محله حجاب - صفحه 5

محله

حجاب

محله حجاب ازمحلات پررفت‌وآمد محدوده قاسم‌آباد است وبولواری به همین نام نیز از دل آن می‌گذرد.این محله که زمان نادرشاه، یوسفیه خوانده می‌شد،قدمت شهرنشینی چندانی ندارد و ازحدودسال ۱۳۶۵به‌تدریج سکونت درآن آغاز شده‌است. بوستان نیلوفرآبی بزرگ‌ترین ومحوری‌ترین بوستان‌های این محله است.

محله حجاب
کوچه حجاب ۹۲ معبری است در محله حجاب که یک شاخصه مهم دارد؛ در این کوچه، بیشترین تعداد مجتمع با بلوک‌های فراوان ساخته شده و جمعیتی بیش از ۹ هزار نفر را در خود جای داده است.
مسجد صاحب‌الزمان (عج) که سال تاسیس آن به ۱۳۷۰ برمی‌‎گردد و جزو نخستین مساجد قاسم آباد به شمار می‌رود، درزمینه جذب نوجوانان و جوانان بسیار موفق عمل کرده است.
حسین اخباری می‌گوید: روزی در حیاط مشغول پنبه‌زدن بودم که خانم صاحب‌خانه آمد و دخترهایش را از لای کمان پنبه‌زنی رد کرد.پس از یک ماه همان خانم با جعبه شیرینی آمد مغازه و گفت «خدا خیرتان بدهد، بخت دخترهایم باز شد.»
زهرا منفرد هنرمند ۲۵ ساله محله حجاب است که رشته دبیرستانی و دانشگاهی او گرافیک بوده است. او اکنون استاد سفال‌کاری است و در خانه‌شان کارگاه کوچکی برای خود راه اندازی کرده است.
عزیز‌خانم، مسئول خیریه و مرکز نگهداری دختران بهزیستی و مادر مهدی عمیدی معروف به «پلنگ برفی» است که سردیس او پای کوه انتهای بولوار هفتم تیر یاد‌آور مهربانی و زلالی اوست.
زهرای ده‌ساله درس و مشق را رها و قالی‌بافی را شروع کرد، اما پانزده‌سال بعد که بافت چندین قالی و آموزش به چندین هنرجو را تجربه کرد، عطش یادگیری او را دوباره سمت درس کشاند.
حاج‌محمد جعفری، جایی در نوجوانی سرنوشتش به مشهد کوک می‌خورد تا در شکل‌گیری صحنه‌های انقلابی مشهد سهیم باشد. کارنامه انقلابی‌اش جای خالی ندارد و هنوز پاسدار انقلاب‌بودنش مثل رودی در زندگی‌‌اش در جریان است.
در مجتمع گلایل، افرادی از همه اقشار جامعه زندگی‌ می‌کنند؛ کسانی که در حوزه علمیه درس می‌خوانند یا در نیروی انتظامی مشغول کارند و زن و شوهرهای مسن یا زوج‌های جوان. مدیر مجتمع می‌گوید: ارتباط با اقشار مختلف جامعه، خیلی سخت است. وقتی قرار است برای مجتمع تصمیمی بگیریم، باید رضایت همه را داشته باشیم. خانمی اینجا ساکن است که پسرش در کارهای قضایی مربوط‌به ساخت‌وساز فعالیت می‌کند و اگر کاری حقوقی داشته باشیم، می‌تواند به ما و اهالی کمک کند.
خیابان حجاب17 در محله رازی واقع شده و مزین به نام شهیدحسین هریری است. این خیابان در سیر تاریخی شهر مشهد تا سال1365 جزو محدوده شهری محسوب نمی‌شد، اما پس از آن به‌تدریج وارد بافت شهری شد. از ویژگی‌های این خیابان می‌توان به تراکم جمعیت و سکونت خانواده‌های رزمندگان دفاع‌مقدس اشاره کرد که باعث فعال‌شدن برنامه‌های فرهنگی‌ومذهبی مساجد شده است. وجود کاربری‌های مذهبی، فضای سبز، آموزشی و ورزشی باعث شده است تا گروه‌های سنی گوناگون و خانواده‌های بسیاری به این محدوده جذب شوند و مرکز محله‌ای امن با حضور اهالی در همه ساعات روز به وجود آورده است.
دختر نوجوان خوش‌انرژی روایت ما، همان سال‌ها با محسن‌ میرجلالی، بچه مو بلند و درس‌خوان آسایشگاه فیاض‌بخش که مادرش همه دنیایش را برای پیشرفتش می‌دهد، وصلت می‌کند. سال ‌ها بعد از ازدواج، امیرعلی پسر ارشدشان عضو تیم ملی می‌شود و مقام قهرمان قهرمانان آسیا را در رشته بسکتبال به‌دست می‌آورد. امیر‌رضا پسر دومشان هم که در جناح حمله بسکتبال خیلی استعداد دارد، قهرمانی لیگ جوانان خراسان را از آن خود می‌کند و تازگی‌ها به اردوی تیم ملی هم دعوت شده است.
مادرش زهرا خانم می‌گوید: از وقتی کمیل دو سه ساله بود، در خانه ما جوراب پیدا نمی‌شد، او همه جوراب‌ها را در هم می‌کشید و با آن‌ها توپی برای فوتبال بازی‌کردن درست می‌کرد. از نه‌سالگی هم زندگی او فوتبال است و هرکاری کرده‌ایم تا به آرزویش برسد، اما افسوس که بچه بااستعدادی مثل کمیل هم برای دیده‌شدن در مدارس فوتبال باید پول خرج کند!
ورزش باستانی به بازوی درشت و سینه ستبر نیست. پیش‌کسوتان به ما می‌آموختند وقتی بیرون هستید طوری سر به زیر راه بروید که دیگران فکر کنند با یک دست شما را می‌اندازند، یعنی ادعایی نداشته باشید. ولی وقتی داخل سالن هستید با توجه به سن و سال و مدت زمانی که ورزش می‌کنید از کسوت خودتان دفاع کنید همان‌طور که مرشد از شما داخل گود دفاع می‌کند.
حدود یک‌سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ارتش تصمیم گرفت که کارمندان مشهدی‌اش را خانه‌دار کند. آن زمان طبق طرح‌های تفصیلی مصوب که معروف‌ترینش طرحی موسوم به خازنی بود، شهر مشهد باید به سمت غرب گسترش پیدا می‌کرد. در همان سال فاز اول این اراضی که درست وسط بیابان‌های اطراف روستای قاسم‌آباد بود، به ارتشی‌ها تحویل داده شد. زمین‌هایی که هرکدام 300تا 350 متر بود. بعد از انقلاب کار ساخت خانه‌ها تمام و شهرک‌لشکر به صورت رسمی افتتاح شد. آن هم در جایی که به گفته خودِ اهالی‌اش بیابانی لم‌یزرع بود و کسی امیدی به آبادی این محله نداشت.
جعفر زادفر از بازیگران قدیمی‌ نمایش و فیلم‌های کوتاه و بلند در مشهد است. او که از سال1360 وارد این عرصه شده و با بیشتر کارگردان‌ها و هنرمندان قدیمی مشهد کار کرده است، بعد از فوت دوست و هنرمند قدیمی‌اش زنده‌یاد «رضا سعیدی» با صحنه و بازی در فیلم‌ها خداحافظی کرد. اما بذر هنری‌ای که در دل پسرش کاشته بود، باعث شد این مسیر در خانواده‌اش ادامه پیدا کند. مجتبای جوان با راهنمایی‌های پدر توانست تمام سختی‌ها را یک به یک پشت سر بگذارد و با کسب تجربه زیاد، در راه موفقیت قدم بگذارد. حالا دو اتفاق مهم هنری پسر را به پیمودن این مسیر امیدوارتر کرده است.
«ورزش باستانی تنها یک ورزش نیست»، هادی عبداللهی این را می گوید و پس از مکثی ادامه می دهد: ورزش باستانی مرام نامه اخلاق است. هر چه ورزشکار سال های بیشتری تمرین کند، مرام و اخلاق در او ماندگارتر می شود. چرا که آن ها به مولای متقیان علی(ع) اقتدا می کنند و او را الگو قرار می دهند. ذکرهایی که در این ورزش گفته می شوند به نام ائمه(ع) به ویژه امام علی(ع) هستند. هرجا که نام و یاد ائمه(ع) باشد مرام و مردانگی هم هست و برکتش هم در زندگی جریان پیدا می کند. ورزشکاران این رشته جوانمردی، گذشت، افتادگی و بزرگی را از امام علی(ع) می آموزند.
فضای حال حاضر مسجد آن‌قدرها بزرگ نیست ولی دل خادمان آن بزرگ است و در همین فضای محدود هر روز کنار یکدیگر حاضر می‌شوند تا با کمک هم از فضای معنوی این ماه بیشتر استفاده کنند. قسمت بانوان با یک پرده برزنتی از قسمت آقایان جدا شده است. سمت چپ آشپزخانه کوچکی است و خانم‌ها در حال پخت عدسی در دیگ بزرگی هستند. تعدادی از دختران جوان سبزی‌خوردن‌های پاک شده را در بشقاب‌ها می‌کشند و تعدادی از آن‌ها پنیرها را برش می‌زنند. مهلا زرنگ در حال هم‌زدن دیگ عدسی است. 48سال دارد و 9سالی می‌شود ساکن محله شده و خادم افتخاری مسجد است. می‌گوید: صفای این مسجد به مردمی بودن آن است.
بیشتر این کودکان تجربه شادی ندارند. برای برگزاری کاروان شادی سالن‌های فرهنگ‌سراها یا مجموعه‌های ورزشی را اجاره می‌کنیم. در این جشن‌ها آرزوی بچه‌ها را می‌پرسیم تا در برنامه بعدی آرزوی تعدادی از آن‌ها را برآورده کنیم. وقتی می‌بینند آرزویشان برآورده شده اشک شوق می‌ریزند و از خوشحالی فریاد می‌زنند. بیشتر بچه‌ها آرزوی دوچرخه یا رفتن به مدرسه را دارند؛ آرزوهایی ساده و کوچک که می‌شود برآورده کرد. تعدادی از بچه‌ها درخواست سرپناه و خانه دارند که برای برآورده‌کردن آن‌ها از خیران و خیریه‌های بزرگ‌تر کمک می‌گیریم.
غیر از بچه‌ها، بزرگ‌ترها هم به‌دلیل وجود یک مسجد نیمه‌ساز و مرکز تجاری کوچک در انتهای کوچه، در بیشتر اوقات گذرشان به اینجا می‌افتد. این معبر هم مانند بسیاری دیگر از کوچه‌های محله حجاب مجتمع‌های مسکونی بزرگ دارد.
در همان دوران گاهی یقه خودم را می‌‌گرفتم و به خودم می‌‌گفتم محمد! این همان زندگی بود که می‌‌خواستی داشته باشی؟ این همان چیزی بود که ادعای آن را داشتی؟ این گفت‌وگوی درونی همیشه با من بود. وقتی متوجه تفاوت نگاه‌های مردم می‌‌شدم، وقتی خودم را با دوستان و هم‌کلاسی‌هایم مقایسه می‌کردم که زمانی هم‌دوره بودیم و حالا در 2سطح کاملا متفاوت از اجتماع قرار داشتیم، زندگی برایم تحمل‌ناپذیر می‌شد.
محمدرضا نوری، عضو هیئت امنای مسجد سید الشهدا(ع) می‌گوید: آپارتمان‌های زیادی در محله حجاب وجود دارند که جمعیت فراوانی را در خود جا داده‌اند. از ابتدای شیوع کرونا با اجرای طرح «مسجد، سنگر سلامت» که به مناسبت اولین سالگرد شهادت سردار شهید قاسم سلیمانی در ایام کرونا شروع شد، به شناسایی بیماران کرونایی پرداختیم. نیروهای بسیجی مسجد در این طرح، افراد یا خانواده‌های کرونایی را شناسایی می‌کنند تا بتوانند خدمات درمانی و بهداشتی را در اختیار آن‌ها قرار دهند.