نقش انجمن «جوانان نصرت» در برنامهریزی اوقات فراقت جوانان
امروز زندگی شهری و شهروندی، ابعاد پیچیده و گستردهتری یافته است و نقش زنان در راهبری صحیح این شیوه از زندگی، انکارناپذیر است. ازجمله روشهای این راهبری، حضور مستقیم این قشر از جامعه در مشارکتهای اجتماعی و تلاش برای نهادینه کردن اجتماعپذیری و ارتقای سطح آگاهیهای همنوعانشان با هدف نهاییِ توسعه اجتماعی، رشد مدنیّت و ارتقای شاخصهای زندگی سالم از هر نظر است.
ازجمله این بانوان توانمند و کارآفرین که درقالب شاخص اجتماعی تشکلی مردمنهاد به آگاهیبخشی جامعه هدف خود پرداخته و قدمی موثر در این راه برداشته است، مریم کورهپز، از موسسان و دبیر انجمن جوانان نصرت است و سالها تلاش بیوقفهاش را در تقدیرنامهها و مدارک بیشمارش میتوان دریافت. آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گفتگوی ما با این فعال اجتماعی و فرهنگی است.
لطفا خودتان را معرفی کنید و از پیشینه فرهنگی و هنری تان بگویید.
مریم کورهپز هستم، متولد ۲۶ بهمن ۱۳۶۱ و فرزند بزرگ یک خانواده ششنفره. پدرم کارمند بازنشسته شرکت آبوفاضلاب، عضو شورای اجتماعی محله شهرآرا و عضو هیئتامنا و مسئول پایگاه بسیج مسجد صادقیه و مادرم، هنرمندی خانهدار است.
من دارای مدارک دیپلم انسانی، کامپیوتر، مهندسی صنایع سیستم، کاردانی سختافزار، کارشناسی نرمافزار و درحالحاضر هم دانشجوی کارشناسیارشد هوش مصنوعی و روباتیک هستم و به همراه برادرم، هر دو در این رشته ادامه تحصیل میدهیم. از نُهسالگی جزء ۳۰ قرآن را حفظ بودم و مدرک کانون عربپور را دارم.
از همان دوران کودکی با علاقه در فعالیتهای ورزشی، هنری و ادبی حضور داشتم و نخستین لوح تقدیرم را بابت شعر و داستانم حدود ۲۰ سال پیش دریافت کردم. فعالیتهای اجتماعیام را بهطور رسمی از پانزدهسالگی شروع و در گام نخست، رتبه اول دورههای هلالاحمر را با عنوان امدادگر ویژه از آنِ خود کردم.
سپس یک شعر و داستان کوتاهم در یادواره شهدای زن، داستان و شعر دیگرم در جشنواره عفافوحجاب و داستان دیگرم در جشنواره «آتش خاموش» مربوط به موضوع اعتیاد، دارای مقام شد و داستانها و شعرهایم چندجایی هم به چاپ رسیدند.
همزمان در رشتههای هنری نقاشی رنگ روغن و گلدوزی هم کار میکردم و درمجموع سعی میکردم از هر هنری چیزی فرابگیرم. در این راه مادرم که فعالیتهای هنری زیادی میکرد و نیز دیگر اعضای خانواده، نقش مهمی داشتند.
پس از آن، جذب کانونهای استقلال (کانونهای فرهنگی تربیتی در نواحی زیر نظر اداره آموزش و پرورش استان) شدم و بهعنوان کمسنوسالترین استاد، رشتههای گلسازی با خمیر، عروسکسازی و دکوپاژ را آموزش میدادم. از همان زمان با توجه به علاقهمندی به دنیای جدید، شرکت در کلاسهای کامپیوتر را نیز شروع کردم.
انجمن جوانان نصرت از کجا و کِی و با چه هدفی پایهگذاری شد؟
در اوایل ورودم به دانشگاه، حدودا ۱۸-۱۹ سال داشتم که نخستین موج دعوت و تشویق مردم برای ایجاد تشکلهای مردمی بهوجود آمد. با این پیشزمینه ذهنی، در نمایشگاه هفته دولت با سازمان ملی جوانان آشنا شدم و درنتیجه به اتفاق دوستانم تصمیم گرفتیم تشکلی با عنوان «انجمن جوانان نصرت» به معنی «جوانان پیروز» تشکیل دهیم.
پس از راهاندازی انجمن، دانشگاه (موسسه آموزش عالی خوارزمی) با ما همکاری کرد و یک اتاق هم در اختیارمان قرار داد. آن زمان، بهعنوان مدیر علمی بسیج دانشگاه و دبیر تشکل جوانان نصرت فعالیت میکردم.
اولین هدف ما از تشکیل انجمن این بود که اوقاتفراغت جوانان را به سمت استفاده بهینه، هدایت کنیم و دانشگاه فقط محلی برای درس خواندن صِرف نباشد، بهنحوی که اوقاتفراغتی را که جوانان در داخل یا خارج از دانشگاه دارند، به سمتی درست هدایت کنیم و بهنوعی مسیرشان را انقلابی پیش ببریم.
بسیاری از دانشجویان که بین کلاسهایشان وقت آزاد داشتند، آن را به بطالت میگذراندند، بنابراین کلاسهای روباتیک و شبکه را راهاندازی کردیم. با استقبال دانشجویان، به برپایی کلاسهای مختلف دیگر و دعاهای مختلف برای اعیاد و مراسم افطاری اقدام کردیم و سعیمان این بود که اهدافمان را گستردهتر اجرا کنیم.
فعالیت انجمن پس از پایان دوران دانشگاه، به چه شکلی ادامه یافت؟
پس از اخذ مدارک کاردانی و کارشناسی، در خارج از دانشگاه با همان اعضای قبلی مشغول ادامه فعالیت شدیم. ما با ۱۲ نفر شروع کردیم که تا چهارسال پیش به حدود ۳۲۰ نفر رسیدیم، اما از چهار سال پیش که بهعنوان پیمانکار دورههای آموزش شهروندی «دوباره زندگی» شهرداری منطقه ۹ انتخاب شدیم، کارمان گسترده شد، بهطوریکه در کل منطقه، در بازه مختلف سنی، بین ۷ هزار تا ۹ هزار عضو داریم و با کمک انجمن، کلاسهای مختلفی برگزار میکنیم.
تاکنون چند نفر و در چه رشتههایی توسط انجمن شما آموزش دیدهاند و مخاطبانتان درکل چه کسانی هستند؟
۹۹ درصد مخاطبان ما خانمها هستند و از دخترخانمها تا بانوان سالمند را شامل میشوند. تعداد افرادی که تاکنون زیرنظر انجمن آموزش دیدهاند، هم بسیار زیاد هستند؛ مثلا سال ۹۰ در مدت دو ماه، ۶۰۰ نفر را آموزش دادیم که اسامی آنها موجود است. سال۹۱ بیشاز ۲ هزار نفر بودند.
در سال۹۳ برای حدود ۶ هزار تا ۷ هزار نفر در منطقه و ۱۳ هزار نفر نیز جدا از منطقه ۹، در فرهنگسرای رسانه دورههای آموزشی برگزار کردیم. سال ۹۴ هم در منطقه با ۹۸۶ کلاس آموزشی رتبه سوم را کسب کردیم. بیش از ۹ هزارنفر نیز در این سال آموزش دیدند.
کلاسها در همه زمینهها ازجمله روانشناسی، مشاوره، تربیت فرزند و خودباوری، مهارتهای مطالعه، گیاهان آپارتمانی، داروهای گیاهی، نوشیدنیها، بیماریهای شایع زنانه و... است و اگر از ابتدای راهاندازی تشکل درنظر بگیریم.
با کلاسهای کامپیوتر مثل روباتیک، هوش مصنوعی و...، ۲۰۰ عنوان دوره آموزشی برگزار شده است و برخی کلاسهایمان ازقبیل شیرینیپزی، سفرهآرایی، میوهآرایی، بیماریهای شایع زنان، نوشیدنیها، طب اسلامی و طب سنتی و ماساژدرمانی را که در یک بازه زمانی، استقبال خوبی از آنها میشود، تکرار میکنیم.

آموزشهای شما چگونه به کارآفرینی منتهی میشود؟
در سال ۹۴، ما هر دو ماه یک بازارچه و نمایشگاه از دستاوردهای بانوان محلات برپا میکردیم که خانمهایی که چه مدرس ما بودند و چه فراگیر ما، در این نمایشگاه شرکت میکردند. معمولا سعی میکنیم مدرسان خود را از میان بانوان خودسرپرست انتخاب کنیم؛ یعنی بانویی که هنر خاصی دارد و نیازمند عرضه آن است.
فراگیرهایمان هم تقریبا از همین قشر هستند. هزینه آموزش ما فوقالعاده اندک است و حتی برای برخی دورههایمان، مدرس رایگان میفرستیم تا بانوان خودسرپرست، هنری را رایگان یاد بگیرند و بتوانند آن را برای فروش عرضه کنند؛ بهکارگیری این روش، بهنوعی کارآفرینی مستقیم محسوب میشود؛ چون به این ترتیب هم مدرس و هم کارآموز ما که نیاز به این کار و عرضه آن دارند، مستقیم به ایجاد و عرضه محصول میپردازند.
در همکاری با شهرداری چه فعالیتهایی را پیگیری کردهاید؟
در همکاری با شهرداری هم طرحهایی مانند دورههای آموزشی «دوباره زندگی»، «محله ما، محله زندگی» و آموزشهای مختلف شهروندی درراستای فرهنگسازی را از سال ۹۰ در برنامه داشتیم. درقالب همایشها، اولین همایش بانوان فرهیخته منطقه ۹، جشنوارههای گوناگون و اردوهای مختلف خانمها را اجرا کردهایم؛ مثلا در سال ۹۱، حدود ۳۶۰ خانم را به اردوی میامی بردیم.
سال ۹۲ هم ۲۰۰ نفر را به گلمکان بردیم. اینها بانوانی بودند که در آموزشهای شهروندی دارای رتبه و مقام شده بودند. نمایشگاهها و بازارچههایمان در سال ۹۳ داخل فرهنگسرای رسانه برگزار شد و در سال ۹۴ طرح را در سطح منطقه برگزار کردیم. کل منطقه و مدارس و مساجد در این طرحها تحت پوشش آموزشهای ما قرار گرفته است و مراکز بهداشت و پایگاههای بسیج تا روضههای خانگی را دعوت میکنیم.
برای این تشکل، چه چشمانداز و افقی ترسیم کردهاید؟
چشماندازی که برای این انجمن داریم، ارتقای سطح آگاهی زنان به سوی سبک زندگی اسلامی است. زنان ما پایهگذار خانوادهها هستند؛ بهطور مثال زمینه یک بیماری ممکن است از گذشته و زمان تولد یک نوزاد دختر وجود داشته باشد، اما نبود اطلاعات کافی مادر، میتواند زمینه بروز مشکلات ناشی از ناباروری را در آینده برای این دخترخانم ایجاد کند، درحالیکه اگر مادر از ابتدا آگاهی داشت، به دختر انتقال میداد و با عمل به رفتار بهداشتی درست، مشکلات بعدی ایجاد نمیشد.
پس پیشگیری، ابتدا باید از خانواده شروع و از مادر و دختر آغاز شود. درباره حجاب هم اگر مادران درک درستی از آن داشته باشند، دخترانشان هم باحجاب میشوند. من فکر میکنم همانطور که دشمنان برای تغییر هر فرهنگ از زنان و مادران استفاده میکنند، ما هم برای اینکه ریشه اسلام را تقویت کنیم، باید آگاهی مادران را افزایش بدهیم. مادران آینده ما چه کسانی هستند؟
همین دختران امروز. اگر ما دست دخترانمان را بگیریم، بالا بیاوریمشان و به آنها آگاهی و آموزش بدهیم، از خیلی مشکلات آینده پیشگیری کردهایم و نسل آینده مادران ما، نسلی آگاه و مومن خواهند بود و موجب ایجاد جهان آینده و ایران آینده میشوند. دید کلی ما داشتن بانوانی فهیم است. اگر کسی بیاموزد، اما انجام ندهد، اتفاقی نیفتاده است؛ اینکه فهم داشته باشد و انجام دهد، برای ما مهم است. اینها همه، ارتقای سطح آگاهی به سوی سبک زندگی اسلامی است.
آیا خودتان هم از این دورهها بهرهای بردهاید؟
من ازآنجاکه علاقهمند بودم از نحوه تدریس استادان مختلف که دعوت میکنیم آگاهی پیدا کنم، خودم هم کمکم در این کلاسها حضور پیدا کردم و اطلاعاتم را ارتقا دادم. دورههای فنی وحرفهای را هم گذراندم و مدرک مربیگری و تدریس فنی وحرفهای گرفتم و در سال ۸۴ بهعنوان کارآفرین برتر استان خراسان رضوی انتخاب شدم و از همین زمان شروع به ارتقای مهارت در زمینههای مختلف کارآفرینی و بانوان کردم.
در زمینه کامپیوتر، در جشنوارههای بسیج، رتبه اول را کسب و به این ترتیب سعی کردم هرگز راکد نباشم و هر لحظه پیشرفت کنم. با حضور در کلاسهای مختلف با علاقه بسیار، طب سنتی و ماساژدرمانی را فراگرفتم و هر زمان که لازم بود آموزش بدهم، این کار را کردم.
در زمینه کامپیوتر هم با توجه به اینکه رشته تحصیلی خودم بود و در فنی وحرفهای هم تدریس میکردم، هرگاه نیاز بود، آموزش میدادم، اما همواره سعی کردم استادانی را انتخاب کنم که بیشتر از من آگاهی داشته باشند تا من هم چیز بیشتری از آنها یاد بگیرم و عاملی برای ارتقای دانش خودم نیز باشد و من هم همراه با دورهها رشد و آگاهی پیدا کنم.
نقش خانوادهتان را در موفقیت خود چگونه میبینید؟
اگر خانوادهام پابهپای من همکاری نمیکردند، من هرگز به این جایگاه نمیرسیدم. پدرم در تمام اردوهایم با من همراه هستند و اگر نیاز باشد به سفری کاری بروم، مادرم همراهیام میکند. در سمیناری در دانشگاه صنعتی شریف قرار است مقالهای ارائه دهم که مادرم حتما در این سفر یار و همراه من است.
من به فراخور کارم معمولا سفرهای زیادی به شهرهای مختلف میکنم که در بیشتر مواقع این سفرها با همراهی پدر یا مادرم انجام میشود و بهنوعی آنها من را تنها نمیگذارند و هر لحظه از آنها بخواهم، به من کمک میکنند. از این بابت هر موفقیتی را که دارم، مرهون همراهی و پشتیبانی ایشان میدانم.
برادر و خواهرانم هم همینطور؛ هر لحظه نیاز باشد، با یک تلفن به کمکم میشتابند؛ مثلا اگر مشکل استاد پیدا کنم و به رشته آنها مربوط شود، در هر شرایطی که باشند، کلاسهایم را خالی نمیگذارند. شکر خدا همگی هم در رشتهها و گرایشهای مختلف تحصیل کرده، معرفی شده، آزمون دادهاند و مدرس هستند و این خیلی برای من قابلیت تکیه و اتکا دارد؛ درواقع خانوادهام کوهی هستند که میتوانم به آنها
تکیه کنم.
برای آینده خودتان چه برنامهای دارید؟
من اعتقاد دارم بهدنیا آمدهام که بتوانم هرجا و در هر لحظهای هستم، به مردم خدمترسانی کنم و هر وقت و هرکجا به کمک من نیازی باشد، برای اینکه کاری زمین نماند، با تمام قوا همکاری میکنم، بنابراین برای آیندهام هم مهم، خدمت کردن است و بالا و پایین ندارد. تمام سعیم بر این است که پیشرفت کنم، اما اگر خدا بخواهد، تلاش میکنم برای دکتری هم اقدام کنم و در رشته «پردازش تصویر» بهعنوان یکی از گرایشهای هوشمصنوعی یا «اینترنت اشیا» تحصیلاتم را
ادامه دهم.
برای سال ۹۵ هم آموزشهای شهروندیمان را شروع کردهایم. پایگاه سلامت و کارگاه عفافوحجابمان در ۱۲ محله برگزار میشود و برای حضور در دورههای محیطزیست، گلوگیاه، آتشنشان داوطلب و کمکهای اولیه هم بانوان عزیز هر درخواستی داشته باشند، در خدمترسانی حاضریم.
این گزارش چهارشنبه، ۲۵ فروردین ۹۵ در شماره ۱۹۱ شهرآرامحله منطقه ۹ چاپ شده است.