)30 حک شده است. حمام ارگ تا دهه70 در ابتدای این کوچه قرار داشته و بعد از تخریب، ساختمانی مرمر به جای آن بنا شده است. آن‌طور که کسبه می‌گویند در گذشته انواع مشاغل شامل نجاری، خیاطی، بنگاه‌های شادی، سماورسازی، کارگاه موزاییک‌سازی و... در این کوچه رونق داشته است و چند آنتیک‌فروشی هم در کنار این مشاغل فعالیت داشتند. اما در دهه70 سمسار‌ها و عتیقه‌فروشی‌ها در این کوچه گرد هم جمع می‌شوند.
این خیابان بعد از سال 1313 که بیمارستان امام رضا(ع) افتتاح شد پاگرفته و عده‌ای (به‌ویژه پزشکان شهر) آن را برای سکونت برگزیدند. اما امروز از آن بافت مسکونی کمتر اثری باقی است و بیشتر بافتی تجاری به خود گرفته و به بورس لوازم پزشکی تبدیل شده و ترافیک امان همه را بریده است. هنگامی که با کسبه قدیمی خیابان هم‌کلام می‌شویم آن‌هایی که مویی سپید کرده‌اند به یاد دارند که در روزگار گذشته مردم شهر هنگامی که می‌خواستند اوقات فراغتشان را بگذرانند به قهوه‌خانه دور میدان بیمارستان امام رضا(ع) می‌آمدند. حالا جای آن خانه‌ها و مغازه‌های قدیمی و زیبا را داروخانه‌ها و مطب پزشکان گرفته است.
کوچه ثبت یا همان خیابان امام خمینی(ره)28 یکی از خیابان‌های قدیمی مشهد و منتهی به گنبد سبز است. وجود بانک ملی مرکزی در ابتدای این خیابان و بانک کارگشا و اداره ثبت اسناد در آن سبب تردد بسیاری در این خیابان شده که با ترافیک همراه است. نام خیابان برگرفته از ساختمان ثبت اسناد است که با بیش از یک قرن قدمت در این معبر برپاست و هنوز هم نمای قدیمی‌اش را حفظ کرده است.
کوچه دانشگاه17 یکی از کوچه‌های قدیمی منطقه یک است که به نام شهید سعید عماد تابلو خورده است. کوچه‌ای به نسبت طولانی با درختانی سربه فلک کشیده و پیر. چیزی که در این کوچه بیشتر به چشم می‌آید، خانه‌هایی آجری با نمایی کهنه و در و پنجره‌های چوبی و البته متروکه است. به گفته ساکنان قدیمی محله زمین‌های این محدوده بیشتر ملکی است که در سند‌‌های رسمی به‌عنوان زمین‌های باغ منبع ثبت شده است.
شاید بتوان ادعا کرد این محدوده، از کوچه‌‌های اطراف حرم بسیار زنده‌‌تر و روپاتر باقی مانده است. شاعرانه‌‌تر اینکه روی پیراهن این محله هنوز نقش مشهد قدیم باقی‌‌است؛ یعنی هنوز معماری‌اش نسبت به گذشته تغییر زیادی نکرده است و این را هم باید مدیون آن بود که پای تخریب و نوسازی چندان به این محدوده باز نشده است. البته تخریب‌‌ها به میدان شهدا و ابتدای خیابان توحید رسیده و میراث گذشته‌اش را به‌طور کامل برده است.
خانه موسوی (پریشانی) یکی از خانه‌های قدیمی و تاریخی مشهد است که در سال 1384 در فهرست آثار ملی قرار گرفت. تمام شهرت این خانه قدیمی و تاریخی به هنر و معماری خاص آن است که توسط صاحب اولیه این خانه با نهایت وسواس و ریزبینی در جای‌جای آن مشهود است. خانه موسوی (پریشانی) انتهای خیابان نوغان 6، کوچه محمدزاده قرار دارد و شکوه و جلال اولیه خود را از دست داده است اما اگر عینک زیبابینی به چشم بزنید و گرد و غبار ناملایمات روزگار را با دست از آینه نمایش پاک کنید، حتما زیبایی‌های این خانه را خواهید دید.
نوروز 1401 در اطراف حرم مطهر با کاشت یک‌میلیون گل آغاز شد و در کنار آن‌ها ده‌ها المان و پاویون هم خودنمایی می‌کرد.
قدیم‌ رسم بود که اسم کوچه‌ و محله‌ها را از نام بزرگان همان کوچه می‌گرفتند. مثلا همین کوچه کنار مقبره پیر پالان‌دوز که برای تاجربا‌شی‌ها در سال‌های دور معروف است، نامش را از تاجرانی که در حجره‌های این کوچه کار می‌کردند به یادگار دارد. کوچه‌ای باریک که روزگاری یعنی شصت، هفتادسال قبل محل زندگی و کار تاجرهای بنام مشهدی بود و امروز از دوران خوشش تنها نامش به‌یادگار مانده و یکی‌دو مغازه‌.
فرقی نمی کند زائر یا مجاور مشهد باشید؛ گذرتان به این خاک که رسید، پس از زیارت امام هشتم، گریزی هم به راه های تاریخی آن بزنید و راه بلند تمدن و فرهنگ خراسان را با تماشای بناها و یادگارهای تاریخی آن گز کنید.
کوچه باغ عنبر یا همان آیت الله شیرازی24، عمود بر بازارچه سراب و به موازات خیابان ارگ قرار دارد که در راستای ضلع شرقی ساختمان‌ آموزش و پرورش، کتابخانه عمومی شریعتی، دبیرستاندکتر علی شریعتی و مدرسه حکیم نظامی امتداد دارد. آن‌طور که در کتاب‌های تاریخی نوشته شده است؛ «این باغ به عنبر، غلام گوهرشاد همسر شاهرخ یا غلام حضرت امام رضا(ع) تعلق داشته است»
بازهم یک وعده بی‌سرانجام صدای مردم را درآورد؛ وعده‌ای با نام مرمت سرای عزیز‌الله اف که نخستین‌بار در فروردین سال1397 رسانه‌ای شد. آن زمان اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان و شهرداری منطقه ثامن اعلام کردند که چون این بنای تاریخی با قدمتی حدود صدساله ایمنی لازم را ندارد، باید تخلیه و مرمت شود.قرار هم بر این شد که ابتدا حیاط کوچک و سپس حیاط بزرگ سرای عزیزالله اف در پایین‌خیابان مرمت شود.
وقتی در سال 95، خبر تبدیل خانه مرحوم محمودفرخ که روزگاری، مکان برگزاری یکی از مهم ترین انجمن های ادبی ایران و پاتوق بسیاری از نامداران عصر بود، با هدف تبدیل آن به خانه ادبیات مشهد، روی میز مسئولان قرار گرفت، نور امیدی در دل فرهنگ دوستان روشن شد که آن هم گویا پت پت چراغ نفتی بوده و حالا رو به خاموشی است؛ زیرا این خانه تملک نشد که هیچ، این پا و آن پا کردن داعیه داران فرهنگ، وارثان را خسته کرد.
مؤسسه خانه تاریخ مشهد، مؤسسه‌ای تک‌منظوره و غیرتجاری است که درباره هویت شهر مشهد کار می‌کند. این مؤسسه یکی از پتانسیل‌های منطقه ماست که در محله بهشتی قرار دارد. ابتدای ورود به خانه تاریخ مشهد اتاقی را می‌بینید که دور تا دورش قفسه‌های کتاب با کتاب‌هایی مرتبط با تاریخ مشهد است. اتاقی ساده با یک میز جلسه و شش‌عدد صندلی در اطرافش که محل برگزاری کارگروه‌های تخصصی اعضاست.
از یکی از این خانه‌ها فقط دیواری باقی مانده است که دورتادور آن را حصار کشیده‌اند. درست جلو آن، خانه دیگری است با در و پنجره‌های آبی که هزارقفله شده است و تارهای عنکوبت درهم‌تنیده روی قفل‌ها نشان از سال‌ها خاموشی آن دارد، اما در همسایگی این خانه که «غفوری» می‌خوانندش، خانه تاریخ‌دار دیگری هم هست که خلاف آن‌ها درش باز است؛ حیاطی بزرگ با بنای دوطرفه که بیشتر از اینکه پنجره‌های چوبی با نقش‌ونگارهای رنگی‌اش به چشم بیاید