پیرزن و پیرمردهایی که در روزهای عادی سال ۱۰ قدم راه نمیروند در دهه آخر صفر با لب خندان ۳ روز راه میروند و آخ نمیگویند.
خانواده میرشمسی ۳۹ سال است طبقه اول خانهشان را به رایگان در اختیار زائران حرم امام رضا(ع) قرار میدهند.
چهارده سال پیش بود که کودکان هشت تا دهساله محله حاجیآباد تصمیم گرفتند درکنار عزاداری همراه با بزرگترها، هیئتی را نیز مختص همسالان خود تشکیل دهند که اساس آن با پول توجیبی بچههای محله بود.
حسین طوفانی منزلش را دراختیار زائران قرار میدهد تا آنها که کیلومترها پیاده آمدهاند، زمانی را در خانهاش استراحت کنند و با انرژی دوباره به راهشان ادامه بدهند.
بیشتر زائران پیاده با وجود اینکه عمرشان زیاد است، حتی یکبار هم طعم شیرین زیارت را نچشیدهاند و مسجد «صاحبالزمان» بهعنوان میزبان این فرصت را برایشان فراهم کرده است.
۱۵۰ بسیجی حدود ۲۰۰-۳۰۰ کیلو خرما را روی دست گرفته، پیاده راه حرم را میپیمودند تا در طی این مسیر، خرماها را بین زائران پیاده حضرت (ع) توزیع کنند.
خانواده تلخی حدود سی سالی است که برای گرفتن غبار خستگی از پای زائران آقا کمر همت بستهاند و قلبشان مانند درِ همیشهباز منزلشان در طول همه این سالها مهربان مانده است.
آنها که از قافله زائران اربعین حسینی جامانده بودند، به فکر خدمترسانی به زائران پیاده حریم رضوی افتادند.
محمد تقی قربانیان شاندیز از ۱۰ سال پیش؛ اربعین مهمان کربلاست و بسیاری از عاشقان اباعبدالله را هم با خودش همراه میکند.
از یک گروه بیستنفره، تنها سه نفر برای رفتن به کربلا، با هم همراه و یکدل و یککلام میشوند: مرتضی، حسین و مهدی.
اصغر تحقیقی بانی اصلی موکب امام رضا(ع) در بزرگراه آزادی است. او تعداد زیادی خادم عاشق را گردهم آورده است تا برای زائران سنگتمام بگذارند.
مسجدالرضا (ع) شبانهروزی شد تا ظرفیتهای گذشته این مکانهای مذهبی براساس آنچه در صدر اسلام هم بوده بازیافته شود.
۵ سال است همسر ابراهیم با سرطان دستوپنجه نرم میکند و او هزینه فراوانی را برای خرید دارو صرف میکند با این حال او خانهاش را به کانون فرهنگی و محلی برای اسکان زائران تبدیل کرده است.
امسال مشهدیها در شب ولادت امامهشتم (ع) بزرگترین جشن خیابانی تاریخ شهر را با نام آقا و در کنار زائران و ارادتمندانش برگزار کردند.
در مسجد جوادیه، کمک به خانوادههای نیازمند و بیبضاعت جزو برنامههایمان بود. خیران ما نمازگزاران مسجد بودند که با همکاری امام جماعت، شناسایی افراد نیازمند و تهیه بستههای معیشتی را بهعهده داشتند.
زهرا امینی ۲۵ سال است که زیارت هر روزهاش ترک نشده و پاتوق همیشگیاش، مقابل کفشداری شمارۀ ۱۷ است. عملی که از هر زاویهای بخواهی نگاهش کنی، باز نیرویی جز عشق نمیتواند آن را توجیه کند.
در خانه نشسته بودم که از کانون زنگ زدند و گفتند آب دستت است، بگذار زمین و خودت را برسان. بلافاصله به کانون رفتم. بچهها میگفتند برای اجرای مراسمی باید به نمایشگاه بینالمللی برویم. اصلا آمادگی اجرا نداشتم، اما درمقابل عمل انجامشده قرار گرفته بودم و باید روی صحنه میرفتم.
آسیه آسایشپور، پرستان بازنشسته محله هنرستان در موکبهای ورودی شهر به استقبال زائران پیاده میرود. گاهی نیز همراه با هیئت محبانالرقیه(س) به روستاهای اطراف و مناطق محروم میرود تا هرآنچه در این سالها تجربه کرده است، دراختیار سلامت مردمی بگذارد که در محرومیت به سر میبرند.
قصه این اتفاق به سال1392 برمیگردد.«دمدمای صبح بود. رو به امامرضا(ع) کردم و گفتم: یا امامرضا(ع)، خودت دو ماشین زائر را که مشکل جا دارند، به من حواله کن! با همین حسوحال وارد محوطه پارکینگ خدام شدم. هنگام خروج از زیرگذر خیابان طبرسی، خودرویی را دیدم که سرنشینانش سرشان را به شیشه ماشین تکیه داده و خوابیده بودند.
همه چیز از همین مسیر شروع شد. روزی که الهی از بجنورد عزم پیادهروی به مقصد حرم مطهر حضرت رضا(ع) را کرد و بعد از طی مسیری با خواهر و مادر اصغر آشنا شد، آشناییای که منجر به ازدواج او با اصغر نیکویی شد و آغازی بود برای پیادهرویهای مشترک این زوج به مقصد مشهد که در طول این 12سال در زمان شهادت حضرت رضا(ع) تکرار شده است.