کد خبر: ۲۲۶۵
۲۷ بهمن ۱۴۰۰ - ۰۰:۰۰

پسرِ طبیعت و مترجم حیوانات

ابوالفضل جغتایی ساکن و متولد مشهد (1387) است. او یک فعال محیط زیست، و حوزه علاقه مندی اش حیات وحش است. اطلاعات زیادش چندی پیش پای او را به یک برنامه تلویزیونی باز کرد. به گفته مادرش، بعد از برنامه «شگفت انگیزان»، دنبال کنندگان ابوالفضل در فضای مجازی خیلی زیاد شدند و پیشنهادهای مختلفی برای اجرای مستندهای تلویزیونی به او داده شد.

 هر سؤالی که می پرسیدم، با احساس جواب می داد. ذوق و لبخند و حسرت و بغضش در هم آمیخته بود. ضرباهنگ کلامش یکنواخت نبود. پرهیجان و پرانرژی بود. مادرش قبل از مصاحبه به من گفت: «ابوالفضل موقع صحبت کردن از حیوون ها احساساتی و هیجانی می شه. دیدید این طور شد، کنترلش کنین!» 

می دانستم خانم قدیمی دارد از چه حرف می زند. ویدئوی حضور ابوالفضل جغتایی را در برنامه «شگفت انگیزان» شبکه پویا دیده بودم. احساساتش را کامل بروز می داد. توی صفحه مجازی اش هم همین طور است. انگار آرام و قرار ندارد. یک جا بند نیست. می خواهد کره زمین را نجات دهد، حیات وحش را، محیط زیست را. 

مادرش هراس این را داشت که ابوالفضل از سر دلسوزی برای حیات وحش، انتقادهایی بکند که به کسی بربخورد یا بغضش به گریه بدل شود. راستش من حرف خانم قدیمی را گوش ندادم. ابوالفضل را به حال خودش گذاشتم. این طور شد که در لحظاتی از مصاحبه، من را کامل به دنیای خودش برد. او همین را می خواهد.

 همه تلاشش این است که مردم را پشت پنجره نگاه دوازده سالگی اش بکشاند. موقع گوش کردن فایل صوتی گفت وگو، بارها افسوس خوردم که چرا صدا همراه متن منتقل نمی شود. با این حال، همه تلاشم را کردم که کلام ابوالفضل را همان طور که به زبان آورده بود بنویسم و تاحد امکان دخالتی در آن نداشته باشم. برای همین است که این گفت وگو به زبان محاوره تنظیم شده است.

ابوالفضل جغتایی ساکن و متولد مشهد (1387) است. او یک فعال محیط زیست، و حوزه علاقه مندی اش حیات وحش است. اطلاعات زیادش چندی پیش پای او را به یک برنامه تلویزیونی باز کرد. به گفته مادرش، بعد از برنامه «شگفت انگیزان»، دنبال کنندگان ابوالفضل در فضای مجازی خیلی زیاد شدند و پیشنهادهای مختلفی برای اجرای مستندهای تلویزیونی به او داده شد.

 برخی ها این نوجوان ایرانی را با گرتا تونبرگ سوئدی مقایسه کرده و ابوالفضل را در جایگاه بالاتری قرار داده اند، هرچند خود ابوالفضل از این مقایسه ها خوشش نمی آید. گوشه ای از شیفتگی این نوجوان به حیات وحش در گفت وگوی پیش رو نمایان شده است.

 

ابوالفضل، بذار از برنامه «شگفت انگیزان» شروع کنیم. قبل از اینکه به این برنامه بری، کسی تو رو نمی شناخت، ولی بعدش ویدئوهای برنامه ت پخش شد و خیلی ها تو رو شناختن. چطور شد که به شبکه پویا دعوت شدی؟

راستش مسئولان برنامه «شگفت انگیزان» با یک استاد حیات وحش صحبت کرده بودن و گفته بودن بچه ای می شناسین که درباره حیات وحش اطلاعات داشته باشه یا محیط زیستی باشه، و ایشون من رو معرفی کرده بودن. از این برنامه چند بار تماس گرفتن و کلی از من سؤال پرسیدن و گفتن بیاین برای ضبط. بعد از مدت نسبتا طولانی هم برنامه پخش شد.


الان هنوز دوازده ساله ای و درباره حیات وحش کلی اطلاعات داری. از چندسالگی به این حوزه علاقه مند شدی و چطور شد که واردش شدی؟

من حدودا پنج ساله بودم که کارتن «شِرِک» رو دیدم. توی کارتن شرک یک اژدهای جالبی هست که وقتی اون رو دیدم خیلی خوشم اومد. بعد رفتم دنبالش. چند تا اسباب بازی اژدها هم خریدم. بعدش با دایناسورها آشنا شدم و دیدم که چقدر دنیای جالبی دارن. رفتم دنبال اینکه درباره شون اطلاعات کسب کنم، بدونم محل زندگی شون کجاست، چی می خورن، طولشون چقدره.

هروقت کسی می خواست من رو اذیت کنه، می گفت دایناسورها مردن ها! من می زدم زیر گریه و خیلی ناراحت می شدم

 خیلی هم حساس بودم روی دایناسورها. هروقت کسی می خواست من رو اذیت کنه، می گفت دایناسورها مردن ها! من می زدم زیر گریه و خیلی ناراحت می شدم. بعد می گفتم نمردن، نسلشون منقرض شده. لابه لای مطالعاتم درباره بقیه حیوانات هم مطلب بود. گفتم بیام درباره حیوانات زنده تحقیق کنم. 

بعد دیدم چقدر دنیای متنوعی دارن و خیلی هم هیجانش بیشتره که شما بری یک کرگدن رو از نزدیک ببینی و بتونی ازش عکس بگیری تا اینکه بری فسیل های دایناسورها رو از زیر خاک بیاری بیرون. بعد کلی کتاب خوندم. از موقعی هم که پیجم رو زدم، اتفاقات بهتری برام افتاد.


بعد از برنامه «شگفت انگیزان» به تعداد دنبال کنندگان صفحه ت خیلی اضافه شد. بازخورد منفی هم داشتی؟ مثلا با بعضی حرفات مخالفت کنند؟

من هیچ بازخورد منفی ای ندیدم. حالا ممکنه بوده باشه و من خبر نداشته باشم. اما بازخوردهای مثبت اون قدر زیاد بودن که خیلی هاش رو نمی تونستیم جواب بدیم. اون قدر مردم لطف داشتن، با خودم می گم خدایا، مردم چقدر من رو دوست دارن! چقدر خوبه که این قدر به محیط زیست اهمیت می دن و از کسایی مثل من حمایت می کنن.


به نظرم، یکی از دلایلش این بود که خیلی صمیمی و پرانرژی حرف زدی. حرفات طوری بود که به دل مخاطب می نشست. بچه هایی که به هر دلیلی رسانه ای می شن معمولا ادای بزرگ ترها رو درمی آرن، ولی تو این طور نیستی. تو خودت هستی.

الان شما گفتید «بچه ها» من یک چیزی یادم افتاد. خیلی از بچه ها هستن که به حیات وحش علاقه دارن و ناگاه بیراهه می رن. مثلا من خودم جدای اینکه به طبیعت و حیات وحش این همه علاقه دارم، برای اوقات فراغت خیلی تفنگ ها رو دوست دارم و کسی که مثل من هم تفنگ رو دوست داره و هم حیات وحش رو، می گه خب چه راهی بهتر از شکار، ولی این اشتباهه.

 خیلی از بچه ها نمی دونن سازمانی هست به اسم سازمان محیط زیست، کسی هست به اسم محیط بان، و همه فکر می کنن کارِ در ارتباط با طبیعت یعنی شکارچی.


بحث شکارچی رو مطرح کردی. نظرت رو درباره شکار قانونی می پرسم. شکار غیرقانونی که تکلیفش معلومه. با توجه به وضعیت گونه های جانوری در کشور خودمون، نظرت رو بگو.

من صددرصد با این قضیه مخالفم. چرا شکار کنیم؟ خدارو شکر جمعیت خیلی زیادی از کل و بز در کشورمون داریم یا قوچ و میش. خب، چرا جمعیت این ها رو افزایش ندیم که توریست ها بیان ببینن؟ مثلا شاید یک آمریکایی لَه لَه بزنه که بیاد فقط 20 دقیقه یک قوچ اوریال رو ببینه. من چند جا خوندم که بزرگ ترین تفریح توریستی جهان دیدن حیات وحش آفریقا شده.

 خب، وقتی ما این قدر کشورمون متنوعه، چرا از این تورها نداشته باشیم؟ ما در شمالمون جنگل هایی داریم که از زمان دایناسورها باقی مونده ن. خب، کجای دنیا این قدر از حیات وحششون بد استفاده می کنن؟ ما هم الان باید حیات وحشمون رو ببریم سراغ توریستی شدن، نه اینکه از بین ببریمشون. این کار جدا از بحث علمی، از لحاظ اخلاقی و شرعی هم خوب نیست. 

ما هم الان باید حیات وحشمون رو ببریم سراغ توریستی شدن، نه اینکه از بین ببریمشون. این کار جدا از بحث علمی، از لحاظ اخلاقی و شرعی هم خوب نیست

تو قرآن هم اومده که هیچ حیوونی رو بی دلیل نکشین، و این کار برای تفریح، گناهه. از لحاظ اخلاقی، گرفتن جون اون حیوون درست نیست. کلی تلاش کرده داره زندگی می کنه. زن داره. بچه داره. خانواده داره. دوست داره زنده بمونه. 

معادل شکارچی قانونی توی زندگی ما این می شه که به یک نفر بگن بیا یک مقدار پول بده و ما هم به تو مجوز می دیم برو آدم های مسن شهر رو بگیر بکش. خب، اگه این کارو بکنیم، به ما قاتل زنجیره ای می گن! چه فرقی داره حالا قانونی و غیرقانونی؟ غیرقانونی بده. یعنی افتضاحه. قانونی انگار انتخاب بین بد و بدتره.


توی پیجت گفته بودی ایران یکی از شگفت انگیزترین نقاط کره زمینه. دلایلت برای این حرف چیه؟ به همین بهانه، درباره حیات وحش ایران هم کمی صحبت کن. مشخصه اطلاعاتت فقط محدود به اینجا نیست.

ایران خیلی جای عالی ای قرارگرفته. خاورمیانه بهشت حیات وحشه. من خاورمیانه رو با آفریقا مقایسه می کنم، این قدر که حیات وحشش متنوعه، و ایران قلب خاورمیانه است. جنگل های هیرکانی مون انگار اروپای ایرانه که از سمت آذربایجان شروع می شه. این مناطق کلی گونه متنوع داره مثل مرال، شوکا، سیاه گوش. من به جنگل های خوزستان می گم آفریقای ایران. 

در مناطق آفریقای ایران، مثل خوزستان، می شه به گوزن زرد ایرانی و شیر ایرانی اشاره کرد که متأسفانه شیر ایرانی در ایران منقرض شده. بخش آسیایی ایران هم که می شه شرق و جنوب شرق کشور. در مناطق استپی آسیایی ایران می شه از یوز و آهو نام برد. من به سیستان و بلوچستان و هرمزگان و مرز پاکستان می گم هند کوچک ایران. 

از حیوانات بخش بلوچی ایران می شه به سنجاب بلوچی و خرس بلوچی اشاره کرد. جنگل های زاگرسمون هم زیستگاه غنی خرس و سنجاب ایرانیه. کجای جهان این قدر حیات وحش متنوعی دارن و توریست این قدر کم می آد؟ بیابون های ایران شاه روباه رو داره.

 خیلی از کشورهای جهان شاه روباه رو ندارن. ایران گونه های خاصی رو داره که فقط اینجا یافت می شن، مثل زاغ بور. از زاغ بور می تونیم به عنوان یک گنج توریستی نام ببریم چون فقط توی ایرانه و پرنده جالبی هست و می تونه هزاران هزار توریست رو جذب کنه. پس چرا از این امکانات فوق العاده برای توریست استفاده نشه؟


تو پارک ملی گلستان هم زیاد می ری. چه طوریه که گذرت به اونجا زیاد می افته؟

مامان و بابام از کرمانج های استان گلستان هستن و ما اون مسیر رو زیاد می ریم و می آیم . پارک ملی گلستان به نظرم یکی از بهترین مناطق جهانه، اون قدر که حیات وحش متنوع داره.


حیات وحش کجاها رو رفتی و کجاها رو دوست داری بری؟

پارک ملی گلستان و پارک ملی توران رو رفته م، ولی خیلی دوست دارم جاهایی مثل پارک ملی تندوره در درگز و منطقه دز و کرخه توی خوزستان و منطقه موته در اصفهان رو برم. البته مهم تر از همه نایبندان طبس در خراسان جنوبیه به خصوص که بیشترین جمعیت کفتار رو داره. با خودم عهد کرده م در چند سال آینده نایبندان رو برم.


تا اینجا چندبار به کفتار اشاره کردی و به هر حال، آدم رو کنجکاو می کنی ازت بپرسه این علاقه ت به کفتار به چه دلیلیه، چون کفتار بین مردم حیوون منفوریه و دوستش ندارن.

من پنج شش سالگی توی برچسب هایی که روی دفترها و کتاب ها می زدن کفتار رو دیدم. گفتم وای! این چقدر خوشگله! به مامانم نشون دادم. مامانم تعجب کرد. بعد رفتم دنبالش و بیشتر شناختمش. کفتار این قدر موجود مظلومیه، و چرا همه تصورها ازش بده؟ الان 90 درصد مردم می گن کفتار حیوون بدیه، کثیفه.

تفاقا کفتار هم مظلومه، هم نازه. شاید یک آدم توی زندگیش حتی یک بار هم کفتار نبینه ولی فکر می کنه چقدر موجود ترسناکیه

 اتفاقا کفتار هم مظلومه، هم نازه. شاید یک آدم توی زندگیش حتی یک بار هم کفتار نبینه ولی فکر می کنه چقدر موجود ترسناکیه و آدم رو می خوره! اتفاقا خیلی هم ترسو هستش. خجالتیه و آدم رو ببینه فرار می کنه. فقط سراغ لاشه ها می ره و اون ها رو می خوره. طفلک کفتار! کی به یال کفتار می نازه؟ کی به چشم های معصوم کفتار می نازه؟

 کی مثلا می گه کفتار آرواره قدرتمندی داره؟ کی مثل شیر و ببر از قدرت کفتار می گه؟ کی از هوش فوق العاده بالای کفتارها می گه؟ این اشتباهی بوده که تبدیل شده به ذهنیت بد. می گن کفتار حیوون بد و ترسوییه. البته ترسو هست ولی نه اینکه براش خفت و خواری داشته باشه.


به جز کفتار، دیگه به چه حیواناتی علاقه داری؟

من علاقه ام بیشتر بین مهره دارانه. بی مهره ها رو هم خیلی دوست دارم مخصوصا که عکاسی از اون ها راحته، ولی به نظرم مهره داران جالب ترن. بین مهره داران، پستانداران رو دوست دارم و بین پستانداران، راسته پستانداران گوشت خوار رو. 

توی خانواده ها هم سگ سانان واقعا خیلی خانواده جالبی ان، مخصوصا شغال. شغال دومین حیوون مورد علاقه من توی ایرانه. توی جهان هم پلنگ ابری و پلنگ برفی توی خانواده گربه سانان رو خیلی دوست دارم و مارگای، فوسا، جِنِت و گربه زَباد.


درباره حیات وحش خراسان به صورت تخصصی مطالعه داشتی؟

شاید توی ایران یکی از بهترین منطقه ها برای دیدن حیوانات، خراسان باشه. خراسان یک استان تقریبا استپی و خشکه که حیواناتی مثل آهو اونجا جمعیت فراوانی دارن. آهو نماد تنوع زیستی استان خراسان رضویه، و افعی شاخ دار نماد تنوع زیستی خراسان جنوبی، و قوچ اوریال نماد تنوع زیستی خراسان شمالیه.

 کل و بز هم یکی دیگه از حیوانات خراسانه. پلنگ توی استان خراسان رضوی مخصوصا پارک ملی تندوره جمعیت خیلی بالایی داره. مارهای خراسان زیادن و کفتار و گور ایرانی. خراسان خیلی حیات ‎وحش متنوع و فوق العاده ای داره و مناطق حفاظت شده زیادی داره که معروف ترین هاش تندوره، میان دشت و نایبندان طبس هستن.


نظرت درباره غذا دادن دستی به حیوانات چیه؟ این موضوع مخالفان و موافقان خودش رو داره. مخالفان معتقدن ما با غذا دادن، چرخه زندگی اون ها رو دست کاری می کنیم.

غذادادن به حیوانات اهلی مثل سگ و گربه باعث می شه که جمعیت این حیوانات دائم بیشتر و بیشتر بشه. خب، این حیوانات عوامل تهدیدکننده زیست محیطی هم هستند. ممکنه هاری رو انتشار بدن. توی جاده پارک ملی گلستان که می ری خیلی ها هستن که دارن به گرازها نون می دن. این اشتباهه. خیلی خوبه که مردم با حیوانات مهربونن، ولی این اشتباهه محضه.

 چرا؟ چون گراز برای پیداکردن غذا زمین رو شخم می زنه و باعث می شه که رشد گیاهان خوب بشن. خب، وقتی از دست توریست ها نون می خوره، دیگه زمین رو شخم نمی زنه. ضمن این که اینطوری جمعیت گرازها میان لب جاده و ممکنه تلفات جاده ای بدن یا ما مریضی ای داشته باشیم که برای خودمون خطری نداشته باشه ولی برای گراز کشنده باشه و اون رو انتقال بدیم.

توی جاده پارک ملی گلستان که می ری خیلی ها هستن که دارن به گرازها نون می دن. این اشتباهه. خیلی خوبه که مردم با حیوانات مهربونن، ولی این اشتباهه محضه


درباره باغ وحش هم صحبت کنیم. به نظر تو ایجاد باغ وحش با شرط استاندارد بودن، می تونه جای خوبی برای پرورش و نگهداری حیوون‎ها باشه؟

معادل باغ وحش اینه که شما رو از خانواده تون جدا کنن، بندازن تو قفس و خونه تون عوض بشه. خب، آدم چه حسی پیدا می کنه؟ خیلی بده. البته تکثیر در اسارت کار خوبیه و باعث می شه جمعیت حیوانات بیشتر بشه ولی نه در جایی مثل باغ وحش. باغ وحش کلا به نظر من باید منحل بشه. یک جایی مثل سافاری پارک یا همون پارک وحش خیلی جای خوبیه. 

پارک وحش یک منطقه خیلی بزرگیه که توریست می آد اونجا و راحت تر می تونه حیوون رو ببینه. مثلا برای سیاه گوش و بقیه حیوانات جنگلی می آن جنگل می کارن. اونجا خیلی محیطش طبیعی تر و بهتره و حیوانات هم آزادن و می تونن زندگی شادی رو داشته باشن. 

مثلا توی دشت ناز مازندران یک جایی هست که اونجا گوزن زرد پرورش می دن. کلا یک منطقه حفاظت شده بزرگه که دورش رو بسته ن تا گوزن های زرد اونجا زیاد و زیادتر بشن و توی زیستگاه های اصلی شون رهاسازی بشن. گونه های جانوری دیگه ای هم اونجا هست، مثلا انواع پرندگان مختلف.


کتاب هایی که می خونی صرفا در حوزه حیات وحشه؟ یک جایی در پیجت وقتی از حیات وحش آفریقا حرف زده بودی، گفته بودی به آداب و رسوم مردم آفریقا علاقه داری. درباره اون ها هم مطالعه می کنی؟

همه علاقه های من وصل می شه به حیوانات. تعریف از خود نباشه ولی جغرافیام واقعا خوبه و این باز وصل می شه به حیوانات. مثلا وقتی می گن این ببر هنده، می فهمم کدوم منطقه است. مناطق حفاظت شده کشورهای دیگه رو هم یاد گرفته م و می دونم کجا قرار گرفته ن. به تاریخ هم زیاد علاقه مندم و به سنت های دیرینه مردم. به بازی های کامپیوتری هم علاقه دارم.


به فوتبال هم فکر کنم علاقه داری.

قبلا بیشتر، ولی علاقه‌ام هر روز داره کمتر می شه.


به ساخت مستند و به نقاشی هم. نقاشی هات رو دیده م. البته نقاشی هم که می کشی، باز تصویر حیواناته.

مستند هم که بسازم باز درباره حیواناته.


خب ملغمه این ها چی می شه؟ در آینده می خوای چه کاره بشی؟

من می خوام ان شاءالله در آینده جانورشناس حرفه ای بشم و در کنارش عکاسی حیات وحش بکنم. درباره حیات وحش کتاب بنویسم و مستند سازی هم بکنم.


ویدئوهای آموزشی ای که می سازی خلاقانه و دیدنیه، چون چاشنی طنز داره و گاهی شیطنت هم می کنی، پشت صحنه هم می ذاری. این خلاقیت ها از خودته یا از مادرت که پشت دوربینه؟

من واقعا هرچی دارم از مامانم دارم. مامانم از بچگی برای من کتاب می خوند. حتی موقعی که مدرسه می رفتم و خونه نبودم برای من مستند ضبط می کرد. اگر مامانم نبود، شاید هیچ کاری نمی تونستم بکنم. خیلی از ایده های پست هام و استوری هام مال مامانمه. البته اطلاعاتش مال خودمه. مامانم واقعا وقتش رو گذاشته که من رو بزرگ بکنه و به من یاد بده که چه کار بکنم.


دوست داری با مسئول خاصی دیدار کنی؟

با رئیس اداره محیط زیست و کسی که مسئول بخش شکاره.


احتمالا می خوای به شکار قانونی اعتراض کنی.
بله.


من دیگه سؤالی ندارم. اگه خودت صحبتی داری، برای ما بگو.

خیلی ها می گن حفاظت از محیط زیست و حیات وحش سوسول بازیه، ادابازیه. می خوان باکلاس بازی دربیارن. نه، این طور نیست. خیلی کار معمولی و ساده ایه. از اینکه شما آشغالت رو توی سطل آشغال بندازی شروع می شه تا اینکه حیوانات رو اذیت نکنی.

 از خودمون شروع کنیم و همین طوری خیلی راحت آداب شهروندی و آداب محیط زیستی رو رعایت کنیم. خیلی ها می آن روی درخت ها یادگاری می نویسن. این ها کارهای غیراخلاقیه و واقعا باید تمومش کرد. برای همینه که می گن این قرن 1400 آخرین قرن کره زمینه، ولی من این رو قبول ندارم.


تو اعتقاد داری که می تونیم دنیا رو نجات بدیم. این حرف رو ازت خوندم.

بله، نجات دنیا خیلی راحته. فقط باید آشغالمون رو از روی زمین برداریم. به همین راحتی! از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنیم و خیلی کارهایی که همه جا می خونیم و می گیم ولش کن بابا!

ممنون از تو که نجات دهنده دنیا هستی.


 

مادر ابوالفضل جغتایی می گوید شهرهای دیگر بیش از مشهد به فعالیت پسرش توجه نشان داده اند

از بی تفاوتی آموزش و پرورش دلگیرم

 

 زهره قدیمی، مادر ابوالفضل جغتایی، خودش یک علاقه مند محیط زیست است. می گوید از بچگی صرفه جو بوده است. برای نمونه، روی مصرف برق حساس بوده. اگر شیر آبی چکه می کرده، نمی توانسته است بی خیال از کنارش بگذرد. اما از وقتی برای ابوالفضل توی فضای مجازی صفحه باز کرده اند، توانسته است اطلاعات محیط زیستی اش را خیلی افزایش دهد. 

صفحاتی را که دراین باره مطلب می نویسند مطالعه می کند. خودش می گوید: «توی خانه، زباله ها را تفکیک، و تا حد امکان خشک می کنم که به صورت تر وارد طبیعت نشود چون برای محیط زیست فاجعه می شود. حتی توی خانه کمپوست درست می کنیم و برای گلدان ها از همان استفاده می کنیم.»

او معتقد است باید تا حد امکان، کالای کمتری تقاضا کرد تا تولید کمتری صورت بگیرد زیرا در مسیر تولید کالا، زباله هم تولید می شود: «با افتخار می گویم که من لباس هایم را رفو می کنم و دلیلش، هم صرفه جویی اقتصادی است هم آسیب کمتر به محیط زیست. به اطرافیانم هم توصیه می کنم اگر نیاز ندارند، کمتر لباس نو بخرند.»

یکی از علاقه مندی های خود ابوالفضل هم بازی های کامپیوتری است اما همه این ها باید مرز مشخصی داشته باشند و کتاب هم در کنارش باشد

زهره قدیمی درباره اینکه ابوالفضل چطور فعال حوزه حیات وحش شد می گوید: «خیلی از پدرومادرها این سؤال را از ما می پرسند. من از زمانی که هنوز بچه نداشتیم و کتاب فروشی می رفتم، برای فرزند آینده ام کتاب می خریدم و از وقتی هنوز ابوالفضل سواد نداشت، برایش کتاب می خواندم. گاهی بچه هایی را می بینم که ساعت ها توی خیابان رها هستند.

 من با بازی موافقم اما باید حد و حدود مشخصی داشته باشد. یا بعضی بچه ها هستند که سرشان مدام توی گوشی و بازی های کامپیوتری است. یکی از علاقه مندی های خود ابوالفضل هم بازی های کامپیوتری است اما همه این ها باید مرز مشخصی داشته باشند و کتاب هم در کنارش باشد.»

قدیمی می گوید دنبال این نبوده است که استعداد پسرش را کشف کند. ابوالفضل علاقه اش را به حیات وحش نشان داده و او سعی کرده است این استعداد را پرورش دهد: «وقتی اولین بار اژدهای شِرِک را دید، خیلی خوشش آمد.

 به زحمت 2 تا فیگور اژدها برایش پیدا کردم. بعد برایش هم کتاب خریدم و هم از کتابخانه امانت گرفتم. الان به قول خودش اطلاعاتش فقط محدود به حیات وحش نیست. چون کتاب زیاد خوانده، در زمینه های بسیاری اطلاعات به دست آورده است.»

مدرک تحصیلی زهره قدیمی کارشناسی ادبیات است و خانه داری می کند. همسرش، اسماعیل جغتایی، نیز دیپلم دارد و کارگر است. پدر ابوالفضل به دلیل دغدغه های کاری، کمتر می تواند ابوالفضل را در مسیر علاقه اش همراهی کند. برای همین است که ابوالفضل می گوید: «بابا رفیق خوبیه. مامان مشاور خوبیه.»

اگر قرار باشد ابوالفضل به سفر طولانی مدت برود، با مادرش همراه می شود اما همپای او در مسیرهای کوتاه، پدرش است. برخلاف تصور خیلی ها زندگی ساده ای دارند و هزینه های آن چنانی هم نکرده اند که ابوالفضل به اینجا برسد. خود قدیمی می گوید: «کتاب های قیمت پایین را برای ابوالفضل می خریدیم ولی گاهی او کتابی را نشان می کرد که قیمتش بالا بود و چند ماه ممکن بود طول بکشد تا بتوانیم آن را بخریم. 

وقتی تولد ابوالفضل بود، خانواده من و همسرم می پرسیدند: «برای ابوالفضل چه هدیه ای بخریم؟» ابوالفضل می گفت: «اگر ناراحت نمی شوید، پولش را بدهید که کتاب بخرم.» و این طوری به کتاب دلخواهش می رسید. یادم هست یک دوره ای در 3 تا کتابخانه هم زمان عضو بودم. یکی از آن ها دور بود. مسیرمان اتوبوس خور نبود. 

ابوالفضل بابت حیات وحش و عشقی که داشته خیلی گریه کرده، تحقیر شده، توهین شده، ذوق کرده. زندگی با ابوالفضل خیلی جالب است

با ابوالفضل پیاده می رفتیم. تابستان بود. توی راه برگشتن، کلی کتاب بار می زدیم و با بار سنگین، 40 دقیقه توی گرما پیاده روی می کردیم تا ابوالفضل به هدفش برسد. ولی خوشحالم و خدا را شکر می کنم که کارهایمان نتیجه داد. ابوالفضل بابت حیات وحش و عشقی که داشته خیلی گریه کرده، تحقیر شده، توهین شده، ذوق کرده. زندگی با ابوالفضل خیلی جالب است، چون اشک و لبخندش کنار هم است.»

تا به حال نهادهای دولتی و غیردولتی زیادی به ابوالفضل پیشنهادهای مختلف همکاری داده اند. پدر و مادرش در حال ارزیابی پیشنهادها هستند. زهره قدیمی می گوید: «دوست داریم در وهله اول حمایت دولت را بگیریم اما اگر عملی نشود، به پیشنهادهای خصوصی فکر می کنیم.»

او انتقادی هم از نهادهای دولتی مشهد دارد: «فقط اداره محیط زیست خراسان به سراغ ابوالفضل آمده. من از اداره آموزش و پرورش مشهد خیلی دلگیر شدم و برایم دردناک بود که سراغی از ابوالفضل نگرفتند. شهرداری و صداوسیمای خراسان هم تاکنون توجهی نکرده اند. این درحالی است که ما تشویق ها و حمایت های زیادی از شهرهای دیگر داشتیم و حتی از سوی هم وطنان خارج از کشور به ابوالفضل ابراز محبت زیادی شد.»

ارسال نظر
آوا و نمــــــای شهر
03:44