سی سال تلاش اعظم طلایی برای ارتقای فرهنگ محله آزادشهر
اعظم طلائی متولد ۱۳۴۴ است، چهار فرزند دارد. او از اعضای شورای اجتماعی محله آزادشهر، مربی پرورشی در آموزش و پرورش، مربی بهداشت در مرکز بهداشت محله، از فعالان بسیج و مربی طرح صالحین نوجوانان و جوانان و فعال در امور خیریه است. با همین مقدمه کوتاه با بانویی آشنا میشویم که در پنجکین دهه از زندگیاش، پربار و پر کار است. گفت و گوی ما را برای آشنا شدن بیشتر با او بخوانید.
آرزوی معلمی از کودکی
با خندهای که گوشه لبش نشسته است میگوید: من از همان کودکی علاقه داشتم معلم شوم. مادرم در منزل قرآن تدریس میکردند و من هم در کنار ایشان قرآن را یاد گرفتم. یادم است وقتی بزرگتر شده بودم وقتهایی که مادرم نبودند، من به خانمها آموزش قرآن میدادم، تا اینکه دوره تحصیلم تمام شد و در آموزش و پرورش مربی قرآن و احکام و مسئول کارهای پرورشی بچهها شدم.
اما قصه اینجا به پایان نمیرسد و او فعالیتش را در امور فرهنگی گسترش میدهد. میگوید زکات علم یاد دادن آن است؛ و او میخواهد زکات علمش را تا اخر عمر با یاد دادن پرداخت کند که این درسی باشد برای شاگردانش تا آنان هم علمشان را بدون هیچ چشمداشتی در اختیار دیگران بگذارند.
در ادامه میافزاید: من در این سالها که در مسجد محله آموزش میدهم با چشم خودم شاهد بودم که این رفتار باعث شده است شاگردانم به همین شکل چیزهایی که یاد گرفتهاند را به بچههای کوچکتر از خودشان یاد بدهند، حتی تاثیرش را در خانمهایی که سن بالایی داشتند هم دیدهام که آموزههای خود را در اختیار دیگران میگذارند.
در واقع این عمل روی آنها هم تاثیرگذار بوده است و همین، آرامشی در زندگی برای من به ارمغان آورده است که حاضر نیستم هیچ مبلغی را پذیرا باشم، مگر اینکه صرف امور خیر شود و برکت این کار در خانه و خانوادهام موج میزند.
برنامههای فرهنگی و تفریحی در شورای محله
او در مورد فعالیتش در مسجد محله اینطور میگوید: ما فراخوانهایی را در مساجد میزنیم و به وسیله آن خانوادهها و نوجوانان و جوانان را از برنامههای مسجد آگاه میکنیم.
برگزاری جلسات سخنرانی برای خانوادهها و کلاسهای هنری برای دخترانمان که من خودم در بخش گلسازی، نگارگری، قرآن و احکام آموزش میدهم و دیگر همکارانم در بخشهای دیگر فعالیت دارند، بخشی از کارهای ماست.
همچنین مسابقات ورزشی، درست کردن روزنامه دیواری و اهداء جوائز به بچهها در بخشهای مختلف ورزشی و هنری از دیگر برنامههای فرهنگی ماست. وی ادامه میدهد: برگزاری کلاسهای ورزشی که با همکاری دوستان دیگر در یکی از مدارس محله انجام میشود، پیادهروی گروهی بانوان با حجاب اسلامی -که سال گذشته به مدت سه ماه هر روز با شعار حجاب و عفاف در گروههای ۱۰ نفری برگزارشد.
نشستهایی هم به صورت جلسات مشاعره در مناسبتهای مختلف، جلسات آموزشی برای دانشآموزان با موضوع بدآموزیهای ماهواره و حتی آمادهسازی روزنامههای دیواری و دادن سیدی به بچهها، آگاه ساختن خانوادهها از بعضی بیماریها مثل ایدز و... گذاشتن کلاس آموزشی در مسجد و دادن بروشور به خانوادهها برای پیشگیری از این بیماریها از دیگر برنامههای ما بوده است.
فقط رضای خدا برایم مهم است
شاید معنی نذر در ذهن تک تک ما شکل خودش را داشته باشد، مهم این است که برای رضای خدا باشد و او نذر کرده است علم و هنرش را در اختیار هم محلهایهایش بگذارد و همین نذر باعث شده که ۳۰ سال در امور فرهنگی فعالیت کند.
طلایی میگوید: امیدم این است که تمام آنهایی که در کلاسهایم حضور پیدا میکنند چیزی یاد بگیرند و در آینده آنها هم انتقال دهنده علمشان به دیگران باشند. نوجوانان و جوانان ما سرمایههای ما هستند، باید مراقبشان باشیم و تمام تلاشمان جذب آنها به سمت دین و خیر و خوبی باشد. او از مهربانی و همدلی همسرش در این سالها میگوید و همراهی و پشتیبانی او که باعث شده بتواند به اموری که علاقه دارد بپردازد.
جای خالی دستهای خیر خواهانه فرهنگی
او در مورد جاهای خالی که در امور فرهنگی احساس میشود اینطور میگوید: ما به لحاظ محلهای سالنهای سرپوشیده ورزشی کم داریم، کتابخانه و کانون فرهنگی طوری که قابل دسترس برای دانشآموزان باشد تقریبا وجود ندارد، ما در حال حاضر که هوا رو به گرم شدن است، برای اینکه تنوعی ایجاد کنیم گاهی کلاسمان را در پارک برگزار میکنیم، در حالی که دانش آموزان نمیتوانند آنجا راحت باشند.
قطعا اگر سالنی برای انجام این کارها پ در اختیار داشته باشیم خیلی بهتر است. این بانوی فعال فرهنگی ادامه میدهد: کمبود و نبود کلاسهای مشاوره برای خانوادهها و دانشآموزان جای خالی خیلی بزرگی دارد.
امیدم این است که تمام آنهایی که در کلاسهایم حضور پیدا میکنند چیزی یاد بگیرند و در آینده آنها هم انتقال دهنده علمشان به دیگران باشند
از آنجایی که هزینه مالی دعوت از استادان زیاد است، ما نمیتوانیم به طور مداوم از این قبیل جلسات داشته باشیم، تقاضای من از خیران این است که مبالغی هم اگر میتوانند در کار خیر خود، مبالغی هم به امور فرهنگی اختصاص دهند، زیرا این کار میتواند هم به بالا رفتن سطح آگاهی مردم کمک کنند و هم از فسادهای اخلاقی را کاهش دهد.
وی خاطرنشان میکند: معمولا خیران ما برای کمک به جهیزیه نوعروسان و کارهایی از این دست راحتتر و بهتر همکاری میکنند، در حالی که اگر مبالغی برای امور فرهنگی در نظر بگیرند قطعا اتفاقات خوبی به لحاظ فرهنگی و اخلاقی در سطح اجتماع خواهد افتاد.
او در بین صحبتهایش چند بار کلمه «جای خالی» را تکرار میکند و معتقد است کار خیر تنها تامین معاش و هزینه جاری زندگی نیازمندان نیست، بلکه ما در امور فرهنگی نیز به خیران و حضورشان نیازمندیم.
اتفاقات خوب در شورای محله
معتقد است شورای اجتماعی محله در این سالها بسیار خوب عمل کرده و باعث شده بعضی از مشکلات محله با مشارکت و همفکری اهالی حل شود. میگوید: هنوز خیلی از مردم اطلاعاتی در مورد شورای اجتماعی محله ندارند، که نیاز است برای آگاهسازی مردم تبلیغات بیشتری شود. در واقع آشنا نبودن مردم با شورا، نقطه ضعف شوراهاست.
او خاطرنشان میکند: ما معمولا جلساتی با موضوعات و مشکلات محلهای با مردم داریم که در این جلسات مشکلاتشان را به ما انتقال میدهند. از کارهایی که در محدوده آزادشهر با پیگیرهای شورای اجتماعی محله انجام شده است، گذاشتن سطل زباله جلوی مغازهها، بهسازی و روکش آسفالت خیابانها و جمعآوری زبالهها در زمان مشخص بوده است.
فراموش نمیکنیم شهدا را
شهدای ما جانشان را برای حفظ این مرز و بوم گذاشتند و ما مدیون آنهایی که رفتند و آنهایی که با رنج جانبازی زندگی میکنند، هستیم. طلایی در بخشی از صحبتهایش به این موضوع اشاره میکند و یادآور میشود: ما در روز جانباز برنامهای داشتیم که در آن از جانبازان محلهمان تقدیر کردیم و هدایایی به به رسم یادبود به آنان دادیم.
در پایان سال گذشته و در روز درختکاری نیز با همکاری شورا نهالی را به هر کدام از جانبازان اهدا کردیم و در طرح استقبال از نوروز هم با حضور در منزلشان ماهی و گل لاله برای سفره هفتسینشان دادیم. ما سعی کردیم در کلاسهایمان از مقام شهدا و جانبازان برای دانشآموزانمان بگوییم تا آنها هم بدانند آسایش و آرامش امروزمان را مدیون این جان بر کفان در گذشتهای نه چندان دور بوده است.
گاهی در حد یک شعار باقی میماند
سری تکان میدهد و میگوید: برای تغییرات فرهنگی و اجتماعی کارهای زیادی باید انجام شود. اعضای شورا باید خیلی روی مسائل فرهنگی کار کنند. این عضو شورا در مورد یکی از ایدههایی که سال پیش در کلاسها و همایشهایشان برای خانوادهها و دانش آموزان داشتند این طور توضیح میدهد: ما طرحهایی برای حفظ محیط زیست داشتهایم که یکی از آنها این بود که به شهروندان بگوییم وقتی به مغازه یا فروشگاه میروند، پاکت پلاستیک دریافت نکنیم و سعی کنیم از کیسهی پارچهای یا از روزنامه استفاده کنیم.
از آنجایی که تجزیه شدن پلاستیک در طبیعت خیلی زمانبر و طولانی است، بهتر است تا جایی که ممکن است از دریافت آن را خودداری کنیم. همچنین از خانوادهها خواستیم وسایل بازیافتیشان را دور نریزند، ما آنها را در کلاسهای خلاقیت استفاده میکنیم و بچهها با استفاده از آنها وسایلی جدید خلق میکنند.
او میافزاید: من وقتی میبینم همین کارهای کوچک فقط با کمی آگاه کردن باعث میشود چه تغییراتی در محیطمان ایجاد شود و این که این تشویقی برای خانوادهها و بچهها میشود، برای ما انگیزهای است که تلاشمان را بیشتر کنیم. من خودم بارها شاهد ایدهها و پیشنهاداتی از سمت مردم بودم که میتوانسته در حفظ محیط زیست بسیار تاثیرگذار باشد، ولی از آنجایی که با مشکل بودجه روبهرو بودیم و اجرائی نشده، در حد یک شعار باقی مانده است.
برپایی نمایشگاه در مسجد
این فعال فرهنگی اظهار میکند: ما نمایشگاههای زیادی در مسجد از کارهای فرهنگی و هنری بچهها از جمله جشنواره غذا، کارهای هنری و دستی بچهها و... داشتهایم که در مناسبتهای مختلف به نمایش گذاشته شده و تقریبا با استقبال خوبی هم از سمت مردم مواجه بوده است و تقدیری هم از کارهای برگزیده بچهها داشتهایم که باعث افتخارمان بوده است.
طلایی نگاهی میکند و میگوید: من همیشه سعی کردم با بچهها دوست و در کنارشان باشم و خیلی نامحسوس راهنماییشان کنم. من تقاضایم از خانوادهها این است که با فرزندانشان دوست باشند، اگر خطایی کردند با خشم و عصبانیت فرزندشان را از خودشان دور نکنند، بلکه با زبانی نرم و دوستانه در کنارش باشند.
همه ما خطا میکنیم. خدا هم با بندگانش با زبانی دوستانه سخن میگوید، پس نرم سخن بگوییم و این را بدانیم تا خودمان را اصلاح نکنیم نمیتوانیم فرزندانمان را تربیت کنیم.
* این گزارش پنج شنبه، ۲۶ فروردین ۹۵ در شماره ۱۸۸ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است