زرگر مشهدی، طبیعت را بزرگترین طلای زندگیاش میداند
نوشتن درباره سیدجواد، دشوار نیست. راحت میتوانی قلم را در دست بگیری و به همان سادگی که او از معجزه طبیعتگردی میگوید، حرفهایش را یادداشت کنی.
سیدجواد سیدی همشهری ما در محله سناباد، ۱۸ سال است که کوهنوردی میکند و همراه آن ورزشهای مربوط به این رشته مفرح همچون دوچرخهسواری کوهستان، سنگنوردی، صخرهنوردی و ... را نیز آموخته است.
کافی است یکبار شما را ببیند. حالا چه در زرگریاش در دروازه طلایی یا در سوپر سر کوچه. حتما به شما پیشنهاد میدهد که در برنامههای کوهنوردی یا طبیعتگردیشان شرکت کنید و اینگونه است که به سادگی به آدمها انرژی میدهد و به ورزشی مفرح دعوتشان میکند.
او عضو کمیسیون ورزش اتحادیه صنف طلا و جواهر مشهد نیز هست و فعالیتهای ورزشی این صنف را هم پوشش میدهد. اما به گفته خودش همسایههای محله او را نه بهعنوان یک زرگر بلکه به عنوان کوهنورد میشناسند. سیدجواد سیدی را همه سیدجواد صدا میکنند.
این کوهنورد، دوچرخهسوار و طبیعتگرد محله سناباد که صدها نفر را شیفته ورزش کرده بود ۱۸ آبان ۱۴۰۱ دار فانی را وداع گفت. گفتگوی زیر ۶ آذر ۱۳۹۵در شماره ۲۲۳ شهرآرا محله منطقه یک چاپ شده است که در اینجا بازنشر میشود.
۲۵۰نفر ظفرمند
سیدجواد متولد سال ۱۳۴۷ در محله کوی فرهنگ در خیابان تهران است. خودش ترتیب خوبی برای گفتن از کودکی تا نوجوانیاش میچیند. میگوید: بازی فوتبال و تحصیل در مدرسه بدیعزادگان و بعد هم ورود به بازار کار. سال ۶۶ سربازی و بعد هم جذب بازار طلا شدم و تا سال ۸۸ حرفهای در این عرصه کار کردم.
با گفتن اینکه اینها پیشینه کاریام بود، ادامه میدهد: از سال ۷۷ بهصورت آماتوری کوهنوردی را با گروه «ظفر» شروع کردم. همراه با آقایان صمدی، مظفریان، اکبری و جواهریان. این گروه در سال ۸۲، به ۲۵۰ نفر رسید. میگوید: با این گروه هفتهای سهبار به کوه میرفتیم؛ بیشتر ارتفاعات چشمه پونه در اطراف کوههای خلج. اما اکنون باتوجه به مشغلهها و گرانیها، آن گروه به ۳۰ تا ۴۰ نفر رسیده است.
سلام آفریقا
اما صعود به قله شیرباد، شروع کار حرفهایش است و همانجا که عاشق کوهنوردی میشود. او به مسیرش ادامه میدهد تا به تجربه خوبی در سال ۸۳ برسد. تجربه سفر به تانزانیا و صعود به قله حدود ۶ هزار متری کلیمانجارو به همراه گروهی مستندساز. سیدجواد در این گروه، فیلمبرداری میکند. آنها به سفارش صداو سیما، مستندی به نام «سلام آفریقا» میسازند.
میگوید: این مستند در جشنواره فیلمهای ورزشی مقام سوم را کسب کرد. با جستجوی کوچکی در دنیای مجازی، بخشهایی از مستند سلام آفریقا را برایمان پخش میکند. مستندی ۵ قسمتی که حدود ۳۰ بار از شبکههای مختلف رسانه ملی پخش شده است.
فیلم را جلو میبرد و بخشی جالب را پخش میکند. بومیان قبیلهای آفریقایی در حال کلنجار با گاوی بزرگ هستند. در اینباره تعریف میکند: غذای قبیله ماساهی خون و شیر همین گاوهاست. آنها روی گردن گاو، خراشی کوچک ایجاد میکنند و خونش را میمکند. بعد هم مرهمی از گیاهان مخصوص درست میکنند و روی خراش میگذارند تا بهبود یابد.سیدی معتقد است آن سالها این مستند در افراد مختلفی انگیره ایجاد کرد که به آفریقا سفر کنند.
انگیزه مهمتر از تمرین
ورزشکار محله سناباد ادامه میدهد: مدتی پس از این صعود، دوباره اندیشه سفر به آفریقا باعث شد به سرپرستی خودم و به همراه تیمی ۱۵ نفره که همه آنها برای نخستین بار بود به این قله صعود میکردند، راهی شویم. خوشبختانه تمام بچهها صعود کردند؛ درحالی که برخی از تیمهای خارجی، نتوانستند صعود کنند.
سیدجواد در این بخش از صحبتهایش به نکتهای بسیار مهم اشاره میکند. میگوید: آمادهشدن افراد برای صعود به قله با دو تا سه جلسه تمرین، امکانپذیر است. اما چیزی که باعث میشود بتوانند صعود کنند، انگیزه است.
درواقع، آمادگی روحی اهمیت بیشتری دارد. بدینمنظور افراد را از نظر ذهنی آماده میکنیم. مثلا به کسانی که قصد صعود به اورست دارند، میگوییم عکسهایی از قله اورست را در اتاقشان بچسبانند و حتما قبل از خواب به آن نگاه کنند.

۲۰ سال در مسیرچشمه پونه
او از یک گروه ورزشی دوستانه هم نام میبرد که هر هفته به همراه آنها به قله چمن و چشمه پونه میروند. با همان صمیمیت خاص خودش از آنها اسم میبرد: آقا رضا، عمو اصغر و محمد آقا. آنها سحرخیز هستند و ساعت ۴ صبح جمعه راه میافتند و دنبال من هم میآیند و ساعت ۸:۳۰ در مشهد هستیم تا باقی روز را در کنار خانواده خود بگذرانیم.
در ادامه هم یادآوری میکند: من حدود ۲۰ سال است که به چشمه پونه میروم. الان هم هفتهای سهبار، ولی هنوز این مسیر برای من تکراری نشده است. اصلا طبیعت تکرار ندارد.
چه کسی مانند او میتواند از ذات طبیعت اینگونه بگوید: طبیعت، آدم را مهربان میکند و مردمجوش بار میآورد. اصلا ذات طبیعت آدمها را به هم جذب میکند. مثلا اگر در طبیعتگردی دوشکلات همراه شما باشد، یکی از آنها را ناخواسته به همراهتان هدیه میدهید، ولی شاید اگر در شهر باشید، شکلاتها را از جیبتان در نیاورید.

کوهنوردی برای شروع
کوهنورد ساکن در خیابان آبکوه ایمان دارد در ۱۸ سال کوهنوردی، صدها نفر را شیفته این ورزش کرده است و پیشنهاد میدهد: اگر کسی بخواهد ورزشی را شروع کند، کوهنوردی بهترین است. کوهنوردی ورزشهای جانبی بسیاری هم دارد: غارنوردی، صخرهنوردی، سنگنوردی و حتی دوچرخه کوهستان. این ورزش علاوه بر سلامت، انگیزه هم ایجاد میکند
میزبانی از گردشگران خارجی
سال ۹۲ با دوچرخه به همراه دوستی به یاد اسطوره کوهنوردی ایران «مهدی عمیدی» به سمت ارمنستان، گرجستان و ترکیه رکاب زدیم. ۱۷ روز ۱۷۰۰ کیلومتر.
در این سفر، جهانگردان دور دنیا به ویژه زوجهای جوان را به ایران دعوت و از طریق شبکههای اجتماعی ارتباطم را با آنها حفظ میکردم. مدتی بعد خیلی از آنها مهمان ما شدند. درهرصورت برای ترویج فرهنگ گردشگری در ایران، میزبان گردشگران خارجی میشوم و تاکنون حدود ۵۰ نفر گردشگر در منزل ما اقامت کردهاند.
خاطره زیبای کویر شهداد
در سال ۸۵، به همراه خانواده به سمت کویر شهداد میرفتیم. در باغ «شاه نعمتا... ولی»، گردشگری روس را دیدیم. او را به همراهی خودمان دعوت کردیم. گفت چقدر هزینه؟ گفتیم رایگان. در مسیر، همه تحویلش میگرفتند. او ۲۴ ساعت با ما بود و خیلی به او خوش گذشت. بعد از چندی یکی از دوستانم از مسکو با من تماس گرفت که شما با این دوست روس ما چه کردهاید که به همه میگوید خاطرهای زیباتر از سفر به کویر شهداد ندارم.
نجات از کوههای سیدآباد
سال ۸۶ در سیدآباد چناران برف سنگینی باریده بود و هشتکوهنورد گم شدند. من به همراه نیروهای هلال احمر، راهی شدیم. از ساعت ۱۱ شب تا ۴ صبح به دنبال آنها میگشتیم و سرانجام پیکر نیمهجان یکی از آنها را پیدا کردیم که متاسفانه چندی بعد دستش قطع شد. ۵ نفر دیگر نیز نجات یافتند. ۲ نفر سرمازده شدند و یک نفر هم فوت شد.
کوهنوردی برای شروع
کوهنورد ساکن در خیابان آبکوه ایمان دارد در ۱۸ سال کوهنوردی، صدها نفر را شیفته این ورزش کرده است و پیشنهاد میدهد: اگر کسی بخواهد ورزشی را شروع کند، کوهنوردی بهترین است. کوهنوردی ورزشهای جانبی بسیاری هم دارد: غارنوردی، صخرهنوردی، سنگنوردی و حتی دوچرخه کوهستان. این ورزش علاوه بر سلامت، انگیزه هم ایجاد میکند.
برکت کوهنوردی
کوهنورد محله سناباد در ادامه صحبتهای خود از برکت کوهنوردی میگوید. برکت و انرژی مثبتی که در این ورزش وجود دارد. میگوید: سفرهای ایرانگردی بسیاری هم داشتیم و از مناطق بکر ایران بازدید کردیم. حالا طوری شده است که دوستان من از شهرهای مختلف ایران تماس میگیرند و از من آدرس منطقه گردشگری میپرسند.
او ادامه میدهد: در ادامه طبیعتگردیها و برای قانونیبودن فعالیتمان باشگاه کوهنوردی «دِهلا» را تاسیس کردیم و اکنون مجوز داریم فعالیتهای ورزشی مرتبط با کوهنوردی را انجام دهیم و بدینترتیب از طریق فضای مجازی افراد را جذب میکنیم.
برگرد جوجه
زمستان سال ۸۳، در صعود به قله دماوند، از ۲۰ نفر همراه ما در تیم در نهایت ۳ نفر رهسپار شدیم. صعود زمستان به دماوند بسیار دشوار است و باید حرفهای باشی. در راه صعود، عدهای در حال برگشت بودند.
یکنفر از آنها که هیکل درشتی داشت و صورتش را کامل پوشیده بود، به من گفت برگرد جوجه. وقتی اسمش را گفت فهمیدم یکی از کوهنوردان حرفهای ایران است. اما ما به مسیر خود ادامه دادیم و به ارتفاع ۴ هزار و ۲۰۰ متر صعود و دمای منفی ۳۲ تا ۳۵ درجه را تجربه کردیم و شرایط بسیار سختی را گذراندیم. در حالی که سوخت و غذای ما تمام شده بود. اما به لطف خدا بازگشتیم.
*این گزارش شنبه ۶ آذر ۱۳۹۵در شماره ۲۲۳ شهرآرا محله منطقه یک چاپ شده است.