قدیمیهای مسجد بالاخیابان از ۳۰ سال پیش مراسم گلباران حرم را در روز ولادت حضرت رضا (ع) اجرا میکنند.
محله
کاشانی
درنقشه سال۱۳۲۵خیابانی که ازچهارراه خواجهربیع بهسوی راهآهن کشیده میشد،عشرتآباد نام داشت و اکنون بهنام «کاشانی» تغییرنام یافته است. داستان نامگذاری «سهراه کاشانی» به بحبوحه انقلاب برمیگردد. دوم بهمن سال۱۳۵۷،هزاران نفر ازمردم مشهد در عشرتآباد گردهم آمدند تا این محل را به یاد شهیدمحسن مباشرکاشانی، «سهراه کاشانی» بنامند.
سیدامیر موسوی که هنوز مغازه نقلی هر کسی که برای پیداکردن کتابش از همه جا بماند به اینجا میآید تا شاید ما اینجا کتابش را داشته باشیم. گاهی اوقات هم به قول خودش هرکس پول نداشته باشد اینجا میآید تا شاید کتاب ارزانتری پیدا کند.
محمدعلی پوروکیل که کارش قلع اندود کردن قابلمههای مسی است میگوید: بعضی از مشتریها حالا که خاصیت مس را فهمیده تصمیم گرفتهاند دوباره قابلمههای مسیشان را سفید کنند.
«شهربانو خالقی» ساکن محله کاشانی است و مادر خیلی از اهالی محل، به درِ خانهاش که میرسم بوی عطر درختان تازه روییده به استقبالم میآیند و در را که برایم باز میکند سالهای سال خاطره را در چهرهاش میتوان دید.
حسین خراسانی که از ۶ سالگی وارد سماورسازی شده میگوید: پدرم در نوغان مغازه داشت. هم سماور سنتی یا همان زغالی میساخت و هم میفروخت. اما من نزد اوستای دیگری کار میکردم. از صبح اول وقت تا ساعت ۸ شب یکسره کار میکردم.
حاجرضا زرعی، یکی از شکستهبندهای قدیمی شهرمان است که با نگاه به دست پدر و شاگردی او شکستهبندی را آموخت.
سی سال تجربه در فروش خشکبار، حاج ناصر مباشرزاده را پخته این کار کرده است.
غلامعلی سهیلطرقبه که ۶۵ سال از عمرش را صرف تولید گیوه کرده میگوید: پاهای انسان قلب دوم بدن اوست باید مراقبت از پاها را در اولویت قرار داد. ضمن اینکه با پوشیدن گیوه پا کمتر عرق میکند.
پرندهفروشهای خیابان توحید از تصمیم شهرداری برای جابهجایی این راسته به بولوار توس گلایه دارند.
حاج احمد سعیدی نجات که روزگاری مدیر مدرسه عسکریه بود، داغ شهادت پسرانش را در فاصله ۲ روز تجربه کرد.
بنای اصلی کارخانه خراب شده است و فقط نگهبان سالخورده آن که زنی متدین است، در خانهای قدیمی در همین کوچه زندگی میکند، اما تاثیر این کارخانه هنوز هم برروی بافت و فرهنگ خیابان دیده میشود.
باباحسین آبدارچی اداره کل آموزش و پرورش است؛ اتاق او یک محل کار متفاوت است با قوریهای بزرگ و کوچک و شیشههای خمرهای سبزرنگ و یک دیوار پر از قاب عکس از اواخر دهه۴۰ تا کنون.
خیابان آیتالله عبادی۳۰ در محله کاشانی در گذشته به کوچه «کارخانه کبریت» معروف بوده است. کارخانه که در همین معبر قرار داشت، اوایل دهه۵۰ جمع شد و الان ملکی مسکونی است.
کوچه چهارشنبه بازار یا به اصطلاحِ امروزیها، کوچه نور از آن دست کوچههایی است که هویت شهر مشهد را به دوش میکشد.
هنگامی که از تهران برگشتم، با خودم فکر کردم چرا ما در مشهد چنین مرکزی نداشته باشیم؟ با این فکر که باید ما هم مرکزی برای دورهم جمع شدن و آموزش و ارائه خدمات داشته باشیم، اقدام به تأسیس کانون ناشنوایان کردم.
دوم بهمن سال۱۳۵۷، هزاران نفر از مردم مشهد در عشرتآباد گرد هم آمدند تا این محل را به یاد شهید محسن مباشرکاشانی، «سهراه کاشانی» بنامند.
وقتی چشم باز کردم، خودم را پشت ضریح طلا دیدم و درحال پیاده شدن از مزدای آتشنشانی بودم. بوی دود و باروت میآمد.
کوچه نور در محله کاشانی واقع است. بهگفته کسبه قدیمی محله، این کوچه اندازه یک قرن قدمت دارد. «چهارشنبهبازار» نام دیگر کوچه است. اواخر دهه30 عمدهفروشهای سمساری در اینجا بساط خود را پهن میکردند. پیش از انقلاب اسلامی، در ابتدای کوچه، کال بزرگی وجود داشت که مسیل آب باران و فاضلاب بود. آنطورکه کاسبان قدیمی محله میگویند، آجرهای سرخرنگی در گودبرداریها بهدست آمده است که نشان از وجود کورههای آجرپزی در گذشتههای دور کوچه دارد.
علی آقا هنوز از لوازم پدرش استفاده میکند. آنطور که میگوید فقط چسبها صنعتی شده و به جای مالیدن آن با انگشت به لبههای کتاب از قلممو استفاده میکند، وگرنه هنوز به شیوه پدرش کار میکند؛ «صحافی به روش من و پدرم دیگر دورهاش تمام شده است. حالا بهحساب دستگاه جای کار با دست را گرفته است. کتاب را میگذارند توی دستگاه و صحافیشدهاش را تحویل میگیرند.»
کوچه رضویها یکی از کوچههای قدیمی محله کاشانی است که در خیابان توحید قرار دارد. بیشتر ساکنان اولیه این کوچه از خاندان ساداترضوی بودهاند. وجهتسمیه کوچه هم از نام همانها وام گرفته شده است. خاندانی چون آلداوود، تحویلدار، رضوانی و... .یکی از قدیمیهای محل به «باغ هشتآباد» در ابتدای این معبر اشاره میکند که زمین آن متعلق به آستان قدسرضوی بوده است.این کوچه از آن دست معابری بوده که تا 50سال قبل چند یخدان داشته و مردم برای تأمین آب آشامیدنی زمستان و یخ تابستان از آن استفاده میکردند.