حرم مطهر - صفحه 4

احمد ابراهیمی؛ مردی که مسیر زندگی‌اش با واژه‌هایی، چون ایثار و تعهد گره خورده است، سال‌ها در کسوت معلمی به تعلیم و تربیت پرداخت و در‌کنار آن، حضور در جبهه و فعالیت‌های جهادی در مناطق محروم را نیز از یاد نبرد.
مرحوم حاج‌محمدصادق رافتی، در حالی در هفتم اردیبهشت ۱۳۷۱ درگذشت که ۶۰ سال از عمر پربرکت ۷۳ ساله خود را وقف کار در صحن و سرای حرم رضوی (ع) کرده بود.
با «نیره‌سادات شیرفروشان» که نام او در «دفتر شفایافتگان حرم مطهر رضوی» است، آشنا شده‌ایم و به قول خودش پس از ۳۰سال پژمردگی، خستگی و دلشکستگی، در ۸/۸/۸۸ همان روز زیبای میلاد حضرت رضا (ع)، چشمش به جمال حضرت روشن شده تا از دستان مهربان او شفا بگیرد.
نسخه خطی موسوم به «مصحف مشهد رضوی» یکی از ارزشمندترین نسخه‌های به‌جا مانده از سده نخست هجری قمری است. از این مصحف می‌توان به عنوان سندی برای بررسی تاریخ کتابت و نحوه قرائت آیات در آغازین دوره‌های ظهور اسلام استفاده کرد.
تاریخ گواه این است که در بسیاری مواقع هم، مدال‌های افتخار همیشه نصیب افتخارآفرینان و قهرمانان یک ملت نمی‌شود و گاهی بر گردن افرادی انداخته می‌شود که سر‌های بی‌گناه زیادی را به باد داده‌اند.
بخش مهمی از گزارش‌های محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه، وزیر انطباعات ناصرالدین‌شاه و نویسنده کتاب بسیار ارزشمند «مطلع‌الشمس» درباره توسعه و تزیین حرم رضوی، در کتاب دیگر او موسوم به «المآثر والآثار» درج شده است.
آن وقت‌‏ها یک حرم بود و یک صحن کهنه با سقاخانه اسماعیل طلا و کفترهایش؛ دور تا دور صحن هم راسته بازاری بود که ابتدایش حرم می‌‏شد و انتهایش یک مغازه قالی‌فروشی.
نقش زرکوب نام مبارک امام رضا(ع) و حرم و اسمای امامش، یک نقاشی سطح ۲ است که ارتفاع ۲.۵ متری دارد، اما هیچ طولی برای آن مشخص نشده است و بر اساس شکل دیوار‌های منطقه تکرار خواهد شد.
اهل تهران است، حوالی پاسداران. پس از آنکه زندگی و چندتکه وسایلی را که داشت در بمباران دشمن صهیونی از دست داد با دل شکسته و دست و پایی که نای چندانی ندارد، راهی مشهد شد.
از روزی که در سال ۶۱۷ هجری قمری لقب «دارالامان» به مشهد داده شد، این نام نه یک عنوان تشریفاتی که بازتابی بوده که قرن‌ها دوام آورده و در دوره‌های گوناگون، شکل‌های متفاوتی از «امان» را به مردم بخشیده است.
محمد‏علی دوستی ۶ سال بیشتر نداشت که دست در دست پدر راهی مکتب‌‏خانه شد تا قدم‌‏های کوچکش را در بزرگ کردن نام طلاب بردارد. اهالی او را که امروز نامش با بزرگان قرائت قرآن پیوند خورده، هنوز جزوی از کوچه سیزدهم «خیابان شهید مفتح ۲۰» می‌‏دانند.
سیدامیرحسین قاضی‌زاده هاشمی می‌گوید: «من بچه خیابان طبرسی هستم و در واقع نوغانی‌ام. پدربزرگ و مادر و پدرم هم نوغانی بودند. پس از مهاجرتم به اتفاق خانواده به فریمان، دوباره از ۹ سالگی ساکن نوغان شدیم.»
مکانی که آستان قدس آن‌زمان در اختیار انجمن ادبی گذاشت، اتاق دلبازی بود در ضلع غربی صحن جمهوری؛ اتاق ۱۵۴. بیشتر از چهل سال انجمن شعر رضوی که با عنایت رهبرشهید شکل گرفت و رونق یافت، دوشنبه‌ها از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در همین جا برگزار شد.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی زینلی می‌گوید: پرچم اسلام بر زمین نمی‌ماند. جوان‌های بابصیرت ما آگاه هستند و می‌دانند هرچند همه عزاداریم و دشنه دشمن در قلبمان نشسته است، اما هیچ خللی در اداره امور مملکت اسلامی رخ نخواهد داد.
شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای می‌فرمایند: از شش سال تحصیل در حوزه مشهد خاطرات بسیاری دارم که یک مورد آن را ذکر می‌کنم و آن عبارت بود از شیفتگی شدید من به مطالعه کتاب‌های داستان و رمان‌های مشهور جهانی و ایرانی.
عبدالحسین مشکات، هنرمند پیشکسوت کاشی کاری سنتی با بیش از شصت سال سابقه فعالیت معتقد است: هنر کاشی کاری نه فقط مهارت فنی، بلکه عشق، صبر و ممارست می‌خواهد. او ادامه دهنده این میراث تاریخی و هنری است.
از اواخر آبان‌ماه، «گذر پیرغلامان حسینی» در ره‌باغ حضرت زهرا(س) به بهره‌برداری رسید؛ گذری با تصاویر واعظان، ذاکران و پیرغلامان حسینی که هرکدام قصه و سرگذشتی شنیدنی دارند و حالا مفتخر به همسایگی همیشگی امام‌رضا (ع) شده‌اند.
حرم رضوی بار‌ها محل تحصن و بست‌نشینی مردم بوده است؛ گاه فردی تنها برای دادخواهی به آن پناه می‌آورده و گاه جمعی با مطالباتی فراتر از مشکلات شخصی، به‌صورت جمعی بست می‌نشستند.
کارنامه صدیق‌الدوله نشان می‌دهد که آدمی فعال و در همان حال باریک‌بین و دقیق بوده‌ است. او بلافاصله پس از ورود به مشهد، با سامان‌دهی امور آستان‌قدس و نیز پرداختن به نیاز‌های شهری تلاش کرد تا برای زائران و مجاوران آسایش بیشتری ایجاد کند.
به جز آثار به‌جای‌مانده از گوهرشادبیگم در حرم امام‌رضا(ع)، از همسر او نیز آثاری به یادگار مانده است که «پنجره فولاد زرکوب» یکی از نمونه‌های آنهاست. پنجره‌ای فولادی که توسط خود شاهرخ، حاکم تیموری، به حرم‌رضوی اهدا شده است.