استاد خوشنویسی مشهدی دو خط هنری جدید ابداع کرده است
او خوشنویس است و استاد نستعلیق و ثلث. چند کتاب هم برای آموزش خط زیبای فارسی برای کودکان و فرنگیانی که تازه فارسی میآموزند تألیف کرده است. مردی است که دغدغه اقتصاد هنر دارد و به همه سازمانهای دولتی انتقاد دارد چرا یکدرصدی را که حسب مصوبه دولتی باید خرج خرید آثار هنری فاخر بکنند با دورزدن قانون به صورتی دیگر هزینه میکنند.
با هم درباره سابقه زیستش در منطقه ۸، سالهایی که تدریس خوشنویسی کرده است گفتگو کردیم. در پایان او خبر از طراحی خطوطی جدید برای زبان فارسی میدهد.
خوشنویسان خانگی و مکتبی
«سیدعلیرضا امیری دشتبیاض» متولد ۱۳۴۴ در مشهد سالهای متمادی است که ساکن خیابان ثامنالائمه ۱۰ است. حالا پس از سالها تدریس خوشنویسی و هنر از دبستان تا دانشگاه کارهایش را سبک کرده و پرستار پدرش شده است.
پدر استاد امیری، از روحانیان شناختهشده مشهد است و البته سالهای اخیر بیمار دیالیزی است.
حجتالاسلام امیری (پدر استاد امیری) اعتقادی به دریافت وجوهات برای خرجکرد شخصی ندارد و بیش از ۷۰ سال است که سوپری کوچک برای فراهمآوردن نیازهای مواد غذایی اهالی محله دارد. این سالها پسر هنرمند علاوهبر همه وظایفش نمیگذارد چراغ مغازه پدری که ممر معاش اوست خاموش شود.
میگوید پدرم وقتی به این محله آمد و مغازه و خانهاش را سامان داد این حوالی نه آسفالت داشت و نه آبلولهکشی و نه دیگر خدمات شهری.
از او درباره سابقه آشناییاش با خوشنویسی میپرسم، میگوید: اغلب درباره خوشنویسان و عموم هنرمندان اینگونه گفته میشود که هنر، امری وراثتی است. پدرم خط شکسته زیبایی دارد.
عموهایم و خواهرانم هم خط خوبی دارند، اما اجازه بدهید از خانم معزیان، معلم کلاس سوم ابتداییام، یاد کنم. او معلمی سختگیر بود و ما را موظف کرده بود مشق شب را با قلم فرانسه بنویسیم.
احتمالاً قلم فرانسه و شیشههای مرکب را دیده باشید. یک سال هر شب، کار ما همین بود. به گمانم خوشنویسشدنم در همان سال آغاز شد. بعد از ایشان دبیر ادبیاتم در کلاس سوم راهنمایی آقای بخشی در این راه مؤثر بود. در سالهای بعد وقتی وارد دانشگاه شده بودم پرفسور حسین لطفآبادی استاد ما بود.
او روزی جملهای در کلاس گفت که هنوز آن را به یاد دارم و آن جمله در کنار مواردی که گفتم باعث شد به خوشنویسی و هنر نگاهی جدیتر داشته باشم. او گفته بود «اگر معلم میخواهد روز بازنشستگیاش روز مرگش نباشد باید برای خودش بتی بتراشد و بت معلم هنر اوست.»
در فراگیری خوشنویسی شاگرد استادانی همچون زندهیاد «مصطفی مهدیزاده»، «فضلا... فاضلنیشابوری»، «رسول مرادی» و استاد «نامجو» بودم. مدرک فوقممتاز خوشنویسی دارم.
صادرات هنرمندان!
او از وضعیت هنر و هنرمندان گلایه دارد و میگوید: «مشهد مهد هنرمندان است و آنقدر هنرمند دارد که هنرمندان در آن گم هستند و دیده نمیشوند. احتمالا.چون تعدادمان زیاد است، «زیادی» تلقی میشویم! اگر در شهری دیگر بودیم شاید بیشتر شناخته میشدیم و قدرمان را بیشتر میدانستند. بد نیست مسئولان به فکر صادرکردن هنرمندان باشند!
دلیل این ادعا هم این است که ۴ جلد کتاب تألیفی در آموزش خوشنویسی دارم. بیشتر سفارشدهندگان نه از مشهد بلکه از شهرها و استانهای دیگر بودند و در محدودهای که زندگی میکنم غریبم.
تقریباً کسی من را در محلهای که سالهاست در آن زندگی میکنم بهعنوان خوشنویس نمیشناسد. من مدرس دورههای ضمن خدمت فرهنگیان، مدرس دانشگاه فرهنگیان نیز بودم و روش تدریس هنر و فارسی را درس میدادم.
به ذهنم رسید که اگر میخواهیم خط مردم بهتر شود باید از کودکی شروع کرد. برای همین دو کتاب برای اول ابتدایی تألیف کردم و واژههای درون کتاب درسی و خارج از آن را خوشنویسی کردم.
کار هم به این شکل است که آموزگاران که بعضاً شاید مهارتی در خوشنویسی نداشته باشند سرمشقدادن را برعهده کتاب و خط زیبایش بگذارند و بهجای آن مهارتهای دیگر را به دانشآموزان آموزش دهند.

خوشنویسی در دبستان
امیری با اشاره به سالها تلاشش برای ارتقای هنر دانشآموزان میگوید: خوشبختانه سیستم جدید آموزشی خوشنویسی را از یک ساعت در هفته به ۵ ساعت نوشتن در هفته افزایش داده است.
سیستم جدید آموزشی میگوید بگذارید دانشآموز با دقت به خطوط زیبا نگاه کند و الگوبرداری کرده و بعد تقلید کند. نتیجه کار هم این میشود که ناخودآگاه با اصول خوشنویسی آشنا میشود و اگر بخواهد مجال بیشتری برای زیبانویسی داشته باشد میتواند در ۶ سال دوم درسخواندن (قبل از دیپلم) به تکمیل آموزههایش بپردازد.
قبلاً اینگونه بود که دانشآموزان در کتابهای درسی با خط «نسخ» آشنا میشدند و بعد از آنها توقع میشد خط نستعلیق بنویسند! از ششماهه کلاس دوم هم کتاب صفحاتی داشت که دارای خط تحریری بود.
عملا به این صفحات جفا میشد و معلمان، چون خط زیبایی نداشتند آنها را معطل میگذاشتند. در سیستم جدید خط نسخ جدید را از کتابها گرفتند و خط تحریری را جایگزین کردند البته با تفاوتهایی از خط تحریری اصلی.
خوشنویسی با فونت کامپیوتری اصالت و نفاست دست خوشنویس را ندارد
فونتهای کامپیوتری یا خطاطی
از استاد امیری با توجه به فونتهای متعدد کامپیوتری میپرسم آیا هنوز نیاز به خوشنویسی داریم و پاسخ میدهد: فناوری باید در خدمت هنر باشد. نکته اینکه اگر کامپیوتر و کاربری که میخواهد با ابزار کامپیوتری اثر هنری مانند قطعهای خوشنویسی شده بیافریند معمولا موفق نیست. گاهی ابزار کار ناقص است و گاهی کاربر نمیداند از ابزار چگونه بهره حداکثری ببرد.
برای همین است که خوشنویسی با فونتهای متعدد کامپیوتری کاری در حد تکلیف و نیمهکاره باقی میماند و اصالت و نفاست دست خوشنویس را نداشته و نخواهد داشت. به مثال صنایعدستی دقت کنید. نمونههایی هم هست که دستگاه صنعتی مشابه آن را میسازد، اما همیشه تفاوت بسیاری بین کار دست هنرمند و کار دستگاه وجود دارد.»
خاطرات تدریس
امیری با لبخندی ملیح به یاد خاطرهای از دوران تدریسش برای معلمان آموزش و پرورش میافتد و میگوید: بخشی از ساعت تدریس در دانشگاه به ابزارشناسی هنری اختصاص دارد. روزی از دانشجویانم خواستم که دوتا «قلم نِی» بر اساس آموزشی که به آنها داده بودم انتخاب کرده و به کلاس بیاورند. بعد از چککردن قلمها نوبت به تراشیدن آنها رسید.
قرار بود حدود دو ساعت هفتاد قلم بتراشم. در پایان کلاس شنیدم دو تا خانم دانشجو به یکدیگر گفتند این جلسه هم که استاد «هیچ» کاری نکرد. این جمله شدید برایم سنگین آمد.
دانشجویانم معلم بودند و نمیشد بدون تذکر (البته نه مستقیم) کلاس را تمام کنم. گفتم دو تا قلم نی سر نشده به من بدهید. دو تا قلم آوردند که یکی از خیزران بود و بهاصطلاح استخوانی و دیگری دزفولی و نرمتر.
آنکه سستتر بود را به هیکلترین دانشجوی کلاس دادم و خودم آنکه استخوانی بود انتخاب کردم.
چاقوی ویژه قلمتراشیام را به او دادم و گفتم شروع کن. دانشجویم هرچقدر زور زد نتوانست قلم را درست بتراشد و من آن قلم استخوانی را مثل پنیر تراشیدم. عملاً نشان دادم قلم تراشیدن برای خودش آدابی ویژه دارد و در کار هنر نباید هیچ مسئلهای را بیاهمیت دانست.
خوشنویسی ارزان نیست
بخش اصلی گفتوگویمان به اقتصاد هنر مربوط است و امیری میگوید: «شاید تصور شود خوشنویسی هنر ارزانی است، اما امروزه هرکدام از ابزارهای این هنر برای هنرمند هزینهبردار شده است.
کاغذهای مخصوص برای این کار وجود دارد که واقعاً حتی خرید یکبند از آن در توانم نیست و سالهاست آرزوی داشتن آن را دارم. مرکب و قلم نی و قلمتراش و ساعتها زمان برای تمرین و ممارست.
در کنار آن نیاز به تذهیبگر و قابساز هم هست که دیگر پرداخت دستمزد آنها در توان خیلیها نیست. امروز سادهترین قطعه تذهیب شده، کمتر از ۲۵۰ هزارتومان نیست.
بگذریم که اگر کار بخواهد با رنگ طلایی تذهیب شود یا خوشنویسی شود بهای طلای ۲۴ عیار را هم باید پرداخت. اگر وزارتخانهها طبق مصوبه هیئت وزیران یک درصد بودجهشان را به خرید آثار هنری میپرداختند دیگر شاهد این مقدار رکود در همه هنرها ازجمله خوشنویسی نبودیم.
الآن خوشنویسی شده است کاری برای دل بدون کمترین درآمدی برای هنرمند.
خط ابداعی در راه است
امیری در پایان این گفتگو خبر از ابداع دو خط جدید میدهد و میگوید: خطوط هنری، اصول خودشان را دارند و سالهاست که ابداع و تکمیل شدهاند. برحسب موقعیت شاید بتوان کارهای خلاقانه کرد.
این ابداعات هنری در خوشنویسی اگر خارج از اصول خطوط پیشین باشد خط ابداعی و نو شکل میگیرد که نمونهاش خط «احرام» است که چند سال قبل شکل گرفت.
امیدوارم بتوانم دو خط ابداعی را که در دست دارم تکمیل کنم و ارائه دهم. یکی بر اساس جنون و سرگشتگی شکل میگیرد و دیگری خطی مناسب غیرفارسیزبانان است که چندشکلیبودن حروف فارسی را جبران میکند.
این گزارش سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۷ در شماره ۳۲۷ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.