سه برادر شیرینی فروش
محله طلاب شیرینی فروشیهای متعددی دارد که تا به حال چندین نوبت کام خوانندگان را به گفتگو با صاحبان آنها شیرین کردهایم. کهنسالترین شیرین فروش منطقه، قدیمیترین شیرین فروشی محله و معروفترین شیرینیفروشی را تابهحال در طی سالهای گذشته روایت کردهایم و این بار قرعه به نام شیرینیفروشی افتاده است که سه برادر تصدی آن را برعهده دارند و شیرینی مجالس بزرگ شهر را تأمین میکند.
این شیرینی فروشی ابتدای بولوار طبرسی هرچند به نام برادر بزرگتر است، اما هر سه برادر یعنی بهروز، علی و مهدی ایمنی یک هدف دارند و آن ارائه جنس بهتر و مطلوبتر و البته از منظر مالی به صرفه برای مشتریان منطقه است. این را وقتی متوجه شدم که با هرسه برادر در میانه فروشگاهی که پنجرهاش به کارگاه شیرینیفروشی باز میشد، گفتگو کردم. این پرسش و پاسخ را در زیر مرور میکنید:
- از روزهای اول فعالیت شیرینیفروشی بگویید.
بهروز: قصهاش برمیگردد به علاقهام به شیرینی! هم شیرینی دوست داشتم و هم دوست داشتم کام مردم شیرین باشد. این کار را آموخته بودم و بیست و هفت سال قبل فروشگاه شیرینیفروشی را راه انداختم.
علی: چندین سال بعد از اینکه برادرم بزرگترم رو به شیرینیفروشی آورد من هم به ایشان پیوستم. پیش از این کارگر بودم و سرمایهای اندوخته بودم. سرمایهام را به این کسب آوردم و در کنار برادرم شروع به کار کردم.
مهدی: همه میدانیم فضای کار در بازار امروز چه قدر سخت است به ویژه اگر کسی بخواهد با سرمایه کم و بیپشتیبان وارد کار شود. من دیدم ۲ برادر بزرگترم موفق بودند پس من هم میتوانم در کنار آنها موفق باشم و به گروه دو نفریشان پیوستم و شدیم سه تا ایمنی زیر نام بهروز و کار میکنیم و دوست داریم پیشرفت بیشتری داشته باشیم.
- آقا بهروز، این سالها دو برادر دیگر شما هم به شیرینیفروشی پیوستند، اما هنوز نام شما بر سر در مغازه است.
بهروز: راستش این موارد برای هیچکدام از ما اهمیت ویژهای ندارد. همین که بتوانیم با همه سختیها کیفیت کار را حفظ کنیم کافی است. مردم هم نام برند ما را میشناسند و افزودن و کاستن اسامی تأثیر مثبتی ندارد.
از همان اول که کار را به تنهایی شروع کردم اسم کارگاه و مغازهام بهروز بوده است هرچند مثلا برادرم علی آقا ۲۰ سالی هست که در این فروشگاه با من همکار بوده و هست، اما تاکنون هیچ سخنی در این باره نگفته است و این نام بیشتر برند ما محسوب میشود تا نام کوچک من.
- نظرتان درباره ضربالمثل «دوری و دوستی» چیست؟
علی: اجازه بدهید از تجربه و حسی که در این سالها داشتم بگویم. حس خوبی است که هر روز برادرانت را ببینی و با کسانی باشی که یقین داری پشت و حامی و همراهت هستند. در برابر آن ضربالمثل هم میتوان ضربالمثلی دیگری را گذاشت و گفت: «یک دست صدا ندارد!» معتقدم با هم بودهایم که خدا روزیمان را افزایش داده و امروز فروشگاهی بزرگ و نامی آشنا برای مردم داریم. اگر جدا بودیم به این سطح از موفقیت نمیرسیدیم.
مهدی: برادرهای بزرگترم هوای من را دارند و من هم سعی میکنم خودی نشان بدهم و آدمی مثبت برای مجموعه باشم و برای کار مشترکمان بیش از یک نفر باشم و آورده مثبت داشته باشم.

- چه نوع شیرینیهایی دارید؟
بهروز: هرچه خواسته باشید. از کیک گرفته تا شیرینیتر و خشک و همچنین بستنی و انواع دسر. حدود ۴۵ مدل شیرینی در مغازه داریم. فکر نمیکنم در فروشگاههای دیگر شهر چیزی باشد که ما نداشته باشیم.
- فروش چه شیرینی از بقیه بیشتر است؟
علی: به گمانم مردم مشهد بیشتر از همه شیرینیتر دوست دارند. هرچند شیرینی خشک هم کاربرد خودش را دارد و معمولا برای مهمانیهای رسمیتر و مجالس شیرینی خشک استفاده میشود.
- وضعیت بازار چگونه است؟
بهروز: ما هم مثل بقیه فروشگاهها هستیم. در این سالها متأسفانه در بخش فروش افت داشتیم. هرچند سعی کردیم در رقابتی مثبت با دیگر شیرینی فروشیها کیفیتمان را حفظ کنیم. بههرحال میتوانستیم خیلی بهتر از این و جلوتر باشیم، اما اقتضای زمانه چیز دیگری است.
علی: به نظرم شرط ماندن در این بازار سنگین حفظ کیفیت کار است. افتادن در چرخه استفاده از مواد اولیه نامرغوب شاید در مدتی کوتاه جوابگو باشد، اما مطمئناً یک نتیجه نهایی خواهد داشت و آن هم چیزی جز شکست نیست. به هرحال قیمتها را ثابت نگه داشتیم هرچند مواد اولیه گرانتر شده است و همین موضوع هم شاید سیاست ما برای ماندگاری در وضعیت کنونی است.
- تفاوت قیمتها در فروشگاههای شیرینیفروشی سطح شهر چه معنایی دارد؟
علی: بخش عمده ماجرا به تفاوت کیفیت در مواد اولیه برمیگردد. مواد نامرغوب، روغنهای پالم دار نتیجه ارزان و البته بیکیفیتتری به بار میآورد.

- شما به عنوان برادر کوچکتر که احتمالاً بیشتر با اینترنت مأنوس هستید تابهحال چه بهرهای از فضای مجازی برای کسب و کارتان گرفتید؟
مهدی: از کارهایی ساده مثل تهیه عکسهای خوب شیرینی و گذاشتن در فضای مجازی بگیرید تا تولید شیرینیهای تازه و یا فرمهایی جدید در شیرینیهای قدیمی با استفاده از تجربیات منتشر شده در فضای مجازی سایر قنادان را با حضور در فضای مجازی انجام دادهام.
البته اینطور نیست که آدم برود به سایتهای شیرینیفروشی و هرچه میبیند را پرینت بگیرد و به کارگاه سفارش دهد و مشتریها هم استقبال کنند. نمونهاش تجربه ناموفقی بود که درباره کیک آناناس داشتیم. اما درباره تجربههای مثبت میتوانم به تزیینات روی کیکها اشاره کنم.
بههرحال تزیین کیک، بخش خاص و هنری کار ماست. ایدههای خوبی در اینترنت دیدم و از آنها الهام گرفتم و طراحیهای نویی برای زیباتر شدن ظاهر کیکها ارائه دادم که با استقبال مردم مواجه شد.
- سعی کردید شیرینی خود را از منطقه طلاب به سایر شهرها و کشورها ببرید؟
علی: بله! یک نوبت سعی کردیم. به مالزی رفتیم. آنجا هوا گرم است و میزان مصرف شیرینی با ایران تفاوت دارد. با این حال برای آنها چند نمونه شیرینی اعم از شیرینی سلی و ناپلئونی تهیه کردیم و به مخاطبان مالایایی، چینی و کرهای دادیم.
همهشان مبهوت شده بودند و میگفتند تابهحال با این مزه خوب شیرینی نخورده بودند، اما با توجه به سرمایههای کم ما شاید مقدمات کار به سختی تهیه شود. هزینه شیرینی هم در آنجا خیلی بیشتر از ایران در میآید و در عمل شاید هشت برابر باشد پس نه میتوان روی مشتری ایرانی که طعم شیرینی وطنی را میداند حساب کرد و نه روی مصرف پایین خارجیها.
این شد که کار جلو نرفت، اما بههرحال خارجیها به شیرینی ایرانی رغبت دارند. منتظریم تا مقدمات کار برای حضور دوباره در این کشور و شاید سایر کشورها فراهم شود.
بهروز: نتیجه تحقیقاتمان هم این شد که اگر بتوان در داخل کشور شیرینی خشک تهیه و به مالزی صادر کرد امکان موفقیت بسیار بالاتر است.
-کارگاه شما چند کارگر دارد؟ و چه طور شد که در سالهای اخیر کارگاهتان را توسعه دادید؟
بهروز: ۱۵ کارگر داریم. تعدادی از کارگرانمان را بیمه کردیم و هر چند وقت یک بار برنامه بیرون رفتن داریم. با خانوادههایشان به صورت جمعی به بیرون شهر میرویم و برنامههای تفریحی داریم. همه به این نکته رسیدیم که اگر کارگر از کارفرما و محیط کارش راضی باشد، تأثیر مثبت در میزان فروش و استقبال عمومی از فروشگاه دارد. میزان سالهایی که بعضی از کارگرانمان با ما همکاری دارند دو رقمی شده است.
- حتماً سالها شیرینی فروش بودن خاطراتی خوب و شاید تلخ هم برای شما به همراه داشته است؟
بهروز: البته! بهترین بخش خاطرات هم به ایام شاد سال بر میگردد. در روزهای جشن و میلاد ائمه (ع) در مقابل فروشگاه شیرینی پخش میکنیم و شادترین و خاطرهانگیزترین صحنهها را به خاطرمان میسپاریم. وقتی شبهای عید با خیل انبوه مردمی که دوست دارند سفرههای عیدشان را با شیرینیهایمان، شیرین کنند مواجه میشویم در دلمان قند آب میشود.
مهدی: از دیگر رویدادهای شاد که هر از گاهی با آن مواجه هستیم زمانی است که عروس و داماد به فروشگاهمان میآیند و با وسواسی دوستداشتنی برای مجلس شادیشان سفارش کیک و شیرینی میدهند.
بدون استثنا به عروس و دامادها تخفیف میدهیم که کام آنها دو برابر شیرین شود هم از شیرینیهای ما و هم از تخفیفی که در شروع زندگیشان دریافت کردند. گاهی هر سه ما برادرها را به مجلس عروسیشان دعوت میکنند.
علی: بخش تلخ و بد خاطرات خلاصه میشود در ماجراهایی که در حین انجام کار برای کارگرانمان به ندرت اتفاق افتاده است. موارد جدی و آسیبرسانی سخت نداشتیم، ولی هرچه بوده تا آخرین لحظه همراهیشان کردیم که دغدغهای نداشته باشند.
- شیرینی خوب را از شیرینی بد چگونه میتوان تشخیص داد؟
بهروز: سابقه هر شیرینی فروشی خودش گواهی کار آن شیرینی فروشی است. معمولا روند کار حفظ میشود. اگر سطح کاری شیرینیفروشی را نمیشناسید بهتر است ببینید عموم مردم محلی درباره آن شیرینیفروشی چه میگویند و همچنین یکی دو رقم از شیرینیهایش را به عنوان نمونه امتحان کنید. مزه کار میتواند نشاندهنده کیفیت کار باشد. یادتان باشد ظاهر شیرینی نمیتواند چندان دلیل خوبی برای کیفیت آن باشد.

- خودتان هم شیرینی میخوردید؟ برای خانواده چه نوع شیرینی میبرید؟
بهروز: در حد امتحان کردن و یقین پیدا کردن به محصولی که میخواهیم به مشتری ارائه دهیم شیرینی میخورم. بهترین شیرینی مغازهام را میبرم. به سلیقه من که باشد شیرینی خامهای که مشهدیها میگویند نارنجک به همه شیرینیهای دیگر ترجیح دارد. دسریها هم خوب است و طرفداران خودش را دارد.
علی: من کم شیرینی میخورم و مواظب سلامتیام هستم. بیشیرینی نمیشود، اما اندازه را باید نگه داشت. رولت شیرینی خوبی است. دانمارکی هم میبرم. گاهی هم شیرینی خشک میبرم.
مهدی: من هم در همان حد امتحان کیفیت محصولاتی که از کارگاه میرسد، شیرینی میخورم. البته شیرینیهایی که داریم مضر نیستند و مقدار قندشان پایین است. مهمانهایمان میدانند شغلمان چیست برای همین هم به راحتی میگویند فلان شیرینی یا بهمان شیرینی را دوست دارند و من هم مطابق سفارش خانواده و مهمانها برای خانه شیرینی میبرم. شیرینی کرهای خوبی داریم که از کره محلی استفاده میکنیم و طعم ویژهای دارند.
- در مهمانیها از شما درباره شیرینی پختن سؤال میشود؟ نگران گفتن فوت و فن کارتان نیستید؟
بهروز: سؤال همیشگی معمولا درباره همین چیزهاست. ما هم راهنمایی میکنیم و هرگز نگران نیستیم که رقیب شوند. بههرحال آنها در سطح استفاده خانگی ممکن است هر از گاهی شیرینی بپزند و ما به صورت انبوه و دائمی شیرینی میپزیم و آن جای این را نمیگیرد.
- حرف آخر؟
علی: سطح مبلغ بیمه خیلی بالاست. برای هر نفر حدود ۵۰۰ هزار تومان باید بپردازیم و این فشار بالایی است برای مجموعه شیرینی فروشی. بازار هم سنگین است و برمیگردد به سطح پایین معیشت مردم که البته ظاهراً کار خاصی نمیتوان برای آن کرد و باید ساخت.
مشکل سوم ما هم برمیگردد به شیرینیفروشیهای غیرمجاز و کارگاههایی که محصولات بیکیفیت را با قیمت پایین میفروشند و رقیبی ناجوانمرد با ما هستند و باعث میشوند بعضی مردم فریب بخورند.
بهروز: خدا اینجا سفرهای پهن کرده برای من و برادران و کارگرانم. همین نکته را دائم میگویم تا همه ما بدانیم در کنار هم میتوانیم موفق شویم.
مهدی: خواستن یعنی در کنار هم بودن و از این معبر میتوان به رسیدن به هدف نهایی و توانستن رسید.
* این گزارش یکشنبه ۱۴ مرداد سال ۱۳۹۷ در شماره ۳۰۳ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.