کد خبر: ۷۲۴۱
۲۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
باید معلولان را به ورزش تشویق کنیم

باید معلولان را به ورزش تشویق کنیم

سیدمجتبی حسینی که خود از ناحیه پای راست دچار معلولیت است، سال‌هاست که در کسوت مربی وزنه‌برداری کم‌توانان جسمی فعالیت می‌کند و موفق به کسب عناوین درخشانی برای شهر و کشورمان شده‌ است.

پای صحبت یکی از مربیان رشته وزنه‌برداری کم‌توانان جسمی که از پایه‌گذاران این رشته در مشهد نیز به شمار می‌آید، نشستیم تا او از داشته‌ها و نداشته‌های این رشته در شهرمان بگوید.

سیدمجتبی حسینی که خود از ناحیه پای راست دچار معلولیت است، سال‌هاست که در کسوت مربی وزنه‌برداری کم‌توانان جسمی، بدون چشمداشت و با کمترین امکانات به تربیت قهرمان‌هایی چند، همت گمارده که موفق به کسب عناوین درخشانی برای شهر و کشورمان شده‌اند، اما به گفته او، این روز‌ها وزنه‌برداری معلولان مشهد، حال خوشی ندارد و قهرمانانش از نبود امکانات و مربی و برنامه ورزشی مرتب، گله‌مند هستند و یکی‌یکی انگیزه تلاش و حضورشان در «باشگاه ۱۵ خرداد» را از دست می‌دهند.


۵ نفر نیامدند، ۲۱ نفر آمدند

درواقع ورزش وزنه‌برداری معلولان مشهد از حدود پنج‌سال پیش راه‌اندازی شده است و پیش از آن با حضور چند تن از جانبازان، برای سرگرمی تمرین‌هایی انجام می‌شد؛ همین بهانه‌ای شد تا در همان دوران آقای هادی رضایی، مسئول هیئت ورزش‌های معلولان خراسان رضوی، سالنی برای وزنه‌برداری معلولان در باشگاه ۱۵ خرداد به این پنج‌جانباز اختصاص دهد، اما هیچ یک از آنان به‌دلیل طولانی‌بودن مسیر نیامدند و من برای مدت‌ها تنها وزنه‌بردار این سالن بودم و به‌تن‌هایی تمرین می‌کردم.

پس‌از مدتی، تصمیم گرفتم به بهزیستی، مراکز توان‌بخشی، مرکز توان‌یابان و مدارس استثنایی مراجعه کنم و برای جذب ورزشکاران کم‌توان جسمی به این رشته تبلیغ کنم. به‌مرور این تلاش‌ها به ثمر نشست و توانستم تعداد ورزشکاران کم‌توان جسمی‌حرکتی در این رشته ورزشی را به ۲۱ نفر برسانم و مربیگری آن‌ها را نیز خودم به‌عهده بگیرم.

 

سیدمجتبی حسینی که خود از ناحیه پای راست دچار معلولیت است، سال‌هاست که در کسوت مربی وزنه‌برداری کم‌توانان جسمی فعالیت می‌کند

 

۵ دوره و ۵ قهرمانی

در طول این مدت، پنج‌دوره مسابقات قهرمانی استان برگزار شد که تیم مشهد در تمام دوره‌ها به مقام قهرمانی دست یافت. همچنین یک دوره مسابقات کشوری بزرگ‌سالان برگزار شد که تیم ما در آن، مقام پنجم را کسب کرد. در مسابقات رده کشوری جوانان نیز مقام نخست را به‌دست آوردیم. درحال‌حاضر هم سجاد یوسفی‌زاده و علی سیفی، دو وزنه‌بردار ملی‌پوش ما هستند و در‌واقع این دو نفر ماحصل تلاش پنج‌ساله من در رشته وزنه‌برداری آن هم بدون حمایت دولتی یا سازمانی محسوب می‌شوند.

 

این باشگاه امکانات ندارد

آنچه باید مورد توجه قرار داد، این مسئله است که این باشگاه هیچ امکاناتی ندارد، تا‌آنجا‌که بیشتر بچه‌های ما برای بدن‌سازی باید به سالن‌های دیگر بروند که با‌توجه‌به داشتن پله و شرایط نامناسب، برایشان بسیار سخت است. ما حتی هزینه‌های مربوط‌به مسابقات را خودمان پرداخت می‌کنیم و هیئت، شش‌ماه بعد این هزینه را به‌ما برمی‌گرداند. علاوه‌بر‌این تاکنون هزینه‌های خرید دمبل و لوازم اولیه ورزشی هم از جیب خودمان بوده و هیئت بعد‌از چند ماه، این مبلغ را به ما پرداخت می‌کند.

لازم است بدانید در مدت چهارسال فقط ۷۰۰ هزار‌تومان برای تجهیز این سالن هزینه شده است، درحالی‌که تنها برای تهیه امکانات اولیه در این رشته به ۱۰ میلیون‌تومان بودجه نیازمندیم، ولی هیچ‌کس حاضر به هزینه‌کردن چنین مبلغی برای این باشگاه نیست.

در‌کنار همه این‌ها این باشگاه به دو نفر صفحه‌گذار نیاز دارد تا برای بچه‌ها وزنه‌گذاری کند یا وزنه‌ها را عوض کند. من در این مدت به‌تن‌هایی مسئولیت سرپرستی، مربیگری و صفحه‌گذاری برای ۲۱ ورزشکار را به‌عهده داشته‌ام که بابت پنج‌روز تمرینِ دوو‌نیم‌ساعته در هفته و تمام این کارها، ماهی ۸۰ هزار تومان حقوق دریافت می‌کنم. این در شرایطی است که قبل‌از بچه‌ها برای آماده‌سازی سالن و بعد‌از آن‌ها برای مرتب‌کردن آنجا باید در سالن حاضر باشم؛ آن هم با وجود مسیری طولانی که باید هر‌روز از منزل تا سالن   طی کنم.

 

استعفای خود را بنویسید!

زمانی‌که این‌کار را شروع کردم به‌خاطر مادیات نبود؛ خودِ هیئت با‌توجه‌به اینکه من درِ آنجا را باز‌می‌کردم و می‌بستم و مسئولیت همه‌چیز حتی مشکلات مالی و جانی احتمالی را به‌صورت کتبی به‌عهده گرفته بودم، پیشنهاد گرفتن حق‌الزحمه داد. این مبلغ تا سال پیش همان بود و سال گذشته به ماهی ۱۰۰ هزارتومان افزایش پیدا کرد که باز هم اعتراضی نکردم.

این درحالی بود که حتی پول یک دَمبل برای باشگاه به ما نمی‌دادند و کار‌های نظافت باشگاه هم با من بود. باوجوداین خدمات بدون چشمداشت، به‌خاطر موارد نادری که به‌دلیل مشکلات شخصی نتوانسته بودم سرِ ساعت در کنار بچه‌های باشگاه حضور پیدا کنم، سه مرتبه در سالن را به روی من بستند و حتی قفل را عوض کردند و من و بچه‌های معلول را با توهین و بدرفتاری از باشگاه بیرون کردند!

بنابراین نامه اعتراض‌آمیزی مبنی‌بر اینکه «در شهری که اصلا تیمی باعنوان وزنه‌برداری معلولان وجود نداشته است و حالا این تیم قوی و نام‌آور با زحمات شخص بنده ایجاد شده، به‌جای قدردانی با ما این‌گونه برخورد می‌شود!» به هیئت تقدیم کردم.

همچنین عنوان کردم تا امروز برای خدا کار کرده‌ام و از امروز تقاضای حقوق قانونی خود (حداقل ماهی ۶۰۰ هزار‌تومان) را دارم مگر اینکه در امور باشگاه و نحوه آمد‌و‌شد ما دخالتی نشود؛ همچنین امکانات باشگاه باید تکمیل و به‌روز شود. اما در پاسخ گفته شد: «امکانات تهیه نمی‌کنیم و حقوق هم نمی‌دهیم، استعفای خود را بنویسید!»

 

سیدمجتبی حسینی که خود از ناحیه پای راست دچار معلولیت است، سال‌هاست که در کسوت مربی وزنه‌برداری کم‌توانان جسمی فعالیت می‌کند

 

همه معلولان را به ورزش تشویق کنیم

پس از آن، مربی دیگری را آوردند که در‌زمینه مربیگری وزنه‌برداری معلولان که یک رشته کاملا تخصصی است، تجربه‌ای نداشت. او برای سه‌روز در هفته، ۶۰۰ هزار‌تومان در ماه طلب کرده بود که نپذیرفتند و بعد از دو جلسه دیگر نیامد. درحال‌حاضر هم مربی جدیدی آمده است که از دوستان من و تکواندوکار است و قبلا مدتی برای تمرین وزنه‌زدن به‌منظور استفاده در تک‌پرس به این باشگاه رفت‌و‌آمد داشت.

این مربی بزرگوار هم که تجربه مربیگری نابینایان را دارد، به گفته خودش در ارائه برنامه به بچه‌ها مشکل دارد و فقط به دلیل اینکه دو ماه دیگر مسابقات کشوری را در پیش داریم، موقتا این مسئولیت را پذیرفته است تا بچه‌ها را به مسابقات برساند.

این مربی هم خطاب به بیشتر بچه‌ها عنوان کرده که توانایی و استعداد این رشته را ندارند و باید رشته ورزشی خود را عوض کنند که باعث دلسردی تعداد زیادی از آن‌ها شده؛ تا‌آنجا‌که در حال حاضر از آن جمع ۲۱ نفر‌ی فقط هشت‌نه‌نفر به باشگاه می‌آیند.

این جملات را بگذارید کنار این توضیح که معلولان برای ادامه زندگی به امید نیاز دارند و حتما نباید در رشته‌ای قهرمان شوند تا در آن مسیر، راهشان را ادامه دهند؛ اینکه ما فقط با دو نفر نیروی مستعد کار کنیم هنر نیست و خیلی روش راحتی است؛ بلکه باید همه معلولان را به زندگی سالم و پویا تشویق کنیم.

 

از وزنه‌برداری غافل شده‌اند

در‌نهایت باید بگویم که با این روش، وزنه‌برداری معلولان مشهد در‌حال فلج‌شدن و نابودی است و این روز‌ها بچه‌ها فقط به امید مسابقات به باشگاه می‌آیند. هیئت جانبازان به من می‌گوید: «مدرک مربیگری وزنه‌برداری معلولان ندارید و نمی‌توانیم به شما حقوقی بپردازیم.»

می‌گویم: «راه گرفتن مدرک چیست؟» می‌گویند: «باید در مشهد کلاسی با حضور حداقل ۳۰‌مربی وزنه‌برداری معلولان تشکیل شود که بتوان از کنار آن، هزینه برگزاری کلاس و سرمربی را هم درآورد.»، اما مگر ما در سراسر مشهد در این رشته به این تعداد مربی  نیاز داریم! بنابراین با این روش، هیچ‌وقت کلاسی تشکیل نمی‌شود و مدرکی هم صادر نخواهد شد.



*این گزارش چهارشنبه، ۳ آذر ۹۵ در شماره ۲۲۱ شهرآرامحله منطقه ۹ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام