سیده فاطمه محمدی گردآورنده کتاب «محله رضاییه» است
منطقه ۵ وضعیت خاصی دارد، اینطور نیست که مطلب یا سوژه خبر و گزارش کم باشد مثلا اگر بخواهیم درباره مشکلات و کمبودها صحبت کنیم هیچ موقع کم نمیآوریم ولی بعد از آن متهم به سیاهنمایی یا درشتنمایی میشویم. در مورد تواناییها و موفقیتهای منطقه، اما اوضاع فرق میکند، با اینکه از این دست سوژهها هم کم نداریم ولی باید دربهدر دنبالشان بگردیم، عدهای فروتن هستند و خودشان را مناسب گفتوگو نمیدانند، عدهای کار نیکشان را مخفی میکنند، و عدهای دیگر از جهان پیرامونشان بریدهاند. هفته گذشته نگاهم به تقویم روی میز افتاد بین مناسبتها و بزرگداشتهای هفته پیش رو نگاهم به عنوان روز قلم افتاد.
چشمانم سیاهی رفت آخر کسی که مدتی در این منطقه مشغول باشد میداند اوضاع از چه قرار است. سطح مطالعه و سواد در این منطقه در عین حال که کم میباشد زیاد هم هست چه بسیار نویسندگان و هنرمندانی که محل تولد و بزرگشدنشان اینجا بوده است ولی انکار میکنند. همین محله رضاییه و حسینآباد خودمان رتبه دو رقمی کارشناسی ارشد فلسفه و ادبیات دارد، نویسنده و بازیگر تئاتر، فیلمنامهنویس و برنده جایزه ادبی دارد ولی خب حالا برای خودشان کسی شدهاند و از تقیآباد به پایین را خوب بلد نیستند.
از ابتدای هفته گذشته منطقه را به دنبال فردی دست به قلم و اهل کتاب جستوجو کردم. با سه خانم نویسنده ساکن مهرآباد، سه خانم نویسنده ساکن رضاییه و حسینآباد، دو شاعر و یک نویسنده در گلشهر و چندین محفل ادبی و شاعرانه منطقه صحبت کردم هر یک به بهانهای حاضر به گفتوگو نشدند؛ و جمعه در درماندگی کامل، رد و نشانی از نویسنده «کتاب محله رضاییه» پیدا کردم. خانم سیده فاطمه محمدی نویسنده و گردآورنده این مجموعه و ساکن محله رضاییه مشهد است.
در جستوجوی علم
سیده فاطمه در ۱۸ سالگی ازدواج میکند. متولد سال ۵۴است و دو فرزند پسر دارد، که ۱۵و ۲۱ساله هستند، آقای غلامی همسرش کارمند جهاد کشاورزی است. سیده فاطمه با لبخندی میگوید: «تمام این سالها همسرم جور مرا کشیده و در تمام مراحل تحصیل یار و یاورم بوده است و اول مرا بزرگ کرده است بعد هم بچهها. سالهای زیادی مشغول مطالعه و یادگیری بودم و تمام این سالها همسرم مسئولیت زندگی را به عهده داشته است.» در دو رشته کارشناسی علوم حوزوی و معارف اسلامی تحصیل کرده است.
علاوه بر این چهار سال مشغول یادگیری فیلمنامهنویسی در دانشگاه هنرهای انقلاب تهران بوده است. اصالتا کرمانشاهی است و از جمله افرادی است که در دوره جنگ به مشهد مهاجرت میکنند. ولی همسرش مشهدی و متولد محلههای اطراف حرم است.
خون نویسندگی
از سیده فاطمه میپرسم که نویسندگی را از چه زمانی آغاز کردهای با لبخندی میگوید: «از زمانی که یادم میآید، مینوشتم در دوران راهنمایی انشای تمام بچههای کلاس را من مینوشتم حتی فراموش میکردم برای خودم بنویسم چندباری پیش آمد که مجبور شدم از روی برگه سفید و بداهه انشا بخوانم و زمانی که معلم میخواست نمره بدهد دستم رو میشد. بعدها در دوران دبیرستان دبیر ادبیاتی داشتیم که امیدوارم هر جا هست زنده و سلامت باشد، ایشان دستنوشتههای خوب بچهها را با هزینه خودش به مجلهها و روزنامهها میداد و آنها را چاپ میکرد؛ و این خودش مشوق فوقالعادهای برای ما بود.
خاطرم هست برای زلزله رودبار و منجیل متنی نوشتم که خیلی خوب بود دبیر ادبیاتمان باور نمیکرد که این متن را بدون اینکه عزیزی را در آن حادثه از دست داده باشم نوشتهام. متن را به روزنامه خراسان برد و آنجا چاپ شد. بعد از آن زمان هم به صورت حرفهای نویسندگی را دنبال کردم. دورههایی برای بسیجیان در سراسر کشور برگزار شد این دورهها در رشتههای نویسندگی و کارگردانی بود.۱۵۰۰نفر داوطلب از سراسرکشور درآزمون شرکت کردند.
آزمون به صورت کتبی و شفاهی در تهران و مشهد برگزار میشد. در مرحله اول ۵۰۰نفر از این تعداد بعد از آزمون پذیرفته شدند. چند ترم دورههای تخصصی آموزشی را گذراندیم و درنهایت ۴۰نفر در رشته فیلمنامهنویسی و ۲۰نفر در رشته کارگردانی موفق به اتمام دوره شدند.»
کتاب محله
«دورهای که بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس میرفتم استادی داشتم به نام آقای سیدعلیرضا مهرداد، ایشان از نویسندههای خوب مشهد هستند. آقای مهرداد به من گفتند سازمان فرهنگی شهرداری طرحی را در دست اقدام دارد به نام «کتاب محله» گفتند به سازمان فرهنگی برو و تقاضای همکاری با طرح را بده. به سازمان فرهنگی در میدان امام حسین (ع) رفتم و صحبت کردم. گفتند به محله بروید و افراد قدیمی محله را که برای آبادانی آن تلاش کردهاند پیدا کنید و با آنها گفتوگو داشته باشید.
به همراه همکارانم سراغ چند محله رفتیم، در آن محلهها گفتوگوهای زیادی با قدیمیترها کردیم و در پایان هر گفتوگو نام شخص مصاحبه شونده را آوردیم. نتیجه این گفتوگوها منبع مناسبی از تاریخ شفاهی محلات شد. این اطلاعات را طی چند مرحله غربال کردیم، صحبتهای تکراری، شخصی یا بیربط به محله بود حذف شد. درنهایت اطلاعات فهرستبندی و با مقدمه مناسب همراه شد. کتابهای کامل شده را به سازمان فرهنگی دادیم، کمی اصلاحیه خورد ولی در حد همان اصلاحات ویراستاری.»
دقت و ظرافت مخصوص رضاییه
«۱۵۰محله برای این طرح شناسایی شده بود، حداقل ۲۰۰نفر برای گردآوری این کتابها زحمت کشیدهاند که شامل مصاحبهکننده و تدوینگر میشود ولی مسئولان وقت به دلایل ناگفته کتابها را چاپ نکردند. مجموعه گردآوری شده در طرح «کتاب محله» آداب و رسوم و فرهنگ محله، بازیها و برگزاری مجالس بومی و محلی، شرایط بحبوحه انقلاب و جنگ را شامل میشد. بازه زمانی کتابها از قبل انقلاب تا هم اکنون بود. کار با دقت تمام ولی کمی با عجله بود اگر زمان مناسبی در اختیارمان میگذاشتند کار از این هم بهتر میشد.
شروع پروژه ما زمستان سال ۹۵بود، گروه ما اولین نبود ولی در ابتدای شروع طرح کار خود را آغاز کردیم. در مورد کتاب محله رضاییه کار را از ابتدای ماه مبارک رمضان سال گذشته شروع کردیم. دوماه زمان صرف جمعآوری اطلاعات و انجام مصاحبهها شد. بعد از آن نوبت کار من شد، دو هفته هر روز ۱۲ساعت صرف پیادهسازی مصاحبه کردم. دائم به ما میگفتند که زمان نیست و باید کار را تحویل بدهید، کاش زمان بیشتری در اختیارمان قرار میگرفت. آقای دکتر بافندگان پیمانکار این طرح به ما تأکید میکرد که کتاب «محلهرضاییه» را با دقت و ظرافت بیشتری جمعآوری کنید.»
وجه تسمیه رضاییه
«قبل از انجام این طرح آشنایی با محله رضاییه نداشتم ولی در حین پیادهسازی مصاحبهها به آنجا علاقهمند شدم. افراد و مکانهای جذابی در آنجا وجود دارد. محلهای است در سمت پایین خیابان مشهد. بر طبق اطلاعاتی که از مصاحبهها استخراج شده بولوار وحدت بیرون از محدوده شهری بوده است. حتی در نزدیکی آنجا قبرستانی هم وجود داشته که محل تدفین اجساد از اقوام مختلف بوده است. رفتهرفته این قبرستان تبدیل به فضای سبز و پارک میشود. محله رضاییه با دو محله دیگر همسایه است.
تصور میکنم نام این محله به سبب نزدیکی به حرم مطهر رضاییه نام گرفته است
این محلهها به نام حسینآباد قاینیها و حسینآباد کرمانیها شناخته میشود. محمدی درباره وجه تسمیه رضاییه میگوید: «تصور میکنم نام این محله به سبب نزدیکی به حرم مطهر رضاییه نام گرفته است، تعداد ساکنان این محله چیزی حدود ۵۰۰تا ۶۰۰خانوار است. علت اینکه این محله بیش از این رشد نکرده است میتواند این باشد که از لحاظ جغرافیایی بین خط راهآهن، پارک و بولوار وحدت محدود شده است.»
تاریخچه محله
محمدی تأکید میکند اطلاعاتش در مورد محله رضاییه مبنی بر گفتوگو با اهالی است در مورد تاریخچه رضاییه میگوید: «در گذشته روستایی نزدیک به این محدوده وجود داشته است به نام «گوسولوک» که نزدیکترین روستا به شهر محسوب میشده است. آن زمان در محدوده محله رضاییه باغهای میوه وجود داشته است و مردم آن را چهار درویش نامگذاری کردند نام دیگری هم بوده که به کل باغهای محله گفته میشده است با عنوان «باغ بژمه». منازل مسکونی آنجا هم به تعداد کم و پراکنده بود.
آب انبار قدیمیای نیز در نزدیکی آنجا وجود داشته است با عنوان «حوض قلیانی» که در اصل نزدیک به چهارراه قهوهخانه عرب است. این آب انبار آب گوارایی داشته است که مردم محله برای آشامیدن از آن استفاده میکردهاند. علاوهبراین رودخانهای از سمت شمال شهر میآمده و از میان باغهای محله رضاییه رد میشده است، آن زمان مردم محله با مشکل کم آبی روبهرو بودند اهالی برای شستوشوی لباسها به حاشیه رودخانه میآمدند و پس از شستوشو، لباسهایشان را روی شاخههای درختان خشک میکردند.
محله رضاییه در گذشته چهار حمام داشته است که اسامی آنها حمام زمانی، حاج احمد، بینظیر و حمام مهر بوده است
شستوشوی لباسها تا خشکشدن و جمعآوری آنها صبح تا غروب یک روز کامل زمان میبرده است. مردم محله در آن زمان بیشتر کارگر باغها، دامدار یا قالیباف و سراج بودند. سراج به معنی سازنده زین و یراق اسب است. محله رضاییه در گذشته چهار حمام داشته است که اسامی آنها حمام زمانی، حاج احمد، بینظیر و حمام مهر بوده است. آن زمان کسی در منزلش حمام شخصی نداشته است و الزاما باید از حمامهای عمومی استفاده میکردند. چهار مسجد و حدود ۲۵حسینیه در محله وجود دارد. از بین حسینیهها، حسینیه درخشیهای بیرجند و حسینیه کرمانیها معروفترین آنها است. مسجد «امام رضا (ع)» رضاییه معروفترین مسجد این محله است. کسانی که در ساخت مسجد رضاییه خیلی کمک کردند حاج آقای ذاکری و پسرش، حاج آقای عابدزاده و آقای جعفریانی هستند.»
افراد به نام
«خداداد عزیزی هم متولد همین محله است در گفتوگو با اهالی خاطرات زیادی از کودکی تا جوانی خداداد روایت شده است. از فعالیتهایش در محله تا بازیش در زمینخاکی حاشیه راهآهن. فردی که برای عمران و آبادانی رضاییه خیلی زحمت کشیده حاج محمد سیرجانی نام داشته است. ایشان برای آسفالت کوچهها و خط اتوبوس خیلی زحمت کشیدند. علاوهبراینها حاج محمد آب لولهکشی، مهد کودک و رختشورخانه را در محله برقرار کرده است. آقای سیرجانی صاحب بنگاه معاملات ملکی بوده است و برای آبادانی محله خیلی تلاش کرده است. به عنوان مثال آقای سیرجانی برای برقراری خط اتوبوسرانی به ملاقات استاندار میرود و موافقت ایشان را میگیرد.»
لطفا کار بیثمر نشود
صحبتهای سیده فاطمه محمدی در مورد کتاب محله کاملا گویای خلأ طرحهای هویتی محلات است. طرح کتاب محله شاید کمی با عجله و تنها برای انجامگرفتن در دستور کار سازمان فرهنگی سالهای گذشته قرار گرفتهبود نیاز دارد تا با تمرکز بیشتر و نه فقط تاریخ شفاهی بازنویسی شود.
هر چه باشد نیمهکار رها شده و بینتیجه مانده است. محمدی در پایان گفت: «دوستان و همکاران من مثلا کتاب محلات کلاهدوز، احمدآباد، کارگر، تلاش، سرافرازان، وکیلآباد و طلاب را کامل کردهاند و همچنان منتظر چاپشان هستند. از بین این مجموعه تنها کتاب محله طبرسی چاپ شده است. در حال حاضر تمامی دستاندرکاران و حتی مصاحبه شوندگان آرزو دارند که این کار به ثمر بنشیند و کتابها چاپ شود تا زحمات ما بینتیجه نماند.»
*این گزارش دوشنبه، ۱۱ تیر ۹۷ در شماره ۲۹۸ شهرآرامحله منطقه ۵ چاپ شده است.
