حمام برلیان این روزها خاک میخورد
گرد و غبار همه جا را پرکرده و به قد یک وجب روی در و دیوارش نشسته؛ گویی تلی از خاک پاشیدهاند و باورت نمیشود که روزگاری نهچندان دور این حمام خروسخونها چه برو بیایی داشتهاست.
حمامهای عمومی قدیمی که امروز در خاطره مهگرفته و دور سن و سالدارها آمیخته با هیاهو و صدای «خشک» گفتنهای کارگر حمام یا مشتومالهای دلاکان است.
خاطرههای دوری که این روزها با خرابشدن و متروکهشدن شمار زیادی از حمامهای عمومی سطح شهر دیگر به اذهان قدیمیها هم متبادر نمیشود. یکی از همین حمامها «برلیان» است.
حمامی که اگر چه ساخت آن به اوایل دهه ۴۰ میرسد و قدمتی تاریخی و هویتی آنچنانی ندارد، اما خاطرات فراموشنشدنی داشته که هنوز هم خیلی از مشهدیها آن را به یاد میآورند. حمامی که مهمترین ویژگیاش همخوانی نامش یعنی «برلیان» با ظاهر و نمای بیرونی و داخلی حمام بودهاست.
از سر تمیزی زیاد به مالکش لقب وسواس دادهبودند
مالک اصلی حمام را کسی به خاطر ندارد و نمیشناسد، اما قدیمیهای خیابان آیتالله بهجت میگویند فردی یزدی بودهاست که بعد از اسکان در مشهد، به فکر ساخت یک حمام میافتد و زمین فعلی حمام را خریداری کرده و بعد از مدتی ساختوساز حمام را در نزدیکی چهارراه زرینه افتتاح میکند.
روزهای اول از سر کنجکاوی، اما بعدها مردم به خاطر زیبایی حمام حاضر بودند با وجود حمامهای فراوان خیابانهای اطراف، ساعتها در رختکن منتظر بمانند.
اما این روزها شاید این حرفها با حمامی که از لابهلای شیشههای شکسته در ورودی دیده میشود، خیلی دور از ذهن باشد. البته تار عنکبوتها و گردوخاک ۱۲، ۱۳ ساله هنوز هم نتوانسته ابهت و زیبایی این حمام را بپوشاند.
۳۰ حمام نمره که هنوز هم لامپهای آن بعضا سالم است، نشان از روزگار خوش این حمام میدهد و رختکن گرد آن که قدیم جزو زیباییهای آن محسوب میشد، وارسته، یکی از قدیمیهای محله را وادار میکند تا به روزهای خوش حمام برود و درباره زیبایی مدفونشده حمام در زیر لانه کبوترها، گردوغبار و فراموشی این سالها بگوید:
«حمام خیلی زیبا بود. آن روزها که حمامهای عمومی خیلی کثیف بودند، این حمام با زیبایی و تمیزیاش یک چیز دیگری بود. از تمیزی برق میزد. مردم میگفتند صاحبش یزدی است و وسواس دارد؛ به خاطر همین تمام حمام سفید بود و درخشان. درحدی که ساعتها هم که در حمام میبودی، نمیخواستی از آن بیرون بیایی.»
گفتن از زیبایی و تمیزی حمام برلیان، یکی دیگر از کسبه این خیابان را که دکانش چندمتر با حمام فاصله دارد نیز به روزهای کودکیاش میبرد. به روزهایی که بعد از کلی انتظار نوبت حمامش میرسد و دست در دست پدر راهی حمام میشود.
ابراهیمی میگوید: «من خیلی بچه بودم که به این حمام رفتم. فکر میکردم این حمام هم مثل عمومیهای دیگر کاشیهایی کثیف داشتهباشد که نقش و نگارشان زیر کثیفی محو شدهباشد، اما اولین روزی که وارد این حمام شدم، کاشیهای تمیزش مجذوبم کرد. دست پدرم را گرفتهبودم و مدام به در و دیوارهایش نگاه میکردم. تا قبل از آن حمامی را اینگونه ندیدهبودم.»

سپیدرویان
میگویند آب این حمام آنقدر خوب بوده که اهالی محل به آن «حمام سپیدرو» میگفتند. البته این امر دلیلی داشتهاست که وارسته اینگونه آن را بیان میکند: «قدیم داخل حمامهای عمومی آب لولهکشی نبود. آبهایی که مصرف میشد، از آب چاه و قنات بود، اما این حمام آب لولهکشی داشت و نیاز به تصفیه نبود. برای همین مردم به آن حمام سپیدرو میگفتند؛ چون آبش خیلی خوب و خلاف بقیه حمامها تمیز بود.»
باورهای دیگری هم درباره آب این حمام هست. بعضی از قدیمیها این لقب حمام را نشنیدهاند، همانند ابراهیمی که نقل میکند: «به یاد دارم آقاجان خدابیامرزم میگفت آب این حمام یک چیز دیگری است.
هیچ حمامی به گردش هم نمیرسد. من نشنیدم که به خاطر آب لولهکشی به حمام برلیان، حمام سپیدرو بگویند، اما شنیدهبودم که، چون آب لولههای این حمام از چاهی تأمین میشد که بسیار خوب بود و مواد معدنی زیادی به همراه داشت، بیشتر مردم برای استحمام از این حمام استفاده میکردند و معتقد بودند با استحمام در این حمام بعضی از مریضیهایشان از بین میرود.»
حمامی برای معامله بازاریها
از وزیر و وکیل بگیرید تا افراد صاحبنام و صاحبمسند را میتوانستید روزهای جمعه در این حمام پیدا کنید. به نوعی این حمام پاتوق افراد بانفوذ بود. این گفته حمیدرضا معصومیان، یکی از اهالی ۴۰ ساله این خیابان است.
او با یادآوری خاطراتش میگوید: «حمام برلیان برای من تداعیکننده خاطرات زیادی است. شلوغی و هیاهو و ساعتها انتظار برای خالیشدن نمره، خاطراتی است که از این حمام دارم.
در محله ما افراد صاحبنام زیادی زندگی میکردند که روزهای جمعه میتوانستی آنها را در این حمام ببینی. افرادی که در مواقع عادی وقت گرفتن از آنها کار سختی بود، اما مردم هم برای استحمام هم برای دیدن این اشخاص به این حمام میآمدند. من به یاد دارم که حتی افراد بازاری محله در این حمام معامله میکردند. یک جورایی هم فال بود و هم تماشا.»
او حتی از نوشابههای خنک که در دیدارها و بعد از جوش خوردن معامله از یخچال بیرون آوردهمیشدند، هم یاد میکند و میگوید: «صدای بازشدن در نوشابههای زرد و مشکی که بعد از معاملات از یخچال بیرون آوردهمیشدند، همیشه در ذهن من باقی ماندهاست. اغراق نکردهام اگر بگویم آن روزها حمام برلیان فضای مجازی این روزها بود!»
مجتمع تجاری به جای حمام
حمام برلیان تا به حال چند دست چرخیده است و این روزها مالک فعلی این حمام شخصی تهرانی است. شخصی که به گفته اهالی «حمام را خرید و انداخت و رفت.» مغازه لوازم صوتی سر کوچه حمام در اینباره میگوید: «صاحب فعلی حمام تهرانی است. سال به سال هم از این حمام سر نمیزند.
وضعیت حمام را هم که میبینید، تمام شیشههایش شکسته و انبار شیشهفروشی محل شدهاست. چندبار برایش پیغام فرستادهایم بیاید و تکلیف این حمام را روشن کند، اما یا پیغام به او نرسیده و یا سرش آنقدر شلوغ است که نتوانسته بیاید.»
او در پاسخ به این سؤالم که تصمیم این تهرانی برای کاربری بعدی مکانی که خریده چیست، اظهار میکند: «به ما که در همسایگی حمام کاسبی میکنیم، چیزی نگفته، اما از گوشه و کنار شنیدهایم که میخواهد اینجا را بکوبد و یک مجتمع تجاری بزند. یعنی کاربریاش را تجاری کند. اگرچه مجتمع تجاری اینجا جواب نمیدهد و غیر از دردسر چیزی ندارد، اما خب صاحب اختیار است دیگر!»
گفتنی است این روزها بخشی از حمام برلیان چندصدمتری که از حمامهای عمومی بزرگ دوران فعالیتش در مشهد شناخته میشد و همچنان ساختمانش پابرجاست، تبدیل به انباری شدهاست.
این گزارش پنجشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۷ در شماره ۳۱۰ شهرآرا محله ثامن چاپ شده است.
