عبدالله کوثری با ترجمه کتاب دور دنیا سفر میکند
پونه خدابخش| حتما لازم نیست ساعتها در کنار یک ماجراجو بنشینی و به اتفاقها و خاطراتی که در طول سفر به کشورهای دیگر برایش رخ داده، گوش فرادهی یا از صحبتهای او درباره آنچه که از زندگی و منش مردم دیگر سرزمینها دستگیرش شده، مبهوت شوی. گاه میتوان در همراه شدن با یک مترجم که فقط با نشستن در خانه و به تحریر درآوردن ترجمه مطالبی از انسانهای آن سوی مرزها زندگی خود را میگذراند، دور دنیا را سفر کرد.
برای خیلی از ما جالب است که درباره مردم کشوری از آن سوی مرزها بیشتر بدانیم و با نحوه زندگی آنها آشنا شویم؛ مردم شرق دور، قاره آفریقا، اروپا و حتی آمریکای لاتین که با ما فاصله زیادی دارند و خیلیها از زندگی متفاوتشان حرف میزنند و ماجراهای جالبی را از آنها تعریف میکنند.
با عبور از بولوار خیام به خانه عبدالله کوثری مترجم بنام کشورمان که متولد سال۱۳۲۵ است، میرسم. او در یکی از محلههای همدان پا به جهان گشود و سالها گذشت تا به یکی از مترجمان پرآوازه ایرانی تبدیل شد.
کوثری از همان کودکی آرمانهایش را دنبال کرد تا امروز که یکی از مترجمان صاحبنام کشورمان شده است. او سرگذشت جالبی به واسطه تجربه زندگی در سه شهر ایران در سه دوره از زندگیاش دارد. کودکی و نوجوانی کوثری در همدان جوانیاش در تهران میگذرد و بعد از آن ساکن مشهد و محله ما میشود.
کوثری دوران دبستان و دبیرستانش را در همدان به پایان رساند. سپس وارد دانشگاه شد و در رشته اقتصاد دانشگاه ملی (دانشگاه شهید بهشتی) پایاننامهاش را ادامه داد. در دوران دانشگاه سرودههایش را در سبک نو در هفتهنامه «خوشه» و ماهنامه «نگین» منتشر میکرد.
او همچنین در شب شعرهای خوشه در کنار شاعرانی، چون اخوان ثالث، حمید مصدق، م. آزاد و دیگر بزرگان، شعرهای خود را میخواند. پس از پایان تحصیلات دانشگاه رهسپار لندن شد و بعد از بازگشت گام در راه مترجمی آثار داستانی نویسندگان آمریکای لاتین نهاد. کوثری تا امروز بیش از ۵۰ کتاب در دو زمینه ادبیات و اقتصاد (که رشته دانشگاهیاش هم هست) ترجمه کرده است.
۱۷ساله بود که علایقش به شعر و هنر را کشف کرد و به پرورش آن پرداخت. از دهه۴۰ شاعری را آغاز و از همان سال آثارش در مطبوعات تهران نیز چاپ شد.
او که در زمینه مترجمی، ویراستاری، شعر و نویسندگی مهارت دارد، ویرایش ۲۵کتاب دانشگاهی در زمینه علوم انسانی را برعهده داشته؛ در ترجمه، بیشتر به آثار علوم انسانی، اقتصاد و نقد ادبی پرداخته و تا امروز حدود ۶۲کتاب از او ترجمه شده است.
رابطه همان رابطه است
کوثری از دوران کودکی و نوجوانی و تفریحات آن روزها یاد میکند و میگوید: تفریحات نوجوانان دهه۴۰، تماشای فیلم و تعریف آن برای یکدیگر در کنار جوی آب بود.
او همچنین به تغییر نوع ارتباط در این زمانه اشاره میکند و میگوید: این روزها هم ارتباط بین مردم برقرار است فقط نحوه و شکل آن رابطه با گذشته فرق کرده است. هم محلهای ما عنوان میکند: امروز خیلی چیزها در زندگی مردم تغییر کرده است. شاید یکی از دلایل این موضوع سبک زندگیها باشد، آن هم در شرایطی که گرفتاریهای مختلفی برای مردم در زندگی ایجاد شده و فرصتی برای رفتوآمد و صلهرحم نگذاشته است.
کوثری یادآور میشود: من نیز اغلب اوقات در بین جمعی از دوستان مترجم حضور دارم و بیشتر مهمانیها و دورهمبودنها را از دست نمیدهم. این دوستان قدیمی در واقع از گذشته تاکنون با من همراه بودهاند و اشتراک در نوع هنرهایمان این ارتباط را صمیمیتر کرده است.
این روزها هم ارتباط بین مردم برقرار است فقط نحوه و شکل آن رابطه با گذشته فرق کرده است.
او که زندگیاش به خاطر مترجمی حالا بین مشهد و تهران میگذرد و خاطرههای زیادی در این مسیر دارد، با اشاره به محل کارش میگوید: معمولا چه در مشهد باشم و چه در تهران، بیشتر در خانه و پشت میز کار مشغول ترجمه و مطالعه و نوشتن هستم.
کوثری میگوید: نحوه گذران زندگی امروز با نیم قرن پیش فرق کرده؛ دوران نوجوانی ما برمیگردد به دهه ۴۰ که الگوی شهر، الگوی قدیمی بود. مثلا از یکدیگر میپرسیدند بچه کدام محلی و محل زندگی افراد، هویت داشت. اگر میگفتی بچه امیریه، یک هویت داشت و احمدآباد هویتی دیگر. شکل طبقاتی خاصی در آن محل زندگی میکردند، روابط همسایگی معنی داشت، همه یکدیگر را میشناختند و با هم رابطه داشتند.
امروز با شتابی که زندگی گرفته، خیلی چیزها تغییر کرده و اغلب بهجای همسایه و اقوام با همکاران اداری و دوستان کاری این رابطهها در حال شکلگیری است.
هم محلهای ما و مترجم بنام کشورمان میگوید: امروز شکل رابطهها تغییر کرده است. الزاما از شرایطی که امروز پیش آمده همه ناراضی نیستند؛ زندگی عوض شده، مفهوم رابطه هم عوض شده است.
او با اشاره به رابطه دوستانش در دهه ۴۰ میگوید: زمان نوجوانی ما اوقات فراغت با نشستن لب جوی آب و تعریف فیلم برای یکدیگر میگذشت. فیلمهایی که گاه خودمان شخصیت اصلیاش میشدیم و نقش بازی میکردیم. امروز بچهها با سرگرمیهایی مانند بازی با موبایل، رایانه و دستاوردهای جدید تفریحی، روز خود را میگذرانند و تفریح حرکتی کم شده و شکل رابطه و ضروریات زندگی نیز عوض شده است.

پشت میز کارم، با همه جای دنیا در ارتباط هستم
کوثری که ادبیات آمریکای لاتین را از انگلیسی به فارسی ترجمه میکند، تاکنون جوایز ارزندهای را از آن خود کرده است. از جمله این جوایز میتوان به دریافت جایزه «روزی روزگاری» درسال ۱۳۷۹، جایزه کتاب سال برای ترجمه «جنگ آخر زمان» اثر ماریو بارگاس یوسا و دریافت جایزه برای ترجمه «خاطرات پس از مرگ» براس کوباس درسال ۱۳۸۳ و «روانکاو» اثر ماشادود آسیس و خیلی ترجمههای دیگر اشاره داشت.
همچنین او در سال۱۳۸۹ جایزه بهترین مطلب ترجمهای چاپشده در «نگاه نو» به انتخاب خوانندگان آن مجله به خاطر ترجمه «مصاحبهای با ماریو بارگاس یوسا» و جایزه ادبی نوبل در سال۲۰۱۰ که با عنوان «سرخوشی و کمال» در شماره۸۷ «نگاه نو» چاپ شده بود، را از آن خود کرد.
عبدا... کوثری در برگردانهایش به اندیشههای نویسندگان وفادار میماند و میکوشد با زبانی شایسته و فراگیر به آنها بپردازد. او که تخصصش در این سالها ترجمه ادبیات آمریکای لاتین است، کارش را از قدمهای کوچک و با ماهنامههایی مانند ماهنامه نگین و هفتهنامهها شروع کرد و همینطور با پشتکار پیش رفت تا امروز به یکی از مترجمان نامدار شهر و کشورمان تبدیل شده است.
*این گزارش شنبه ۸ تیر۹۲ در شماره ۶۱ شهرآرا محله منطقه یک چاپ شده است.