کد خبر: ۶۲۶۶
۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
برادرم هنگام تعزیه‌خوانی در آغوشم جان داد

برادرم هنگام تعزیه‌خوانی در آغوشم جان داد

محمود تدینی‌فر از تعزیه خوانان قدیمی مشهد است که این هنر در خانواده شان موروثی است. او برادرش محمود را در روز عاشورا و سر مراسم تعزیه از دست داد و از آن سال به بعد تعزیه را هر روز عاشورا اجرا می‌کند.

عاشورای سال‌۹۰ بود، گروه تعزیه‌خوانی آماده شد که تعزیه شهادت حضرت ابوالفضل (ع) را در روستای طرق شهرستان کاشمر اجراکنند. اجرای نقش امام حسین (ع) برعهده من بود و نقش حضرت عباس (ع) را برادرم اجرا می‌کرد. در قسمت پایانی تعزیه، امام حسین (ع) سرِ برادرش حضرت عباس (ع) را در آغوش می‌گیرد و با او گفتگو می‌کند.

برای اجرای این صحنه، سرِ برادرم را در آغوش گرفتم. جمعیت چند‌هزار‌نفری نیز در‌حال تماشای تعزیه بودند. سرِ برادرم روی زانوی من بود و من در‌حال خواندن اشعار وداعی امام حسین (ع) با برادرش حضرت ابوالفضل (ع) بودم.

برادرم خیلی منقلب شده و اشک تمام صورتش را گرفته بود. آخرین کلمه‌اش را گفت و چشمانش را بست و دیگر باز نکرد. تعزیه تمام شد. با دست اشاره کردم که بلند شود. واکنشی نشان نداد. سرش را تکان دادم خبری نشد. بدنش سرد شده بود. دکتر اورژانس بالای سرش آمد و بعد‌از چند تست اعلام کرد که او فوت کرده است.

برادرم، «حبیب‌ا... تدینی‌فر» در روز عاشورا و در آغوش من فوت کرد و در همان روز جنازه‌اش را تشییع کردیم. یکی از حسرت‌های بزرگ برادرم، این بود که چرا در روز عاشورا نبوده تا در‌کنار امام حسین (ع) به شهادت برسد؛ خوشبختانه سرانجام به آرزویش رسید و در روز عاشورا به معشوقش امام حسین (ع) پیوست.

این ماجرای واقعی، خاطره فراموش‌نشدنی محمود تدینی‌فر، تعزیه‌خوان محله جاهدشهر از حادثه فوت برادرش در مراسم تعزیه روز عاشورا بود؛ تعزیه‌خوانی که تعزیه را نزد پدر و برادرش آموخته و تا امروز نیز ادامه‌دهنده راه آنان بوده است.

 

محمود، تعزیه‌خوانی از دوران کودکی

سال‌۱۳۴۲ در یکی از روستا‌های شهرستان کاشمر (روستای طرق) به دنیا آمدم. پدرم، غلامحسین تدینی‌فر در‌کنار کشاورزی، تعزیه‌خوانی هم می‌کرد. یادم است که یکی از اتاق‌های خانه پر از شمشیر، سپر و لباس‌های رنگی مختلف نمایش تعزیه بود. پدر، برادر و پسرخاله‌هایم همگی در کار نمایش تعزیه بودند و به مناسبت‌های مذهبی مختلف در روستا‌های اطراف و شهرستان کاشمر مراسم تعزیه را اجرا می‌کردند، اما مهم‌ترین مجالس تعزیه، تعزیه‌خوانی‌های ماه محرم بود که در طول دوماه محرم و صفر اجرا می‌شد.

پدرم، تعزیه را نزد یکی از بزرگان تعزیه خراسان آموخته بود، تعزیه‌خوانی که به جرم خواندن تعزیه در دوران حکومت رضاشاه تحت تعقیب قرارگرفت و حکومت برای دستگیری‌اش جایزه تعیین کرده بود. با قرارگرفتن در چنین محیطی، من نیز خود‌به‌خود به طرف نمایش تعزیه جذب شدم. در دوران کودکی همراه همیشگی پدر در اجرای مراسم تعزیه بودم، ولی چون کوچک بودم و سواد خواندن و نوشتن نداشتم، پدرم اشعاری را برایم می‌خواند و من همه را حفظ کرده و هنگام تعزیه می‌خواندم.

اولین نقشی که در تعزیه اجرا کردم، تعزیه حضرت رقیه (س) بود. چون سنم خیلی کم بود و نمی‌توانستم رو‌در‌روی تماشاگران قرار بگیرم، صورتم را روبند زدم تا خجالت‌زده و دستپاچه نشوم. متنی را که حفظ کرده بودم، با صدای بلند و رسا خواندم و باسرعت از صحنه تعزیه بیرون آمدم. پدرم با خوشحالی من را بغل کرد. بعد‌از رفتن به مدرسه و باسوادشدن، متن‌ها را روی کاغذی می‌نوشتم و هنگام اجرای تعزیه، تکه‌کاغذ را در گوشه آستینم مخفی می‌کردم و بدون اینکه تماشاگر متوجه شود، آن را می‌خواندم.

برادرم خیلی منقلب شده و اشک تمام صورتش را گرفته بود. آخرین کلمه‌اش را گفت و چشمانش را بست و دیگر باز نکرد

 

بهترین نقشی که اجرا کردم

با بالا‌رفتن سنم، نقش‌های متناسب با سنم را اجرا می‌کردم؛ نقش قاسم‌بن‌الحسن (ع)، پسران مسلم‌بن‌عقیل و عبدا... حسن (ع) از‌جمله نقش‌های اصلی من در سنین نوجوانی بود. در این سن به هنر تعزیه عشق و علاقه خاصی پیدا کرده بودم. برخی از نقش‌های آن دوران فراموش‌نشدنی هستند. یکی از نقش‌هایی که تاثیر روحی و معنوی زیادی روی من گذاشت، اجرای نقش پسران حضرت مسلم‌بن‌عقیل (ع) بود.

این دو بعد‌از مرگ پدرشان، دچار سختی زیادی شده و همیشه تنها و غریب بودند. در تعزیه طفلان مسلم همیشه نقش برادر بزرگ‌تر را اجرا می‌کردم. هر زمان هم که به روی صحنه می‌رفتم، چنان دچار غم و اندوه می‌شدم که با زحمت، جلوی بغض و گریه‌ام را می‌توانستم بگیرم. در یکی از همین اجرا‌ها کار به جایی رسید که نمایش تعزیه متوقف شد و دیگر نتوانستم ادامه بدهم.

 

بــرادرم در آغــوشم جــان داد

 

نذر مجلس تعزیه 

در دوران نوجوانی ما سنت تعزیه، رونق فراوانی داشت و مردم اعتقاد بسیار به آن داشتند؛ تاجایی‌که هر زمان، گرهی در کارشان پیش می‌آمد و دچار مشکلی می‌شدند، به‌سراغ مسئول گروه تعزیه‌خوان می‌رفتند و از او می‌خواستند که فلان تعزیه را اجرا کند؛ مثلا اگر توسلش به حضرت ابوالفضل (ع) بود، گروه تعزیه‌خوان تعزیه حضرت ابوالفضل (ع) را اجرا می‌کردند.

بعداز پایان تعزیه نیز مقداری از پارچه متبرک (پارچه لباس‌های قدیمی تعزیه) به فرد گرفتار داه می‌شد. او نیز با تبرک‌کردن پارچه و بستن پارچه به دست، بازو و سر شخصی که دچار بیماری و کسالت بود، دعا می‌کرد که به‌خاطر نام صاحب تعزیه، خداوند، او را شفا بدهد.

به‌طور معمول نیز گره و مشکل این افراد بر‌طرف می‌شد و همان فرد که مشکلش حل شده بود، پول یا پارچه‌ای را به گروه تعزیه‌خوان اهدا می‌کرد. در یکی از همین اجراها، تعزیه وداع حضرت زینب (س) با حضرت امام حسین (ع) را اجرا می‌کردیم. اسب رم کرد و تعزیه‌خوان را لگد کرد، طوری‌که شکم فرد تعزیه‌خوان بر‌اثر ضربه نعل اسب، پاره و خون جاری شد. در همین زمان پدرم مشتی از خاک میدان تعزیه را روی زخم ریخت و با دستمال سبزی که عمامه امام حسین (ع) بود، شکم تعزیه‌خوان را بست. تعزیه‌خوان چنان اعتقادی به این موضوع داشت که به دکتر نرفت. چند روز بعد که جای زخم را نشان داد، اثری از زخم وجود نداشت.

 

مخالف و موافق‌خوان مجالس تعزیه

نمایش سنتی و مذهبی تعزیه در طول هزار سال‌گذشته، مسیر پرفراز‌ونشیبی را پشت سر گذاشته و در این مدت، قوانین و دستورالعمل مشخصی پیداکرده است. در هنر نمایشی تعزیه دو گروه وجود دارد؛ گروه مخالف‌خوان که همان گروه اشقیا و دشمنان امام حسین (ع) هستند. تعزیه‌خوان‌های گروه‌های مخالف‌خوان به‌ویژه (شمر، عبیدا... بن‌زیاد و...) معمولا دارای صورت‌ها و صدا‌های خشن هستند و لباسشان قرمز است و روی سپر و زره آن‌ها نیز نماد‌های شیاطین و ابلیس نصب شده است؛ البته امروز این نماد‌ها کمتر شده است. گروه موافق‌خوان نقش امام حسین (ع)، خانواده او و یارانش را اجرا می‌کنند. تعزیه‌خوان‌های این گروه دارای صورت‌های زیبا و آرام و صدا‌های ملایم هستند. لباس‌های این گروه تعزیه‌خوان نیز بیشتر سبز است؛ سبز پر رنگ مخصوص لباس امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) است.

چهره و لباس در تاثیر بیشتر و بهتر تعزیه نقش مهمی دارد. چند سال قبل که به‌تازگی گروه تعزیه‌خوان محله را تشکیل داده بودیم، در یکی از اجرا‌های تمرینی تعزیه شهادت امام حسین (ع)، من که مسئول انتخاب بازیگران بودم، احساس کردم ظاهر و چهره فردی که نقش شمر را اجرا می‌کند مناسب نیست.

بعد از اتمام نمایش در مسیر برگشت به خانه، چشمم به فردی افتاد که چهره و صدای خشنی داشت. موضوع را با او مطرح کردم و به او گفتم: ما گروه تعزیه‌ای تشکیل داده، اما هنوز نتوانسته‌ایم اجراکننده نقش شمر را پیدا کنیم. او موافقت کرد و از فردا به‌عنوان تعزیه‌خوان نقش شمر در تمرینات گروه حاضر شد. در اولین اجرایی که داشتیم، وقتی همین فرد با لباس شمر وارد صحنه نمایش شد، تماشاگران چنان تحت تاثیر قرار گرفته بودند که چندین مرتبه شمر را لعن کردند.

 

بــرادرم در آغــوشم جــان داد

 

تشکیل گروه تعزیه‌خوان محله جاهدشهر

از سال‌۱۳۷۵ که در محله جاهدشهر ساکن شدم، تلاش فراوان برای راه‌اندازی گروه تعزیه‌خوان انجام دادم، اما این کار میسر نشد. از‌طرف دیگر، چون بیشتر افراد گروه تعزیه خانوادگی‌ای که داشتیم، در همان روستای زادگاهم ساکن بودند، ارتباط کمتری با آن‌ها داشتم و موقعیت مناسب برای اجرای تعزیه به وجود نیامد.

در این مدت، تحقیقات را روی اشعار، لباس‌ها و الحان تعزیه‌خوانان انجام دادم و از‌این‌طریق با شکل صحیح اجرای تعزیه‌خوانی آشنایی بیشتری پیدا کردم. سرانجام بعد‌از ۱۵ سال دوری از نمایش حرفه‌ای تعزیه، سال‌۱۳۹۱ به این فکر افتادم که برای احیای دوباره سنت تعزیه، گروه تعزیه‌خوانی را در محله جاهدشهر راه‌اندازی کنم. موضوع را با آقای طالبیان، عضو هیئت‌امنای مسجد امام خمینی (ره) در‌میان گذاشتم. او موافقت کرد و گفت: تعزیه‌خوان حرفه‌ای در محله نداریم. باید از ابتدا با تربیت شاگردان، کار را شروع کنیم.

موضوع تشکیل گروه تعزیه‌خوان محله در مسجد امام خمینی (ره) اعلام شد. بعد‌از اطلاع‌رسانی ۶۰‌نفر از اهالی ثبت‌نام کردند. با تست‌های مختلف، چند نفر به‌عنوان برگزیده انتخاب شدند. بعد‌از آن ۳۰ جلسه آموزش تعزیه‌خوانی برای آن‌ها گذاشتیم و سرانجام بعد‌از چند‌ماه تمرین و تکرار، اولین گروه تعزیه‌خوان محله جاهد‌شهر برای اجرای مراسم تعزیه آماده شد.

چند جلسه تعزیه‌خوانی عمومی در مسجد محله برگزار شد و با‌وجود کمبود امکانات، اجرای تعزیه‌های گروه رضایتمند بود. در یکی از این اجرا‌ها که قرار بود تعزیه شهادت حضرت علی اصغر (ع) را اجرا کنیم، پشت‌صحنه وقتی قرار شد من که نقش امام حسین (ع) را اجرا می‌کردم، کودک را بالای سر ببرم و اشعار را بخوانم، کودک خردسال (نقش حضرت علی‌اصغر (ع) ترسیده و گریه و بی‌تابی زیادی می‌کرد.

چند‌دقیقه به اجرای نمایش مانده بود و گریه کودک قطع نمی‌شد، چون نمی‌خواستم کودک بیشتر از این اذیت شود، او را تحویل مادرش دادم. می‌خواستیم به‌جای کودک از یک بالش استفاده کنیم. در این هنگام همسرم با نوه کوچکم که در بغل داشت به پشت‌صحنه آمد و از من خواست نقش علی‌اصغر (ع) را به او بدهم.

نوه‌ام را که در‌حال لبخند‌زدن به من بود، روی دست بردم و نمایش تعزیه را با موفقیت اجرا کردم. نوه دیگرم سینا که ده‌ساله است، نیز علاقه زیادی به اجرای تعزیه دارد و استعداد خوبی از خود نشان داده در اجرای تعزیه‌های فرزندان مسلم، عبدا... حضور فعالی دارد؛ و من از این بابت که آن‌ها ادامه‌دهنده راه من خواهند بود، خیلی خوشحال هستم.

 

شهدای مدافع حرم در ردیف شهدای کربلا

بعد‌از سال‌ها مداحی و تعزیه‌خوانی، فرصتی به وجود آمد تا زائر سفر کربلا باشم. زمانی که با چشمان خودم، میدان جنگ کربلا، تل زینبیه و گودال قتلگاه را دیدم، خدا را شکر کردم. آنجا دیگر احتیاجی به روضه‌خوان  و تعزیه‌خوان نداری؛ بی‌اختیار شروع به گریه می‌کنی.

خیلی دوست داشتم در همان محوطه بین‌الحرمین تعزیه روز عاشورا را برای زائران امام حسین (ع) اجرا کنم، اما اجازه‌گرفتن برای این کار، زمان‌بر و طولانی بود. این آرزو هنوز هم در دلم مانده است. در کربلا که بودم بی‌اختیار به یاد شهدای مدافع حرم افتادم؛ شهدایی که به خاطر دفاع از حریم اهل بیت (ع) و دفاع از عتبات مقدس، جان خود را فدا کردند.

این جان‌فشانی‌ها همه تاثیر عشق به امام حسین (ع) و حریم ولایت است. این عشق را فقط در کربلا می‌توان دید و حس‌کرد. به نظر من شهدای مدافع حرم که جان خود را فدای حریم ولایت و دفاع از حرم حضرت زینب (س) می‌کنند، اجر و مقامشان کمتر از شهدای کربلا نیست و این افتخاری است که نصیب هرکسی نمی‌شود.   

 

سنت نمایشی تعزیه را حفظ کنیم

حتما شما هم این مثل را شنیده‌اید که می‌گویند: شنیدن کی بود مانند دیدن! همه ما در روضه‌ها و مداحی‌های مختلف دهه محرم بار‌ها و بار‌ها ماجرای جنگ و شهادت امام حسین (ع) و یارانش را شنیده‌ایم، اما گاهی آن سوز‌وحالی که باید داشته باشیم، نداریم. بعد می‌گوییم نسل امروز بی‌اعتقاد است! من این نظر را قبول ندارم.

بیشتر هم‌نسلان و حتی افراد نسل‌های قبل‌از من به دفعات، شاهد برگزاری مراسم تعزیه‌خوانی در محلات و کوچه و بازار شهر بوده‌اند و با تصاویر حوادث کربلا آشنا هستند؛ به همین دلیل وقتی مداح روضه می‌خواند، فورا تصویرسازی می‌کند و این تصویرسازی سبب دل‌شکستگی و اندوه بیشتر آن‌ها می‌شود و قطرات اشک از صورتشان جاری می‌شود.

کسی هم که اشک برای امام حسین (ع) بریزد به‌دنبال بی‌دینی و گمراهی نخواهد رفت. از مسئولان مذهبی و فرهنگی می‌خواهم برای زنده‌کردن این سنت حسنه بکوشند و با اجرای مراسم تعزیه در مدارس، مساجد و اماکن عمومی، نسل امروز و جامعه را بیمه کنند.  

 

این گزارش پنج شنبه، ۱۵ مهر ۹۵ در شماره ۱۶۳ شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام